ماهی را هر وقت از آب بگیری خفه می‌شود | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (14)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

ماهی را هر وقت از آب بگیری خفه می‌شود

۰۴ فروردین ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

من امروز تحت تاثیر نوشته دوست و همکارم مسیح علی‌نژاد قرار گرفتم. به این دلیل که رسمی‌ترین نوشته‌ای بود در رد ماجرای نامزدی ماکان و ندا.

من ده‌ها مورد پیام و ایمیل از کسانی دریافت کرده‌ام که از ایران خارج شده‌اند و دنبال راهی برای گرفتن ویزا از غرب بوده‌اند. یکی از این دانشجویان چون همسایه‌شان را یک شب برده بودند کلانتری از مرز فرار کرده بود و می‌گفت مبارز است. بعد از دو ساعت چت، معلوم شد خواسته از این موقعیت استفاده کند. حالا شنیده‌ام ویزا گرفته و به اروپا آمده، آنوقت تعداد زیادی از همکاران روزنامه‌نگارم در ترکیه معطل مانده‌اند چون بلد نیستند دروغ بگویند و التماس کنند.از تیر گذشته تا الان، اینقدر پیام و پیامک گرفته‌ام که حد ندارد. یکی کارش طراحی سایت بوده، اشتباهی دستگیرش کرده‌اند، بعد به عنوان روزنامه‌نگار می‌خواهد خودش را جا بزند. دو کلام هم نمی‌تواند بنویسد. آنوقت دوست روزنامه‌نگاری در مالزی سال‌ها معطل است که موردش رسیدگی شود...

اما باور کنید وقتی پیام دوستی از ترکیه به دستم می‌رسد که نگران برخورد پلیس آنجاست، آنوقت می‌بینم که «ماکان» را در تورنتو روی سرشان حلوا حلوا می‌کنند...به من خبر می دهند که نمی‌آیی نامزد ندا را ببینی؟ می‌گویم نه! ہک جای کار بو می‌دهد...عین بوی گند ماهی از آب گرفته، اما کمی دیر...

اما مشکل من با یک مساله است! چرا همیشه دیر به فکر بیان واقعیت‌ها می‌افتیم؟ مصلحت؟

نسل بچه‌هایی که بعد از انقلاب به مدرسه رفته‌اند گویی به خاطر منافع نظام، منافع گروه و هزار و یک کوفت و زهر مار دیگر باید سکوت کنند...

می‌دانید چند نفر به خاطر همین آقای ماکان دچار مشکل شده‌اند؟ تنها به این خاطر که خیال کرده‌اند طرف نامزد مرحوم ندا بوده است. بروید تحقیق کنید.

اما، به گذشته بنگرید! سکوت نابجا از کی شروع شد؟ چرا واقعیت‌های دادگاه‌های اول انقلاب را نهضت آزادی پنهان کرد؟ چرا کسی نمی خواست بشنود که ایت الله خمینی واقعا می‌خواست چند نفری اعدام شوند؟ بوی خون را دوست داشت! انتقام! یادتان نمی‌آید وقتی از رادیو می‌گفتند «بسم‌الله المنتقم». نه! یادتان نیست!

حتما سکوت در برابر کشتارهای کردستان و آذربایجان غربی را هم توجیه‌ شدنی می‌دانید، نه؟

حتما سکوت در برابر شکنجه‌ها و اعدام‌های دهه ۶۰ از سوی چپ‌های حکومتی را هم جایز می‌دانید. نه؟

حتما سکوت در برابر هزاران رانت‌خواری دولت‌های بعد از جنگ را هم منطقی می‌دانید. نه؟

حتما سکوت در برابر کشتن بهایی‌ها را هم از سوی طرفداران امروزی حقوق بشر که پشت سر «امام» پنهان می‌شوند بهترین کار ممکن معرفی می‌کنید، نه؟

...

یک دوست همکار دارم، همین جا در نزدیکی من زندگی می‌کند. مثل نکیر و منکر شب قبر، بعد از آنکه از ماجرایی چند وقت می‌گذرد، می‌گوید فلان مطلب را که نوشته بودی این مشکل را داشت، بهمان گزارش اینجوری بود...خب برادر من که عین برادران پرونده‌ساز همه چیز را زیر ذره‌بین می بری، ایمیل مرا که داری، چرا نمی‌نویسی؟ برای آنکه بگذاری مثلا سر مهمانی وقت خوش آدم را دچار تساهل کنی؟ اتفاقا باید سر وقت بگویی!

من خوشم آمد از مهدی جامی که هنوز تا دیر نشده آمد و انتقاد هم کرد، حتی با تلخ‌گوشتی. یکی از دوستان می‌گفت «چطور جوابش را ندادی! جامی خودش مهمان همان جمع طرفدار اسرائیل  بوده و حمله‌اش پر از تناقض و تلاقی منافع است.» اما می‌گویم که اگر به خطای کاری ما گیر داده، حتی با هر نیتی که دوستم معتقد است «پشت نوشته‌اش پنهان هم کرده» باشد که من می‌گویم نکرده، باید به حرفش ارج نهاد. به موقع بود.

آقایان! خانم‌ها! همه داد و بیداد من و اقلیتی احتمالا نادان از نظر شما این بوده که بدون مصلحت‌نگری، سیاسیون و طالبان قدرت را که پشت ماسک‌های‌شان پنهان شده‌اند بهتر بشناسانیم. می‌گویید کیهان یا رجا یا الف یا فلان جا سواستفاده می‌کند؟ خفه شویم تا دوباره از نو به ازادی‌هامان تجاوز شود؟ مثل اینکه خیلی از دوستان فقط لذت تجاوز به ازادی‌هاشان را دوست دارند!

چرا از طرح مواضع قدیمی سیاسیونی که از موقعیت‌های اجرایی و قضایی و حکومتی برای رفع خطاهای‌شان وقت داشته‌اند اما بیشتر دوست دارند ماست‌مالی کنند، حمایت می‌کنیم؟ حمایت؟ روزنامه‌نگار؟ چرا؟

...

اتفاقا من از کار مسیح که بالاخره ماجرا را رو کرد خوشم آمد، اما کاش ماه‌ها قبل این کار را کرده بود. ماه‌ها قبل به خواهر ندا می‌گفت که بابا، الان باید این مساله رو شود! نه اینکه بعدا که گند کار در آمد.

می‌گویم کسانی که مدعی پیش بردن مبارزه هستند را باید بهتر بشناسانیم!

ما حتما خطا می‌کنیم، سعی هم می‌کنیم خطاهای‌مان را وقتی متوجه شدیم  جبران کنیم. اما خطای سکوت به این راحتی‌ها جبران شدنی نیست، و این خطا را جمهوری اسلامی به ما تزریق کرده است. این واکسن و سرم پاک کردن خون از این زهر ماری کجاست؟

ارزیابی این خبر:

4.00

Subscribe to comments feed نظرات (14 نوشته شد):

ماهی سیاه کوچولو در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
من واقعا موافقم با شما که خانم علی نژاد باید مدتها پیش این خبر را به ما اطلاع می داد. واقعا نسل من دیگه باید به کی اعتماد و کنه و برای کی سینه سپر کنه. به چه امیدی دل و جون به مبارزه بده، به این امید که اشکهایی که ریخته به حال کسی که عشقش رو از دست داده همه اش کشک بوده!
ما مبارزه می کنیم که پشت پرده نداشته باشیم و اطلاعات رو کسی ازمون پنهان نکنه، اون وقت اونی که بهش اعتماد داری و به نگاهش و حرفهاش احترام می ذاری، حقیقت رو ازت پنهان می کنه به تشخیص خودش و برای مصلحت اندیشی که به عقل جور در نمی یاد.
رضا در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
-9
با اينكه موضوع خوب ولي خدايي برو كاريكاتورت رو بكش

كاريكاتورهاي روز آن لاينت هم خيلي آبكي شده يه كاري بكن
در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
ا يك طرف خشاخاطر اينكه سبز ها حواسوش جمع هست و از طرف ديگر اگر اين خطا كار رفته بود با حماسي ها عكس گرفته بود خوب بود ؟اين جنبش هست كه بحركت ادامه ميده و ولي امر خدا را بدبخت با اون هم پول نفت و دشمن دشمن
آلن در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
-1
بنده حقیر واقعا متوجه نمیشوم که این مسئله نوع ارتباط خانم ندا و آقای کاسپین چه ربطی به بنده و شما و دیگران دارد؟ آیا نوع ارتباط این دو نفر در اصل موضوع که خانم ندا آقا سلطان در راه آزادی و مردمسالاری جان فدا کرده اثری دارد؟! یا اگر احیانا و احتمالا این آقا قصد سوء استفاده از موقعیتی که برایش پیش آمده دارد، این موضوع چه ربطی به جنایت مسلمی که رژیم در حق ندا و دیگران کرده دارد؟ آیا مزخرف گویی های جمهوری اسلامی که کلا با زمین و زمان مشکل دارد برای کسی مهم هم هست؟! یعنی هنوز ما معطل این هستیم که ببینیم یک مشت روانی که از عقل بهره ندارند نظرشان درباره ما چیست؟ این ماجرا آنقدر مهم نیست که اینقدر بآن پرداخته شود. دیدن اینگونه ماجراها مرا بیاد ماجرای فتوای خمینی درباره سلمان رشدی می اندازد. آن فتوای بی معنی باعث شد که نصف دنیا کتاب سلمان رشدی را بنوعی بخوانند، و سلمان رشدی نیز به شهرت و ثروت بسیار دست پیدا کند. شاید درحالت عادی این کتاب یک دهم این مشهور نمیشد. یاد بگیریم برای هر واقعه ای باندازه ای که واقعا مهم است ارزش قائل شویم.
ا
بیچاره! در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
نیک آهنگ، برادر من، جانا سخن از جانب ما میگویی. سفره هفت سین درست میکنند با عکس خمینی وسط آن و ما میگوییم به به! میگویند اگر خمینی زنده بود "سبز" بود و ما عکس العملی به این اهانت بزرگ به سبزها نشان نمیدهیم چرا که "میترسیم تفرقه بوجود بیاید." من نمیگویم که خمینی هیچ نقطه روشنی در زندگیش نداشت. من میگویم او قابل ستایش نیست. خیانت هایی که به اعتماد مردم کرد، دانسته و یا ندانسته، قابل بخشش نیستند و او را در لیست منفورترین رهبران سیاسی ایران قرار میدهد. اما هنوز، بعد از آن همه سال، برخی از سبزها حاضر نیستند او را نقد کنند به خاطر اینکه رهبرانشان این را نمیپسندند. ما به این ترتیب داریم دیکتاتورهای آینده را میسازیم. البته من از عامه مردم، مثلا آنهایی که در سایت "کلمه" کامنتهای عاشقانه برای آقای موسوی میگذارند، انتظاری ندارم. انتظار من از نخبگان و اندیشمندان جنبش سبزه که در سایت های وزین قلم میزنند. آنها نباید دنباله رو باشند حتی اگر مورد ملامت برخی از "سبزها" و لطف ویژه ورق پاره حسین بازجو واقع شوند. اگر دشمنا ن مردم از ما تجلیل کردند، این لزوما به این معنا نیست که ما اشتباه کرده ایم. اینگونه طرز تفکر کودکانه و خطرناک جمهوری ولایت فقیهی را بگذارید کنار. باید رهبران را بدون تعارف و یا تاخیر نقد کنیم تا این جنبش فرخنده ملی در مسیری روشن و رو به جلو حرکت کند.
ای کیو سان در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
حرف درستی است و واقعا کار روزنامه نگار این نیست که تصمیم بگیرد مصلحت کدام است. کار روزنامه نگار افشای واقعیت است. اما البته این معنیش این نیست که هر انتقاد بی‌ربطی یا دشمنی شخصی را مردم از شما قبول کنند. انتقاد شما هم میتواند مورد انتقاد بقیه قرار بگیرد. این معنیش خفه کردن نیست.
ماهور در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
كاملا با آلن موافقم.چرا مساله را بي حودي بزرگ مي كنين.
arshin در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
اصلا این ماجرایی نیست که تازه خانم مسیح علینژاد مطرح کرده باشد. همان موقع از حرفهای ماکان همین ها معلوم بود ولی کسی با دقت گوش نکرد یا نخواست بشنود اون همون توی مصاحبه اش با کانال ۱ گفت ما الان مدتی بود که با هم قطع رابطه کرده بودیم تا بعد بتوانیم تصمیم بزرگ را بگیریم (نقل به مضمون) بعد هم ایشون آنقدر خالی بندند که می گویند من در گوشه ی دیگه ی شهر بودم که آنجا از هلیکوپتر به مردم شلیک می کردند!!
cito در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
خب از اینکه بعضی ها از این موقیعیت سواستفاده بکنند شکی نیست خاصه ایران هم نیست در تمام دنیا همچیزی اتفاق میافتد کی دلش میخواهد توی اون جهندم اسلامی زندگی بکند خوده شما برای چی امدی بیرون برای اینکه دیگه تحمل زندگی را در انجا نداشتی ماکان برای اشنایی با ندا افتاد زندان و مجبور شد ایران را ترک بکند حالا نامزده ندا بوده یا نبوده چه فرقی میکند مثله اینجاست شماها و اون خانوم علی نژاد صداتون در امد برای اینکه ماکان رفته اسرائیل از اینه که شماها دلخورید چرا شماها نمیتونید یا از شماها دعوت به اسرائیل نمیشه از سودی است نه بیشتر
Ali J در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
آقا شما را به خدا به هر که میپرستید و یا دوست دارید، از هر جناح، طیف و یا رنگی‌ هم که هستید، سبز، زرد، آبی ، قرمز یا حتی سیاه ! یکبار برای همیشه بس کنید و اجازه بدهید این طفلک معصوم در قبرش بیش از این نلرزد و نچرخد.

ندا آقا سلطان، دخترکی معصوم ، مظلوم و معمولی‌ بود مانند ده‌ها هزار دختر ایرانی‌ هم سنّ و سالش که از بد حادثه به تیر غیبی رژیمی مردم کش و جنایتکار گرفتار آمد و چراغ عمرش که می‌توانست ده‌ها سال پر نور و نور افشان باقی‌ بماند در تند باد حادثه به ناگاه خاموش شد.

ندا آقا سلطان، مبارز راه آزادی نبود. ندا آقا سلطان رئیس سازمان جوانان جنبش سبز نبود. از ندا آقا سلطان حتا یک برگ نوشته در ستایش آزادی و یا یک سخنرانی‌ در حمایت از حکومت قانون بر جای نمانده است. ندا آقا سلطان حتی شاید وقت نکرد که بفهمد کروبی و موسوی مردانی شرافتمند، بزرگ و وفادار به آرمانهای مردم ایران هستند و سید علی‌ خامنه‌ای جنایتکاری دغل و ترسو و یا محمود احمدی نژاد دروغگویی رذل و دنی بیش نیستند.

ندا آقا سلطان فرصتی نیافت تا به دنیا بفهمند که مدتی‌ است از کاسپین (علی‌ رضا) ماکان جدا شده و ایشان دیگر نماینده ‌او نیست و حق ندارد وقتی‌ به دیدار رئیس جهور اسرائیل میرود خود رأ نماینده نه تنها "ندا آقا سلطان" بلکه همهٔ ملت ایران معرفی‌ کند. در عوض از خواهرش خواست که به مسیح علی‌ نژاد این ماموریت را بدهد که در مواقعی که " مصلحت نظام" ایجاب می‌کند به نمایندگی‌ از طرف دخترک معصوم و پر پر شده ما هر آنچه دلش خواست، بی‌ سند و مدارک بگوید.

ندا آقا سلطان، دختری بود،معمولی‌، با آرزوهای تمامی‌ دختران هم سنّ و سالش. از بد حادثه زیبا هم بود. و این زیبایی‌ -شاید- حداقل ۲ بار به او خیانت کرد. یکبار زمانی‌ که شکارچی بیرحم سینه جوان و ارزومندش را به تیری از هم درید و بار دیگر وقتی‌ که کاسپین ماکان، حسین شریعتمداری، رژیم جمهوری اسلامی و نمایندگان جنبش سبز- از مسیح علی‌ نژاد گرفته تا...- دریافتند که میشود از جنازه یک دختر معصوم بیرقی ساخت و زیر آن برای مطامع دنیوی سینه زد.

ندا آقا سلطان نماینده معصومیت و ارزومندی دختران نسل من است. شما رأ به هر که میپرستید اجازه دهید در گورش آرام بخوابد....او مدتهاست از هیاهو جهان ما فارغ شده ... نمک روی زخم نپاشید.
nashnas در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
متاسفانه ادبیات بعضی از سبزها و ذهنیتشان با امثال شریعتمداری هیچ فرقی ندارد. یک انسان مستقل به یک کشور عادی سفر کرده و نظراتش را بیان کرده. حرفهای بدی هم نزده. گفته ما دشمن اسرائیلیها نیستیم. ما دوستدار زندگی مسالمت آمیز با بقیه ملل از جمله مردم اسرائل هستیم. خوب حرف بدی هم نیست. اصلا چرا باید با اسراییل دشمن باشیم. چرا هیچ یک از این سبزها که امروز بابت سفر ماکان کف به لب میاورند، در زمان خمینی دجال کمترین اعتراضی به معامله تسلیحاتی بین حکومت ناب اسلامی انقلابی با حکومت اسراییل نداشتند. چرا هنوز هم از خمینی شیاد و شارلاتان با سه صلوات اسم میبرند؟ آیا رابطه با اسراییل در انحصار اراذل و اوباش حاکم است که در ظاهر به اسراییل فحش میدهند و با اسراییل معاملات زیر میزی دارند. آیا ما مردم باید مثل خوردن ماهی خاویار، منتظر فتوای آقایان برای حلال بودن سفر به اسراییل باشیم؟
میگویند اسراییل دشمن ایرانیان است. نخیر اشتباه کردید. بزرگترین دشمن ایرانیان، حکام شیاد و جلاد جمهوری اسلامی هستند که با سیاست سرکوب در داخل و صدور ترور در خارج به حیاتش تا کنون ادامه داده است و در نتیجه همین سیاست ایران را در جهان منزوی کرده است و میلیاردها دلار را از حلقوم این مردم فقیر به گلوی سردمداران ترور ریخته است. در روز روشن یک کشور عضو جامعه بین المللی را تهدید به نابودی و حذف از روی زمین میکنند و بعد لابد توقع دارید که اسراییل عاشق دلخسته شما هم باشد!
اگر دشمن میخواهید، این اعراب از هر دشمنی با ایرانیان دشمن ترهستند. قبل از اسلام که دهات ثروتمند ایران را چپاول میکردند. بعد از سلطه بر ایران از هیچ نوع توهین و تحقیر ایرانیان فروگذار نکردند. حتا در جریان حمله عراق به ایران، جز معدودی، بقیه به کمک عراق شتافتند. یکی سرباز به ایران فرستاد، یکی پول داد، یکی اسلحه داد و الی آخر. آن معدود اعراب هم بابت حمایت از ایران باجهای کلانی از ایران میگرفتند. حتا همین امروز امارات بیمقدار چشم طمع به خاک ایران دوخته و خلیج فارس و ۳ جزیره ایرانی را از ایرانیان مطالبه میکند.
با چنین سوابقی از اعراب، من ندیدم که حضرات سبزها، ایرانیانی را که به هر عنوان به امارات میروند بابت اینکار سرزنش کنید، که مثلا با دشمن ایران همکاری میکند. مگر همین اروپا و امریکا خواهان انزوای ایران نیستند. چرا رهبران شما همه به امریکا و اروپا رفتند و دائم هم با شبکه های رادیو تلویزیونی مصاحبه میکنند.
میگویید که جمهوری اسلامی سوء استفاده میکند. مگر چه انتظار داشتید؟ مگر تا کنون از چیزهای دیگر سوء استفاده نکرده. خوب دشمن کارش همین است. اگر شما میخواهید که بهانه دست جمهوری اسلامی ندهید، چرا یکبار و برای همیشه اینکار را نکرده و دست از مبارزه با این نظام نمیکشد و خود و همه مردم را خلاص نمیکنید . این تنها راه قطعی برای بهانه ندادن به جمهوری اسلامی است. اصلا اگر مواضع جمهوری اسلامی درست است و آنرا قبول دارید که پس چرا و چه چیز را میخواهید تغییردهید؟
من خود به جنایات اسراییل بر علیه اعراب معترضم و همگام با نیروهای مردمی و مترقی و از جمله جامعه مدنی و آزاده اسراییل به آن اعتراض دارم اما بین اعتراض به جنایات دولت اسراییل و دشمنی با مردم اسراییل تفاوت قایلم همانطور که بین مبارزه با امپریالیسم و امریکا ستیزی، که با اشغال سفارت امریکا در تهران شروع شد تفاوت قایل هستم. هر چقدر ضدیت با امپریالیسم و دخالتگری دول خارجی در ایران، مترقی و انسانی است، امریکا ستیزی یا غرب ستیزی همانقدر ارتجاعی و ضد انسانی است. چطور میتوان سفارت یک کشور خارجی را اشغال کرد، پرچم آنرا هر روزه به آتش کشید و بعد ادعا کرد که ما بر علیه مردم امریکا نیستیم، ما امریکا ستیز نیستیم ما فقط ضد امپریالیست هستیم. مگر این پرچم که آتش میزنید مال کیست؟ مگر سفارتی که اشغال کردید و جز خاک امریکا است مال کیست؟ مال کسی جز مردم امریکا است؟ آیا این تعصب هیستریک ضد غربی شما چیزی جز خارجی ستیزی است؟ فرق شما با کله پوستی های نئو نازی چیست؟
من بالشخصه از ماکان ممنونم که با اظهارات خویش زهر اظهارات نابخردانه احمدی نژاد را در ذهن مردم دنیا یا حداقل بخشی از دنیا گرفت، که حساب مردم ایران را از رژیم جنگ طلب حکم بر ایران جدا کنند.
من به عنوان یک شهروند ایرانی خواهان زندگی دوستانه و شرافتمندانه در کنار ملل دیگر دنیا هستم. به عنوان یک انسان عدالت خواه با ظلم و ستم و ارتجاع مبارزه میکنم ولی هرگز این مبارزه را تبدیل به مبارزه علیه یک قوم و ملت نمیکنم و اصولا چنین کاری را، با هر توجیهی که انجام شود، چیزی جز نژاد پرستی نمیدانم. به امید اینکه سبزها از میراث خط امامی خود فاصله گرفته و شروع به انتقاد از خود بابت دست داشتن در جنایات اوایل انقلاب بکنند و بابت خیانت به انقلاب و آرمانهایی که مردم برای آنها انقلاب کرده و جان دادند از مردم ایران عذر تقصیر بخواهند.
aar****@msn.com در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
آلن عزیز .
با توجه به اینکه با برخی گفتهایت موافقم .چند نکته را باید اشاره کنم .
۱.نمیخواهم داستان کشدار ،سیاسی دی جان ناپلون را اشاره نمایم ،ولی به این بسنده میکنم که در همان زمان ،خمینی پس ازشکست در جنگ ،و نوشیدن جام زهر ،و کشتار زندانیان ۶۷ ،به خاطر سرپوش گذاشتن در کشتار. ،فتوای قتل ،سلمان رشدی را صادر نمود .تا چند صباحی شریط را کنترل نماید .
۲.شاید باور،نکنید ،موجودی چند سال پیش که در برنامه های تلویزنی لس نجلسی ،خبر از ازدی ایران میداد .و خود را نماینده اهورا مزدا میدانست ،جناب هخا ،محصول مشترک سازمان امنیتی رژیم بود .
۳.انفجار وصال راه پویان در شیراز توسط تورهای امنیتی رژیم ،بهترین جایست که جوانان بی تجربه را بدام میاندازد ،
۳.شاید من با گفته یکی از دوستان این را نشان بر فرست طلبی آقای ماکان حمل کنم ،یا ان را منتسب به نیرهای مشکوک .ولی به باور من ندای ایران نتیجه ۱۰۰ سال مبارزات شیر زنان ایران است ، و در اینجا هیچ مرد و یا نامردی اجازه ندارد از ایشان سو استفاده نماید .
cyrus sarbaze-vatan در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
مشکل اینجاست که مردم عادی تلاش می کنند با روشهای عملیاتی حرفه ای ماموران اطلاعاتی رژیم مبارزه کنند بدون اینکه از کمک افراد حرفه ای بهره ببرند و زمانی هم که کسی می خواهد واقعا کمکی کند از طریق نفوذی های اطلاعات رژیم به عامل جمهوری اسلامی متهم می شود واقعا دور باطل پیچیده ای را طراحی کرده اند اما یک فرمول ساده را به شما می گویم تا از این به بعد دیگر فریب اطلاعاتی ها را ساده نخورید:
آیا تا به حال با خودتان فکر کرده اید که وقتی یک دانشجوی ساده که فعالیت سیاسی چندان خطرناکی علیه نظام نکرده سالها در اوین می ماند و اجازه خروج پیدا نمی کند چطور یک آقایی مثل احمد باطبی از اوین خارج می شود و سر از آمریکا در می آورد؟ چطور وقتی هزاران نفر هنوز به حالت بلاتکلیف در زندانها نکهداری می شوند چند تا مبارز سر حال از دست ماموران رژیم به خارج از کشور فرار می کنند؟
چطور یکی مثل سردار مدحی فرار می کند و افشاگری می کند اما به تیر غیب سربازان گمنام امام زمان دچار نمی شود در حالی که کسانی که کمتر از او دهانشان را باز کردند در هر نقطه از جهان کشته شدند؟
استادی داشتم که می گفت هر چه از اخبار شنیدید عکسش حقیقت است و این همان فرمول ساده مقابله با جنگ روانی است.
man***********@hotmail.com در ۰۴ فروردین ۱۳۸۹
سلام سال نو مبارک . من تازه برگشتم که می بینم همه دارند از این اقا حرف میزنند . راستش رادیو فردا این اقا را مطرح کرد . من خودم شنیدم که رادیو فردا از مادر ندا در باره ماکان پرسید ومادر ندا هم گفت که بله این اقا از ندا خواستگاری کرده ولی ندا بهش جواب نداد ه بود . بعد رادیو فردا با ماکان هم مصاحبه کرد وچندین بار پخش کرد . شاید این دلیل شهرت این اقا شده بود . ولی مادر ندا نگفت که ندا با ماکان نامزد شده .بلکه گفته بود که ندا جواب نداد . نمی دونم رادیو فردا چرا به مشهور شدن این اقا کمک کرد .
مجموعه نتایج: 14 | نمایش: 1 - 14

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید