ادب مرد، به از دولت ۳۱ ساله و غیره
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
خواندن کامنتهایی که بر گفتگوی آقای بنیصدر گذاشته بودند برایم جذابیت داشت، البته نه از نوع مثبتش! طبیعتا بسیاری از نیروهای سیاسی چپ از ایشان دل خوشی ندارند. طرفداران هاشمی و موتلفه نزدیک به گرایشهای «حزب جمهوری اسلامی» هم همینطور. اما دیدن نخستین رئیس جمهوری برای من این ارزش را داشت تا کسی را از نزدیک ببینم که از افسران ارتش تعریفش را شنیده بودم. افسری که مدعی بود در روزهای آخر حضور بنیصدر در جبهه، کنارش بوده و دیده بود که در شرایطی که بخشی از ارتش حمایتش میکرده، حاضر نبوده وسط جنگ علیه کسانی که بعدها«کودتاچیان» میخواند کاری کند، چون کشور درگیر جنگ بود و نباید به خاطر درگیری سیاسی، کشور را عملا در اختیار دشمن گذاشت. این سوال را از بنیصدر نکردم، نمیخواستم وقت گفتگو را بیخودی بگیرم. دیدن کسی که هر وقت میخواهند دولتی را در ایران تضعیف کنند، میگویند رئیسش دارد به راه بنیصدر میرود! من یک ایراد بزرگ دارم. طرفدار هیچ سیاستمداری نیستم! مدتی اشتباهی طرفدار جماعتی شدم، اما به قول سعدی علیهالرحمه، یار ناپایدار، دوست مدار... من به خاطر بنیصدر دو بار کتک خوردم! یکی در کلاس پنجم ابتدایی که روی تخته، سعی کردم کاریکاتورش را بکشم، اما همکلاسیهای اهل نورآباد ممسنی، دمار از روزگارم برآوردند... یک بار وقتی در شیراز، زمانی که کلاس اول راهنمایی بودم، به خاطر چسباندن عکسش روی دیوار از طرفداران آیتالله دستغیب کتک خوردم.
اما گذشته از همه این حرفها، دیدار بنیصدر یک نکته جذاب برایم داشت. در باره گذشته از او سوال کنید، پاسخ میدهد. در باره زمان حال نیز، اما لطفا از افرادی که در مجلس اول او را از قدرت به واسطه بازی ولی مطلقه فقیه از قدرت ساقط کردند، بپرسید که آیا کارشان در به نفع دموکراسی بود؟ بپرسید که بر فرض نمایندگانی چون دکتر محمدی گرگانی، یا یوسفی اشکوری چه برداشتی از آن فضا داشتند؟ بپرسید که نمایندگان جوان شیراز و اردکان که امروز طرفدار رفرم و جنبش هستند امروز چه میگویند؟
برای من تنها یک نکته اهمیت زیادی دارد، گرچه نمیشود در هر گفتگو به اندازه دو یک کتاب پرسید، و هدف ما هم چالش نبود. یک دیدار ساده و گپ و گفتی کوتاه.
با این همه آرزو میکنم همه کسانی که بعدها به خیمه اصلاحات وارد شدند، بگویند که چطور تحت تاثیر آیتالله خمینی و بازی هاشمی رفسنجانی بلایی سر دموکراسی آوردند که امروز چوبش را میخورند؟
همان افسر ارتش میگفت که نباید از همزمانی عزل بنیصدر و کشته شدن دکتر چمران در جبهه به راحتی گذشت. به نظرم برای شناخت علل انحراف جمهوری اسلامی از راهی که مدعی بود دارد میرود با همه حرف زد. از دل حرفها هزار و یک نکته بیرون میآید.
حرفهایی که برای نسل جوانتر معین میکند دنبال چه کسانی برود. کسانی که پاسخگو نیستند و فقط با چسباندن یک عکس آیتالله خمینی در جایی از خانه، خود را اهل مقابله به آیتالله خامنهای نشان میدهند، یا نه، کسانی که میخواهند پاسخگوی کارهای خود در ۳۱ سال گذشته باشند، بگویند کجاها را خطا رفتند، و چه دلایلی دارند برای آنکه باز نه خود، و نه مردم را به همان چالهها و چاهها نکشانند.
مهم است که ناظرانی بیطرف باشیم. نه مثل بعضی همکاران طرفدار این جبهه یا آن که در مناظرههای تلویزیونی عملا طرف یکی را میگیرند و کک کسی هم نمیگزد، اسمش را هم میگذارند برنامه سازی متعادل.
مهم این است که پاسخ غیر مصلحتاندیشانه سیاسیون را بشنویم. در پاریس که بودم، دوستی که هم برای رسانهها قلم میزند و هم بانگ جرسش شدیدا به گوش میرسد، معنای تعهد رسانهای را جوری برایم تعریف کرد طبیعتا با مفاهیم این طرف نمیخورد؛ فکر کردن به نتیجه سیاسی انتشار خبر، نه انعکاس و پیگیری مستقل مطبوعاتی. خب این همان تعریفی است که در رسانههای رنگی، بسیاری پذیرفتهاند و از آن دنبالهروی میکنند.
آیا میتوانیم رسانههایی متکثر و در عین حال بیرنگ داشته باشیم؟
Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):
من پیش از این خیلی داده ساده گفتم ،مشکلی که هنوزحل نشده ،همان پدیده زشت است ،عدم اعتراف به اشتباه ،تکلیف چپها روشن بود ،عدم استقلال ،قربانیان جنگ سرد ،اگر پدیده ای که سال ۸۹ اتفاق افتاد سال ۷۹ اتفاق می افتاد،شاید جریان چپ به این روز نمی افتاد ،گر چه قربانیان اصلی هم آنها بودند .اما دوستان و طیفی که مرحله به مرحله بزور و یا توطعه،از قطار به بیرون پرت شدن ،جای بسیار تاسف که آقای اشکوری هنوز ،بر باورهای پیشین است ،در مورد آقای بنی صدر ،به باور من جریاناتی که در ان مقطع از ایشان حمایت نکردندن ،به تاریخ یک عذرخواهی بده کارند.و متاسفانه بر خی از آنها هم هنوز ،از مرحوم خمینی به عنوان عارف بزرگ یاد میکنند .
بنی صدر یک مبارز واقعی بود. اشکوری و سروش و کدیور و مهاجرانی بعد از سی سال یک پاسخ قانع کننده در مورد آن سالها ندادن و بعدش ادعای روشنفکری هم دارن. خیلی متاسفم وقتی برخورد آقای اشکوری را با نوشته جوانی مثل شکوهی که مشخص بود نیت بدی نداشته اینطور سطحی می بینم و به جای اینکه پاسخ سئوالاتش را بدهد او را تحقیر می کند که جوانی و ناآگاهی.
این را من بعنوان یک برادر دلسوز ایشان می گویم نه کسی که دشمنش است. این بی تجربگی و احساساتی بودن برای آینده اش خطرناک است.
روز گذشته، رکسانا صابری خبرنگار ایرانی-آمریکایی که در زمستان گذشته (دی ۸۷ تا اردیبهشت ۸۸) بیش از صد روز - بعضا در سلولهای انفرادی بخش ۲۰۹ اوین - مهمان برادران مهرورز بوده است بمناسبت انتشار کتاب جدیدش "میان دو جهان" مهمان بسیاری از شبکههای خبری و رادیو تلویزیونی ایالت متحده آمریکا بود.
صابری که در طول مدت اقامتش در مهمانسرای اوین در اثر " کار و همّت" برادران وزارت پرده از روی ابعاد هولناک هدفها و روشهای جاسوسیاش برای سازمان سیا برداشته بود هنگامی که با سوال "بکی اندرسون" خبرنگار کارکشته ( و لابد آنهم جاسوس ) سی ان ان در باره سلول انفرادیاش ربرو شد خود را بکلی باخت و شاید ناخود آگاه اعتراف کرد که مدتی هم در یک سلول انفرادی ۹ در ۷ در بخش خوشنام ۲۰۹ اوین مهمان بوده است.
بلافاصله بعد از این اعتراف "هولناک" تلویزیونی، در آن سوی جهان برادران محترم اطلاعاتی، در محافل خصوصی و عمومی خود و نیز همکاران محترمشان در سایتهای بسیار معتبر معتمد "رجا نیوز" " جهان نیوز"، "خبر آن لاین" و...با یک سلسله عملیات خارق العاده و با استعانت از شعار مقدس " کار مضاعف " "همّت مضاعف" و نیز "اشراف فوق العاده " اطلاعاتی خود که تا بحال بارها موجبات حسادت سازمانهای جاسوسی بزرگ دنیا همچون سیا، موساد،ام آی ۶، و... را فراهم آورده است کشف کردند که رکسانا صابری در یک سلول ۶۳ متر مربع ی در اوین مهمان بود و از روی خباثت ذاتی که این جاسوسان همگی به آن دچارند، ابعاد سلول انفرادی را به دشمن صهیونیستی و امپریلیسم جهانخوار لو داده است.
ظرف کمتر از ۱۲ ساعت از افشای این سّر بزرگ مملکتی تمامی سایتهای همت مضاعف و کار مضاعف ی از رجا نیوز گرفته تا فرارو و الف یک صدا و با تیتری کاملا مشابه - ضمن یادآوری مجدد مساحت سلولی که خانم صابری در آن مهمان بوده- این عمل ضد انقلابی و ضد ولایت فقیهی این خانم را به شدت محکوم کردند بدون اینکه حتی یکی از این برادران به این فکر بیفتد که "کدی" که خانم صابری در مصاحبهاش با سی ان ان داده است بر اساس مقیاس فوت است نه متر و ابعاد سلول مورد اشاره ۹ فوت در ۷ فوت یعنی - در مقام تبدیل به متر- ۲۷۰ سانتیمتر در ۲۱۰ سانتیمتر بوده است.
تفاوت وحشتناک ۶۳ متر مربع ی که برادران " جان بر کفّ " از صحبتهای خانم صابری برداشت کرده اند با واقعیت- آنهم نسبی- ۵ متر و نیمی مساحت سلول مذکور نگارنده این سطور را که خود مدتی - البته طولانی تر از خانم صابری و یا آقای بهاری - در همان سلولها مهمان آقایان بوده است به حداقل دو نتیجه گیری شگرف و بعید رهنمون شده است:
۱- یا برادران محترم وزارت و کارشناسان اندیشمند مامور " برخورد" با خانم صابری،مانند مورد آقای بهاری، مفتون واله و شیدای" نیو جرسی" و هر آنچه در آن است! ( آخر خانم صابری هم متولد نیو جرسی است و هم محلی که از آنجا این مصاحبه افشاگرانه با سی ان ان را انجام داده اند بسیار نزدیک به نیو جرسی است) هستند که هر چه از اطراف و اکناف نیو جرسی میرسد در آن جز خیر و برکت و بزرگی نمیبینند ( فوت ۳۰ سانتیمتری را متر ۱۰۰ سانتیمتری میبینند و میشنود!)
۲- و یا اینکه خانم صابری واقعا مامور وزارت اطلاعات است چرا که هنگام صحبتهای تلویزیونی خود با خانم اندرسون در دو مورد ۲ فوت به برادران وزارت اطلاعات تخفیف اضافی داده است.
یکی در طول که ۷ فوت طول سلول را غیر مسئولانه ( یا با هدف خدمت به برادران مهرورزش) ۹ فوت اعلام کرده و دیگری در عرض ۵ فوتی سلولهای بخش ۲۰۹، که ایشان ۷ فوت گفتهاند مگر اینکه اخیرا وزارت اطلاعات از شهرداری تهران مجوز تراکم بیشتر برای سلولهایش گرفته باشد که ما بیخبریم و تازه این توجیه هم چیزی از عمق خباثت خانم صابری نمیکاهد که:
اولا با اعلام ابعاد سلول انفرادی، انهم با ۳۰% اضافه بر وضع موجود،
و ثانیا با کمال بیشرمی، اعلام این ابعاد با استفاده بدون مجوز از واحد اندازه گیری شیطان بزرگ ( فوت) و نه واحد متریک،
موجبات ذوق زدگی ناشی از دست پاچگی و نهایتاً شرمساری و خجالت زدگی سربازان گمنام و البته بیسواد و ابله را فراهم آوردهاند.
جای صدام و عراقی ها را با بانی صدر و مجاهدین آوازی گرفته بودند
حالا از ته قالب خوش حالم که عاقبت خودشان در این مشکل که خودشان ساختند گرفتار هستند
بیچاره مردم
جای صدام و عراقی ها را با بانی صدر و مجاهدین آوازی گرفته بودند
حالا از ته قالب خوش حالم که عاقبت خودشان در این مشکل که خودشان ساختند گرفتار هستند
بیچاره مردم
به قول شمادیدن کسی که هر وقت میخواهند دولتی را در ایران تضعیف کنند، میگویند رئیسش دارد به راه بنیصدر میرودارزش داشت .راستی چرا ؟به نظر من بنی صدر تنهایک شخص نیست بلکه تبدیل به نمادی یا محک شده است که مواضع سیاسی با مواضع او مقایسه میشود گر چه شخصی مثل آقای خاتمی هرگز به صراحت بنیصدر موضع نگرفته است ولی در دوره اصلاحات با بنیصدر مقایسه میشد اگر به گفته ها ونظرات آقای بنیصدر در اوایل انقلاب مراجعه کنید میبینید آنچه بنیصدر در آنزمان میگفت کم کم وقطره چکانی از زبان اصلاح طلبان جاری میشود من به دو نمونه اشاره میکنم:روزگاری بنیصدر گفت کار رادیو و تلویزیون مداحی و فحاشی است ،معضلی که آقایان موسوی ،کروبی و خاتمی تازه دریافته اند.سخن دیگر بنیصدر در مورد قوه قضاییه بود که گفت :اگر قاضی خود مدعی است دادرس خداست.امری که آقای رفسنجانی کم کم حس میکند .موفق باشید
شاهپور بختیار
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید