اندر فواید انتقاد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
بارها از دوستان و همکاران شنیدهام که بهتر است همراه با موج حرکت کنی و به قول خارجیها Politically Correct باشی. یعنی از انتقاد از عملکرد کسانی که طرفداران زیادی دارند بپرهیز. اینها تحمل نقد و «گیر» را ندارند و سریع مسائل را شخصی میکنند. اما نمیتوان از کنار کامنتهای متفاوتی که پای مطالب گذاشته میشود به راحتی گذشت. میتوان از خیلیها فهمید که ناراحتی کامنتگٔذار بابت زیر سوال رفتن قهرمانش است، اما برخی به نکاتی اشاره میکنند که میتواند راهگشا باشد. منتهی از چه باب؟ درک این مهم سخت نیست که در بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز، طرفداران یک نامزد از هیچ انتقاد یا مدرکی که کاندیدایشان را زیر سوال ببرد خوششان نمیآید. رسانههایی که نقش «حامیانه» میگیرند نیز همچون «فاکس نیوز» نماینده خود را به عرش میبرند و رقیب را به زیر فرش. این سیاه و سفید کردن البته چیز جدیدی نیست. به نظر من، راهبران جنبش سبز این روزها دارند انتقادها را میخوانند، البته اگر متملقان رسانهای که کاری جز تشویق ندارند اجازت فرمایند. با آنکه به گفته بعضی منتقدین، سریالهای تاریخی تلویزیون ایران سرشار از خطاهای تاریخیاند، اما میتوان مطمئن بود که چیزکی بوده که چیزی بر اساسش ساخته باشند، از جمله سریالهای مرتبط با زندگی امیرکبیر و ناصرالدین شاه. نوع نگرش یا به عبارت بهتر، قلمزنی تعدادی از هواداران جنبش «شاغل» در رسانههای مختلف مرا به یاد نزدیکان مهدعلیا میاندازد. وقتی هم درباب راهبران جنبش مینویسند، چنان فضا را سیاه و سفید میکنند که محدوده خاکستری را از پیش نابود شده فرض کردهاند.
اینکه امروز مهدی کروبی میگوید که نباید از ریختن به خیابان ترسید، نمیتواند چندان همگام با نوشتههای ترسان و لرزان بعضی رسانههای «سبز» بعد از ماجرای قرقیزستان باشد. اینکه میرحسین موسوی برای روزجهانی کارگر بیانیه میدهد و روز معلم را گرامی میدارد، نمیتواند اثرپذیری او از محافظهکاری طبقه جدید ولایی جنبش ارزیابی شود.
به هر شکل، اینان حتما متوجه شدهاند که که نیاز مردمی که از حاکمیت سرخوردهاند و البته به تداوم نظام ولایی هم امیدی ندارند و بیاعتمادیشان به «آخوندبازی» فراتر از تعارفهای آنلاین رسانههای سبز و سبزاللهیاست.
چند نفر از نزدیکان دور و دوران نزدیک در باب استفاده از ترکیب جدید «سبزاللهی» تذکرم دادند. گفتند آدم را به یاد «حزباللهی»های اول انقلاب میاندازد. گفتم هدفی جز این نداشتم که اندکی اذهان دوستان جوانتر راتکان بدهم که لااقل ببینند گذشتگان افراطیشان به چه راههایی رفتهاند.
سال ۱۳۵۸ بود که راهی استان فارس شدیم. پیش از انتخابات ریاست جمهوری بود. از روی دیوارهای شیراز میتوانستم بفهمم شهر چه خبر است. دیوارهای خیابان فردوسی آدم را یاد دفترچه خاطرات میانداخت...هر هفته عوض میشد.
قلع و قمع هوادارن گروههای سیاسی «غیر مسلمان» را میشنیدی، اما اعتراض انقلابیون مسلمان به این ظلم را نه.
ماجرای انقلاب فرهنگی دانشگاه شیراز را از فامیل میشنیدی، از خشونت «فالانژ»ها، از نامردی اطرافیان نماینده جدید مجلس وقت...اخراج استادان...بیسرانجامی دانشجویان...
آخر خرداد ۶۰ را باید میبودی تا می دیدی شیراز چه خبر بود...دختران دانشجویی که امروز میدیدیشان و چند ماه بعد میشنیدی اعدام شدهاند...قدرتگیری گروهی از دانشجویان «مسلمان» که بعدها به قدرت رسیدند و مقام و منزلتی یافتند و هیچگاه زبان باز نکردند که بگویند در آن روزها چه گذشت...گویی نیازی به پاسخگویی درباب حمایت از قدرت سرکوبگر و عمله ظلم شدن از گناهان کبیره است...ترکیب آن جوانان را میتوانی باز هم ببینی...
آن روش و تفکر هنوز هم زنده است. تبلیغ یکجانبه به نفع یک فرد یا جناح، نادیده گرفتن بخش بزرگی از جامعه، عدم ایجاد فضایی برای گفتگو، خودمحوری و تکبر.
به گمان من سالهای سال است که برای در قدرت بودن، یا به قدرت رساندن این نگاه و گروه هزینه دادهایم. شاید بهتر باشد نگاهی انتقادی داشته باشیم. نگاهی که هم میرحسین را بیشتر از تملقهای بیارزش کمک میکند و هم کروبی را. این قربان صدقهها و سوپرمن جلوه دادنها در نهایت مسیر دیکتاتوری جدیدی را هموار میکند.
Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):
فرض شما غلطه، پس حکمتون هم غلطه. بارها منتقدان نوشته های شما در جواب شما گفتن که کسی میرحسین رو خدا نمی دونه، کسی قصد نداره مثل 30 سال پیش که همه چشم و گوش بسته دنبال آقای خمینی افتادن دنبال میرحسین و بقیه بیفته. در اثبات این مطلب هم همین بس که میرحسین بارها گفته شعارهای ساختار شکنانه ندین، ولی جنبش سبز به این حرف عمل نکرده چون قبولش نداشته. هم عکس میرحسین رو دست گرفته، هم شعار "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" داده. و لطفا نگید که کسانی که این شعار رو دادن آزادی خواه هستن ولی جنبش سبز ی نیستن، چون برعکس شما من اینجا هستم و چیزی رو دارم میگم که به چشم خودم بارها و بارها دیدم.
و یه نکته دیگه اینکه "انقلاب" بی رحمه، نه فقط انقلاب اسلامی، بلکه هر انقلابی. این جمله رو همه شنیدن که "انقلاب فرزندان خودش رو می خوره"، و ما هم درستی این مطلب رو هم 30 سال پیش دیدیم، هم با رجوع به تاریخ به راحتی به نمونه های مشابه بر می خوریم. خیلی از ایرانی ها (ی داخل ایران) میخوان تا جایی که ممکنه کار به هرج و مرج و خشونت بعد از انقلاب نرسه، دقیقا به این دلیل که هنوز این صحنه هایی که شما از انقلاب مثال میارید رو یادشونه یا بارها شنیدن و خوندن؛ و برای همین هم میخوان تا جایی که ممکنه از درون و با اصلاحات نظام رو عوض کنن و یه روند کند و بطئی رو به یه انقلاب خروشان که موجش خیلی ها رو با خودش می بره و آخرش هم معلوم نیست نتیجه اش بهتر از قبلی باشه ترجیح میدن.
حالا استدلال شما و هم فکران شما اینه که اصلاحات مرده و موسوی فسیله و اینا همه دستشون توی یه کاسه اس و راه به جایی نمی برن و باید همه رو با خاک یکسان کرد، نظر شماست و محترم. ولی سعی کنید این رو بپذیرید که خیلی ها - در واقع اکثریت - مردم داخل ایران که آزادی خواه هم هستن نظرشون با شما متفاوته و در این روش روزنه امیدی می بینن.
---------------
شما گویی بخشی از فیل در تاریکی را متجه شدید. گفته شد "این قربان صدقهها و سوپرمن جلوه دادنها در نهایت مسیر دیکتاتوری جدیدی را هموار میکند" اگر به اندازه کافی متوجه قبل و بعد از کلمه "سوپرمن" شده باشید، متوجه خواهید شد که منظور نویسنده، همه جنبش نیست. اقلیتی است که واقعیت را فدای منافع میکند.
۱- مصونیت ،از انتقاد
۲- مصونیت از خطا(تصور هوداران)
۳- مصونیت از گناه (تصور خود و حامیان)
۴- گفتن هیس به انتقاد های بزرگ
۵-گفتن هیس به انتقاد کوچک
۶-ایجاد حق محکومیت منتقد
۷- ایجاد نیاز به تملق
۸ -گفتن هیس به دوست و دشمن
۹-گفتن خفه شو به دوست و دشمن
۱۰ تپاندن دموکراسی جدید!!!!! به همه
لطفآ این فاز ها را تکمیل ،اصلاح کنید.
۱.نخست چهره ای حقتقی ،که اگر شر و ور گفت بشه یخش گرفت .
۲.با پرونده ای پاک
۳.متعهد
۴.منصف
۵.عضو سازمان مسعود رجوی هم نمیبایست باشد .
-----------
۱- شورای نگهبان کارش به فضای آنلاین هم کشید؟
۲- پرونده هر کسی معلوم است.
۳- عدم تعهد به هیچ نهاد و سازمان سیاسی، بزرگترین تعهد برای یک منتقد است
۴- انصاف معیاری است مهم که من و شما نمیتوانیم تعیین کنندهاش باشیم
۵- یک روزنامهنگار نمیتواند و نباید عضو هیچ سازمانی باشد، و اگر هم هوادار یا طرفدار باشد، علاقهاش را باید کنار بگذارد.
راستی، منتقد عضو سازمان مجاهدین خلق در خودنویس مینویسد که ما خبر نداشتیم؟
همه حرفها درست ولی خدائیش شما یه جوری از اواخر ۵۰ و اوایل ۶۰ می نویسی که انگار اونوقتها هم روزنامه نگار بوده ای. نمی دونم یا حافظه ات خیلی قویه یا یه نفر خوب برات تعریف کردی وگرنه در ۱۰ سالگی احتمالا نمیشه زیاد برداشت درست سیاسی داشت !
-------------------
ممنون از دست کم گرفتن!
راستش من از ۸ سالگی با دقتی وحشتناک مطبوعات را دنبال میکردم، آن هم به دو زبان. چند نفر از روزنامهنگاران قدیمی ایران هما ز دوستانمان بودند، از جمله مرحوم حسامالدین امامی و مرحوم اکبر معاونی. من در ده سالگی از روی مجلات تایم و نیوزویک مشق مینوشتم. زمانی فهرست اعدامیهای سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ را از حفظ بودم. شاید اشتباه پدر و مادرم این بود که کتابهای شریعتی و فالاچی را جلوی دست یک بچه ۹ ساله میگذاشتند. البته متاسفم که حافظهام به آن خوبی که دوست داشتم باشد، نیست.
اعدام خواهران و برادران و همکلاسیها و بچههای مدرسه یا در و همسایه در دهه ۶۰ را که نمیتوانستی فراموش کنی...
---------------
اشتباه میکنید. جبهه تعریف خودش را دارد. من فقط نمیتوانم زیر بار خالی بندی بروم. همین
عزیز جان من هنوز نفهمیدم که این دوستان نقاد،چه پدیده ای را می خواهند نقد کنند ،بازی با واژهای من در آوردی سبز الله ،برخی از دوستان منقد متوجه نشدن ،که این جنبش ،یک رستاخیز ملی و میهنی است .بازی پوچ و بیمورد سبزوللاهی را پایان دهید .نخسین ویژگی یک کنکاش گرتشخیص بدیهیات ساده میباشد ،اینکه برخی به دلیل تغیر جهت باد ،و سودجوی شخصی ،به این وادی سوق داده شده اند ،مشکلی را برای این جنبش پدید نیاورده ،مگر اینکه برخی تصور کنند،که مناسبات، پیشین، توان ،و استعداد تولیدی دوباره را دارد ،با توجه به اینکه ساختارها ،و مناسبا ت ،.ا رزش های پیشین به زد خود تبدیل شده ا ند،سیر تحولات ده ماه گذشته ،چنان زمان و مکان را بر دین کاران تنگ نموده ،که سخنان روزمره اشان را نمیتواند بیان کنند،منهای چند کله پوک از گونه جانوران دوران سوم زمین شناسی ،جنتی ،صدیقی ،و چند روحانی بیسواد دیگر ،از تحصیل کردها تنها برادران لاریجانی باقی ماندند. به باور من برخی از دوستان بخاطر ترس از مرگ ،تصمیم به خود کشی گرفته اند ،
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید