اندر فواید انتقاد | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (14)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

اندر فواید انتقاد

۰۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

بارها از دوستان و همکاران شنیده‌ام که بهتر است همراه با موج حرکت کنی و به قول خارجی‌ها Politically Correct باشی. یعنی از انتقاد از عملکرد کسانی که طرفداران زیادی دارند بپرهیز. اینها تحمل نقد و «گیر» را ندارند و سریع مسائل را شخصی می‌کنند. اما نمی‌توان از کنار کامنت‌های متفاوتی که پای مطالب گذاشته می‌شود به راحتی گذشت. می‌توان از خیلی‌ها فهمید که ناراحتی کامنت‌گٔذار بابت زیر سوال رفتن قهرمانش است، اما برخی به نکاتی اشاره می‌کنند که می‌تواند راهگشا باشد. منتهی از چه باب؟ درک این مهم سخت نیست که در بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز، طرفداران یک نامزد از هیچ انتقاد یا مدرکی که کاندیدایشان را زیر سوال ببرد خوششان نمی‌آید. رسانه‌هایی که نقش «حامیانه» می‌گیرند نیز همچون «فاکس نیوز» نماینده خود را به عرش می‌برند و رقیب را به زیر فرش. این سیاه و سفید کردن البته چیز جدیدی نیست. به نظر من، راهبران جنبش سبز این روزها دارند انتقادها را می‌خوانند، البته اگر متملقان رسانه‌ای که کاری جز تشویق ندارند اجازت فرمایند. با آنکه به گفته بعضی منتقدین، سریال‌های تاریخی تلویزیون ایران سرشار از خطاهای تاریخی‌اند، اما می‌توان مطمئن بود که چیزکی بوده که چیزی بر اساسش ساخته باشند، از جمله سریال‌های مرتبط با زندگی امیرکبیر و ناصرالدین شاه. نوع نگرش یا به عبارت بهتر، قلم‌زنی تعدادی از هواداران جنبش «شاغل» در رسانه‌های مختلف مرا به یاد نزدیکان مهدعلیا می‌اندازد. وقتی هم درباب راهبران جنبش می‌نویسند، چنان فضا را سیاه و سفید می‌کنند که محدوده خاکستری را از پیش نابود شده فرض کرده‌اند.


اینکه امروز مهدی کروبی می‌گوید که نباید از ریختن به خیابان ترسید، نمی‌تواند چندان همگام با نوشته‌های ترسان و لرزان بعضی رسانه‌های «سبز» بعد از ماجرای قرقیزستان باشد. اینکه میرحسین موسوی برای روزجهانی کارگر بیانیه می‌دهد و روز معلم را گرامی می‌دارد، نمی‌تواند اثرپذیری او از محافظه‌کاری طبقه جدید ولایی جنبش ارزیابی شود.

به هر شکل، اینان حتما متوجه شده‌اند که که نیاز مردمی که از حاکمیت سرخورده‌اند و البته به تداوم نظام ولایی هم امیدی ندارند و بی‌اعتمادی‌شان به «آخوندبازی»  فراتر از تعارف‌های آنلاین رسانه‌های سبز و سبزاللهی‌است.

چند نفر از نزدیکان دور و دوران نزدیک در باب استفاده از ترکیب جدید «سبزاللهی» تذکرم دادند. گفتند آدم را به یاد «حزب‌اللهی»‌های اول انقلاب می‌اندازد. گفتم هدفی جز این نداشتم که اندکی اذهان دوستان جوان‌تر راتکان بدهم که لا‌اقل ببینند گذشتگان افراطی‌شان به چه راه‌هایی رفته‌اند.

سال ۱۳۵۸ بود که راهی استان فارس شدیم. پیش از انتخابات ریاست جمهوری بود. از روی دیوارهای شیراز می‌توانستم بفهمم شهر چه خبر است. دیوارهای خیابان فردوسی آدم را یاد دفترچه خاطرات می‌انداخت...هر هفته عوض می‌شد.

قلع و قمع هوادارن گروه‌های سیاسی «غیر مسلمان» را می‌شنیدی، اما اعتراض انقلابیون مسلمان به این ظلم را نه.

ماجرای انقلاب فرهنگی دانشگاه شیراز را از فامیل می‌شنیدی، از خشونت «فالانژ»ها، از نامردی اطرافیان نماینده جدید مجلس وقت...اخراج استادان...بی‌سرانجامی دانشجویان...

آخر خرداد ۶۰ را باید می‌بودی تا می دیدی شیراز چه خبر بود...دختران دانشجویی که امروز می‌دیدی‌شان و چند ماه بعد می‌شنیدی اعدام شده‌اند...قدرت‌گیری گروهی از دانشجویان «مسلمان» که بعدها به قدرت رسیدند و مقام و منزلتی یافتند و هیچگاه زبان باز نکردند که بگویند در آن روزها چه گذشت...گویی نیازی به پاسخ‌گویی درباب حمایت از قدرت سرکوب‌گر و عمله ظلم شدن از گناهان کبیره است...ترکیب آن جوانان را می‌توانی باز هم ببینی...

آن روش و تفکر هنوز هم زنده است. تبلیغ یک‌جانبه به نفع یک فرد یا جناح، نادیده گرفتن بخش بزرگی از جامعه، عدم ایجاد فضایی برای گفتگو، خودمحوری و تکبر.

به گمان من سال‌های سال است که برای در قدرت بودن، یا به قدرت رساندن این نگاه و گروه هزینه داده‌ایم. شاید بهتر باشد نگاهی انتقادی داشته باشیم. نگاهی که هم میرحسین را بیشتر از تملق‌های بی‌ارزش کمک می‌کند و هم کروبی را. این قربان صدقه‌ها و سوپرمن جلوه دادن‌ها در نهایت مسیر دیکتاتوری جدیدی را هموار می‌کند.

ارزیابی این خبر:

4.00

Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):

mahdi در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
++++++++++
خیلی عالی. زنده باشی .
م.ز. در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
ایرادی که به انتقاد شما وارده اینه که فرضتون اینه: "جنبش سبز میرحسین را سوپرمن جلوه می دهد"
فرض شما غلطه، پس حکمتون هم غلطه. بارها منتقدان نوشته های شما در جواب شما گفتن که کسی میرحسین رو خدا نمی دونه، کسی قصد نداره مثل 30 سال پیش که همه چشم و گوش بسته دنبال آقای خمینی افتادن دنبال میرحسین و بقیه بیفته. در اثبات این مطلب هم همین بس که میرحسین بارها گفته شعارهای ساختار شکنانه ندین، ولی جنبش سبز به این حرف عمل نکرده چون قبولش نداشته. هم عکس میرحسین رو دست گرفته، هم شعار "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" داده. و لطفا نگید که کسانی که این شعار رو دادن آزادی خواه هستن ولی جنبش سبز ی نیستن، چون برعکس شما من اینجا هستم و چیزی رو دارم میگم که به چشم خودم بارها و بارها دیدم.
و یه نکته دیگه اینکه "انقلاب" بی رحمه، نه فقط انقلاب اسلامی، بلکه هر انقلابی. این جمله رو همه شنیدن که "انقلاب فرزندان خودش رو می خوره"، و ما هم درستی این مطلب رو هم 30 سال پیش دیدیم، هم با رجوع به تاریخ به راحتی به نمونه های مشابه بر می خوریم. خیلی از ایرانی ها (ی داخل ایران) میخوان تا جایی که ممکنه کار به هرج و مرج و خشونت بعد از انقلاب نرسه، دقیقا به این دلیل که هنوز این صحنه هایی که شما از انقلاب مثال میارید رو یادشونه یا بارها شنیدن و خوندن؛ و برای همین هم میخوان تا جایی که ممکنه از درون و با اصلاحات نظام رو عوض کنن و یه روند کند و بطئی رو به یه انقلاب خروشان که موجش خیلی ها رو با خودش می بره و آخرش هم معلوم نیست نتیجه اش بهتر از قبلی باشه ترجیح میدن.
حالا استدلال شما و هم فکران شما اینه که اصلاحات مرده و موسوی فسیله و اینا همه دستشون توی یه کاسه اس و راه به جایی نمی برن و باید همه رو با خاک یکسان کرد، نظر شماست و محترم. ولی سعی کنید این رو بپذیرید که خیلی ها - در واقع اکثریت - مردم داخل ایران که آزادی خواه هم هستن نظرشون با شما متفاوته و در این روش روزنه امیدی می بینن. 
---------------
شما گویی بخشی از فیل در تاریکی را متجه شدید. گفته شد "این قربان صدقه‌ها و سوپرمن جلوه دادن‌ها در نهایت مسیر دیکتاتوری جدیدی را هموار می‌کند" اگر به اندازه کافی متوجه قبل و بعد از کلمه "سوپرمن" شده باشید، متوجه خواهید شد که منظور نویسنده، همه جنبش نیست. اقلیتی است که واقعیت را فدای منافع می‌کند.
م.ز. در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
نه اتفاقا، کاملا متوجه هستم که شما توی نوشته هاتون اظهار می کنین که "بخشی" از جنبش سبز این به قول شما نقیصه رو دارن. ولی در عمل، هر وقت کسی به نوشته یا کاریکاتور شما انتقاد می کنه و حتی کمی سعی می کنه موسوی رو موجه جلوه بده - که با سوپرمن دونستن خیلی فرق می کنه و به معنی نادیده گرفتن اشتباهات گذشته اش هم نیست - شما یا طرفداران شما سریع اون شخص رو سبزاللهی خظاب می کنید و حجت رو تموم می کنید. من با این دیدگاه مشکل دارم، نه لزوما با متن نوشته های شما در این مورد خاص.
dena در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
مساله موجهه دانستن یا ندانستن موسوی یا خاتمی یا کروبی وکنترل میزان اغراق در تحسین حرفها و عملکرد های آنها فقط به منظور جلوگیری از رخ دادن مجدد دیکتاتوری خمینی گونه در اول انقلاب نیست. بلکه بیشتر به منظور این است که آن حرکت تدریجی که به قول شما از انقلاب بچه خور موثرتر است، در واقع تبدیل به یک دور باطل مثل حرکت از رفسنجانی به خاتمی و بعد به احمدینژاد نشود . اگر آقایان موسوی و کروبی و کلا اعضایی از جنبش سبز که برای عموم مردم شناخته شداند و در میان مردم مخاطب زیادتری دارند، به قشر خاکستری نظام که اعتقادی به حکومت و جمهوری اسلامی ندارند، توجهی نکنند و این گروه عظیم را اقلیت فرز نمایند، متاسفانه این در باطل همچنان تکرار میشود. آنوقت میرویم که داشته باشیم ریاست جمهوری آقای موسوی بعد از احمدی نژاد و زیر ولایت فقیه استبدادی، و به دنبال یکی ابلهتر از احمدینژاد . هدف خودنویس دقیقا ساختار ناکارا- شکنی است . مشکل این است که هنوز حرکت اصلاح طلبی ایران نمیتواند تعیین کند که دقیقا چه میخواهد . مشکل تعیین رهبر جنبش نیست، مشکل تعیین هدف جنبش است که همیشه هم بوده، چون یک گروه اقلیت هدفشان را تحمیل میکنند. با انتقاد از ساختارها و عملکردهای ناموفق این سی ساله، در واقع نه تنها عموم مردم بلکه پیشروان جنبش یا همان افراد با نفوذ جنبش، بیشتر به این درک و بینش میرسند که خواسته اکثریت جامهه چیست و در چه راستایی باید حرکت کنند که از نقطه ۲ به نقطه منفی بیست نرسند.
در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
فاز های دیکتاتوری :
۱- مصونیت ،از انتقاد
۲- مصونیت از خطا(تصور هوداران)
۳- مصونیت از گناه (تصور خود و حامیان)
۴- گفتن هیس به انتقاد های بزرگ
۵-گفتن هیس به انتقاد کوچک
۶-ایجاد حق محکومیت منتقد
۷- ایجاد نیاز به تملق
۸ -گفتن هیس به دوست و دشمن
۹-گفتن خفه شو به دوست و دشمن
۱۰ تپاندن دموکراسی جدید!!!!! به همه

لطفآ این فاز ها را تکمیل ،اصلاح کنید.
kaveh در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
-1
دوست گرامی بنده بر هر ده نظر جناابلی مواقم ،منتهی این انتقاد را چه کسی باید انجام دهد .
۱.نخست چهره ای حقتقی ،که اگر شر و ور گفت بشه یخش گرفت .
۲.با پرونده ای پاک
۳.متعهد
۴.منصف
۵.عضو سازمان مسعود رجوی هم نمیبایست باشد .
-----------

۱- شورای نگهبان کارش به فضای آنلاین هم کشید؟
۲- پرونده هر کسی معلوم است.
۳- عدم تعهد به هیچ نهاد و سازمان سیاسی، بزرگ‌ترین تعهد برای یک منتقد است
۴- انصاف معیاری است مهم که من و شما نمی‌توانیم تعیین کننده‌اش باشیم
۵- یک روزنامه‌نگار نمی‌تواند و نباید عضو هیچ سازمانی باشد، و اگر هم هوادار یا طرفدار باشد، علاقه‌اش را باید کنار بگذارد.

راستی، منتقد عضو سازمان مجاهدین خلق در خودنویس می‌نویسد که ما خبر نداشتیم؟
مهرداد در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
-1
این طرف (کاوه) از دوستان ارتش سایبری و ذوب شده در ولایت است. هر کجا ولش می کنی بدون اینکه ربط و موضوعیت داشته باشد می دود و می رود پاچه مجاهدین خلق را می گیرد. برو بابا جان دنبال کارت. بدو برو پولت را از وزارت اطلاعات بگیر و بگو ماموریت را انجام دادم.
علی در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
نیکان عزیز
همه حرفها درست ولی خدائیش شما یه جوری از اواخر ۵۰ و اوایل ۶۰ می نویسی که انگار اونوقتها هم روزنامه نگار بوده ای. نمی دونم یا حافظه ات خیلی قویه یا یه نفر خوب برات تعریف کردی وگرنه در ۱۰ سالگی احتمالا نمیشه زیاد برداشت درست سیاسی داشت !
-------------------
ممنون از دست کم گرفتن!
راستش من از ۸ سالگی با دقتی وحشتناک مطبوعات را دنبال می‌کردم، آن هم به دو زبان. چند نفر از روزنامه‌نگاران قدیمی ایران هما ز دوستانمان بودند، از جمله مرحوم حسام‌الدین امامی و مرحوم اکبر معاونی. من در ده سالگی از روی مجلات تایم و نیوزویک مشق می‌نوشتم. زمانی فهرست اعدامی‌های سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ را از حفظ بودم. شاید اشتباه پدر و مادرم این بود که کتاب‌های شریعتی و فالاچی را جلوی دست یک بچه ۹ ساله می‌گذاشتند. البته متاسفم که حافظه‌ام به آن خوبی که دوست داشتم باشد، نیست.
اعدام خواهران و برادران و همکلاسی‌ها و بچه‌های مدرسه یا در و همسایه در دهه ۶۰ را که نمی‌توانستی فراموش کنی...
محمدعلی در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
مرسی نیکی عزیز ، مثل همیشه عالی بود .
دامون در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
نیک آهنگ جان نقد خوبست و تو درست گفتی ولی انتقادی که به تو تعداد دیگری از رفقا وجود دارد اینه که یک جبهه بر علیه اصلاح طلبان تشکیل دادین که کارش فقط هم نفد نیست
---------------
اشتباه می‌کنید. جبهه تعریف خودش را دارد. من فقط نمی‌توانم زیر بار خالی بندی بروم. همین
کاوه در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
خیلی عالی بود و واقعا من احساس می کنم که ما دوباره در مسیر سال ٥٧ داریم حرکت می کنیم
مهدی در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
-2
درود برشما آقای نیک. مقاله جالب و روشنگری است. متاسفانه هنوز عده ایی دنبال کسانی راه افتاده اند که می خواهند همان مسیر ۳۱ سال گذشته را طی کنند.
محسن در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
-4
سبزاللهی ها دققا دارند جای پای چماقداران اوایل انقلاب می گذارند و شیوه ها و روشهای آنها را بکار می گیرند. این نشان می دهد که افراد خط دهند همان رهبران چماقدار و حزب اللهی های قدیمی می باشند
karoun در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
نیک مرد سلام .
عزیز جان من هنوز نفهمیدم که این دوستان نقاد،چه پدیده ای را می خواهند نقد کنند ،بازی با واژهای من در آوردی سبز الله ،برخی از دوستان منقد متوجه نشدن ،که این جنبش ،یک رستاخیز ملی و میهنی است .بازی پوچ و بیمورد سبزوللاهی را پایان دهید .نخسین ویژگی یک کنکاش گرتشخیص بدیهیات ساده میباشد ،اینکه برخی به دلیل تغیر جهت باد ،و سودجوی شخصی ،به این وادی سوق داده شده اند ،مشکلی را برای این جنبش پدید نیاورده ،مگر اینکه برخی تصور کنند،که مناسبات، پیشین، توان ،و استعداد تولیدی دوباره را دارد ،با توجه به اینکه ساختارها ،و مناسبا ت ،.ا رزش های پیشین به زد خود تبدیل شده ا ند،سیر تحولات ده ماه گذشته ،چنان زمان و مکان را بر دین کاران تنگ نموده ،که سخنان روزمره اشان را نمیتواند بیان کنند،منهای چند کله پوک از گونه جانوران دوران سوم زمین شناسی ،جنتی ،صدیقی ،و چند روحانی بیسواد دیگر ،از تحصیل کردها تنها برادران لاریجانی باقی ماندند. به باور من برخی از دوستان بخاطر ترس از مرگ ،تصمیم به خود کشی گرفته اند ،
مجموعه نتایج: 11 | نمایش: 1 - 11

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید