انتقاد از حاکمیت صرفا به رنگ «سبز» نیست | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (5)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

انتقاد از حاکمیت صرفا به رنگ «سبز» نیست

۰۱ فروردین ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

وقتی مطلب خوب مهدی جامی در نقد نوشته‌های خانم فرشته رضایی را می‌خواندم، به یاد پستی افتادم که چندی پیش جامی در نقد نوشتاری از دکتر حمید دباشی نگاشته بود. اینکه نمی‌توانیم برای کسی تعیین تکلیف کنیم که چه باشد، و چه بکند. اما برای من مهم است که منتقدین نظام را در هر رنگی ببینیم و سعی نکنیم به یک رنگ درشان بیاوریم. این به معنی نفی یا مخالفت با «سبز» بودن، یا سبزها نیست، اما وقتی شما نتوانید با قانون اساسی نقض کننده حقوق بسیاری از مردم کشور، و سکوت بسیاری از کسانی که به ناگهان رنگ عوض کرده‌اند کنار بیایید، قرارگیری زیر یک پرچم و خیمه به این راحتی‌ها نیست. اما بحثی که با بعضی از دوستان داشته‌ام این است که نمی‌توان هویت جدید گرفت وقتی با بسیاری از اصول موافق نیستیم.

 

به نظرمن، کوتاه آمدن از بسیاری از قواعد فقط برای رسیدن به قدرت، نتیجه‌ای جز آنچه در سال ۱۳۵۷ شاهدش بودیم به همراه نخواهد آورد. اما من که هستم که بخواهم نظری بدهم؟ یک روزنامه‌نگار فارغ از تقسیم‌بندی‌های متاسفانه رایج که رسانه‌ها را سبز یا غیر سبز و روزنامه‌نگاران را رنگی می‌خواهد و می‌خواند. فقط به عنوان ناظری که مسخره کردن را از جدی بودن بیشتر دوست دارد، می‌توانم بگویم برخی تقسیم‌بندی مسخره هستند. و در گذر زمان خواهیم دید که چشم‌پوشی بر بسیاری اعمال و سیاست‌های پیشین بعضی از راهبران سیاسی، چه هزینه‌هایی به جنبش اعتراضی وارد خواهد آورد.

 

اما فراتر از آن، تلاش‌های ۱۰۰ سال و اندی مردم و رهبرانشان برای تغییر ساز و کار بوده یا تثبیت خواسته‌ای همچون «عدالت‌خانه»، اما آیا برای آزادی و آزاد‌منشی بوده است؟  برای دموکراسی بوده است؟ و آیا رسیدن به آزادی بر اساس بستن راه‌ها و افتادن در چاه میسر است؟ به نظر من، هر گروهی بر اساس هر نوع تقسیم‌بندی که می‌پذیرد، موانع خود را دارد. تحمیل این موانع بر دیگران نمی‌تواند چاره‌شاز باشد. به عنوان مثال اگر بخشی از طبقه متوسط ما، بعد از انتخابات به خیابان‌ها آمدند، نه دغدغه اسلامیت داشتند، نه طرفدار تداوم وضع موجود، حتی از نوع اصلاح‌طلبانه‌اش بودند. به نظر من، اینکه خواست همه را فقط رسیدن کاندیدای ریاست جمهوری به قدرت تحت همین قوانین محدودیت‌ها بدانیم، و علت بیرون آمدن مردم در روزهای سرنوشت‌سازی مثل ۲۵ خرداد و ۱۳ آبان و ۱۶ آذر و عاشورا را پیروی از یک گروه بدانیم، اندکی سهل‌انگارانه است. وقتی بعد از عاشورا، رهبران جنبش خواستار عدم «ساختار شکنی» هستند، و طرفداران را در ۲۲ بهمن، به مسیری می‌کشانند که حاکمیت می خواهد، می‌توان انتظار داشت که گروهی ازمردم از این کشتی جدا بشوند.

 

اما مردم در مناسبت‌هایی مثل چهارشنبه سوری، حتی اگر میر حسین و خاتمی و کروبی از روی آتش نمی‌پرند و آنرا درست هم ندانند، در اتحادی قابل توجه، نظر رهبری نظام را زیر سوال بردند. به عنوان یک شیرازی، از آنچه در حافظیه اتفاق افتاد، خوشحال شدم و تا مدتی «کف» کرده بودم!  در روزی که عملا تعطیل هستم، نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و برگشتم سر امورات سایت و "پست" مهدی کثیری را منتشر کردم. دیدن فیلم برایم بسیار جذاب بود. جایی که همیشه برای درس خواندن در آن پرسه می زدم، محل اعتراض نوروزی مردم به حاکمیت شده بود. حتی شاید بسیاری از حاضران مطابق نگاه استصوابی حزبی، سبز هم نبودند، اما شعارهایی دادند که اتفاقا «سبز» بود.

 

به این فکر کردم که اگر در یک جامعه بزرگ‌تر، فراتر از رهبران و حزبی‌ها که به دنبال قدرت هستند، ببینیم خواست مردم چیست، و مردم به دنبال چه هستند و بر آن اساس تقسیم‌بندی‌ها را شکل دهیم، شاید تفسیر موجود از رنگ‌های تعریف شده، تغییر کند. شاید «سبز» عملا نماد مخالفت با ولایت فقیه، عدم پاسخگویی مسوولان، شکستن سکوت در برابر اعدام‌ها و قتل‌های سیاسی ۳۰ سال گذشته، پاکسازی ادارات، انقلاب فرهنگی و ... باشد؟

نتیجه نسبتا اخلاقی اینکه بهتر است چیزی را به نفع گروهی مصادره کنیم!

------------

خودنویس، خانه همه است. هیچ‌کس به خاطر دیدگاهش از خانه خودش رانده نمی‌شود.

ارزیابی این خبر:

5.00

Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):

Fatemeh در ۰۲ فروردین ۱۳۸۹
-6
باعرض پوزش
این مسخره ترین نوشته ای بودکه ازشماخواندم.جنبش سبزدربرهه زمانی مشخصی شکل گرفته,رهبران شاخص آن هم حداقل درداخل ایران مشخصند.ازروزاول هم مهندس موسوی صریحاسه گروه(کمنیستها،سلطنت طلبهاوتروریستهای مجاهدین خلق) راخارج ازاین جنبش دانست.اینکه امروزانصارحزب الله اپوزیسیون(کمونیست کارگری)کنسرت به هم می زنندوآبروریزی میکنندبعدهم به نام حرکت سبزها!درجرس منتشر می شودازضعفهای بزرگ جنبش است.
امابه هرحال رنگ سبزازاول نمادی انتخاب شده درستادموسوی بوده.هرکس هم ازروشهای اوخوشش نمی آیدمیتواندنمادیارنگ دیگری انتخاب کندنه اینکه آویزان به جنبشی باشدکه تاحالاباخون جوانان این وطن آبیاری شده ومعلوم هم نیست اصلابه نتیجه برسدیانه.کسی برای شما کارت دعوت نفرستاده.اتفاقاهرچه نیروهای بی ربط وخیالباف ازجنبش زودترجداشوندبهتراست.
کسانی که درخارج ازکشوربه سرمیبرندنقش مهمی دراطلاع رسانی دارند.ولی اگربخواهندخط مشی مشخص کنند,تبدیل به کاریکاتوریک رهبراپوزیسیون می شوندکه آبرومند ترینش نوری علاست!شماعلی رغم ادعایتان دائمادرحال تعیین خط وربط جنبشیددائم هم می گوییدروزنامه نگاربایداطلاع رسانی نکندنه تعیین تکلیف!کاش حداقل معرفت نوریزاده راداشتید.
به هرحال ایرانیان داخل کشورچون جای انقلاب قبلیشان دردمی کند,به مسایلی نظیرتغییررژیم زیادفکرنمی کنند.اگرشمانظردیگری دارید,تشریف بیاوریداینجادورهم باشیم!چندروزبشتراوین نبودید,آنهم دربهترین دوره!
ببخشید,بهترنیست شماهمان کاریکاتورهایتان رابکشیدوماهم لذت ببریم؟
-------------------------------
دوست عزیز. قرار نیست همه مثل هم فکر کنیم. زیبایی یک جریان اعتراضی به فراگیر بودن آن است. شهروند روزنامه‌نگار بر عکس ساختار سنتی رسانه، می‌تواند نظرش را راحت‌تر بیان کند. روزنامه‌نگار در خبر نمی‌تواند طرف این و آن را بگیرد، وگرنه ذات کار "نظر" همین است.
یاشار غفارزاده در ۰۳ فروردین ۱۳۸۹
آنچه که در ماههای بعد از انتخابات در ایران شکل گرفت ، به سختی آن جنبش سبزی بود که مهندس موسوی خود را صاحب آن می داند. استناد شما به تعریفی که ایشان از این جنبش ارایه کرده هم بیانگر این پیشفرض از سوی شماست که ایشان به نوعی متولی این جنبش است.

در صورتی که این فکر درست نیست. جنبش سبزی که به موسوی تعلق دارد، آن قسمتی از جنبش است که قبل از انتخابات شکل گرفت. بعد از انتخابات، و با شکل گیری این امید که احتمال تغییر اساسی در ساختار حکومت هست، همه اقشار ملت، اعم از طرفداران موسوی و دیگرانی که حتی رای هم نداده بودند به خیابان آمدند. در این دوره است که ما با شعارهایی مواجه شدیم که کل باورهای نظام و فرای خطوط قرمز را نشانه گرفت.

واقعیت این است که چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، هر آنی که کمی فرصت نفس کشیدن باشد،‌ همه مخالفین نظام اسلامی حاکم به میدان خواهند آمد. تصور اینکه می توان با نامگذاری یا ارایه تعریفی خاص، برشهایی از اجتماع را از مشارکت محروم کرد، ریشه در تفکرات غیر دموکراتیکی دارد که اغلب انقلابیون پیر هنوز به آن گرفتارند.
Ali Azad در ۰۲ فروردین ۱۳۸۹
جا داشت جواب مهدی جامی رو درباره همین مقاله هم منتشر کنید.
------------------
ما ممنون نقد آقای جامی هم هستیم، اما به جز در مورد مطلب پیشین، ترجیح می‌دهیم مطالبی را منتشر کنیم که مستقیما به خودنویس فرستاده شده باشد.
rs232 در ۰۳ فروردین ۱۳۸۹
بنده هم با جامع نگری شما موافق هستم و متاسفانه موج گرایی هم نوعی آفت مدنی برای ما است. موج رنگی، موج برره، موج هسته ای و موجهای دیگر فقط مردم را به دنبال خود می کشد و هر کجا که می روید همه در مورد آن موج حرف می زنند. اگر موج ضد امپریالیست باشد میبینید که آن رفیقی که هنوز جای بند دار بر گردنش مانده است و نوعی خلاصی یافته است، طرفدار پرچمدار کوتوله ضد امریکاییان می شود و به تعریف از وی سخنوری می کند. اگر موج برره باشد هرجایی که بروی و بگویی بابا دارند پدر روزنامه نگاران را در می آورند می گویند که اینطور نبیده بید! درست ویکلنجز! اگر موج سبز باشد و همان فردی که گلویش را تا دیروز برای حقوق بشر پاره می کرد بگوید که بابا آروغی که فلان شخص زد دیگه درست نبوده! به چارمیخ می کشندش و نسبت ضد مردمی به او می دهند. حتی باورتان نمی شود من خودم در موج مذهبی سال ۵۷ دیدم که یک آدمی که کمونیست بود بخاطر موج گرایی و جو زدگی به نماز جمعه می رفت و پشت سر بقیه نماز می خواند!
حالا چهار روز دیگه که موج سبز سر و صدایش بخوابد اگر شما بیایی و بگویی آقای موسوی فلان چیز را گفت، همه موج سواران می گویند برو بابا حال داری!
Mehran Darabi در ۰۷ فروردین ۱۳۸۹
با سلام ‎،
من با نظر شما موافقم. کاش می شد یک نظرسنجی انجام داد تا فهمید چند در صد مردم خواهان قانون اساسی موجود هستند. اگر بنا باشد هیچکس حرف نزند مبادا به جنبش سبز لطمه بخورد، به هیچ مقصدی بهتر از جمهوری اسلامی موجود نمیرسیم. متاسفانه با روندی که پیش میرود از دل جنبش سبز دموکراسی بیرون نخواهد آمد. اگر جنبش شکست بخورد و خواست مردم سرکوب بشه بهتر از اینه که سیستم جدید ایجاد کنیم بدون در نظر گرفتن خواست و رای همه مردم.
مجموعه نتایج: 4 | نمایش: 1 - 4

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید