مشکل ژنتیکی بعضی از سبزاللهی‌ها - ۱ | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (126)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

مشکل ژنتیکی بعضی از سبزاللهی‌ها - ۱

۲۶ فروردین ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر



چند وقت پیش وقتی پستی را در سایت بالاترین منتشر می‌کردم، نوشتم که دیدن کارتون را به سبزاللهی‌ها پیشنهاد نمی‌کنم. در پاریس، یکی از یاران رسانه‌های نزدیک به جنبش سبز را دیدم که اندکی خشمگین بود بابت این عنوان. اتفاقا منظورم کسانی بود که هر از نقد یا نق به راهبران جنبش بر آشفته می‌شوند.

بسیاری از شما در سال ۱۳۵۷ به دنیا نیامده بودید. شبی همه از طریق شبکه‌های اجتماعی آن زمان، یعنی تلفن و پیام‌رسانی نفر به نفر، به همدیگر خبر دادند که  عکس آیت‌الله خمینی بر کره ماه نمایان شده! جالبش این بود که میلیون‌ها نفر ایرانی به پشت بام‌ها رفتند تا ببینند معجزه خمینی چگونه است که چهره‌اش بر کره ماه نقش بسته! بدتر، کسانی بودند که قسم می‌خوردند  «امام» را دیده‌اند!

۳۱ سال از آن روزگار می‌گذرد. بسیاری از شوق دست به کار شدند و تلاش و همت مضاعف به خرج دادند و جمعیت کشور را زیاد کردند. رشد جمعیت در سال‌های ۵۸ تا ۶۷ ایران را با فاجعه‌ای روبرو کرد که به این راحتی‌ها نمی‌توان جبرانش کرد!

اما جالب‌تر آن است که امروز وقتی در باره موسوی تا خاتمی یا هر رهبری که طرفدارانی دارد حرف می‌زنی، با هوادارانی روبرو می‌سوی که گویی دیشب عکس عزیزشان را بر ماه دیده‌اند.

سال ۵۷ یادم است کتاب "اطاعت کورکورانه" را که دست به دست می‌شد. معنایش را پرسیدم و پاسخی با مزه گرفتم. همان‌هایی را نگاه کن که الان روی پشت بام می‌روند تا عکس خمینی را ببینند، فردا اگر حرفی زد، بدون اینکه چشم‌شان را باز کنند اطاعت می‌کنند و از او مدافع او می‌شوند.

وقتی از بسیاری از سبزها می‌پرسی دلیل حمایت رهبران مدافع حقوق بشرشان از آیت‌الله خمینی چیست، حمله شخصی را جایگزین توضیح می‌کنند. یعنی چه؟ به نظر من این به معنای ضعف منطقی «سبزاللهی»هاست. وقتی کدیور می‌گوید که تنها ما از پس جناح حاکم بر می‌آییم اما مهاجرانی می‌گوید که با ولایت فقیه مشکلی ندارد، خاتمی نیز خود را پیرو ولایت فقیه می‌شمارد، الباقی نیز با زبانی دیگر همین حرف را تکرار می‌کنند، اندکی به فکر فرو می‌روم که ماجرا چیست؟

اما برای اینکه بحث را بازتر کنم، به این نکته اشاره می‌کنم که چرا حرف زدن، نقد کردن و حتی نق زدن باید برای همه ازاد باشد؟

کسانی که در رسانه‌های ایران کار کرده‌اند می‌دانند که آوردن اسم «خاوران» در روزنامه‌ها برابر بود  با حذف توسط سردبیر. طرح اخراج گسترده توده‌ای‌ها از کیهان در دوران خاتمی (زمانی که نماینده رهبری در کیهان بود) یعنی  دردسر. انتقاد از مواضع جماعت چپ در قبال سال‌های ۶۰ یعنی پاک شدن آدم از روزنامه‌نگاری. یعنی نگرانی ما در رسانه‌ها تنها بابت حماقت‌های مرتضوی نبود، چه مرتضوی‌های بسیاری با چهره‌هایی متفاوت در رسانه‌ها کار می‌کردند.

در سال ۸۱ همکاری داشتم که از خاطراتش از زندان‌های دهه  ۶۰ برایم گفت. رفیق عکاسی داشتم که روزی در ماشینش نشستم، و وقتی حرف از عملیات سپاه در تابستان ۶۷ می‌زد، تنش می‌لرزید. وقتی از تجاوز  و سپس قتل زنان عضو مجاهدین خلق توسط نیروهای سپاه حرف می‌زد.

اتفاقا فضولی‌های من همزمان بود با  مدارکی که شهرداری تهران در اختیارم گذاشته بود از مناطقی که  نیروهای نظامی از شهر تهران "دزدیده" بودند.

دنبال مناطقی بودم که شنیده بودم بازداشتگاه‌های  پنهان سپاه هستند و برخی از جاهایی که عطریان‌فر و محتشمی در دهه ۶۰ ساخته بودند.

ادامه دارد

ارزیابی این خبر:

3.90

Subscribe to comments feed نظرات (79 نوشته شد):

liberte در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
دوست عزیز آماده باش که الان میان
arash در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
-12
نیک آهنگ خان خودت در حال حاضر از همه بیشتر مشکل داری هی نق و نوق می کونی هی یقه می چسبی دایم لنگ پا میندازی اونم برای کیا برای خودی ها
دیگه مقاله نویس شدی صاحب سایت شدی از غرب تا شرق میری سفر کنگره میگذاری تکلیف تعیین می کنی بابا ای ول رییس جمهوری شدی واسه خودت ظاهرا این مصیبتی که دومن ما رو گرفت برا تو یکی خوب نونی شده فقط میترسم اینجوری با یک دست ۶ هندونه بلند می کنی چارچنگولی نخوری زمین!!یاد نیک آهنگ کاریکاتوریست روزنامه ایران بود اگه اشتباه نکنم به خیر!!
----------
خسته نباشی.هم ایمیل زدی، هم توی فیسبوک پیام گذاشتی و هم اینجا...حالا من مشکل دارم یا تو؟
در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
-19
چی می خوای از اصلاحات؟ بگو تو چه نسخه ای پیچیدی برای کشور؟ اخرش هخا می شی
آهو در ۲۹ فروردین ۱۳۸۹
روی این هوچی ها پامنبری خارج نشین هم اسمی بذاریم تا از بی هویتی در بیان.ما که به لطف این فراریان شدیم سبزاللهی
حالا اینا اسمشون چیه؟نسخه اینا واسه جنبش عین لیست مفسدان احمدی نژاده.چیزیکه نیست ولی ازش می شه نون در اورد
مهدي كريمي در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
نسخه ي "هركس به عقلش رجوع كند" رو امتحان كرديد؟

شما چي ميخواهيد از اصلاحات كه الان نداريم؟
در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
10
بک چیزی رادر مورد شما و امثالتان نمیفهمم. با عرض معذرت انگشت تو سوراخ گذشته و مرده چه چیزی را به جز آرام کردن ذهن ناآرام خودت نصیب مردم بخصوص جوانان ناامید داخل ایران میکند. رفتار شما آدم را یاد بعضی از فیلمای انقلابی خارجی میاندازه. عده ای از گرو ه های مختلف اجتماعی دور هم جمع میشن اسلحه به دست میگیرند و میخواهند با ارتشی مجهز بجنگند. فقط انگیزه دارند و تا اسلحه به دست میگیرند هیجان زده و دچار توهم میشوند به جان هم میافنتد ودر نهایت هم سرکوب میشوند! شما هم مثل اینکه هنوز نفهمیدی که جنبش سرکوب شده. نمرده اما مهار شده. اگر شما خبرنگار و کاریکاتورست و طنزگو کمتر پارازیت بفرستید و در نقش استراتژیست ظاهر نشوید کمتر دردسر درست میشود. وقایع دهه شصت دردناک است اما همه چیز را در کشتار دولت اسلامی نبینید مگه کم مجاهدین و فرقان و غیره و ذالک کشتار کردند؟ مگه قبل از توقف مجاهدین در نزدیک کرمانشاه در سال ۶۷ کم ارتشی و سپاهی و بسیجی را قتل عام کردند؟ مگه جاسوسی شوروی که کرور کرور اسلحه مفت به عراق میداد که مردم مارو بکشه گناه کمیه؟ تو کدوم کشور خاین در زمان جنگ بخشیده میشه؟ اخلاق ایرانیه دیگه همیشه یه سری چیزارو فراموش میکنه و طلبکاره. ناراحتی چرا رفتی تو روزنامه همون دهه شصتی ها کار کردی ؟ حالا تو این معرکه خامنه ای پدر مردم در آورده یه عده سبز هم تو داخل ایران بیان بگن ما مخالف ولی فقیه هستم که دودمانشون به باد بدن که تو خوشت بیاد. خدا یه دره انصاف بهتون بده.
--------------
ببخشیدها! کدام طرف قلع و قمع کرد؟ کدام طرف در زندان زندانیان بی دفاع را کشت؟ کدام طرف از زنان سو استفاده جنسی کرد؟
بابک در ۲۸ فروردین ۱۳۸۹
-2
چرا دست تو سوراخ گذشته میکنید!
عزیز من، دست تو سوراخ گذشته شاهنشاه آریامهر نکن! دست تو سوراخ امام خمینی هم نکن! بعد انتظار دارید در شرایطی که هر انتقادی به آن چه بر این مردم گذشته ممنوع است، مشکلات هم تکرار نشود!؟
dena در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
میشه بگین در سال ۸۴ وقتی که رییس جمهور و وزیر کشور اصلاح طلب به رنگ سبز سبز بودند و میتوانستند تقلب را بگیرند، این سبز جوانهای محترم منطقی چرا به نامزدهای سبز اصلاح طلبشان رای ندادند، یا چرابا انتخابات مجلس ۸۲ در زمان بزرگ سبز ایران، آقای خاتمی، مجلس دست محافظه کاران تند رو افتاد? میخواهید بگید خدای نکرده آقای خاتمی قدرت کنترل سلامت انتخابات حتی در دوره خودش را هم نداشت، یا اینکه سبز ها یک خورده کلروفیل از دست داده بودند. دوست عزیز، بخش بزرگی از آن جمعیتی که در ۲۵ خرداد ۸۸ بیرون آمدند، منزوی شدگانی هستند که از اول انقلاب تمام امید ،اعتقاد و مشارکتشان در آینده مملکت جایش را به بیتفاوتی مطلق داد. کسانی که از همان اول فهمیدند که از آخوند ها رو دست خورده ا ند، و به اشتباه اجازه داده ا ند که آزادی و اختیار شان از کف برود. تنها کاری که از دستشان بر می آمد، مهاجرت یا انزوا و بیتفاوتی بود. این گروه خیلی بیشتر از آن چند میلیونی هستند که ۲۵ خرداد در خیابان بودند و اگر هم زمانی رای بالای ۲۰ میلیونی به آقای خاتمی دادند، به معنای راضی شدنشان به تب بود، چون در زمان امام و بعد از آن ، مرگ را دیده بودند. آزادی نسبی مطبو عات و فضای سیاسی کشور , روابط بین المللی محترمانه تر بر پایه تبادل فرهنگها , افزایش اعتبارات خارجی و غیره غیره همه پیامدهای زمان خاتمی بود .
حالا ما یک چیزی را در مورد شما و امثال شما نمیفهمیم؛ اگر جنبش اصلاح طلبی یا سبز ایران داشت میرفت که به طور تدریجی و با حوصله ،بدون خشونت و یا ساختار شکنی، حقوق اولیه بشر را به این بدنه مریض و رنجور برگرداند، چطور شد که زد دست و پایش را هم با انتخاب احمدی نژاد در ۸۴ قطع کرد.
یا حرکت اصلاح طلبی فقط یک دور باطل است که گردن ما را از باتلاقی که تا سر در آن فرو رفته یم برای یک لحظه بیرون می آورد و بعد با فشار احمدی نژادی و ولایتی و مصباحی ما را به قعر باتلاق , چندین متر پایینتر از از آنجا که ده سال پیش بودیم میفرستد، یا اینکه این نسخه یک جایش میلنگد و باید عوض شود. آن قشر خاموش و عظیم مردم که ظاهرا نسبت به حکومت آخوندی بیتفاوت است، از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود و تنها راه رسیدن به دموکراسی و مهار دیکتاتوری مذهبی و کنترل سپاه و هر هدف دیگری که جنبش سبز مدعی تلاش برای رسیدن به آن است میسر نمیشود، مگر اینکه این بدنه به حرکت بیاید.
مهدي كريمي در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
14
وعده دادن الكي وقتي خودت بهتر از هركسي ميدوني كه ١% هم عملي نيست چه دردي رو دوا ميكنه از جووناي بدبخت؟

در ضمن من نميدونم شما كي حاليتون ميشه كه كسي انتظار نداره اصلاح طلبهاي داخلي بوغ و كرنا دست بگيرند و ولايت فقيه رو نفي كنند (اين وظيفه ي دوستان خارج از كشورشونه !!)، ما ميگيم لا اقل يه نشوني از اينكه از گذشتشون واقعا پشيمونند و غير از حكومت ولايتي رو ميخوان رو نشون بدن به مردم، تا ما هم بفهميم اينا چي ميخوان، اينا كه ديگه كم مونده دست رو قرآن بگذارند و بگن ما تا پاي جان در راه ولايت ايستاده ايم، براندازي پيش كششون حتي گذر حداقلي به دموكراسي هم ازشون بر نمياد.
يك هم وطن در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
17
خواننده گرامي،
دوست خطابتان نمي كنم چون به نظرم واژه اي است كه كاربرد خاص دارد و من شما را نمي شناسم.
شايد خائن در زمان جنگ، اعدام شود، اما سوال اين است كه تمام آنان كه در زندان بودند در آن سالهاي كذايي جزو خائنين بودند؟ آن پسر دوازده ساله كه فقط در حال خواندن اعلاميه مجاهدين بود و به تير خلخالي از پا در آمد خائن بود؟ آن دختر بيچاره ۱۴ ساله كه به جرم به پا داشتن كفش كتاني زنداني شد و مورد تجاوز قرار گرفت و اعدام شد خائن بود؟ فراموشتان نشود اين قبيل نمونه ها فراوان است. حتي بودند بسياري از مجاهدين كه از مرام خود برگشته بودند اما بعد از عمليات مرصاد از آنان كه در زندان بودند سوال ميشد مجاهد هستند و اگر مي گفتند آري اعدام مي شدند و اگر مي گفتند نه ديگر مجاهد نيستند باز هم اعدام مي شدند.
بحث انسان در ميان است در مورد صد تا يا هزار تا سوسك و پشه صحبت نمي كنيم. براي بيگناهان يعني آنان كه از نظر شما خائن نيستند چه جوابي داريد؟ موضوع فقط مجاهدين و روش مبارزه آنها نيست كه نقدهاي بسياري به آن وارد است، موضوع اين است كه بيگناهان هم در آتشي سوختند كه خميني شعله ور كرده بود با نگاهي پر از كينه و بغض!
نقد كردن هر كس و هر چيز يا شوخي كردن با آن در جامعه اسطوره ساز ايراني موضوعي است برابر با تمسخر و توهين.
اما درباره جنبش سبز، گمان نمي كنم سكوت مقطعي را بتوان مهار تعبير كرد. فرصت دوباره نيز به دست مي آيد جنبش با قدرتي مضاعف به كار خود ادامه مي دهد،‌فراموش نكنيد جنبش فقط آمدن در خيابان نيست.
بیچاره! در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
سبز اللهی خوش خیم داریم و بد خیم. بدخیم آنهایی هستند که واقعا طرفدار نظام ولایت فقیه هستند. خوش خیم ها آنهایی هستند که منطق بسیار جالبی دارند که شاخ بر سر هر آدم منطقی سبز میکنه: مثلا آنقدر مخالف خامنه ای اند که هر کس را که حتی کوچکترین مخالفتی با او کند را دوست خود میدانند و هر کسی را که این دوست جدید را در هر زمینه ای نقد کند، اگر چه دوستی قدیم باشد، دشمن جدیدش مینامند!! نکته اینجاست که اینها "دوست" را از طریق "دشمن" تعریف میکنند. در فرهنگ آنها چیزی بین دوست و دشمن وجود ندارد. نقد هم تنها زمانی مجازاست که نقد دشمن باشد نه دوست. بنابرین میبینیم که این "سبز اللهی" ها در واقع فرزندان خلف استبداد (دستگاه خامنه ای) هستند. تعداد زیادی از این سبز اللهی های خوش خیم اخیرا در مورد کاریکاتور تو (نیک آهنگ )، که در مورد ممنوع الخروج شدن خاتمیه و به نظر من با مزه بود، گرد و خاک به پا کردند و احتمالا همچنان به این کار ادامه خواهند داد. به نظر من اگر "توانایی نقد خویش و دیگری" از جنبش سبز گرفته بشه، کل جنبش پشیزی هم ارزش نخواهد داشت.
آهو در ۲۹ فروردین ۱۳۸۹
وقتی به انتخاباتی اعتراض می کنی که ولی فقیه و تمام دار و دسته اش اونو تایید کردن و گفتن هر کس خلافشو بگه از ما نیست و دشمن خداست و حرامه
و وقتی یه عده میان با وجود همه این ها مخالفت می کنن
این یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یعنی چه چیز این نظام رو باید قبول داشته باشن؟؟؟؟؟
این چه التزامیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخشید که نمی تونن مثل فراری ها یه شبکه ماهواره ای راه بندازن و اموزش فحش های ناموسی از راه دور بدن و از راه دور مقاومت کنن و از راه دور هم انقلاب
در ۳۰ خرداد ۱۳۸۹
یک سری که گردن میشکنن واسه خارج رفتن، چون دستشون نرسیده میپرن به خارج نشین ها.
مهدي كريمي در ۲۹ فروردین ۱۳۸۹
-6
سنگ كيو داري به سينه ميزنه آهو؟
سران ماسمال طلبان كه اومدن چندين بار گفتند ما با اصل ولايت فقيه هيچ مشكلي نداريم، فقط مونده دست رو قرآن بگذارند و بگن حاضريم تا پاي جود در مقابلش بايستيم.
اونايي كه اومد بيرون مردم بودند، كه حرفشون ٣١ ساله هيچ تغييري نكرده، سياستمداران مطلوب شما حالا سر پيازند يا ته پياز كه وقتي مردم ميريزن تو خيابون شير ميشن وقتي مردم يكم خسته ميشن خط امامي!!
آهو در ۳۰ فروردین ۱۳۸۹
-2
اره.اطلاعات و وسعت دید و درک و فهمشون هم ۳۱ ساله تغییر نکرده و فریز شده .این اون چیزیه ادم رو ناراحت می کنه.مثل اقای ه.غ که در عکس امام در ماه گیر کرده و فراتر نرفته در این ۳۱ سال.
در ۳۰ فروردین ۱۳۸۹
بابا اطلاعات و وسعت دید و درک !!!!
در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
واقعا خوب گفتی.
در تایید فرمایشاتت : از نظر بسیاری از سبزاللهی های خوش خیم هادی غفاری یک شبه با یک سخنرانی تبدیل به قهرمان ملی شد.
علي بهاري در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
20
به قول هادي خورسندي
دیشب امام ما را در ماه دیده بودند***گویی فضانوردان در ماه ریده بودند
امیر در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
-1
توجه کنید هادی خرسندی انتساب این شعر را به خودش تکذیب کرده.
مهدي كريمي در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
من معمولا وقتي ميبينيم صاحب منسبان سابق جمهوري اسلامي (مثل ميردامادي و تاجزاده و امثالهم) ميرَن زندان زياد ناراحت نميشم، چون گذشته از اينكه ميدونم زياد قرار نيست بهشون بد بگذره، كاملا برام روشنه كه دارن به سزاي اعمالشون ميرسن...مثل خورده شدن گرگي توسط گرگ ديگر...با عدالت كه نميشه در افتاد !!
اين عين عدالته...حالا مهم نيست مجري عدالت كيه، مهم اينه كه خاطي سزاي عملش ميرسه...دقيقا همون اتفاقي كه تو اروپا تو جنگ جهاني دوم افتاد، ٤ تا كشور كه خودشون يكي از يكي جنايتكارتر بودند نشستند واسه آلماني ها دادگاه جنايت جنگي راه انداختن.
در ضمن اينجور كامنتا رو تو بالاترين اگه بگي اين روزا بي برو برگرد اخراجي !!
جاويد در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
اقا مهدي درد دل ما رو گفتي
بالاترين كه شده پاتوق سبزاللهي ها البته من نميگم مثلا موسوي بياد فردا بگه اين نظام فاسده اما ترا به خدا اينقدر امام امام نكن اقاي موسوي
آهو در ۳۰ فروردین ۱۳۸۹
وقتی دلیل چیزی رو نمی فهمیم لازم نیست حتما در موردش صحبت کنیم.می شه در موردش تحقیق کرد و یا سوال کرد
در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
آقا لذت بردم از مقالتون.
ممکنه که خیلی ها از این جور مقالاته انتقادی ناراحت بشن و حتا یک بد و بیراهی هم nesaar شما بکنن ولی شک ندارم که حتا روی ذهنه اونها هم تاثیرش رو میزاره
فکر میکنم behtarin روش مبارزه با اون دنباله روی کورکورانیی که ممکنه هممون رو بدبخت کنه، همین نقد هاست.
البته قیاس اتفاقات دهی ۶۰ و خاتمی و موسوی امروز هم فکر میکنم خیلی زیاده روی
Alireza در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
-3
نیک جان،
مقاله جالبی بود من که نفهمیدم چرا ملت با حرفای تو شکی شدن. اما فکر میکنم درست میگی نباید بزرگ نمایی کرد.
مساله اینجاست، رهبری در ایران در حال حاضردسته یک ادامه تحصیل کرده مدیریت نیست. بلکه رهبر کسی است در ایران که مقبولیت اجتمایی داشته باشه.
در ان اصنا هم چند نفری هستن که سوی استفاده میکنن. راستی من منظورت تو از ان جمله نفهمیدم:
در سال ۸۱ همکاری داشتم که از خاطراتش از زندان‌های دهه ۶۰ برایم گفت. رفیق عکاسی داشتم که روزی در ماشینش نشستم، و وقتی حرف از عملیات سپاه در تابستان ۶۷ می‌زد، تنش می‌لرزید. وقتی از تجاوز و سپس قتل زنان عضو مجاهدین خلق توسط نیروهای سپاه حرف می‌زد.
وقتی از تجاوز و سپس قتل زنان عضو مجاهدین خلق توسط نیروهای سپاه حرف می‌زد. از ون هم تنش میلرزید یا نه؟ ان جمله به نظاره من گویا نبود.
روز خوش،
x در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
10
نیک آهنگ عزیز؛ چند تا سوأل دارم:
تو که انقدر از کسایی که تو ایرانن انتقاد میکنی و بهشون لقب «سبزاللهی» میدی، مگه خودت تو ایران نبودی و نمیدونی با اولین کلام از اینکه ولایت رو نمیخوان چه حمام خونی به پا میشه و چندها هزار جوون (بی اغراق: من خودم یکیشون هستم بی برو برگرد. الآن هم در دورهء تعلیق از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد هستم) کشته میشن؟
تو که انقدر از کسایی که تو ایرانن انتقاد میکنی و بهشون لقب «سبزاللهی» میدی، خودت چرا هیچ کاریکاتوری از خامنه ای نمیکشی؟ استدلال تو یه اثباتِ برای اینکه خودتم «ذوب شده در ولایت وقیحِ خامنه ایه صفیه» هستی.
درضمن، مثل اینکه هنوز ماهیت جنبش سبز رو درک نکردی. سبزها بعد از سرنگونی این دیکتاتوری اشتباه سال ۵۷ رو تکرار نمیکنن و این بار به قانون اساسی مشخص و کامل رأی میدن.
-------------
من همه را سبزالهی ننامیده‌ام.
کاریکاتور خامنه‌ای را کشیده‌ام، شما ندیده‌اید.
من راضی به از دست رفتن یک جان و یک جاندار نیستم.
محمدرضا در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
-1
يه وقي يك مقاله زيبايي مي خواندم راجع به اينكه سخنور و نويسنده خوب است هميشه متوجه اين موضوع باشد كه مانند ساير مشاغل اين شغل هم بازنشستگي دارد و زمان آن هم وقتي است كه آدم از نظر فكري به انتها مي رسد، اشاره نويسنده مقاله به مطهري بود و اراجيفي كه اواخر عمرش درباره چهارشنبه سوري و امثال اون رديف كرده بود.
حرف قشنگيه ها! خوب بهش فكر. نگرون گذرون زندگي هم نباش كانادا كشور بزرگي است با فرصت هاي بيشمار.
شاهین در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
-3
یکی مثل مطهری از همان اول در انتها بود. اتفاقا منظور نیک آهنگ از سبزاللهی امثال شما است که هنوز برایتان خمینی و دوران طلایی دهه شصت (!) مقدس هستند و غیر قابل انتقاد.
چون تو در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
آقایان به اصطلاح سبز،شمار زیادی از شما پس از زمانهای ذکر شده توسط نیک آهنگ به دنیا آمده اید و تصویر درستی از آن زمان ندارید.بیایید پس از سالیان سال سر و کله هم کوبیدن یاد بگیریم درد ما رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی و شخص معلومی نیست.ما صد سال پس از مشروطه هنوز مفاهیم اولیه دموکراسی یعنی تحمل نظر مخالف را درک نکرده ایم .هموطنان جوان ،اگر فکر می کنید با دویدن دنبال این و آن به آزادی می رسید بدانید پدران شما همین اشتباه را کردند و نتیجه همین است که می بینید.این آقایان اگر گوشت هم را بخورند استخوان هم را دور نمی اندازند.تا کنون از خود پرسیده اید گیرم همین فردا موسوی شد رییس جمهور،بعدش چی؟آیا موسوی قادر به تغییر قانون اساسی خواهد بود؟آیا او تنها فرد تصمیم گیرنده است؟پس تکلیف دو قوه دیگر چه می شود؟تجربه تلخ خاتمی بس نبود؟بیایید سبز را معنا کنیم در آزادی ایران از یوغ استبداد نه طرفداری از طیف خاص
x در ۲۸ فروردین ۱۳۸۹
از این حرف این نتیجه رو باید گرفت که کسایی که جوون تر هستن نباید حف بزنن و همه کارها باید به دست مسن تر ها باشه. خوب اینطوری که این حکومت تا هر وقت که بگی باقی میمونه که... درسته اون موقع نبودیم، اما میدونیم چه گذشته. اگه شما اون موقع قسمتی از حقیقت رو میدیدی، الان با رو شدن مدارک خیلی چیزهای دیگه هم دیده میشه. پس ما که هیچ پیش زمینه ای ازش نداریم بهتر میتونیم نتیجه گیری کنیم.
چون تو در ۲۸ فروردین ۱۳۸۹
-5
هموطن جوانم،بنده کی عرض کردم شما حرف نزنید یا همه کارها باید به دست مسن تر ها باشد!!تمامی تغییرات و انقلابهای تاریخ به دست جوانان انجام شده.شما فرمودید درسته اون موقع نبودیم، اما میدونیم چه گذشته .بفرمایید چه گذشته ،آیا در موقع کشتارهای سالهای ۶۰-۶۷چه کسی نخست وزیر ایران بود؟بنده به هیچ کدام از گروهکهای آن زمان گرایشی نداشته و نخواهم داشت ولی آن جوانان هم چون امروز شما بودند ،سرشار از انرژی و جوانان ایران زمین همانند سهراب و ندا که مادری داشتند و دلهایی به یادشان می تپید .آیا در زمان وزارت ارشاد آقای خاتمی سانسور وجود نداشت؟آقای کروبی که فریادش همه جا را گرفته همانی نیست که در زمان ریاست مجلس با همکاری املاک آ.ب.آ زمینهای جنگل کاری اطراف تهران را به مردم فروخته بودند . چطور این آقایان زمان خمینی با آن همه کشتارهیچ کدام صدایشان در نمی آمد.الان چون دستشان از قدرت کوتاه شده حقوق بشر شناس شده اند!
صحبت ما این است که اشتباهی که اخلاف شما انجام دادند را انجام ندهید.بدانید که در بدنه جمهوری اسلامی هیچ شخصی پیدا نمی شود که خواهان ایرانی آزاد باشد یا حداقل رویای آن را در سر داشته باشد.آزادی ایران زمانی محقق خواهد شد که رهبر اپوزیسیون با شهامت شعار جمهوری ایرانی و عدم به رسمیت شناختن ولایت فقیه و جمهوری اسلامی را بدهد نه مانند موسوی هی به فامیل عزیزش گوشه و کنایه بزند. مطمئن باشید نه از موسوی نه از هیچ کدام این آقایان اصلاح طلب برای شما آزادی در نخواهد آمد چرا که جمهوری اسلامی اساسا اصلاح پذیر نیست.اگر کاری می خواهید انجام دهید با دنبال این و آن دویدن چیزی گیرتان نخواهد آمد.قرقیزستان را ببینید.یوگسلاوی سابق را ببینید.اولین اصل از هم پاشیدن این نظام سراسر مرگ و نابودی است که بی شک انتظار زیادی نخواهد برد.بعد از آن مردم تصمیم خواهند گرفت سرنوشت خود را به دست چه کسانی بسپرند.لطفا اجازه ندهید از همین الان حکومت بعدی قیم داشته باشد.آنهم از نوع آخوندی و شبه آخوندیش!!!
x در ۲۹ فروردین ۱۳۸۹
من نمیدونم چند بار باید بگم کشته مردهء اینا نیستم تا باور کنید. تو بقیهء کامنتهاییکه گذاشتم گفتم که جنایات موسوی و خاتمی و کروبی حتی اگه به سکوت کردن محدود بشه کمی از خود خامنه ای و خمینی نداره. اما باید دقت کرد که با زدن مارک «سبزاللهی» داریم ما هم به یه جور دیگه جامعه رو «خودی-غیرخودی» میکنیم و این جوری سانسور به یه جور دیگه که دست کمی از جمهوری اسلامی با خاتمی یا احمدی نژاد نداره دوباره شروع میشه. باید مجازات اینا در دادگاه صالح انجام بشه نه توی ذهن ما و با سانسور و مارک زدن.

میگید باید مثل قرقیزستان و یوگوسلاوی بود. که چی؟ که ما هم مثل قرقیزستان در 20 سال دو تا انقلاب تجربه کنیم و دو بار از صفر شروع کنیم؟ یا مثل یوگوسلاوی ایران دچار جنگ با ابرقدرتها بشه و بعدشم چند تکه بشه؟ مثل اینکه خبر ندارید دیگه کشوری به اسم «یوگوسلاوی» تو نقشه ها وجود نداره. فقط یکی از ایالتهای اون به اسم «صربستان» وارث معنویش شده. میخواید ایران هم از صفحهء جهان محو بشه که از یوگوسلاوی الگو میگیرید؟
چون تو در ۳۰ فروردین ۱۳۸۹
ببینید.اگر بنده نامی از قرقیزستان و یوگوسلاوی بردم بدین معنا نیست که کورکورانه بیاییم هر آنچه آنها انجام دادند را کپی کنیم و اصولا هم عملی نمی شود چون ساختارهای فرهنگی و پیش زمینه های سیاسی هر ملتی با دیگران متفاوت است.تجزیه یوگسلاوی به خاطر وجود مناطقی معتقد به ادیان متفاوت بود که ما در ایران این مشکل را به نحو حاد نداریم یعنی شما نمی توانید بفرمایید این منطقه از آن منطقه متنفر است یا آن را مسبب بدبختیها و کشت و کشتار مردم خود می داند .در هر دو این کشورها مردم به پایتخت آمده و حکومت را سر نگون کردند.انقلاب لفظی است که دیگر معنای خود را از دست داده است.امروزه از تغییر مدیریت کلان نام می برند و این چیزی است که ما هم به دنبال آن هستیم.
شما فرمودید که "من نمیدونم چند بار باید بگم"در پاسخ باید عرض کنم شما بدون نام پاسخ بنده را دادید و راجع به دیگر کامنتهای شما بنده مطلع نیستم.
اصطلاح سبزاللهی به هیچ عنوان جامعه را خودی غیر خودی نمی کند بلکه به این نکته اشاره دارد که نمی شود هم دل در گرو نظام جمهوری اسلامی داشت و هم ادعای مخالفت با آن را بیان کرد
x در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
ممنونم که به این سرعت جوابم رو دادید. منم نگفتم به همه این لقب رو میدید. ولی به همهء چهره های شاخص جنبش سبز این لقب رو میدید. موسوی، خاتمی، کروبی و ...
اما در مورد خامنه ای و کاریکاتورش: من تنها چیزی که دیدم یه دسته که گاهی نعلین میپوشه. چرا نباید خودش رو بکشی؟ میخای یه روز برگردی ایران و محکومیت کمتری نصیبت بشه؟ سرنوشت حسین درخشان رو ندیدی؟
و در آخر: من نگفتم راضی به کشته شدن بقیه هستی؛ گفتم به عواقبش فکر نکردی.

----------
ارادت- شما هنوز کاریکاتوری که از خامنه‌ای کشیده‌ام را ندیده‌ای.
اینکه حرفی را بزنم که به آن اعتقاد دارم، رفتن راه حسین نیست
عواقب پیروی از "راه امام" چه بوده؟
Calabros در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
اهمیتی به چرندیاتی که اینجا یا فیس بوک یا هرجای دیگه چه مجازی چه غیرمجازی نثارت می کنن نده. اگه موضعت از جنس "زدن به خال" نبود، این لیچارها هم نصیبت نمی شد. پس ادامه بده.
پویا در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
یاد داستان محکومیت سقراط به مرگ توسط دموکراسی زمان آتن می‌‌افتم. مردم کار سقراط رو تقبیح میکردن چون بر خلاف ارزش‌های زمان بود. دفاع سقراط در دادگاه از خودش این بود که "تنها کاری کردم که می‌دانستم درست است". با این حال مردم اون رو به مرگ محکوم کردند.

نیک آهنگ عزیز، من معمولاً تحلیل‌های شما رو درست نمیدونم. با نظراتت مشکل دارم، با بعضی‌ از انتقاد‌هات هم موافق نیستم. حتا فکر می‌کنم در مورد خیلی‌ حقیقت‌ها داری اشتباه فکر میکنی‌. اما میدونم داری کاری رو میکنی‌ که فکر میکنی‌ درسته. حتا زمانی‌ که میدونی‌ داره به وجهٔ عمومیت لطمه می‌زنه. این خیلی‌ کار بزرگی‌ هست. هر کسی‌ جرات همچنین کاری رو نداره.. برای همین احترام زیادی قائل هستم برات.

درود بر آزادی بیان
کامیار در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
نیک آهنگ عزیز، با اینکه نباید بت ساخت و عقل و منطق را کنار گذاشت بسیار موافقم. همینطور با این موضوع که بعضی سبز ها باروش های بسیار مشابه کیهانی از نقد فرار می کنند و فراافکنی می کنند. اما یکی از اصول اساسی دموکراسی فهم این است که انسان از اساس جایز الخطاست. دست گذاشتن روی اشتباهات گذشته افراد و اصرار بر آن، بدون در نظر گرفتن تغییرات فکری آنها و تغییر مسیر شان زیاد نمی تواند راهگشا باشد. حسین درخشان هم آرام آرام از همینجا شروع کرد و سر از حمایت از احمدی نژاد در آورد. مقایسه درستی نیست، قبول، اما فهم دموکراسی فقط فهم پروسه رای دادن و طلب کردن حقوق بشر نیست. فهم این مساله بنیادی است که انسان طبیعتا اشتباه می کند و این حق را دارد که از روی تجربه خود را به مرور اصلاح کند.
سبز در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
به نظر من انتقاد از هر کسی مجاز است. آقای نیک آهنگ می تونه از اصلاح طلبان و طرف دارهای انها انتفاد کنه.
و البته دیگران هم حق دارند نقد نیک اهنگ را نقد کنند و نمی دونم چرا اون دوستمون گفته"دوست عزیز آماده باش که الان میان "
یعنی شما می تونید نقد کنید ولی تحمل نقد رو ندارید؟
farid در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
-2
طرح بسیار جالبی‌ را کشیدید

من و بسیاری از دوستانم در کانادا دقت شما و نیز عدم نامیدی شما را در مواجه با انتقادات تند هموطنان تحسین می‌کنیم.

به خصوص حساسیتتان در مورد اعدامهای دهه شصت

همگی‌ ما در اینجا آرزوی می‌کنیم در این راه محکم و ثابت قدم بمانید

با تشکر

فرید
sandis در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
-2
نیکی جان، از سایت خودنویس خوشم نمیاد دیگه ...اولین باریه که بعد از چند هفته سری به این سایت زدم اما از این نوشته تو خیلی خوشم اومد. پیشنهاد میکنم که جواب کسانی را که عکس رهبرانشان را در ماه میبینند ندهی. همین برای تو بس که حرف حقی که میزنی به صورت مکتوب برای همیشه ثبت میشود. این روزگار به سر خواهد آمد، خامنه ای و احمدی نژاد و خاتمی و موسوی خواهند رفت. جماعتی دیگر بر سرزمینمان حکم خواهند راند و همین داستان بر پا خواهد بود با بازیگرانی دیگر و آن روز، این نوشته تو را خواهند فهمید.
ارادتمند...ساندیس
کاپی در ۲۷ فروردین ۱۳۸۹
هرچه بگندد نمکش میزنند...وای به روزی که تو بخوای نسخه بپیچی...
1 2 3 4 next مجموعه نتایج: 79 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید