ادبی که بالای درخت بود!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
روز چهارشنبه ۲۶ اسفند «سید محمد خاتمی» طی ملاقاتی که با جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها داشت در بخشی از اظهاراتش با ایشان به درستی ادعا کرد:
انقلاب ما انقلاب بزرگی است و همه دنیا شاهد بود که بدون توسل به زور و سلاح در مقابل رژیمی که مجهز به انواع سلاحها و سازمانهای مقتدر اطلاعاتی و نظامی و امنیتی بود و نیز با پشتوانه و حمایت قدرتهای بزرگ بینالمللی با دست تهی با «کلام و منطق و محبت و گل» در برابر گلوله ایستاد و با حضور فراگیر مردم این انقلاب پیروز شد.
برخلاف نسل جوان فعلی ایران، که طبیعتاً و به اقتضای سنشان معذورند اما اقشار سنی بالای چهل سال در ایران بخوبی میتوانند بر اظهارات محمد خاتمی صحه بگذارند که در ایام انقلاب اسلامی سال ۵۷ عمده شعارهای که توسط مردم ایران در سطح شهرها مطرح می شد اولاً و بعضاً متکی بر ادب ایرانی و ثانیاً برخوردار از منطق و استدلال بود.
این در حالی است که بعد از تحریر مقاله «داش آکل و جنبش سبز» در خودنویس که تعریضی بود به لمپنیزم و موانست خرده فرهنگ این کلنی با اقشار و طبقات بعضاً مذهبی و سنتی، بخشی از مدعیان انتساب به جنبش سبز در ذیل آن مطلب به طعنه و کنایه و از موضعی اخلاق داورانه اظهار نظری کردند مبنی بر آنکه:
پایگاه تودهای مخالفان ما سبزها همین اقشار لمپن و بی اخلاقند که خود بهترین نمونه در اثبات فضیلت محوری و فرزانگی در جنبش سبز و ابتذال و سخافت در جبهه مقابل است.
چنین ادعای قابل مناقشهای در حالی مطرح شده و میشود که سایت خودنویس همین چند روز پیش در تلاش جهت اطلاع رسانی از وقایع چهارشنبه سوری در ایران در ذیل یکی از مطالب منتشر شده اش آورده بود:
صدای ترقه و انفجار از همه جای تهران میآید و شعار:
توپ، تانک، فشفشه ـ خامنهای ... شه! در نقاط مختلف تهران به گوش میرسد.
قطعاً خوانندگان محترم خود بخوبی از محتوای آن سه نقطه بعد از خامنهای مطلعند و با کاربرد معادل کلمه «قوادی» در ادبیات محاوره ایران و حاملان چنان ادبیاتی آشنائی کامل دارند.
بر این اساس آیا اکنون مدعیان جنبش سبز میتوانند نسبت خود و جنبش خود و ادبیات و شعارهای جنبش خود را با فضیلت و معرفت و فرزانگی تعریف و تعیین کنند؟
براین اساس باز هم باید جنبش را در زرورقی از تعارف و فضیلتهائی صوری و مجعول مستوره کرد؟
طبيعتاً این بمعنای آن نیست که از مدعیان جنبشی که درست یا غلط دل چرکین از مواضع رهبری ایران طی روند وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری اند توقع ادبیات «فدایت شوم» در وصف ایشان داشت.
اما تلخ یا شیرین تاریخ شفاهی این ایام در حال ثبت است و زشتی ها و زیبائیهای این تاریخ خواسته یا ناخواسته به حساب کنشگران آن در حال واریز است.
با چنین ادبیاتی آیا ۳۰ سال بعد کسی مانند «محمد خاتمی» پیدا خواهد شد تا فخرفروش کلام ومنطق حاکم بر جنبش سبز گردد؟
Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد):
آیا بهتر نیست سجادی سری به اوین بزند و ادبیات رژیم را در دانشگاه ولایت یاد بگیرد؟
آقای سجادی وقتی حرفی برای گفتن ندارید، خیلی به خودتون فشار نیارید
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید