سکولاریسم افسارگسیخته | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (36)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

سکولاریسم افسارگسیخته

۱۶ فروردین ۱۳۸۹ داریوش سجادی


عطف به آخرین اخبار رسیده از جهان سکولار، اکنون به صراحت می‌توان حکم بر افسارگسیختگی این نحله فکری مُعوّج داد.

هفته گذشته خبری با مضمون زیر بر روی خروجی برخی از خبرگزاری‌های رفت:

«یک کمیسیون پارلمانی در فرانسه پیشنهاد کرده که است که حجاب‌های اسلامی که صورت زنان را می‌پوشاند، در بسیاری از اماکن عمومی ممنوع شود.»


این کمیسیون ویژه با ارائه گزارشی مفصل، به پارلمان توصیه کرده است که حجاب هایی مانند نقاب و برقع در بیمارستان‌ها، مدارس، ادارات دولتی و وسایل نقلیه عمومی ممنوع اعلام شود. در این گزارش آمده است، دولت فرانسه به افرادی که علائم دینی "افراطی" از خود نشان می دهند، اقامت دائم یا شهروندی این کشور را اعطا نکند.

کمیسیون پارلمانی فرانسه چنین پوششی را معضلی برای فرانسه، نماد ستم علیه زنان و غیرقابل قبول دانسته و گفته است، ملزم کردن زنان به پوشاندن صورت با اصول سکولاریسم و برابری مغایرت دارد. این در حالی است که منتقدان این نظر را رد می کنند و می گویند، زنانی که از نقاب و برقع استفاده می کنند به طور آزادانه و بر اساس اعتقادات دینی صورت و بدن خود را می‌پوشانند.

منبع خبر ـ سایت فارسی BBC
 

اکنون با توجه به خاستگاه فرانسوی سکولاریسم و بلکه لائیسم می‌توان حکم افسارگسیختگی سکولاریسم را به اعتبار وطن اروپائی اش تسری به کل جهان سکولار داد.

مضمون مختصر و مفید پیشنهاد کمیسیون پارلمان اروپا عبارت از آن است که:
 

در سکولاریسم، زنان باید برای پوشش هر اندازه عریان تر و حضور هر اندازه جلوه گرانه تر در عرصه عمومی مختار و آزاد باشند اما در همان جامعه چنانچه زنی بنا بر هر دلیل خواسته و آگاهانه مایل نباشد در عرصه علنی جامعه از زیبائی و فیزیک و جاذبه تنانه اش حظ و بهره بصری سکشوال به دیگران برساند و عرصه عمومی را آگاهانه و عامدانه و مخیرانه محروم از جاذبه ها و جلوه گری زنانه خود برای نظربازان کند، چنان زنانی بنا بر فتوای جدید مفتیان سکولار از آزادی نوع و انتخاب پوشش در عرصه عمومی محروم خواهند بود.
 

با توجه به ماهیت حجاب در ادیان که ناظر بر قانونمند کردن کشش و جاذبه ذاتی سکس زنان نزد مردان است، کمیسیون اروپا به زبان بی‌زبانی در حال دادن این امریه به زنان است که شما زنان آزادید تا به هر شکل که می‌توانید به جامعه مردان لذت بصری تنانه برسانید اما حق ندارید مردان را از چنین حقی در عرصه علنی محروم کنید.

عبارت خلاصه‌تر این فتوا آن است که:

در سکولارسیم دین نباید و حق ندارد در حکومت دخالت کند اما حکومت باید و حق دارد هر آینه که لازم ببیند در دین و تقیدات دینی شهروندان دخالت و امر و نهی کند.

مفتیان سکولار ظاهراً به خیام ایرانیان تأسی و با اندکی تغییر استدلال کرده‌اند که:
 

رخسار و جمال آن مه مهرانگیز

کآراسته است به سنبل و عنبر و بیض

پس حُکم نمی توان چنان کرد که مستوره شود

این حکم چنان بُـوّد که کجدار و مریز!
 

سال‌ها پیش که مرحوم کیومرث صابری هنوز در قید حیات بود، روزی و در مراسمی که توفیق مصاحبت با ایشان حاصل شد به طعنه خطاب به ایشان گفتم:
 

«راه حل بدحجابی و مرتفع کردن اصرار برخی از زنان بر حضور جلوه گرانه در سطح شهر نزد من است و آن اینکه دولت در یک اقدام انقلابی همه مردان را کور کند!»

نکته رفتارشناسانه در این راه حل بظاهر ملاحت آمیز آن بود که همه اصرار برخی از زنان بر حضور جلوه گرانه در عرصه علنی جامعه متکی بر وجود بازار مصرف است!

به عبارتی همان قدر که بزرگان قائل به آنند: مستمع، متکلم را سر شوق می‌آورد. در بحث نیاز جلوه گرانه زنان نیز باید گفت: «این منظر است که در خلوت و جلوت ناظر را سر شوق می‌آورد!»


طبعاً چنانچه در فرض محال جامعه‌ای را تصور کنیم که در آن جمیع مردان نابینایند، می‌توان مطمئن بود در چنان جامعه‌ای حتی یک زن نیز نمی‌توان یافت که اصراری بر حضور جلوه گرانه در عرصه علنی داشته باشد.

همه طنازی و دلبری نسوان بمنظور بُردن دل مجنونان است ولی بانوان که برای یکدیگر خودآرائی و دلربائی نمی‌کنند!

کمیسیون اروپا نیز با علم بر چنین واقعیتی است که زیاده خواهانه و با زبان بی‌زبانی در حال دادن این پیغام به جامعه زنان با حجاب است که:
 

شما حق ندارید ما را از لذت رویت خـُلل و فـُرج و تن و بدن تان محروم کنید!
 

-------------

* خودنویس تنها منتشر کننده این دیدگاه است.

ارزیابی این خبر:

1.77

Subscribe to comments feed نظرات (21 نوشته شد):

در ۱۶ فروردین ۱۳۸۹
بدون شرح: http://www.youtube.com/watch?v=dG_xHi7E5OQ
در ۱۶ فروردین ۱۳۸۹
این یارو رسما دیوانه است
در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
شک نکن که هست. منتها چون بیازاره تو جامعه ول هست.
داریوش سجادی در ۱۶ فروردین ۱۳۸۹
-12
جناب کوثر
دیوانه رسمی دیگر چه صیغه ای است؟
در ضمن علی رغم آنکه بارها به مخاطبان تان توضیح داده اید خود نویس محلی برای تضارب و تعاطی افکار و آراست چرا لازم دیده اید استثناً ذیل این مطلب متذکر شوید:
خودنویس تنها منتشر کننده این دیدگاه است
مگر خوانندگان تصوری غیر از این داشته اند و یا قرار بوده غیر از انتشار کار دیگری نیز با این مطلب صورت پذیرد؟
گذشته از آنکه چرا این مطلب برخلاف سنت گذشته در صفحه اول خود نویس نیآمده؟
اینجانب که اصراری بر تحمیل خود به سایت خودنویس نداشته و از روز نخست نیز طی ایمیلی که بیم ما رد و بدل شد به شما گفته بودم با پذیرش تفاوت و بلکه تعارض و تناقض بین عقاید مان باید یه استقبال مطالب بنده بروید در غیر این صورت بنده نیز اصراری نداشته و شما نیز لازم نیست احیاناً خود را در رودربایستی قرار داده و از سر اجبار مطالب اینجانب را منتشر کنید
ظاهر امر نیز نشان داده و می دهد اغلب خوانندگان سایت شما قشر خاصی هستند که بعضاً مایلند صرفاً مطالبی را بخوانند که منطبق با ذائقه و سلیقه شان است
به هر حال پیشنهاد می کنم در هیچ مقطعی از زندگی خود را اسیر تعارفات احتمالی نکرده و با یک نه ابتدائی از شر نُه ما عذاب کشیدن برها شوید
sal*****@gmail.com در ۱۸ فروردین ۱۳۸۹
-6
خودنویس تمامی سعی خود را می‌کند که شعور خوانندگان را نادیده بگیرد.
تمامی سعی خود را می‌کند تا شب‌هنگام، وقتِ خسبیدن با خیالی آسوده به این فکر کنند که «امروز هم توانستیم با آزادی کامل دروغ‌های مربوط به جمهوری اسلامی ایران را منتشر کنیم»، بعد به خودشان گوش‌زد کنند «حالا اگر دو نفر هم در نقد تفکر ما مطلبی گفتند، توانستیم با حاشیه‌های روشن‌گرانه‌ی خود غبار شبهه‌افکنی را از آن‌ها برگیریم»
در ۱۹ فروردین ۱۳۸۹
میشه یک بار دست از شعار دادن و قلمبه سلمبه گویی های پراکنده که تخصص محمود است، برداری و با منطق و دلیل و شاهد و برهان حرف قانع کننده بزنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟باور کن ۶۰ میلیون مردم داخل ایران و شش میلیون خارج از ایران که میخوان سر به تن محمود و سید علی و مصباح و مشکینی و و ... نباشد، از کسی پول نگرفتند که برای جمهوری اسلامی دروغ بسازند. یعنی چنین چیزی امکان ندارد. فقط ممکن است شستشوی مغزی داده شده باشند. سعی کن با استدلال و دلیل و علم و شاهد تاریخی از اشتباه به درشان آوری. هزار بار هم بهت گوشزد کردن که اینجا فضای تسخیری نیست یا مسجد یا کهریزک.مردمی هم که باهاشان طرفی مثل سید علی نیستند که نه دانشگاه رفته نه یک کلمه علم اقتصاد و سیاست خوانده . ضریب هوششان هم مثل سید علی و محمود زیر ۵۰ نیست. پس اگر از پس گفتگوی متمدنانه بر نمیای، جمش کن. ضمنا یک بار حرف درست زدی. خودنویس واقع شعور همه خوانندگان را در نظر نمی گیرد .
sal*****@gmail.com در ۱۹ فروردین ۱۳۸۹
-4
‎در همین ۱۰-۱۲ خطی که به خودت زحمت دادی بگرد دنبال نمونه‌های بی‌دلیل و مدرک صحبت کردن. بگرد دنبال توهین کردن‌هات.
مرا همین بس.
در ۲۰ فروردین ۱۳۸۹
اگر کسی از این ۱۲۰۰۰ خط دلیل و مدرکی که در جواب این مقاله آورده شده چیزی نفهمد، هیچ وقت نمیفهمد. پس به خودت زحمت بیهوده نده و به شمردن مگسها ادامه بده. ضمنا در متن فوق هیچ توهینی به کسی نبود. اگر توجه فرموده بودید ، جمله خودتان در مورد اینکه" خودنویس شعور خوانندگان را ارزیابی نمیکند" تکرار شده بود. اگر گفتن اسم محمود و سید علی بدون آوردن یک تریلی پس وند و پیشوند ازقبیل
خدایگان آسمان، بزرگ کشوردار و لشکر دار، روح خدا در زمین و آسمان و غیره و غیره ، از نظر شما توهین محسوب میشود، آن دیگر مشکل شماست. دانشمندان بزرگ دنیا با آنهمه خدمات به بشریت و اکتشا فات بزرگی مثل انرژی اتمی که ولایت تو و محمودت را سر پا نگاه داشته ، با بیش از صدها مقاله و داشتن چندین دکترا بارییس جمهور آمریکا براک است قبلی هم جورج بود، هیچوقت هم توهین به حساب نیامده. در مورد ضریب هوششان هم عملکردها ی آنها در مملکتداری نشانگر این رتبه است. بسیاری از عزیزان در دنیا مشکل احمدی نژاد را دارند. اینکه توهین محسوب نمیشود. بروید مشکل بت پرستی و بت سازی تان را در جای دیگر حل کنید . اگر هم کسی جواب شما را در ۱۰-۱۲ خط میدهد, منظور جواب دادن به شما نیست. هدف شناساندن و باز کردن افکار ,مقاصد و منطق های حاکمان ایران و طرفدارانشان برای نسل جوان ، تبادل اطلاعات و آگاهی و روشن گری است.
در ۱۸ فروردین ۱۳۸۹
نه آقای سجادی، ما از هر قشری باشیم از خواندن نوشته ها ی شما لذت میبریم. ای کاش باز هم افراد ی با دیدگاه های شما اینجا بنویسند .چند برابر بیشتر از مقالات مخالف به روشنگری مردم و جوانان کمک میکند. در مورد صفحه اول هم نگرانی نیست. خواننده ها متن شما را هر جا که باشد پیدا میکنند.
در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
سجادی، حدس میزنم نیکآهنگ به تو نه نمیگه بخاطر اصول کاری خودنویس. اما حضرت عالی فک کنم خیلی وقته نه رو از خوانندهها گرفتی. نگاهی به نظرات پایین نوشتهای قبلیتون بندازید خوب متوجه میشد. کمتر جایی هست که به این حرفهای بیسر و ته آره بگه.
هرکی بود زود تر از اینها خجالت میکشد و راهشو میکشید میرفت.
دانیال.ه. در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
آقای سجادی
من بعنوان مخالف 99 درصدی تو که سالهاست از ایدئولوژی غرب ستیز چپکی تو آگاهم شهادت میدهم دیوانه نیستی که هیچ بلکه در سلامت عقلی نظرات خود را بیان کرده ای و به امید خدا خواهی کرد (البته بهتر است خودت که برای همه عالم و آدم نسخه میپیچی ثابت کنی که دیوانه نیستی) ولی با تمام اینها نگرانت شدم با مطلب.
سکولاریسم افسارگسیخته دیگر یعنی چه؟ مگر اسلام برای مسلمان افسار است یا خدای ناکرده حرفهای اخیر آقای سروش در مورد سکولاریسم خیلی تاثیر داشته.
پیرو همین بحث باید بگویم که در کشور دوست و محترم چین هیچ شهروندی در مکانهای عمومی حق حجاب و روبنده و برقع و ... ندارد و توریستهای مسلمان هم اگر با این وضع به مرز چین وارد بشوند بهشون اخطار میکنند که "مطابق قانون ما تو حق نداری صورتت (هویتت) را در مکانهای عمومی مخفی کنی" برای شما این دردناک نیست ولی اینکه فرانسویها همچین حقی به مسلمانها میدادند حالا دیگه نمیدهند شده پیراهن عثمان!
البته من میدانم مشکل تو خیلی پیچیده تره و حجاب در این میان اهمیتی نداره مثلا اگر دولت فرانسه از فردا حدود اسلامی برای همه مهاجران مسلمان اجرا کند باز هم مخالفی و فریاد خواهی زد واسکولاریسما!
من بعنوان یک لائیک معتقدم جزم اندیشی و کوته نگری و تنگ نظری و عقده گشایی از هر حجابی بدتره یعنی حجاب پیش اینها اهمیتی نداره
اما بحث حجاب در فرانسه چیز جدیدی نیست از چند سال پیش مطرح بوده که نباید اجازه داد در مکانهای عمومی شخصی هویت و جنسیت خودش را چنان مثل دزدها و راهزنها مخفی کنه که نشه فهمید اصلا طرف چه موجودیه؟ شاید تروریست انتهاری باشه یا بانک زن یا خلافکاری تحت تعقیب
حالا شما این مغلطه را میکنی که جامعه سکولار غربی میخواهد از زنان مسلمان لذت ببره lol! خودشون زن زیبا کم دارند که زنان عرب و آفریقایی را به زور بی حجاب کنند که از چهره و اندامشان لذت بصری!
اگر از این زاویه بسنجیم همان بهتر که زنان مسلمان زیر حجاب اجباری هستند.
تو با اینهمه مغلطه بازی و آسمون ریسمون بافی جز اینکه خودت رو سبکتر کنی هیچ سودی نمیبری!
از ما گفتن بود
نوشتید که "زنانی که از نقاب و برقع استفاده می کنند به طور آزادانه و بر اساس اعتقادات دینی صورت و بدن خود را می‌پوشانند." که، اینطور نیست. زنانی که تحت تاثیر دین و یا فرهنگ قومی/منطقه ای به اجبار به همچین پوششی روی آوردند به طبع با آن فرهنگ به ناچار خو گرفتند، چون اگر پوششی غیر از این برای خود انتخاب می کردند، همانا که از طرف خانواده، گروه و محله خود مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند. هر سال در فرانسه (و دیگر کشورهای اروپایی)، شکایت های بسیاری مبنی بر آزار و اذیت دختران جوان خانواده های مسلمان، به علت پوشش غیر اسلامی این دختران، به پلیس این کشورها گزارش می شود.
بنابراین بایستی به این معضل فرهنگی و اجتماعی با قوانین اجتماعی برخورد کرد، نه با قوانین تصوری الهی مد نظر شما!

ادعا کردید که: "در سکولارسیم دین نباید و حق ندارد در حکومت دخالت کند اما حکومت باید و حق دارد هر آینه که لازم ببیند در دین و تقیدات دینی شهروندان دخالت و امر و نهی کند."

اگر تقید دینی باعث بوجود آمدن ظلم و تهجل می شود، بدون هیچ تردیدی باید با آنها برخورد کرد. شاید فردا روزی، افراد فلان قبیله تصمیم داشتند بنا بر سنت دیرینه قربانی کردن انسان، همین رسم را در فرانسه اجرا کنند. آیا بنظر شما قوانین نباید در این مورد قضاوتی کنند؟!
قوانین برای نظم جامعه و آزادی در جامعه است، اما اگر یک فرهنگ، دین و روش متحجرانه ای، باعث تداخل در هریک از اینها بشود، بایستی با آن سنت ها، بشدت برخورد کرد.

نکته بعدی در این مطلب اینست که، سکولاریسم در دین دخالتی نمی کند. البته که شما مغلطه کردید در این مطلب، اما خب باید بنویسم این را. اینجا بحث قوانین انسانی اجتماعی است و برتری آنها در جامعه نسبت به قوانین دینی، الهی، سنتی و غیره است. در جوامع سکولار فرد در خلوت خویش آزاد است که به تقیدات دینی خود برسد اما اگر تقیدات دینی به محیط آزاد جامعه وارد بشود، به طبع مورد
نقد و بررسی جامعه قرار می گیرد و ایرادات قانونی و اجتماعی آن مورد تحلیل واقع می شود.
در سکولاریزم، قوانین دینی است که نباید و نمی بایست در قوانین حکومتی و اجتماعی دخالتی داشته باشد. در سکولاریزم، قوانین حکومتی به هیچ وجه به سمت دین نشانه گرفته نشده اند، اما اگر سنت های نادرست دینی، قبیله ای، قومی و ... جامعه انسانی را آلوده کنند، مسلما قوانین اجتماعی با آنها برخورد خواهند کرد، اما این قوانین به خلوت افراد کاری ندارند.

ادامه دادید که:

"راه حل بدحجابی و مرتفع کردن اصرار برخی از زنان بر حضور جلوه گرانه در سطح شهر نزد من است و آن اینکه دولت در یک اقدام انقلابی همه مردان را کور کند!"

داریوش خان، اگرچه به طعنه همچین مطلبی را گفتید اما این نشان از تحجر جنابعالی است.

نوشتید که: "همه طنازی و دلبری نسوان بمنظور بُردن دل مجنونان است ولی بانوان که برای یکدیگر خودآرائی و دلربائی نمی‌کنند!"

آیا بنظر شما، اگر خانمی برقع را بصورت خود نداشته باشد، این بدین معنی است که این خانم برای دلربایی از مردان، صورت خود را نپوشانده است؟! یعنی صورت نپوشاندن فرد، برای دلربایی است؟! واقعا شما اینچنین دیدگاهی دارید؟!
داریوش سجادی در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
-4
جناب آقای جمشیدی
ضمن تشکر از حُسن توجه شما تذکر چند نکته را لازم می دانم.
نخست آنکه جمله :
«زنانی که از نقاب و برقع استفاده می کنند به طور آزادانه و بر اساس اعتقادات دینی صورت و بدن خود را می‌پوشانند» ادعای اینجانب نبود و بخشی از خبر سایت بی بی سی است.
اما پرسش من بر اساس اعتبار خبر بی بی سی آن است که تکلیف زنی که بر اساس تقید دینی خودش و از سر انتخابی آزادانه و آگاهانه اقدام به استفاده از پوشش اسلامی ولو نقاب و برقع می کند در جامعه سکولاری مانند فرانسه چیست؟
آیا این حق را به ایشان باید داد تا در ذیل یک نظام سکولار هر گونه که خود مایل است و بر اساس اعتقاداتش زندگی کند؟
گذشته از آنکه برخلاف نظر جنابعالی سکولاریسم حق ندارد تا زمانی که رفتار و گفتار فردی یک شهروند مُخل آزادی های دیگر شهروندان در عرصه علنی جامعه نیست دخالتی در نوع زندگی شخصی وی کند. همچنین خوب است به این پرسش پاسخ داده شود که چه کسی یا چه مقامی و از چه زمانی مرجعیت تشخیص ظالمانه یا جاهلانه بودن رفتار فردی و خصوصی شهروندان را مبتنی بر داوری و ملاک های حکومت سکولار کرده؟
لطفاً فکت دقیق آن را در قوانین اساسی و پارادیم های فلسفی نظام های سکولار ارائه فرمائید.
جناب جمشیدی در انتها ظاهراً کمتر در مطالعه مقاله فوق دقت فرموده اید.
کلیت بحث مطروحه در این مقاله ناظر بر جلوه گری زنانه بوده تا حجاب یا بی حجابی. لذا رویت یا عدم رویت صورت زنان با برقع یا بدون برقع موضوع مورد مناقشه در این بحث نبوده و نیست. ظاهراً متوجه منظور نویسنده نشده اید که این حق را برای زنان برسمیت شناخته تا با عقل و شعور خود مخیر به جلوه گری یا عدم جلوه گری تنانه و سکشوال در عرصه علنی جامعه مدعی سکوولاریسم باشند یا نباشند.
پوشاندن یا نپوشاندن صورت محلی از اعراب در این بحث نداشته و ندارد.
ویدا امیرمکری در ۱۹ فروردین ۱۳۸۹
مورد مناقشه دقیقا پوشاندن صورت است. نویسنده که شما باشید متوجه اصل بحث نشده. البته با این بلایی که جنابعالی به سر زبان فارسی می آورید متوجه منظور شما شدن هم بسیار سخت است. اگر واقعا ایده منسجمی پشت این واژهای پراکنده و این جمله های ناهنجار موجود باشد...
sabzali در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
چرا نعل وارونه میزنی؟ ادعای تحلیل گر بودن نیز دارند!
"یک کمیسیون پارلمانی در فرانسه"... همه میدانند این یک نظر اقلیتی و پیشنهادی است ...
دوم، از عمر خیام ۱۳۸ رباعی اصلی باقی است و مابقی یا منسوبات است یا برای اضافه کردن بر حجم کتاب ناشرین ... شما اگر با خیام مشکل داشتی همان توهین کافی بود!
آیا شما با حجاب اجباری موافق هستید؟
"مضمون مختصر و مفید پیشنهاد کمیسیون پارلمان اروپا"... ظاهرا این کلمه "مضمون" را برای فرار آتی تان از چسباندن جملات تحلیلی به خبر اضافه فرموده اید؟
مانی در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
جالب است که این آقا چنان شستشوی مغزی شده که کور کردن همه مردان را ملاحت آمیز مخواند. گویا حسرت آغا محمد خان را هم میخورند. واقعا اینان چه جانوارنی هستند!
نقابدار خواهرنما در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
اولاً نقاب و همانطور حجاب، بین مرد و زن تفاوت قائل میشود. بسی نکوهیده!
دوماً، در کدام کشور متمدن مردم با نقاب در جامعه حضور پیدا میکنند؟! سعی کنید با نقاب به بانک مراجعه کنید، از فرودگاه عبور کنید... نتیجه‌اش را به ما گزارش کنید. چگونه میتوان تشخیص داد که آیا فرد نقابدار ،مرد یا زن، خود شخص است یا شخص دیگر؟ عکس کارت شناسائی مثل گواهینامه رانندگی با نقاب خواهد بود؟ تعجب خواهید کرد اگر افراد نقابدار نتوانند از تاکسی و اتوبوس استفاده کنند؟ افرادی که به هر دلیل نیاز به مخفی کردن هویت صوری خود دارند معمولا یا خلافکارند یا عضو ك.ك.ك یا برادرشان چماقداران حکومت اسلامی. به این صحنه دقت کنید: چهار کلاغ سیاه، با نقاب و حجاب کامل اسلامی وارد محل کسبی میشوند، چهار مرد مسلح، اما در ظاهر مثل زنان طالبانی. کسانی که واقعا نیاز به نقاب دارند بهتر است در جامعه ای زندگی کنند که بر این اصل استوار است، نه مانند ماهی در خشکی. در مورد این که آیا حجاب و نقاب دستور خدا و پیغمبر است، لطفا مدرکی رو نمائید. برای آگاهی بیشتر، به قانون جدید دولت کبك در کانادا به مسئله نقاب توجه کنید. دست کم در کانادا، نه میتوان بدون لباس در خیابان تردد کرد، نه با نقاب. در حالی که حکومت سیاه اسلامی بسیجیان آدمخوار و نقابدار را به تجاوز عنف به زنان و مردان ما گماشته، مقاله شما چیزی بجز آدرس غلط دادن و برچسب آزادی زدن به مخالفت شما با تساوی حق حیات زنان و مردان نیست.
و با سپاس فراوان از خودنویس که کلاس درسی است برای ایرانیان که عادت کنند که متضادترین افکار در یك نشریه قابل حضم است، اگرچه خون شریعتنداری قصاب را به جوش می آورد و بیضه معطر رهبری را قُر میکند.
ا . صلح در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
آقای سجادی، پیشنهاد میکنم کمی دقت و وسواس در نوشتن و اندیشیدن به خرج دهید!

اول: اینکه نوشته اید - "اکنون با توجه به خاستگاه فرانسوی سکولاریسم و بلکه لائیسم می‌توان حکم افسارگسیختگی سکولاریسم را به اعتبار وطن اروپائی اش تسری به کل جهان سکولار داد" - این چه استدلالی هست؟ چرا؟ دلیلی وجود ندارد که چون مبدا سکولاریسم فرانسه بوده پس امروز هم لزوما چنین حالتی وجود دارد!

دوم: برقع اصلا یک پوشش دینی نیست، یک حالت بسیار افراطی از حجاب است که اصلا با زندگی شهرنشینی امروز در تضاد است به این معنا که فردی که صورت خود را بپوشاند اصلا هویتش مشخص نمیشود، و این مشکلات امنیتی بوجود میاورد.

سوم: آنچه که منع شده برقع میباشد و نه حجاب! بنابر این زنانی که به قول شما مایلند لذت بصری به نظربازان نرسانند، همچنان می توانند با قدرت و قوت بدین کار ادامه دهند!

چهارم: از تحلیل های شما (نه فقط در این نوشته) چنین برداشت میشود که اگر زنی بی حجاب بود، پس دارد خود را در معرض استفاده مردان هوس باز قرار میدهد، این تحلیلی است که آقایان در ایران هم دارند، جنابعالی سالها در خارج زندگی کرده اید. آیا فرقی بین بی حجابی و برهنگی نمی بینید؟ آیا اگر زنی بی حجاب بود بنابراین خود را در معرض سو استفاده قرار داده؟ نمی توان بی حجاب بود اما نوعی لباس پوشید که آن به قول شما حشمت و وجاهت حفظ شود؟

پنجم: اگر زنی در زیبا تر کردن ظاهر خودش کوشید و در این کار حتی افراط هم کرد، لزوما و تنها دلیلش مردان هستند؟ من شک دارم!
در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
بابا داریوش سجادی اینو نوشته. مثلا انتظار داشتی چی بخونی غیر از همین پرتو پلا ها؟
علی در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
داریوش سجادی یکی از لومپن های این رژیم است که همچون خروس بی محل و به طرز نفرت انگیزی به دفاع از این حکومت فاشیستی و عقاید قرون وسطایی ان می پردازد. فکر کنم هیچ کس دیگری حاضر نشده است اراجیف این مامور دون پایه احمدی نژاد را درج کند و اینجا آخرین ایستگاه وی است. شرم!
zan در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
"در سکولاریسم، زنان باید برای پوشش هر اندازه عریان تر و حضور هر اندازه جلوه گرانه تر در عرصه عمومی مختار و آزاد باشند اما در همان جامعه چنانچه زنی بنا بر هر دلیل خواسته و آگاهانه مایل نباشد در عرصه علنی جامعه از زیبائی و فیزیک و جاذبه تنانه اش حظ و بهره بصری سکشوال به دیگران برساند و عرصه عمومی را آگاهانه و عامدانه و مخیرانه محروم از جاذبه ها و جلوه گری زنانه خود برای نظربازان کند، چنان زنانی بنا بر فتوای جدید مفتیان سکولار از آزادی نوع و انتخاب پوشش در عرصه عمومی محروم خواهند بود‎‎''
شعاری و غیر واقعی بودن این جمله برای هر کسی که شرق و غرب دنیا را دیده و یک عمر هم در ایران به سر برده باشد، مثل روز روشن است . نویسنده محترم یا تا به حال در نقاط دیگر دنیا زندگی نکرده یا اینکه مقصود اصلی از نوشته تحریف کردن مردم چشم و گوش بسته و مذهبیها ی سنتی، تحصیل نکرده و دنیا ندیده در قالب همان شعارهایی هست که به عنوان زن در آن حکومت به ظاهر اسلامی و در این سی سال به وفور شنیدیم و باور کردیم و تا وقتی که خودمان پایمان را از کشور بیرون نگذاشتیم، نفهمیدیم که معنای واقعی این حرفها چیست و سرکی را شیره میمالند این قصه قدمتش از سی سال گذشت و با باز شدن چشم و گوش مردم ،دیگر شنونده یی ندارد. اولا در تمام کشورهای غربی حجاب آزاد است. در امریکا و باقی کشورهای پیشرفته زن حجابدار عرب، پاکستانی و غیره زیاد هستند به جز ایرانی، و در تمام فعالیت های علمی، اقتصادی فر هنگی و غیره آزادانه شرکت دارند و از حقوق کاملا یکسان برخوردار هستند .اینقدر که دختران دانشجوی با حجاب متعلق به کشورهای مسلمان نشین آزاد که حجاب در آنها اجباری نیست، در مراکز بین المللی دانشگاههای امریکا فعالیت فرهنگی دارند، هیچ ملیت دیگری ندارد . زنان مسلمان در دانشگاههای امریکا کنفرانسهای حجاب و اسلام برگزار میکنند. و کسانی هستند از مسیحیان و دیگر ادیان که به واسطه این تبلیغات دوست دارند حجاب را امتحان کنند یا به اسلام رو آورند.البته زن حجابدار ایرانی در خارج از ایران پیدا نمیشود، مگر اینکه وابسته دولتی یا سفارتی یا بورسیه دولت باشد که تازه آنهم حجابش اجباری است وگرنه به سه سوت آن را برمیدارد، نمونه اش دختران مقیم خارج فرزندان دوا تشه خط امامی آقایانی امسال مهاجرانی , مخملباف و غیره است ، که در اول انقلاب خودشان همان حرفهای این نویسنده محترم را به خورد زنان ایرانی دادند و بعد از دو سه دهه اول روسری دخترانشان به کلاه و بعد به بیکلاه تبدیل شدند . درکشور مثلا اسلامی ایران از ساعت ۸ شب نمیتوانید قدم از محل کار، تحصیل، تحقیق و زندگی خود بیرون بگذارید و مردی مزاحمتان نشود. میزان پوشش هم اثری در میزان مزاحمت ندارد، هرچند زنان ایران در اصل همه پوشیده ا ند. در ایران تمام اسلامی که سی سال است به زور رضاخانی روسری و چادر بر سر دختر ۷ ساله کشیدند, یک مادر ۶۰ ساله جرات نمیکند برای گرفتن تاکسی سر یک خیابان بایستد و صد تا ماشین در زمان کوتاهتر از ۵ دقیقه برای وی بوق نزنند و با وی مثل یک روسپی برخورد نکنند .اگر میزان آرایش روزانه تمام پیر زنان کشورهای پیشرفته دنیا را روی هم بگذارند یک صدم میزان آرایش و لوندی که دختران امروز ایران از خود نشان میدهند، را ندارند. در امریکا، چین ، ژاپن و هرجای دیگر از دنیا که تنش به اسلام نخورده، اگر یک دختر به استخر مخلوط یا کنار دریا برود و لخت هم بگردد ، حتی به وی یک نیم نگاه هم نمیکنند (مگر این که یک مسلمان دو آتشه آنجا باشد). زنان کارگر، دانشگاهی، محقق، خانه دار و مادران کشورهای غربی ، به عبارتی 99% از زنان این کشورها صدها برابر ساده تر و بی آلایش تر از زنان و دختران مقیم ایران لباس میپوشند و زندگی میکنند، نه کسی به آنها بد نگاه میکند، و نه کسی مزاحم آنها میشود، مگر آن شخص مریض روانی باشد. مطالب ذکر شده در مورد خودنما یی جنسی فقط و فقط در مورد مانکن ها، مدلهای زیبایی و شاید هنرپیشگان صادق است، آنهم وقتی میخواهند برای رسانه ها عکس بگیرند و نه در زندگی روزمره آنها و در صد آنها کمتر از یک است.مردم کشورهای پیشرفته و حتی در حال توسعه، در حال حرکت به سوی ساده پوشی مطلق، حذف اضافات وآرایش، هستند. مردان و زنان ایرانی که در این کشورها زندگی کرده اند ، اقرار دارند که در هیچ کجای دنیا دختران جوان به اندازه ایران جلب توجه نمیکنند و در هیچ کجای دنیا به اندازه ایران دختران و زنان مورد تعرض حیثیتی و نگاه بد قرار نمیگیرند . میگویند "خانه از پای بست ویران است خواجه در نقش بند ایوان است"
مهدی در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
برو مردک خودفروش، این اراجیفت را به همان خامنه ایی و احمدی نژاد و آخوندها بفروش. برو حیا کن.
ابرام در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
داریوش تو خوب میشی ... امیدت را از دست نده رفیق
این بیماری فوقش 70 - 80 سال طول میکشه بعد از میانسالی دیگه میافتی در سرازیری و دیگر هیچ
ای که پنجاه رفت و در خوابی ..... مگر این چند روز دریابی
ولی این بحران میانسالی هم بد چیزیه ها بیخود نبود که حضرتش در میانسالی به آن وضعیت افتاد و اون حرفها را زد که هنوز گرفتارشیم
فکر کردی پس چطوری انسانهای عادی ناگهان پیامبر خدا میشدند و از زبان او حرف زدند!
دکتر روانشناس معروف میگفت در کنار رودخانه به تنهایی نشستن و ماهیگیری کردن بهترین دارو و مرهم برای بحران میانسالیه
هر چند من مطمئنم حتی اگر تو را تنها در یک جزیره زیبا در هاوایی رها کنند با همه امکانات کاری که میکنی اینه که مقاله ضد آمریکا امپریالیست جهانخوار بنویسی و در بطری گذاشته در آن را محکم ببندی و در اقیانوس انداخته تا شاید به سواحل کوبا برسد و برادران کمونیست آنرا چاپ کنند.
aar****@msn.com در ۱۸ فروردین ۱۳۸۹
-6
دیوانه رسمی دیگر چه صیغه ای است؟
در ضمن علی رغم آنکه بارها به مخاطبان تان توضیح داده اید خود نویس محلی برای تضارب و تعاطی افکار و آراست چرا لازم دیده اید استثناً ذیل این مطلب متذکر شوید:
خودنویس تنها منتشر کننده این دیدگاه است
مگر خوانندگان تصوری غیر از این داشته اند و یا قرار بوده غیر از انتشار کار دیگری نیز با این مطلب صورت پذیرد؟
گفتهای خودتان ،آقای سجادی ،منتشر ننمودی ،شلیک به سکولاریسم با رمز یا حجاب را .
Ali Jabbari Asl در ۲۰ فروردین ۱۳۸۹
: داریوش عزیز

تو بیماری بخدا! بد جور هم.

خانمت زنی‌ متین و معقول به نظر می‌رسد. به نمایندگی‌ از سوی تمامی‌ خوانندگان سایت‌های "گویا" و " خودنویس" و ... از ایشان می‌خواهیم ترا جایی‌ بستری کند. ادامه این وضع خطرناکه به خدا.

در ایالت آریزونا چند بیمارستان خوب میشناسم. میدانم که مشکل بیمه بیماریهای روانی‌ داری و شاید همین مساله تا به حل مانع معالجه تو شده است. تو بستری شو قول میدهم کلی‌ پول جمع کنیم برا کمک به هزینهای معالجه ت.

از طرفی‌ تمامی‌ ایرانیان آشنا با آقای سجادی...ممنونم آقا
داریوش سجادی در ۱۸ فروردین ۱۳۸۹
متاسفانه به هیچ وجه متوجه منظور نویسنده نمی شوم
لطفاً روشن و دقیق بنویسید تا در پاسخگوئی تعلل وظیفه نشود
در ۲۰ فروردین ۱۳۸۹
آخه مردک ابله داریوش سجادی،

تو که سواد فارسی دست حسابی‌ نداری چطور به خودت اجازه میدهی‌ واژه سازی کنی‌؟ آنهم واژه‌های مرکّب! "تعلل وظیفه" یعنی‌ چی‌؟...این را دیگر از کجایت در آورده ای؟کوتاهی در انجام وظیفه شنیده بودیم، تعلل در انجام وظیفه نیز.

آخه واقعا دردناک که این بیمارستان‌های روانی‌ در آمریکا‌ اینقدر گران حساب میکنند. نتیجه ش این میشود دیگر...بار اولت هم نیست آقای علامه دهخدا
karoun در ۱۸ فروردین ۱۳۸۹
منظرم ایشلیک به سکولاریسم ،با رمز یا حجاب ..
دوست گرامی جناب آقای سجادی ،از قلب سکولارهای غرب ،آمریکای شمالی ،موشکی ،بدون مواد لازم تخریبی ،به مغز سکولارهای غربی ،و شرقی پرتاب نموده است .غافل از، این گونه دفاع ،از ارزشهای به اصطلاح اسلامی،دستاوردی به جای نخواهد داشت .نگاهی ساده ، به دو دهه مهاجرت ،از خاورمیانه ،و آفریقا ، مشکلات فراوانی برای سیستم بروکراسی جوامع غربی به ارمغان آورده .شاید دوست عزیز من ،آقای سجادی ،سعادت دیدن عشوه گریها ،و تنازی های ،این مهمانان ناخوانده مردان ،و زنان مسلمان ،مراکشی ،سومالی ،لبنانی ،در متروها ،و اتوبوسهای ،پاریس ،لندن ،استکهلم ،فرانکفورت ،کپنهاک ،و اسلو را نداشته ،و یا شاید هم شیوه عشوه گری ،این زنهای محجبه در مجامع عمومی که منجر به تحریک شدید شهروندان ،و واکنش شدید برخی با گرفتن بینی شان نشده باشد .شاید دوست گرامی من ،ناظر صحنه دل خراش ،ربودن دختران زیر ده سال ،و بردن به آفریقا، مراکش ،و مصر جهت ختنه نمودن .شاید دوست گرامی من به علت عدم اطلاعات کافی ،در مورد هزینه های بسیار سنگینی که این مسلمان مهاجر به سازمانهای تامین اجتماعی این کشورها،تحمیل مینمایند ،و متاسفانه قریب اکثریت شان هم آویزان سازمانهای تامین اجتماعی اند.دوست گرامی من آقای سجادی اگر یک شب شاهد صحنه های شنیعی دربخش زنان ،و حتی زایمان این کشورها میداشت ،هرگز این مطلب را نمینوشت .ن است .
ویدا امیرمکری در ۱۸ فروردین ۱۳۸۹
محروم کردن یک انسان از داشتن چهره، خلاف اولین اصول کرامت انسانی است. آقای سجادی، صحبت از ممنوعیت پوشاندن چهره پشت نقاب است، نه تأمین "لذت رویت خـُلل و فـُرج و تن و بدن" آن طور که شما با هیجان عجیبی فرموده اید. من صد در صد با ممنوعیت پوشیدن نقاب در حوزه عمومی موافقم، چون نقاب زن را از چهره به چهره شدن با دیگران و ابراز هویت انسانی اش محروم می کند و او را به صورت یک کیسه سیاه بی هویت در می آورد. می فهمید این را؟
سام الدین ضیائی در ۱۹ فروردین ۱۳۸۹
دوستان منتقد خودنویس درباره ی انتشار یادداشت های حضرت سجادی یک چیز را فراموش نکنند! نیک آهنگ کاریکاتور است و طناز و طنز شناس! بد می کند با انتشار چنین جوک هایی جماعت را می خنداند؟!
ابرام در ۱۹ فروردین ۱۳۸۹
داریوش تو دیگه هستی
جواب همه کامنتها را میخواهی بدهی
تو مگه کار و زندگی نداری؟ میشه بگی خرج زندگیت را کی میده
یه نگاهی به قیافه خودت بنداز شبیه سردارهای مفتخور سپاه شدی
با همان چهره عبوس زاهدانه ولی بدون ننگ مهر بر پیشانی
AJ در ۱۹ فروردین ۱۳۸۹
داریوش عزیز

تو بیماری بخدا! بد جور هم.

خانمت زنی‌ متین و معقول به نظر می‌رسد. به نمایندگی‌ از سوی تمامی‌ خوانندگان سایت‌های "گویا" و " خودنویس" و ... از ایشان می‌خواهیم ترا جایی‌ بستری کند. ادامه این وضع خطرناکه به خدا.

در ایالت آریزونا چند بیمارستان خوب میشناسم. میدانم که مشکل بیمه بیماریهای روانی‌ داری و شاید همین مساله تا به حل مانع معالجه تو شده است. تو بستری شو قول میدهم کلی‌ پول جمع کنیم برا کمک به هزینهای معالجه ت.

از طرفی‌ تمامی‌ ایرانیان آشنا با آقای سجادی...ممنونم آقا
در ۲۰ فروردین ۱۳۸۹
هر دم از اين باغ بري ميرسد...
با اين ترشحات ذهني شما يك مسلمان حجتي هستيد و سوال مرا لطفا و خواهشا در كامنت بعدي جواب دهيد. اين چه حكمتي استكه مردان مسلماني نظير شما روزي هفده ركعت نماز ميخواند و ذكر خدا و پيغمبر با هر جابجايي دانه تسبيح ورد زبان است و با وجود كلي دعا در طول روز با ديدن تار مويي نه تنها دلتان ميلرزد بلكه ايمانتان بر باد ميرود.
در ضمن شما از يك بيماري شخصيتي رنج ميبريد كه خودتان بدان اگاه نيستيد. در دوران رشد شما از طرف محيط نه تنها مورد توجه قرار نگرفته ايد بلكه تائيديه لازم را نيز دريافت نكرده ايد. نتيجه احساس بيمارگونه جلب توجه به هر قيمتي و مطرح بودن. در ساير سايتها هم وضعت به همين منوال است و محتاج چند انتقاد و كامنت هستي. اگر به چرنديات بالايت باور نداري پس جيره خوار ماموتي هستي. با احترام
کاظم در ۲۰ فروردین ۱۳۸۹
در مورد متنی که نوشتید باید بگم که شما باید حکومت های لائیک رو از حکومت های سکولار جدا کنید. حکومت های لائیک مثل فرانسه اجازه نمایش مظاهر دینی رو نمی دهند ولی حکومت های سکولار اصولا با این مسئله مشکلی ندارند. برای همین است که من الان در کانادا دانشجو هستم و در شهر مونترال زن هایی با نقاب رو دیده ام که به قول دوستان که نظر نوشتند اکثرا عرب هستند و اکثر دختران ایرانی اینجا بی حجاب هستند مگر این که بورسیه ایران باشند یا وابسته به حکومت.
پس لطف کنید بحث لائیسم رو از سکولاریسم جدا کنید. و نگید که فرانسه که لائیک و سکولار هست!!!
در ضمن باید بدانیم که حکومت های لائیک مثل فرانسه که با مظاهر دینی مشکل دارند با تمام این مظاهر مشکل دارند و فقط قضیه مسلمانان نیستند. بلکه این برای مسیحیان افراطی و سیلک ها هم اجرا می شود. به عنوان مثال سیلک ها می بایست یک خنجر به عنوان نماد دینی به همراه داشته باشند که در فرانسه مجبور می کنند که آن ها رو زیر لباس هایشان بپوشانند.
من خودم با سکولاریسم بیشتر موافقم تا لائیسم برای همین به نظر من سکولاریسم اصلا افسار گیسخته نیست و خوب هم عمل می کند
bar******@gmail.com در ۲۰ فروردین ۱۳۸۹
داریوش سجادی یک نمونه ی بارزه از ژورنالیست های بی پرنسیپ و بی سواد که به لطف قلم خوبی که داره با تراوش چهارتا اصطلاح ادبی دهن پرکن مثل «افسار گسیخته» و «معوج»‌ و ...در همه ی حیطه هایی که راهش بدهند جولان می ده. خودنویس لانه ی خوبی شده برای این موجود. کسی که فرق لائیسیته و سکولاریسم رو نمی دونه اما به خودش اجازه ی قلم فرسایی میده. حیف وقت که برای این کامنت گذاشتم. و حیف خودنویس...
1 2 next مجموعه نتایج: 21 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید