برخی دردهای رسانه‌های میهنی-۱ | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (5)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

برخی دردهای رسانه‌های میهنی-۱

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

دیروز، روز جهانی ازادی مطبوعات بود. روزی که همیشه برای ما دردآور است. خاطره‌های روزهای تعطیلی و بازجویی و تهدید زنده می‌شود.

سید علی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد، قاتلان رسانه‌اند. بسیاری از روزنامه‌ها با اشاره اینان تعطیل شده‌اند و ده‌ها نفر زندانی و صدها نفر بیکار.

قوه قضاییه و وزارت اطلاعات و سپاه دمار از روزگار بر آورده‌اند.

یک بار بازجویی کافی است تا کار رسانه‌ای بیزار شوید...

اما فشار قدرت قاهر معمولا سبب می‌شود عیوب کار خودمان را نبینیم، و نفهمیم چرا به مسیری رفته‌ایم که نباید و نشاید.

آنقدر وضعیت را سیاه و سفید می‌کنیم که نتوانیم محدوده خاکستری را ببینیم وبه مخاطب نشان دهیم که همه واقعیت کجا پنهان شده.

سال‌هاست بسیاری از ما تابع نعل به نعل «روزنامه‌نگاری ایرانی» هستیم. همه ما خطاهای بسیاری داریم که تکرار هم می‌کنیم؛ دانسته یا نادانسته. هزار و یک انتقاد هم بر ما وارد است.

اما بحث من بر سر یک مساله است: آیا هرآنچه در دوران بعد از ۲ خرداد کردیم، روزنامه‌نگاری بود یا نه؟

فرض کنید روزنامه‌ای پیش از انتخابات مجلس ششم، ۴۷ میلیون تومان از حزب کارگزاران سازندگی بگیرد، بعدش سعی کند قلم انتقادی بعضی از نویسندگانش نسبت به هاشمی را ملایم‌تر کند. یا مطلبی که اندکی برای سردار نامناسب است را بردارد.

یا روزنامه‌ای همان موقع هوس کند خاطرات هاشمی را منتشر کند.

آن طرف ماجرا دیدنی است؛ روزنامه‌هایی مرتبط با هم، به ناگهان تصمیم بگیرند فضا را متناسب با خواست سران حزب مشارکت، هاشمی را تضعیف کنند. به عبارتی قدرت کارگزاران را کم کنند تا سهم مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در قدرت بیشتر شود.

اما این وسط، آیا روزنامه‌نگارانی که برای این رسانه‌ها قلم می زدند و حتی هوس می‌کردند به خاطر فضایی که در اختیارشان گذاشته شده، حواسشان بود دارند عملا به چه راهی می‌روند؟

مساله پیچیده نیست. کار حزبی، با کار مطبوعاتی فرق می‌کند. بولتن حزبی یا خبرنامه حزبی یا سازمانی در آوردن، روزنامه‌نگاری نیست. حتی روزنامه‌نگاری «حامیانه» قواعد خودش را دارد و شما نمی‌توانید واقعیت را به نفع جناح خودتان جعل کنید و در برابر مسائلی که منافع‌ گروه‌تان را به خطر می‌اندازد ساکت بمانید. به عبارت بهتر، وقتی روزنامه شما به جناح مقابل به خاطر بهره‌مندی از «رانت» حمله می‌کند، اما سخن از قراردادهای بسته شده به واسطه روابط سیاسی ویژه در وزارت‌خانه‌های نفت، صنایع، راه، کشور و نیرو هیچگاه مطرح نشده است.

یک مشکل بزرگ در رسانه‌های ما، مدیریت توسط سیاسیون شاغل یا بیکار شده است. طرف معاون وزیر کشور بوده و حالا به جای طبقه ۱۷ برج وزارت کشور در فاطمی، باید جایی برایش جفت و جور کرد. لابد طبقه ۴ پلاک ۱۰ خیابان تندیس. انتظار دارید طرف انتقامش را از وزیر کشور که بیرونش کرده نگیرد؟ بدتر، حضور مدیر در هیات مدیره این سازمان و آن شرکت دولتی که از همه‌شان هم پول دریافت می‌کند، باعث می‌شود مطالب انتقادی از آن شرکت‌ها متناسب با منافع جناب ایشان تلطیف یا حذف شود.

وقتی مسوول شرکت آب و فاضلاب استان تهران، مدیر روزنامه حیات نو باشد، نمی‌توانید انتظار داشته باشید انتقادی از سازمان‌های وابسته و رئیسش در روزنامه منتشر شود. وقتی معاون وزیر تعاون، مدیر روزنامه‌ای بشود، حتما انتقادی از مجموعه زیردستش را نخواهید خواند. وقتی مدیران ارشد دولت، شورای تیتر یک روزنامه را تشکیل دهند، می‌توانید انتظار داشته باشید نقدی از حوزه زیردست‌شان در روزنامه بخوانید؟

اما مشکل بزرگ روزنامه‌نگاری در کشور ما، اختلاط و امتزاج کار حزبی و کار خبری است. وقتی روزنامه‌ها در نبود احزاب، جای آنها را می‌گیرند، جریان آزاد اطلاع‌رسانی به نفع دیدگاه‌های سیاسی قربانی می‌شود.  قربانی بعدی، ما روزنامه‌نگارانی هستیم که در حوزه خبر تلاش می‌کنیم، اما خواسته نا خواسته به نفع ناشر، خودمان را سانسور می‌کنیم. خودسانسوری فقط این نیست که از ترس تعطیلی روزنامه بوسیله مرتضوی واقعیت را نگوییم. خودسانسوری تنها این نیست که به خاطر نگرانی بابت نامه شورای عالی امنیت ملی چیز ننویسیم که تحریک نشوند...

این قسمت، احساس فردی من است و تحت هیچ عنوان نمی خواهم دوستانم آنرا اهانت به خودشان فرض کنند:

اگر مطلبی بنویسید که بدانید خوشایند طرفداران حزب نیست، و سردبیرتان هم به شما امکان انتشار نظرتان را بدهد، بعد از انتشار با حملاتی روبرو خواهید شد که باورش اندکی دشوار است. اول از سوی برخی همکارانتان. انتقاد از جناح مقبول روزنامه بابت خطا یا بی‌عملی، «نمکدان» شکستن است. دست «نان دهنده» را گاز گرفتن است. به عبارتی شما را «سگی» می‌بینند که باید مطیع ارباب باشد. به هر جهت که اشاره می‌کند، حمله کنید. اگر «سگ» شکاری باشید، خودتان جهت را تشخیص می‌دهید و می‌شتابید. انتقاد از جناح مورد قبول روزنامه، خیانت است. فضا را به سمتی می‌برند که خودتان بروید.


بحثی که معمولا فراموش می‌شود، اشتراک منافع روزنامه‌ها با سازمان‌ها یا نهادهای سیاسی است. روزنامه‌نگار نباید قربانی این اشتراکات شود. امروز بسیاری از همکاران ما به خاطر همکاری با روزنامه‌هایی که در عمل بولتن حزبی بودند، زندانی یا از کشور فراری شده‌اند. حتی بر اساس قوانین عقب افتاده جمهوری اسلامی، اینان جرمی مرتکب نشده‌اند و گناهی ندارند. اینان اما قربانیان یک بازی بزرگ‌تر هستند.


ارزیابی این خبر:

4.06

Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد):

man***********@hotmail.com در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
ایکاش که فقط روزنامه نگاران بودند ، خوانندگان هم تحمل انتقاد از محبوب خود را ندارند و همانطور که دیده میشود هزاران تهمت وافترا و فحش ، نثار منتقد میکنند ، بویژه در سایت های اینتر نتی ، که همه فکر میکنند که رهبرشان قدیس است و هرگز مرتکب گناه نشده ، در حالی که انتقادات بسیار به انها وارد است و کافی است ببینیم که این وضع در نتیجه خطاهای هر دو طرف بوجود آمده و لی متاسفانه هر کس می پندارد که رهبرش یک قدیس است و همه کناهان متوجه مخالفان اوست .
در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
لطفآ قسمت بلاگستان رو به فلانگستان تغیر بدین چون فقط نوشته های نیک و ف .م هست.
مینا در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
به نظرم قضاوت شما خیلی عادلانه نیست. اخر در مملکت ما که انچنان حزبی نداشتیم و نداریم میتوان گفت انهم فقط بعد از دو خرداد یک گروه اصلاح طلب که طرفدار ازادی نسبی بیشتری بوده پا به عرصه وجود گذاشت و همه کسانی که در ان روز نامه ها قلم زدند مثل خود شما فداکاری بزرگی کردند. بسیاری از انها مرزها را شکستند و سبکهای جدیدی را در نوشتن پایه گذاری کردند. من وقتی ان نوشته ها را می خواندم به خود می بالیدم که چنین هموطنان با استعدادی دارم و متاسف می شدم که چرا سالیان دراز انها پنهان بوده اند.
به نظرم میشود با اطمینان گفت که همه روزنامه نگارانی که اواره و یا به قول شما فراری شده اند به دلیل دفاع از ازادی و عواقب ان بوده است. موارد مورد نظر شما در مقابل طرف دیگر که همان روزنامه نگاران ازاد اندیش فراری
هستند به نظرم بسیار ناچیز است.
afrashteh در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
نیک اهنگ عزیز.حالا نمیشه بگی کدوم روزنامه ازکارگزاران پول گرفه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
karoun در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
عزیز جان گره اینجاست برخی خود را متهم به تند روی ،و برخی کند روی ،جالبترین نکته ای که اینجا گشودی این می باشد ،برخی از روزنامه نگان سر نوشتی مثل خروس دارند ،که هم در عروسی سرشان را میبرند ،و هم در عزا.فکر نمیکنی در حیطه تخصصی روزنامه نگاران ما اشکال وجود دارد ،در بخشهای اقتصادی تمامی روزنامهای دوم خردادی ،ما یک روزنامه نگاری از گونه اکبر گنجی نداشتیم ،که نوری بتاباند بر پیکر دزدان رانت خوری که مثل اختاپوس بر اقتصاد ایران سایه افکنده است ؟؟؟
مجموعه نتایج: 5 | نمایش: 1 - 5

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید