گلبول‌های زرد در خون جنبش سبز، یا شناخت ولایت‌مداران سبزینه‌پوش | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (48)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

گلبول‌های زرد در خون جنبش سبز، یا شناخت ولایت‌مداران سبزینه‌پوش

۲۲ فروردین ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

نمی‌توانم پنهان کنم که اعتماد به بعضی سیاسیون کار سختی است. دوستان خوبی دارم که عاشق مرام «ولایت‌مداران» جنبش سبز هستند. اما طبیعتا چون هیچ ولایتی را نمی‌پذیرم، پیرو بودن برایم سخت است و پیروی از کسانی که سابقه‌شان چندان درخشان نیست، از جماعتی که خود را روشنفکر می‌نامند، اندکی سوال‌برانگیز است. چندی پیش در بالاترین یک خط نوشتم که به مذاق بسیاری خوش نیامد. پای لینک کارتونی از خودم، نوشتم که دیدن آن را به «سبزاللهی»ها توصیه نمی‌کنم. سوال و دعوایی راه افتاد که منظور از سبزاللهی چیست و سبزاللهی کیست؟ به گمان من، کسانی که یک رهبر سبز را به عنوان «ولی مطلقه» می‌شناسند، فرق چندانی با «حزب‌اللهی»ها ندارند. البته این نظر من است که طبیعتا هزار و یک عیب هم می‌تواند داشته باشد. چندی پیش در یک مناظره تلویزیونی با دوست خوبم جواد اکبرین در برنامه‌ای به مجری‌گری آرش سیگارچی حاضر بودم. از بعضی رهبران سبز انتقاد کردم که همچنان ولایت‌فقیه را علنا می‌پذیرند و خود را زیر چتر آن نشان می‌دهند. اکبرین گفت که چنین نیست. رهبران سبز بدترین حرف‌ها را نثار «ولایت فقیه» کرده‌اند، تنها اسمش را نبرده‌اند. گفتم پس از این به بعد چون اسمش را نمی‌شود آورد، بگویم مثلا «اسمش رو نبر» باید برود.

 

اما آیا واقعا چنین است؟ آیا کسانی که همچنین با دیدن آثار ولایت مطلقه، دم از دموکراسی هم می‌زنند و مدعی «سبز» بودن هستند، قابل اعتمادند و قابل اعتنا؟

مرور عملکرد این گروه در ماه‌های گذشته می‌تواند نشانه‌ها و شواهد متعددی مبنی بر «حکومتی» بودن جماعت بدهد. منتهی اگر هم ظاهرا منتقدند، دارند بازی حکومت را پیش می‌برند.

برگردید به ۲۲ بهمن. کشاندن گروهی از مردم به خیابان‌ها، بدون برنامه‌ای معین، تا حاکمیت بیشترین استفاده را از این حضور ببرد.

حالا کسانی که سال‌ها پیش طرفدار تمدید دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بودند، ماجرای سلمان رشدی را به نحوی علم کردند، و طبیعتا از نظر آنها که اندکی بیشتر مسائل «نگو» را می‌دانند، سعی در تعیین رابطه‌ای حساب‌شده با ولایت فقیه دارند. این می‌تواند البته از سوی بسیاری از توجیه کنندگان و حقوق‌بگیران، مثبت ارزیابی شود.

اگر گفتگوی آقای مهاجرانی با یک نشریه عربی درست ترجمه شده باشد، این چند خط را می‌توان نظر ایشان دانست:

مهاجرانی در پاسخ به این سوال که آیا جنبش سبز خواهان حذف ولایت فقیه است و یا نه می گوید: « جنبش سبز خواهان تغییر و درعین حال حفظ ولایت فقیه است. اما ولی فقیه باید در مقابل مجلس خبرگان [رهبری] پاسخگو باشد. ما معتقدیم که خامنه ای باید حساب پس دهد، زیرا در غیر این صورت خود را فراتر از مسایل جاری قرار می هد. لازم است که وی در مورد تمام تصمیماتی که اتخاذ می کند پاسخ دهد.»


مهاجرانی تاکید می کند که شعار عزل خامنه ای شعار نیروهای مسلمان جنبش سبز نیست بلکه این شعار عمدتا از طرف" نیروهای رادیکال" و بعضی "نیروهای حاشیه جنبش سبز مانند سلطنت طلبان، مارکسیست ها و مجاهدین خلق" مطرح می شود. وی در این مورد و در پاسخ به این سوال خبرنگار عرب که «چه کسی خواهان برکناری خامنه ای ست؟ و آیا جنبش سبز خواهان برکناری خامنه ای ست و یا خیر" می گوید: "خیر. این خواست بعضی نیروهای رادیکال است. رهبران جنبش سبز مانند موسوی و کروبی خواهان برکناری آیت الله خامنه ای نیستند.»

طبیعتا برای ناظرانی که فضای ۳۱ ساله کشور را دیده‌اند، اینکه نیروهای خواهان برکناری رهبری، و مخالفان ولایت فقیه گروه‌هایی محدود معرفی شوند، کسانی که رادیکال هستند، جای تامل بسیاری دارد. 

به عبارتی، گروه‌های معدود رادیکال، مقابل اکثریت خواهان حفظ ولایت مطلقه فقیه قرار می‌گیرند.

آیا جنبش سبز می‌تواند با وجود آنچه تا کنون دیده، به راه کسانی رود که چنین می‌گویند و می‌پویند؟ خوشبختانه من به هیچ سیاستمداری اعتماد نمی‌کنم، و ترجیه می‌کنم همان ناظر بدجنس باشم، کارتونیستی که می‌نویسد، نویسنده‌ای که کارتون می‌کشد. به نظرم اگر هر کسی کار خودش را انجام دهد، مشکلات مملکت کمتر شود...

ارزیابی این خبر:

4.03

Subscribe to comments feed نظرات (39 نوشته شد):

سارا در ۲۲ فروردین ۱۳۸۹
جنبش حاضر به دلایلی با رسیدن به مقصد فاصله دارد.
در حقیقت این جنبش با رهبری اقازاده ها و شاهزاده ها و رهبران سیاسی و سیاسیون پوشالی که راهبرد ها و تحلیل های سیاسی انها بار غلط و حتی مغرضانه بوده به جایی نمیرسد. و عدم دخالت مستقیم و حمایت فعال نبروهای خارجی نیز دلیل دیگری است که جنبش را به سویی میبرد که به جای تولید که فرد شاخص و یک رهبر جدید ،گروهی از افراد متعهد به خرد جمعی انرا اداره کنند و در عین حال همه انها به تداوم و پویایی و طراوت ان احترام بگذارند.
در حال حاضر هنوز چشم امید مردم به سخنان و رفتار افراد شاخصی است که حاضر هستند ولی وجود ندارند. و مرحله بعدی تکامل رسیدن به مقطعی است که کانون های خرد جمعی توسط افراد جامعه شکل بگیرد و تحمل چند صدایی برای تک تک افراد یک اصل فرض شود.
سیاستمداران فعلی فقط بلدند با جملات ساخته شده قدیمی بازی کنند و با خرج کردن ان منافع خود را تضمین کنند.
علی در ۲۲ فروردین ۱۳۸۹
فقط با یک روز به خیابان امدن یک میلیون نفر یا حتی کمتر و نشستن پشت در زندان اوین همه اینها فرار میکنند. ما مردم تنبل شده ایم پس به قول گنجی لیاقت همین حکومت را هم داریم. اینها بسیار ترسوتر از حاکمان قزاقستان هستند چون بیشتر دزدیده اند و حسابهایشان پر از پول است. جرات کشتن بیشتر از این هم ندارند اگر داشتند همه زندانیان را تا حالا کشته بودند.
دمکرات در ۲۲ فروردین ۱۳۸۹
13
آفرین به تو نیک آهنگ. به تو افتخار میکنم. اگر همه مثل تو بودند هیچ شیادی نمیتوانست دوباره سوارمان شود.چه بانوی دکتر روشنفکر هنرمند باشه چه مهاجرانی یا ...
karoun در ۲۲ فروردین ۱۳۸۹
دوست گرامیم نیک مرد .
اینکه برخی از دوستان هنوز نه زمان را درک کردند ،و نه مکان ،این به خود آنها بر میگردد .که شاید هنوز پی به کنه ،رویدادها ،فکری ،فرهنگی ،و اجتماعی نبرده اند.برخی ،که هنوز،در فکر زنده کردن و یا احیاء کردن جسم عالیلی،به نام ولایت ،و روح ذلیلی تحت عنوان ولایت فقیه اند ،که هم اکنون مرده ایست متحرک ،با دوپینک نیرهای سرکوب ،و سر خورده اش ،که ۲۹ خرداد با دست خود تیری به آسمان ولایت شلیک نمود،و از آرش به فرش آمد .اینکه به باور برخی از این آقایان از زمره آقای مهاجرانی و یا شاید تصوری نمایند که جنایاتی ، و کشتاری که به فرمان مستقیم علی خا منه ای،بوسیله پاسداران ، بسیجی ها در میهن صورت گرفت ،یک سو تفاهم بین ایشان ،و مردم هست ،سخت در اشتباهند .و یا شاید هم برخی ازاین دوستان به تازگی متوجه شدند که خانه از پای بست ویران است ،. انفجاربزرگ ۲۵ خرداد،و ترکشهای پس از ان تبلور ارزوهای نسلیست که بیش از ۱۰۰ صد سال مبارزه میکند.نسلی که دنبال این شعار هست،یک مملکت یک رهبر ،آنهم به رای ملت. از گفتهای آقای مهاجرانی ،و نوشتار اخیر آقای اشکوری،در مورد ان بدعت که منجر به برکناری آقای بنی صدرشد. می توان فرضیه ای ترسیم کرد،شاید در سرای قدرت خبرهای هست ، که احتمالا این دوستان بیشتر میداند . گزینش دو سناریو. نخست ،هماهنگی با علی خا منه ای ،کنار زدن احمدی نژاد ،سناریو دوم بازنشتگی سید علی،،فرستادن ایشان متولی چاه جمکران و جایگزین کرد، ،هاشمی ،و یا آقای خاتمی.در اینجا با توجه به اختلافات که از هفته پیش بین برخی از اصولگرایان ،در مجلس با احمدی نژاد ،شکل گرفته سناریو نخست بیشتر به نظر میرسد ..
میم در ۲۲ فروردین ۱۳۸۹
11
موافقم! صد در صد بلکه بیشتر!
یاد آن زمان به خیر که بر دیوار کوچه مان، این شعار را هر روز بیش از صد بار می خواندیم. من و تو به عنوان نسل "بارکش" ایران نمی توانیم بپذیریم که لولویی وجود دارد که باید مطیعش بود. نه من و نه تو تا بحال وزیر نشدیم، معاون وزیر هم نبودیم، با بنز ضد گلوله به مجالس آن چنانی آقایان _خدا را چه می دانی شاید هم خانم ها_ دعوت نشدیم. برای گرفتن زن دوم و غیره هم تو سری نخوردیم. نسل من باید درس می خواند تا از دیوار کنکور بالا برود، بعد باید خودش را در دانشگاه قایم می کرد که شامل حال طرح جبهه حق علیه باطل نشود و یا اگر شد، چطور زنده بماند. گاهی هم سئوال همیشگی مطرح می کردیم: شما انقلاب کردید، ما چرا باید جورش را بکشیم!!
روزی که حضور موسوی در انتخابات قطعی شد، نسل من دچار سرگیجه ی رعشه اور نظام زدایی نشد! نسلی که هنوز مقالات موسوی در روزنامه بسیار مردمی!!!! جمهوری اسلامی به یاد دارد، نمی دانست که دم خروس بهتر است یا قسم حضرت عباس! دقت کرده اید چرا مردم در خیابان فاطمی از پیاده روی که وزارت کشور قرار دارد نمی روند! موضوع ساده و تاریخی است. برای اولین بار در تاریخ در مقابل وزارت کشور بدحجاب کتک خورد! حالا نخست وزیر همان دوران می خواهد جای دیگری را بگیرد... شیخ اصلاحات که حتی نتوانست در مقابل سئوال های ساده و عامیانه احمدی نژاد کنترل خود را حفظ کند، سودای ریاست جمهوری داشت...
مشکل نسل من، چرایی کل ماجراست و نه چرایی آدم ها. احمدی نژاد عضوی از این جامعه است، فضای جامعه ای که دوستان گرامی فدایی ولایت فقیه آن را ایجاد کردند. خانواده ایی از جنس خانواده های ایرانی او را تربیت کرده. به او آموخته که می توانی در مقابل سئوال منطقی هر آن چه که در دهان داری بگویی، می توانی بخندی و از موضوع رد شی...
از ماست که بر ماست...
از این که می شنوم در این نسل تنها نیستم، خوشحالم! خوشحالم که فضای مسموم بین انقلاب و جنگ و استحاله ی سازندگی، نسلی را ساخت که کلاه بر سرش نمی رود.
موفق باشید!
m.query hala در ۲۲ فروردین ۱۳۸۹
بنده هم به عنوان یک ایرانی آزادی خواه از همان اول با جنبشی که ولایت فقیه رو به رسمیت بشناسه موافق نبودم. ولی افسوس که اکثر ما احساسی برخورد میکنیم و هر کی که یک کم از جمهوری اسلامی فاصله میکیره به مثابه فردی انقلابی میپنداریم.

به نظر من خنده داره اگه کسانی مثل موسوی و کروبی بخوان ولی خود را انکار کنند. اینها فقط خواستار حمایت خامنه ای از خود هستند و بس
Fatemeh در ۲۸ فروردین ۱۳۸۹
نه دوست عزیز
دچارسوءتفام شدید.اینهاخواستارخوشنوی روح امام راحل ازخودهستند.ازاول هم باخامنه ای مشکل داشتندنه ولایت فقیه.اینهاکلاازاول می خواستندسربه تن خامنه ای نباشد.حالابه جایش ننه جون کروبی هم باشدفرقی نمی کند
dena در ۲۲ فروردین ۱۳۸۹
میخو اهم این سوال را از آقای مهاجرانی" ببر و بدوز" بپرسم . آیا این مجلس خبرگان که قرار است خامنه یی یا هر رهبر دیگری به آنها جوابگو باشد ، خودشان از طرف مردم هر چهار سال با انتخابات آزاد و نه نظرات استصوابی انتخاب میشوند یا نه؟ اگر جواب نه است ، چرا نه ؟ آیا اینها مادامو العمر هستند، چون من، فرزند انقلاب، در طول حیات رای دهندگی نکبت باری که در ایران تجربه کردم، یادم نمیاید که به خبرگان رای داده باشم. اگر در قانون غیر اساسی و غیر مردمی ما ، خبرگان به رای چهار ساله مردم انتخاب میشوند( که فکر نمیکنم این طور باشد )، ممکن است که ایشان کرده و توضیح دهند که رهبر و ولایت فقیه چکاره است وقتی قرار است به خبرگان منسوب مردم تاسی کند , چرا همان خبرگان وظیفه ولایت فقیه را انجام نمیدهد. تا جای که میدانیم کشور رییس سه قوه را دارد که حداقل دو تا از آنها ظاهر با نظر مردم انتخاب میشوند. این ولایت فقیه از نظر اجرایی در کشور چه کاره است؟ اگر جواب ایشان این است که این مقام نقش نظارتی بر سایر ارکان دارد,
۱- چرا رای و نظر مردم نیاز به نظرات دارد؟ آیاعموم مردم صغیر و بیکفایت هستند؟ آیا ایشان قرار است نظر مردم را تایید کند یا رد؟ مردم نیازی به تایید نظرشان ندارند. رد نظر مردم هم که همان استبداد و دیکتاروری است.
۲- بالفرض هم که قبول کنیم ۷۰ میلیون آدم، منحرف میشوند و یک نیروی بالاتر ( با ضریب هوشی زیر ۷۰ ) باید حرف نهایی را بزند و مردم را به راه راست بیاورد، باز هم سوال این است که ان ارگان ناظر چرا خود خبرگان انتخاب شده به وسیله مردم نیست؟
ممنون از خودنویس که این منجلاب را هر از گاهی به هم میزند، شاید که بوی گندش بینی ایرانیان عزیز را هر از گاهی آزار داده و آنها را به خود بیاورد.
سعید در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
13
همه آن مردمی که در خیابانها بودند و شعار می دادند و یا جوانانی که از جان خود گذشته بودند و در حال فریاد زدن بودند شعارشان نابودی ولایت فقیه بود. حالا چطور همه آن مردم شدند اقلیت و شما پفیوزها در لندن و پاریس و امریکا شده ایید اکثریت؟
مریم در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
آفرین سعید عزیزگل گفتی! بعضی از این خارج نشینان بیدرد مثل مهاجرانی، ابراهیم نبوی، سلطنت طلبان، مجاهدین ضد خلق و امثال همین آقای نیک آهنگ نشسته اند خارج در حاشیه امن و از سرمعده برای جنبش سبز مردم ایران نسخه میپیچند اگر مرد هستید دو روز بیائید ایران و در یکی از این تظاهرات ها شرکت کنید! یک موی موسوی و کروبی می ارزد به صد تای شما حرافان بیعمل ! معلومه حتی صحبتهای این دو بزرگوار را هم درست نمیخوانند و یا اینکه نمیفهمند وهیچ درکی هم از سیاست و جنبش های مردمی ندارند. بیشترین ضربه را به جنبش مردم ایران همیشه همین تیپ افراد زده اند. چرا باید خزعبلات امثال مهاجرانی را بپای موسوی و کروبی بنویسند؟!! از خون شهدای جنبش سبز واز روی زندانیان آن شرم نمیکنند؟!!
سعید در ۲۴ فروردین ۱۳۸۹
-2
خانم مریم لطفا از دیدگاه من سواستفاده نکنید. از طرز نوشتن و فکرتان معلوم است که شما هم جز دسته مهاجرانی هستید. منظور من نیک آهنگ نبود. منطور من موسوی و دار و دسته اعزامی به خارجش مانند مهاجرانی بود. مردم و جوانان کشته-شکنجه و ... شدند تا به آزادی برسند نه اینکه موسوی رییس جمهور شود و به دوران طلایی خمینی ملعون برگردد.
علی در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
شارلاتانهایی مانند موسوی-خاتمی-مهاجرانی و نوچه های آنها مانند مسعود بهنود، دلقک بدکاره ابراهیم نبوی، فرخ نگهدار و... از همان اول هم می خواستند جنبش مردم را به بیراهه بکشانند و به دوران طلایی!!! خمینی برگردند. مردم ایران باید یکبار و برای همیشه تکلیف خود را با این جماعت شیاد و خودفروخته معلوم کرده و آنها را از صحنه سیاسی ایران بیرون کنند.
حسین در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
درود بر شما آقای نیک آهنگ که درد دل ما گفتی. افرادی مانند مهاجرانی از ماموران خامنه ایی هستند که به همین قصد روانه خارجه شده اند تا فضای سیاسی خارج را مسموم کنند و برای افرادی مانند موسوی که دلش برای دوران امامش لک زده است، تبلیغ کنند و برای مدتی دیگر مردم را فریب دهند.
امیر در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
آقای نیک! چرا از موسوی نمی گویید که مرتب می گوید ما می خواهیم به دوران خمینی بازگردیم. دوران سیاه خمینی که یاداور کشتار، شکنجه، جنگ، اعدام، تجاوز و........است. مهاجرانی شاگرد موسوی و خاتمی است. اگر این سالوس حرفی می زند در اصل از جانب آنها این حرف را می زند.
محسن در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
آقای نیک ما از شما توقع داریم رادیکالتر درباره این جماعت بنویسید و بکشید. وقت تنگ است.
در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
-4
باز هم صفر و یک دیدید
متاسفم
ما تا یکی را سیاه سیاه ببینیم و سفید نشدینی
همین جور بدبختیم
siamak در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
من کاری به شخص خاصی ندارم.
ولی به نظر شما سیاست مداران فعلی ما چه نمره ای در کارنامه خود دارند؟
باید چند غلط داشته باشند تا تجدید یا مردود شوند؟
و ایا این نسل جدید نیز از انتقاد مصون است؟
در ضمن به نظر من دید فراگیر باید بعضی مواقع ۰ و ۱ باشد و بعضی مواقع با صبر و اغماض.
شغل جدبد ما شده توجیه اشکالات اینها .
حیدر سعادتی در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
آقای نیک آهنگ رادیکالتر نوشته اند برای نمونه شما را ارجاع میدهم به مقاله ایشان در رابطه با علوی تبار اصلاح طلب سبز شده که قبلا بازجوی زندان شیراز بودن البته این روشنگری مختص یه ایشان نیست و نبود و قبل از ایشان کسان دیگری گفته بودن اما مورد توجه آقای نیک آهنگ نبود و مدتی هم بدنبال همین جماعت یودند. بخاطر همین است که ایشان امروز ترجیح میدهند به هیچ سیاستمداری اعتماد نکنند. بنابراین اگر این روش را برای دیگران هم قائل باشم خوب حالا حالاها مونده تا همه بپذیرند که رژیم دجاله خمینی با تمام دارو دسته اش چه داخلی و چه خارجی منفور است اصلاح پذیر نیست و باید سرنگون شود.در مقابل میبنیم مقاومت مردم همان دسته پیشرو و خون خروشان آنها باعث آگاهی میگردد تا جائی که سفیز رژیم استفا میدهد و کاریکاتوریست روزنامه صبح دست به افشاگری زنده باد مردم و مقاومت مردمی زنده باد انسانهای باشرافت
sabz در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
جناب علی اگر ممکن هست ؟؟ انهای که در پیشگاه صدام حسین چمپاته زدن هم نام میبردی ،که دو ده به ولایت صدام حسین اقتدا کردند،
salam در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
بزرگترین اشتباه مهاجرانی اینه که داره مردم رو دسته بندی میکنه و سعی میکنه از طرف مردم صحبت کنه، و آقای نیک آهنگ اگه فکر میکنید بعضی از انتفادات شما داره باعث تفرقه میشه، خواهشا یه مرزی برای بدجنسی بذارید،
مهدی در ۲۴ فروردین ۱۳۸۹
مهاجرانی اشتباه نمی کند بلکه دارد خط و خطوط طرح شده را پیش می برد. ولی کورخوانده است.
در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
-8
بهتر نیست یه مدت استراحت کنی و بعد برگردی و فقط نقاشی با شرح بکشی؟
ص. در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
سلام بر نیک آهنگ گل
کلامت سرشار از سادگی و صداقت است. قبول. در مورد مهاجرانی هم که رهبر خودخوانده یا بهتره است بگوییم نماینده ی خود خوانده ی رهبران جنبش سبز است حرفتان را قبول دارم. ایشان و امثال ایشان نمی توانند صدای خود را صدای اکثریت مردم بدانند. با تجربه ی ۳۱ ساله ی ما ایرانیان دیگر حتی بسیاری از کسانیکه به نظام اسلامی اعتقاد هم داشتند باور کرده اند که شستشوی مغزی کثیفی را از سر گذرانده اند و قدر متیقن خواهان حکومت ولایت فقیه نیستند. اما در مورد رهبران داخل نمی توان و نباید هم توقع داشت پا را از این حد فراتر بگذارند. فراموش نکنیم اینها در داخل همین سیستم دارند برای بهبود وضع --که طبعا منافع شخصی و گروهیشان هم در گرو آن است-- فعالیت سیاسی می کنندو انصافا آقای کروبی و موسوی بسیار خارج از حد انتظار ما دارند نظام را نقد می کنند و بر سر مواضع اصلاح طلبانه پایداری می کنند. درست است که ما به سبب نبود رهبری منسجم و سازمان یافته دچار مشکلاتی هستیم ولی نباید این مشکلات را از این ببینیم که این دو رهبر چرا رسما اعلام برائت از ولایت فقیه نمی کنند. اینها هنوز در درون همین نظام دارند عمل سیاسی میکنند. و در پایان از همه کسانیکه از تغییر مواضع و سخن افرادی چون موسوی و کروبی نسبت به ۲۰ سال پیش انتقاد می کنند و آنها را به بد ترین فحش ها می نوازند می پرسم آیا شما در طول بیست یا سی سال اخیر تحول وتغییری در اندیشه ها و افکار و اعمالتان نبوده است؟ اگر در مورد شما نبوده به بسیاری از سیاسیون مخالف مانند مارکسیست ها و کمونیست ها و فدائیان نگاه کنید که آن روز افکاری بسیار مخوف تر از امروز آقای خامنه ای داشتند و همهگی شان امروز افکاری دمکرات دارند. بیایید کمی واقع نگر و منصف و کمی بیشتر ادب دان باشیم.
sha*******@gmail.com در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
با درود بر تو نیک آهنگ گرامی
من نمیتوانم بفهمم که چرا همیشه برخورد ما باید با دیگر ملتها متفاوت باشد؟طعنه،نیش و کنایه به کسی که نظرش رو میگه!
تو هم استراحت نکن عزیزم بلکه بنویس، بکش، حرف بزن و پیش برو که دیگران سالهاست با به نعل و میخ زدن همچنان در جا میزنند!
tala در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
نمیشه همه چیز را یک شبه بنا نهاد
خاتمی اولین پله برای رسیدن به کمال مطلوب بود ، موسوی و کروبی هم پله های بعدی بودند، آرمان گرایانه برخورد کردن با مثل واقعی کامی از شما بعید است

از نظر شما چه کسی قابل اطمینان هاست
حتا همین آقای بنی صدر ، اول انقلاب بسیاری از عاملان حکومت قبلی را بیگناه کشتند آیا ایشان ، حرفی یا مخالفتی داشتند ؟
کورکورانه قدم برداشتند غلط است
اما حالا باید قدرت نا مسول را از بین برد
sanam در ۲۴ فروردین ۱۳۸۹
من بعدا برایت می نویسم ... اما الان اینو می نویسم ...اما کاملا دوستانه می نویسم .... من کارتون هایت را دوست داشتم ، به خاطر فکر خوبی که پشت اون ها بود ... نه به خاطر نقاشی ... اما کم کم دارم به این نتیجه می رسم که فکر خوبی پشت کارهایت نیست ، یا حداقل خیلی نیست .... ناراحتی من از کارتون کذایی ات، نه به خاطر انتقاد به کسی بود ، بلکه انتقاد خیلی خوب هست ، نکته این جا بود که "انتقاد تو اصلا وارد نبود" .... به نظرم "فرق انتقاد و تهمت" یک جایی هست که در اون کارتون بود .... واگر نه من هم یک سبز دوستدار موسوی هستم که خودم هم گهگاه انتفاداتم رو می گم و اون، و هیچ کسی رو معصوم نمی دونم ..... اما اگر یک عده از انتقاد شما ناراحت بشن ، می گی : "چشمشون رو بستن" !!! و فکر نمی کنی که شاید به نظرشون "این انتقاد ناوارد بوده" ، آیا وقتی باب انتقاد باز شد ، هر چیز ناواردی هم خوب هست ؟ مثلا این که "نیک آهنگ نباید دامن بپوشه " چه جور انتقادی هست ؟! و اگر کسی با این حرف مخالفت کنه ، تو می گی داره نیک آهنگ رو می پرسته ؟؟؟؟؟
1 2 next مجموعه نتایج: 39 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید