روزگارمان بد نیست، سایتمان اندکی زاییده بود...
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
دیروز یکهو متوجه شدم که مطالب منتشر شده، عملا دیده نمیشود. بعدش شک کردم نکند نفس قدسی مقام سابقا معظم در ولایات ما وزیده...دیدیم که نه، اشکال فنی است و فرستنده مشکل دارد. دوستان درگیر برطرف شدن اشکال شدند که البته اندکی طول کشید. در طول هفته گذشته سایت به خاطر مراجعه زیاد و یا برداشت زیاد! ترافیک قابل توجهی داشت. مشاهده مطالب سایت در رسانههای دیگر باعث خوشحالی است و این بخشی از هدف اولیه ما برای گسترش مطالب شهروندروزنامهنگاری را تامین میکند، البته اگر نقل کنند که از کجا برداشتهاند، بهتر است. نکته دیگر اینکه روز جهانی آزادی مطبوعات برای همه ما دردناک بود. وجود حتی یک روزنامهنگار زندانی برای اهالی رسانه یک ضربه است. باید ماتم گرفت. هر کدام از ما ممکن است برداشت خودمان را داشته باشیم. اما فراتر از برداشت خودمان، این نکته را باید بگویم که روز اولی که بسیاری از ما به روزنامهای پیوستهایم، از طرف دبیر یا سردبیر، مانیفست رسانه را به دستمان ندادهاند. نگفتهاند حد و مرز رسانهمان چیست. البته این ضعف را هم ما داشتهام که به زودی رفع میشود!
نگفتهاند که اتهامزنی بیدلیل در چارچوب اهداف مدیریت روزنامه یک خطا است. نگفتهاند دبیر سرویس ... نباید ستونهایش را به فلان کارخانه بفروشد و از بهمان وزارت باج بگیرد. نگفتهاند که رابطه حرفهای باید مانع سو استفاده بعضی مدیران روزنامه از زیردستانشان شود. نگفتهاند و نگفتهاند و نگفتهاند...رادیکال نیستم، اما میبینم اشکالات فراوانی در فضای رسانههای ایرانی وجود داشته که میشد کمترش کرد. مسالهای که معمولا فراموش شده، «اشتراک منافع» بسیاری از ما با دیگران است که باعث شده کارمان در جاهایی به خودسانسوری بکشد و جاهایی هم تبلیغ به نفع رفقایمان. قابل درک است که هر کدام ما دیدگاههای فردی خودمان را هم داریم، حب و بغض و کینه شتری هم که البته سرجایش، اما آیا موقع گزارشگری، سعی میکنیم مخاطبان را دانستن نکاتی ریزی که از زیر زبان سیاسیون در رفته محروم کنیم؟
وقتی رسانههای جناحی نتوانند ناقد حرفهای افراد بزرگتر جناح خویش باشند، هدفشان چیزی جز تبلیغ یک طرفه و حذف منتقدان نزدیک نیست. دوستانی میگویند بر اساس سوابق آزادیخواهی یک وزیر فرهنگ سابق، میتوان به او امیدهایی هم داشت. میتوانم البته این نوع آزادمنشی یکطرفه را در رسانه جناحیاش هم ببینم که تحمل متحدان سابقش را هم ندارد، چه برسد به تسامح مقابل منتقدین سابقا نزدیک. بر اساس آنچه از دوستان رسانهای هم شنیدهام، روش مدیریت عالیجنابان در فضای بسته ایران، چیزی بهتر از مدیریت در فضای باز خارج از کشور نیست. به همین جهت است که میپندارم را وقتی تغییر را واقعا در آدمها لمس نکردهایم، نمیتوانیم امید چندانی به ایشان داشته باشیم.
دوستان زیادی شاکی بودهاند که خودنویس فضایی شده برای سوال و بعضا چالش سران جنبش. خودنویس تنها جایی است که همه شما میتوانید از همه کسانی که باید پاسخگو باشند، بپرسید. من این استدلال را نمیپذیرم که باید از مسوولین نپرسید، بخصوص وقتی مدعی تلاش برای تغییر ساختار فعلیاند. بر اساس سخنان، سوابق، موفقیتهای و کوتاهیها و اتحادهای پیشین است که میتوان پیشبینی کرد کسی چند مرده حلاج است. در فضای دموکراتیک، یک مسوول باید پاسخگو باشد و عدم پاسخگویی نشانی از عدم تغییر دارد.
پرسش سخت، تخریب نیست. عدم پاسخگویی، خودتخریبی است.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید