ماهی را هر وقت از آب بگیری خفه میشود
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
من امروز تحت تاثیر نوشته دوست و همکارم مسیح علینژاد قرار گرفتم. به این دلیل که رسمیترین نوشتهای بود در رد ماجرای نامزدی ماکان و ندا.
من دهها مورد پیام و ایمیل از کسانی دریافت کردهام که از ایران خارج شدهاند و دنبال راهی برای گرفتن ویزا از غرب بودهاند. یکی از این دانشجویان چون همسایهشان را یک شب برده بودند کلانتری از مرز فرار کرده بود و میگفت مبارز است. بعد از دو ساعت چت، معلوم شد خواسته از این موقعیت استفاده کند. حالا شنیدهام ویزا گرفته و به اروپا آمده، آنوقت تعداد زیادی از همکاران روزنامهنگارم در ترکیه معطل ماندهاند چون بلد نیستند دروغ بگویند و التماس کنند.از تیر گذشته تا الان، اینقدر پیام و پیامک گرفتهام که حد ندارد. یکی کارش طراحی سایت بوده، اشتباهی دستگیرش کردهاند، بعد به عنوان روزنامهنگار میخواهد خودش را جا بزند. دو کلام هم نمیتواند بنویسد. آنوقت دوست روزنامهنگاری در مالزی سالها معطل است که موردش رسیدگی شود...
اما باور کنید وقتی پیام دوستی از ترکیه به دستم میرسد که نگران برخورد پلیس آنجاست، آنوقت میبینم که «ماکان» را در تورنتو روی سرشان حلوا حلوا میکنند...به من خبر می دهند که نمیآیی نامزد ندا را ببینی؟ میگویم نه! ہک جای کار بو میدهد...عین بوی گند ماهی از آب گرفته، اما کمی دیر...
اما مشکل من با یک مساله است! چرا همیشه دیر به فکر بیان واقعیتها میافتیم؟ مصلحت؟
نسل بچههایی که بعد از انقلاب به مدرسه رفتهاند گویی به خاطر منافع نظام، منافع گروه و هزار و یک کوفت و زهر مار دیگر باید سکوت کنند...
میدانید چند نفر به خاطر همین آقای ماکان دچار مشکل شدهاند؟ تنها به این خاطر که خیال کردهاند طرف نامزد مرحوم ندا بوده است. بروید تحقیق کنید.
اما، به گذشته بنگرید! سکوت نابجا از کی شروع شد؟ چرا واقعیتهای دادگاههای اول انقلاب را نهضت آزادی پنهان کرد؟ چرا کسی نمی خواست بشنود که ایت الله خمینی واقعا میخواست چند نفری اعدام شوند؟ بوی خون را دوست داشت! انتقام! یادتان نمیآید وقتی از رادیو میگفتند «بسمالله المنتقم». نه! یادتان نیست!
حتما سکوت در برابر کشتارهای کردستان و آذربایجان غربی را هم توجیه شدنی میدانید، نه؟
حتما سکوت در برابر شکنجهها و اعدامهای دهه ۶۰ از سوی چپهای حکومتی را هم جایز میدانید. نه؟
حتما سکوت در برابر هزاران رانتخواری دولتهای بعد از جنگ را هم منطقی میدانید. نه؟
حتما سکوت در برابر کشتن بهاییها را هم از سوی طرفداران امروزی حقوق بشر که پشت سر «امام» پنهان میشوند بهترین کار ممکن معرفی میکنید، نه؟
...
یک دوست همکار دارم، همین جا در نزدیکی من زندگی میکند. مثل نکیر و منکر شب قبر، بعد از آنکه از ماجرایی چند وقت میگذرد، میگوید فلان مطلب را که نوشته بودی این مشکل را داشت، بهمان گزارش اینجوری بود...خب برادر من که عین برادران پروندهساز همه چیز را زیر ذرهبین می بری، ایمیل مرا که داری، چرا نمینویسی؟ برای آنکه بگذاری مثلا سر مهمانی وقت خوش آدم را دچار تساهل کنی؟ اتفاقا باید سر وقت بگویی!
من خوشم آمد از مهدی جامی که هنوز تا دیر نشده آمد و انتقاد هم کرد، حتی با تلخگوشتی. یکی از دوستان میگفت «چطور جوابش را ندادی! جامی خودش مهمان همان جمع طرفدار اسرائیل بوده و حملهاش پر از تناقض و تلاقی منافع است.» اما میگویم که اگر به خطای کاری ما گیر داده، حتی با هر نیتی که دوستم معتقد است «پشت نوشتهاش پنهان هم کرده» باشد که من میگویم نکرده، باید به حرفش ارج نهاد. به موقع بود.
آقایان! خانمها! همه داد و بیداد من و اقلیتی احتمالا نادان از نظر شما این بوده که بدون مصلحتنگری، سیاسیون و طالبان قدرت را که پشت ماسکهایشان پنهان شدهاند بهتر بشناسانیم. میگویید کیهان یا رجا یا الف یا فلان جا سواستفاده میکند؟ خفه شویم تا دوباره از نو به ازادیهامان تجاوز شود؟ مثل اینکه خیلی از دوستان فقط لذت تجاوز به ازادیهاشان را دوست دارند!
چرا از طرح مواضع قدیمی سیاسیونی که از موقعیتهای اجرایی و قضایی و حکومتی برای رفع خطاهایشان وقت داشتهاند اما بیشتر دوست دارند ماستمالی کنند، حمایت میکنیم؟ حمایت؟ روزنامهنگار؟ چرا؟
...
اتفاقا من از کار مسیح که بالاخره ماجرا را رو کرد خوشم آمد، اما کاش ماهها قبل این کار را کرده بود. ماهها قبل به خواهر ندا میگفت که بابا، الان باید این مساله رو شود! نه اینکه بعدا که گند کار در آمد.
میگویم کسانی که مدعی پیش بردن مبارزه هستند را باید بهتر بشناسانیم!
ما حتما خطا میکنیم، سعی هم میکنیم خطاهایمان را وقتی متوجه شدیم جبران کنیم. اما خطای سکوت به این راحتیها جبران شدنی نیست، و این خطا را جمهوری اسلامی به ما تزریق کرده است. این واکسن و سرم پاک کردن خون از این زهر ماری کجاست؟
Subscribe to comments feed نظرات (14 نوشته شد):
ما مبارزه می کنیم که پشت پرده نداشته باشیم و اطلاعات رو کسی ازمون پنهان نکنه، اون وقت اونی که بهش اعتماد داری و به نگاهش و حرفهاش احترام می ذاری، حقیقت رو ازت پنهان می کنه به تشخیص خودش و برای مصلحت اندیشی که به عقل جور در نمی یاد.
كاريكاتورهاي روز آن لاينت هم خيلي آبكي شده يه كاري بكن
ا
ندا آقا سلطان، دخترکی معصوم ، مظلوم و معمولی بود مانند دهها هزار دختر ایرانی هم سنّ و سالش که از بد حادثه به تیر غیبی رژیمی مردم کش و جنایتکار گرفتار آمد و چراغ عمرش که میتوانست دهها سال پر نور و نور افشان باقی بماند در تند باد حادثه به ناگاه خاموش شد.
ندا آقا سلطان، مبارز راه آزادی نبود. ندا آقا سلطان رئیس سازمان جوانان جنبش سبز نبود. از ندا آقا سلطان حتا یک برگ نوشته در ستایش آزادی و یا یک سخنرانی در حمایت از حکومت قانون بر جای نمانده است. ندا آقا سلطان حتی شاید وقت نکرد که بفهمد کروبی و موسوی مردانی شرافتمند، بزرگ و وفادار به آرمانهای مردم ایران هستند و سید علی خامنهای جنایتکاری دغل و ترسو و یا محمود احمدی نژاد دروغگویی رذل و دنی بیش نیستند.
ندا آقا سلطان فرصتی نیافت تا به دنیا بفهمند که مدتی است از کاسپین (علی رضا) ماکان جدا شده و ایشان دیگر نماینده او نیست و حق ندارد وقتی به دیدار رئیس جهور اسرائیل میرود خود رأ نماینده نه تنها "ندا آقا سلطان" بلکه همهٔ ملت ایران معرفی کند. در عوض از خواهرش خواست که به مسیح علی نژاد این ماموریت را بدهد که در مواقعی که " مصلحت نظام" ایجاب میکند به نمایندگی از طرف دخترک معصوم و پر پر شده ما هر آنچه دلش خواست، بی سند و مدارک بگوید.
ندا آقا سلطان، دختری بود،معمولی، با آرزوهای تمامی دختران هم سنّ و سالش. از بد حادثه زیبا هم بود. و این زیبایی -شاید- حداقل ۲ بار به او خیانت کرد. یکبار زمانی که شکارچی بیرحم سینه جوان و ارزومندش را به تیری از هم درید و بار دیگر وقتی که کاسپین ماکان، حسین شریعتمداری، رژیم جمهوری اسلامی و نمایندگان جنبش سبز- از مسیح علی نژاد گرفته تا...- دریافتند که میشود از جنازه یک دختر معصوم بیرقی ساخت و زیر آن برای مطامع دنیوی سینه زد.
ندا آقا سلطان نماینده معصومیت و ارزومندی دختران نسل من است. شما رأ به هر که میپرستید اجازه دهید در گورش آرام بخوابد....او مدتهاست از هیاهو جهان ما فارغ شده ... نمک روی زخم نپاشید.
میگویند اسراییل دشمن ایرانیان است. نخیر اشتباه کردید. بزرگترین دشمن ایرانیان، حکام شیاد و جلاد جمهوری اسلامی هستند که با سیاست سرکوب در داخل و صدور ترور در خارج به حیاتش تا کنون ادامه داده است و در نتیجه همین سیاست ایران را در جهان منزوی کرده است و میلیاردها دلار را از حلقوم این مردم فقیر به گلوی سردمداران ترور ریخته است. در روز روشن یک کشور عضو جامعه بین المللی را تهدید به نابودی و حذف از روی زمین میکنند و بعد لابد توقع دارید که اسراییل عاشق دلخسته شما هم باشد!
اگر دشمن میخواهید، این اعراب از هر دشمنی با ایرانیان دشمن ترهستند. قبل از اسلام که دهات ثروتمند ایران را چپاول میکردند. بعد از سلطه بر ایران از هیچ نوع توهین و تحقیر ایرانیان فروگذار نکردند. حتا در جریان حمله عراق به ایران، جز معدودی، بقیه به کمک عراق شتافتند. یکی سرباز به ایران فرستاد، یکی پول داد، یکی اسلحه داد و الی آخر. آن معدود اعراب هم بابت حمایت از ایران باجهای کلانی از ایران میگرفتند. حتا همین امروز امارات بیمقدار چشم طمع به خاک ایران دوخته و خلیج فارس و ۳ جزیره ایرانی را از ایرانیان مطالبه میکند.
با چنین سوابقی از اعراب، من ندیدم که حضرات سبزها، ایرانیانی را که به هر عنوان به امارات میروند بابت اینکار سرزنش کنید، که مثلا با دشمن ایران همکاری میکند. مگر همین اروپا و امریکا خواهان انزوای ایران نیستند. چرا رهبران شما همه به امریکا و اروپا رفتند و دائم هم با شبکه های رادیو تلویزیونی مصاحبه میکنند.
میگویید که جمهوری اسلامی سوء استفاده میکند. مگر چه انتظار داشتید؟ مگر تا کنون از چیزهای دیگر سوء استفاده نکرده. خوب دشمن کارش همین است. اگر شما میخواهید که بهانه دست جمهوری اسلامی ندهید، چرا یکبار و برای همیشه اینکار را نکرده و دست از مبارزه با این نظام نمیکشد و خود و همه مردم را خلاص نمیکنید . این تنها راه قطعی برای بهانه ندادن به جمهوری اسلامی است. اصلا اگر مواضع جمهوری اسلامی درست است و آنرا قبول دارید که پس چرا و چه چیز را میخواهید تغییردهید؟
من خود به جنایات اسراییل بر علیه اعراب معترضم و همگام با نیروهای مردمی و مترقی و از جمله جامعه مدنی و آزاده اسراییل به آن اعتراض دارم اما بین اعتراض به جنایات دولت اسراییل و دشمنی با مردم اسراییل تفاوت قایلم همانطور که بین مبارزه با امپریالیسم و امریکا ستیزی، که با اشغال سفارت امریکا در تهران شروع شد تفاوت قایل هستم. هر چقدر ضدیت با امپریالیسم و دخالتگری دول خارجی در ایران، مترقی و انسانی است، امریکا ستیزی یا غرب ستیزی همانقدر ارتجاعی و ضد انسانی است. چطور میتوان سفارت یک کشور خارجی را اشغال کرد، پرچم آنرا هر روزه به آتش کشید و بعد ادعا کرد که ما بر علیه مردم امریکا نیستیم، ما امریکا ستیز نیستیم ما فقط ضد امپریالیست هستیم. مگر این پرچم که آتش میزنید مال کیست؟ مگر سفارتی که اشغال کردید و جز خاک امریکا است مال کیست؟ مال کسی جز مردم امریکا است؟ آیا این تعصب هیستریک ضد غربی شما چیزی جز خارجی ستیزی است؟ فرق شما با کله پوستی های نئو نازی چیست؟
من بالشخصه از ماکان ممنونم که با اظهارات خویش زهر اظهارات نابخردانه احمدی نژاد را در ذهن مردم دنیا یا حداقل بخشی از دنیا گرفت، که حساب مردم ایران را از رژیم جنگ طلب حکم بر ایران جدا کنند.
من به عنوان یک شهروند ایرانی خواهان زندگی دوستانه و شرافتمندانه در کنار ملل دیگر دنیا هستم. به عنوان یک انسان عدالت خواه با ظلم و ستم و ارتجاع مبارزه میکنم ولی هرگز این مبارزه را تبدیل به مبارزه علیه یک قوم و ملت نمیکنم و اصولا چنین کاری را، با هر توجیهی که انجام شود، چیزی جز نژاد پرستی نمیدانم. به امید اینکه سبزها از میراث خط امامی خود فاصله گرفته و شروع به انتقاد از خود بابت دست داشتن در جنایات اوایل انقلاب بکنند و بابت خیانت به انقلاب و آرمانهایی که مردم برای آنها انقلاب کرده و جان دادند از مردم ایران عذر تقصیر بخواهند.
با توجه به اینکه با برخی گفتهایت موافقم .چند نکته را باید اشاره کنم .
۱.نمیخواهم داستان کشدار ،سیاسی دی جان ناپلون را اشاره نمایم ،ولی به این بسنده میکنم که در همان زمان ،خمینی پس ازشکست در جنگ ،و نوشیدن جام زهر ،و کشتار زندانیان ۶۷ ،به خاطر سرپوش گذاشتن در کشتار. ،فتوای قتل ،سلمان رشدی را صادر نمود .تا چند صباحی شریط را کنترل نماید .
۲.شاید باور،نکنید ،موجودی چند سال پیش که در برنامه های تلویزنی لس نجلسی ،خبر از ازدی ایران میداد .و خود را نماینده اهورا مزدا میدانست ،جناب هخا ،محصول مشترک سازمان امنیتی رژیم بود .
۳.انفجار وصال راه پویان در شیراز توسط تورهای امنیتی رژیم ،بهترین جایست که جوانان بی تجربه را بدام میاندازد ،
۳.شاید من با گفته یکی از دوستان این را نشان بر فرست طلبی آقای ماکان حمل کنم ،یا ان را منتسب به نیرهای مشکوک .ولی به باور من ندای ایران نتیجه ۱۰۰ سال مبارزات شیر زنان ایران است ، و در اینجا هیچ مرد و یا نامردی اجازه ندارد از ایشان سو استفاده نماید .
آیا تا به حال با خودتان فکر کرده اید که وقتی یک دانشجوی ساده که فعالیت سیاسی چندان خطرناکی علیه نظام نکرده سالها در اوین می ماند و اجازه خروج پیدا نمی کند چطور یک آقایی مثل احمد باطبی از اوین خارج می شود و سر از آمریکا در می آورد؟ چطور وقتی هزاران نفر هنوز به حالت بلاتکلیف در زندانها نکهداری می شوند چند تا مبارز سر حال از دست ماموران رژیم به خارج از کشور فرار می کنند؟
چطور یکی مثل سردار مدحی فرار می کند و افشاگری می کند اما به تیر غیب سربازان گمنام امام زمان دچار نمی شود در حالی که کسانی که کمتر از او دهانشان را باز کردند در هر نقطه از جهان کشته شدند؟
استادی داشتم که می گفت هر چه از اخبار شنیدید عکسش حقیقت است و این همان فرمول ساده مقابله با جنگ روانی است.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید