بازی با تاریخ مدل سبزاللهیها
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font

یکی از کارهایی که ما در رسانههای مختلف انجام میدهیم، استفاده از منابع مختلف خبری است. اما آوردن منبع باید متناسب با محتوای زمانی و مکانی باشد. بعد از داغ شدن بحثهای «سبزاللهی»، دوستانی که معمولا از کارها و پروندههای جناح چپ حکومتی غافل میمانند، از سخنان ۱۰ سال پیش من در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و گفتگوی آن روز من در ایسنا غافل نماندند.
بحث آن روز من، حد و مرزهای کارتون و طنز در رسانه بود. آن سخنرانی چند روزی بعد از محاکمه جنجالی سید ابراهیم نبوی برگزار میشد. نبوی در جلسه دفاعیهاش، که بسیار طنز آمیز هم بود، عملا مقابل قاضی مرتضوی کوتاه آمده بود و جماعت چپ هم او را در مقابل اکبر گنجی قرار میدادند. نبوی در سخنان آن روزهایش گفته بود که ما در مطبوعات اندکی تند رفتهایم. من هم تاکید کرده بودم که متناسب با محدودیتها، تند رفته بودیم، گرچه کار غیر قانونی نکرده بودیم اما ظرفیتها کم بوده است.
انتشار مجدد آن لینک در بالاترین، باعث انحراف بسیاری از خوانندگان شد، تا جایی که یکی در فیسبوک پرسیده بود که آیا نیک آهنگ میخواهد برگردد که چنین حرفی زده؟ یکی دیگر میگفت ایسنا چطوری با تو گفتگو کرده! امشب هم در کنسرت گوگوش یکی قسم میخورد که گفتگو جدید بوده است! خودش خوانده! بامزهتر هم سایت خبری اعتماد ملی بود که بیتوجه به تاریخ انتشار گفتگو، همان را کپی-پیست کرده بود و منتشر...
عدم اشاره به تاریخ گفتگو، از مثالهای بی اخلاقی رسانهای است. یعنی برای انحراف افکار عمومی میتوان خارج از "کانتکست" حرفی را آورد و شامل زمان حال کرد. به نظر میرسد عدم توان پاسخگویی به سوالهای طرح شده در باب سکوت برخی از بزرگان چپ حکومتی به موارد "جنایت علیه بشریت" و رفتار "سبزاللهی"ها، باعث شده چنین رفتاری در پیش گیرند.
این کار مثل مونتاژ جعلی یک عکس قدیمی میماند.
این البته میتواند از جنبههای دیگر سبزاللهیها باشد که باید به مجموعه مشخصاتشان اضافه کرد! با این حال من این حرکت را به فال نیک میگیرم چون اجازه نبش قبر عملکرد چپها در سالهای۶۰ و بعد از آن را به نحوی صادر کردهاند. اما ما به راه آنها نمیرویم! با ذکر زمان دقیق به آنها اشاره خواهیم کرد!
Subscribe to comments feed نظرات (16 نوشته شد):
یادش به خیر سید علی که میگفت من رهبری نیمیخوام...
انهای که از یک نویسنده ،و هنرمند انتظار چرخ زاپاس را دارند ،یا تصورش بر این نهاده باشد ،که هنرمندان کارهای آنها را ماست مالی کنند از ما سبزها نیستند ..از این رو به باور من اگر دوستان خودنویس رسالتی برای خود دارند .
تنها رسالت آنها ،واکاوی ریشه های ،خوشنت دهه ۶.-و ۷۰ ،به توجیه آن .خوشنت ها ی ده شست اگر واکاوی نشوند ،و محکوم نشوند،ممکن هست ،ان ریشه های بادخیمشاان باز هم تولید شود ،
ما فرزندان ایران تصمیم گرفتم که ریشه ای با این پدیده شوم آشنا شویم .و سپس ببخشیم ،اما فراموش نکنیم .
راستی بد نیست اگر یه نوشته ای هم راجع به روشهای تخریب شخصیتی در تفکرات ج.ا هم بنویسید.
این دقیقا کار راست کارخودته نیک اهنگ کوثر.گیر دادن به گذشته ادم هایی که الان دیگه اون ادم نیستن و برای مردم(داخل ایران) عزیزند و توهین کردن برای اینکه نشون بدی تو شاید بهتر از بقیه می فهمی.یعنی یه جورایی گل زدن به خودی..نیک اهنگ یه کم کامنت های منتقدانتو بی غرض تر بخون و کمی تامل کن.ببین چقدر به تو می تازند و چه کسانی در کدام منطقه جغرافیایی و فرهنگی و سیاسی به تو چه می گویند..خواستی هم نکن.این فقط یه توصیه بود
-------------------------
اشتباه! اگر آدمی پیروی از آیتالله خمینی را به هر نحو تبلیغ میکند و در مقابل «جنایت علیه بشریت» در سالهای خدمتش سکوت و حتی آن را توجیه کند، میتوانید او را زیر سوال ببرید. تا کسی هنوز طرفدار و پیروی ۱۰۰٪ آیتالله خمینی باشد و قتل عام، شکنجه، تبعیضی که به مدد او بر بخشی از مردم ایران تحمیل شد را تقبیح نکند، آیا حساب او مانند حساب شهروندانی است که کاری نکردهاند؟
اگر سحام نیوز و دیگر میگفتند که نیک آهنگ در گذشته چنین کرده و امروز حرف دیگری میزند، کاملا حرفهای بود.
لطفا اگر دلیلی دارید بفرمایید تا ما هم مطلع شویم
حرفهای اون روزت رو هنوز قبول داری؟
اگه داری برای چی الان به طنز یا به جد این اندازه تندروی میکنی؟ مگه نمیبینی جامعه توان این تندروی رو نداره؟
اگه قبول نداری باید تو رو هم بخاطر اون حرفایی که زدی محاکمه منیم.
-----------------------
حرفهای آن روز را در آن محدوده زمانی برای دفاع از ابراهیم نبوی در برابر حملات آن دوره قبول دارم. اما به این عنوان که از مرز قانون گذشته باشیم، نه.
استفاده از یک خبر قدیمی ۱۰ ساله برای کوبیدن شما نمونه ایی از کارهای خلاف و غیر اخلاقی این جماعت و نشان آنست که شما سر مار را هدف گرفته و به هدف زده ایید.
ما تا حالا (اگه انقلاب مشروطه رو حساب کنیم) ۲ بار انقلاب کردیم. شاید لازمه ما هم این رو به ۵ بار برسونیم تا این مسأله رو درک کنیم. اگه هر ۳۰ سال (یعنی هر یک نسل) یه انقلاب باشه باید ۹۰ سال همینجوری درجا بزنیم.
تعجب میکنم چرا بعضی از دوستان از قرقیزستان که در ۲۰ سال گذشته ۳ بار بخاطر انقلاب از صفر شروع کرده یا از یوگوسلاوی که بخاطر همین انقلابی گری ها از صحنهء روزگار محو شده (و الان دیگه کشوری به اسم یوگوسلاوی نیست) میخوان الگو بگیرن نه از فرانسه که محل رشد دموکراسی بوده!!!
از یه نفر شنیدم که از یه استاد علوم سیاسی آلمانی پرسیده بود چرا اونا این اندازه رشد کردن و ما یا درجا میزنیم یا پسرفت میکنیم. جواب داده بود که شما ایرانی ها و بیشتر کشورهای شرقی دوست دارید وقتی از پله های ترقی بالا میرید با جهیدن و پریدن چندتا پله رو با هم طی کنید برای همین همیشه سقوط میکنید؛ اما ما پله پله میریم بالا برای همین پیشرفت میکنیم. یاد ضرب المثل خودمون افتادم که رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
--------------------------------
فرق ماجرا این است که کسی که آن محدودیتها را درست کرد، من نبودم، اما امروز بسیاری از ایجاد کنندههای همان محدودیتها عنوان رهبری در جنبش سبز دارند. خاتمی وزیر ارشاد بوده، موسوی نخست وزیر بوده، جفتشان هم وضع کننده بسیاری از محدودیتهای رسانهای دهه ۶۰ که به بعد از آن هم تسری یافت.
کافر هم را به کیش خود میپندارد .دوست عزیز من جناابلی چه گونه به خودت اجازه میدی در این دنیای کوچک ما هم را با یک چوب برنید ،آخر کورش بزرگ مگه این روزنامه نگاران جاسوس و فاشیست که شما نام میبرید چند نفرند ،کلی گوی ،ادبیات پوسیده ده شست ،چندش آوار ،آخر شما تا کی میخواهید یاد ،بگرید از این گونه ادبیات استفاده نکنید . در سانی مگر تو در اینجا کسی را میتوانید پیدا کنید که چوب ولایت توی سرش نخورده ،نکن جا های هم، که شکنجه شده باید ضمیمه گفتهاایشان در اینجا شود .
خداوكيليش بعد از اين همه سوتي كسي هست كه هنوز هم فكر كنه جرسي ها آدم حسابي هستن؟
الان می بینم بیراه هم نمی گفت وقتی می بینی مهاجرانی می گوید من ولایت فقیه را قبول دارم!!!
از آنجائیکه این اسم گذاری حضرتش ، به مذاق آن یکی حضرت خوش آمده ، تو هم بیا جهت جالب تر شدن و هیاهویی تر شدن کارهایت در آینده به میر حسین هم بگو میرزا چیز چیز ، به خاتمی هم بگو سید خندان ، به کروبی هم بگو عمو لر اخمو ، سر فرصت هم بنشین یک اسمی کلاً برای جنبش سبز انتخاب که همه با هم به آن بخندیم بعد از آنهم برو شراغ ندا و سهراب و شهیدان کهریزکی که به خاطر رای دادن به این میرزا چیز چیز کشته شدند ... هر کاری نکند دست کم اسمت را که در بالاترین سر زبانها می اندازد !
کی به کیه ؟ ما هم این وسط به تو می گوییم نیکولا ، نیکی ، آقا جان_ سریال دائی جان ناپلئون ، مارکس زمانه ، شیک آهنگ_ کوثر ...
اصلاً بیا تو هم یک جنبشی فلانی راه بیانداز اسمش را بگذاریم جنبش نیک ! مگر نیکولا ی ما چی اش از نیکولای فرانسوی ها کمتر است ؟
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید