کین و مهر ِ «اصلاح طلبان»
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
اصلاح طلبان دارند از راه میرسند ...نفوس مرده میفروشند و دموکراسی کاغذی تمرین میکنند .
اصلاحطلبان * دارند از راه میرسند. دیر! خواب آلوده! خرقه تر! پر ادعا! تکراری! مردد! لرزان! بیهویت! بدون برنامه! گفتمان میفرمایند .
عارف، تجاهل العارف میکند و جا پای شریعتمداری گذاشته و موسوی را نقد میکند. رجایی استراتژی خروج از حاکمیت را پیش گرفته، تا پس نیافتد و حتی اشاره ای هم به عبدی و ۱۰ سال پیش نمیکند . شکوریراد هم دیواری کوتاهتر از گنجی گیر نیاورده است و جلایی پور وسط دعوا نرخ تعیین میکند و تحلیل میفرماید و...
هنوز نمیدانند که چرا در انتخابات شوراها آن گونه گل کاشتند و گل سر سبد اصلاح طلبی هم به مجلس راه نیافت. هنوز باور نکردهاند که در انتخابات ۸۴ به احمدینژاد و مشایی و هاشمی ثمره باختهاند. هنوز نمیدانند که چرا پس از ۱۲ سال تحزب و تذبذب، دنبال موسوی راه افتادند و هنوز هم نمیدانند کدام عضو کدام حزب، از کدام کاندیدا حمایت کرده است .
اصلاحطلبان دارند از راه میرسند. پر ابهام! یکی یکی ...نقد میفرمایند جنبش سبز را! پیشاپیش شکست را پذیرفتهاند! گویی از نقد اصلاحطلبان پرداختهاند و جوابی یافتهاند که سراغ جنبش سبز را هم میگیرند. در شکست ۸۴ ماندهاند به پیروزی ۸۸ هم رحم نمیکنند! جنبش سبز را به بازی گرفتهاند . دارند میشکنند صفهای جنبش را! دارند به خون نداها و سهرابها خیانت میکنند .
اصلاح طلبان دارند جنبش سبز را استحاله میکنند. اصلاح طلبانی این چنین بانیان تفرقهاند، در جنبش سبز، کاش عطایشان را به لقایشان ببخشند و هم چنان به تماشاگری مشغول باشند.
اژدهايي خرس را در ميكشيد شيرمردي رفت و فريادش رسيد
خرس هم از اژدها چون وارهيد وان كرم زان مرد مردانه بديد
چون سگ اصحاب كهف آن خرس زار شد ملازم از پي آن بردبار
آن مسلمان سر نهاد از خستگي خرس حارس گشت از دلبستگي
شخص خفت و خرس ميراندش مگس وز ستيز آمد مگس زو باز پس
چند بارش راند از روي جوان آن مگس پس باز ميامد دوان
خشمگين شد با مگس خرس و برفت برگرفت از كوه سنگي سخت زفت
سنگ آورد و مگس را ديد باز بر رخ خفته گرفته جاي ساز
برگرفت آن آسيا سنگ و بزد بر مگس ، تا آن مگس واپس خزد
سنگ روي خفته را خشخاش كرد وين مثل بر جمله عالم فاش كرد
مهر ابله مهر خرس آمد يقين كين او مهر است و مهر اوست كين
* «اصلاح طلبان» با اصلاحات و مشی اصلاح طلبی و حجاریان و عبدی و خاتمی و موسوی یکی نیستند. منظور کسانی است که به هر دلیل، دارند از دیگران در جنبش تبری میجویند و بانی تفرقه میشوند. منظور کسانی است که دارند جنبش سبز را به پروژهی اصلاح طلبان تقلیل میدهند. منظور کسانی است که تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست. منظور کسانی است که موسوی و نبوی و تاجزاده و زیدآبادی را تنها گذاشتهاند. منظور کسانی است که از حکم محاربه برای دکتر ملکی بیخبرند و منظور کسانی است که فیلم کشته شدن ندا را ندیدهاند!
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
"اصلاح طلبانی این چنین بانیان تفرقهاند"
۱. وزن حضرات چیست و مخاطبشان کیست ؟
۲.فلسفۀ طبیعت همین است ؛ وقتی جدالی روی زمین در می گیرد لاشخورها خود را آماده می کنند اماّ تا پایان مبارزه صبر می کنند ولی این به اصطلاح اصلاح طلبان! آنقدر مبتدی عمل کردند که وسط دعوا وارد شده اند و نرخ تعین می کنند
"عطایشان را به لقایشان ببخشند و هم چنان به تماشاگری مشغول باشند."
زندگی لاشخوری اینگونه اجتناب می کند ولی "دون لاشخوری" خیر !
====================
ولی قضیۀ اصلی اینجاست که آیا واژۀ اصلاح طلبی سزاوار ایشان است ؟
ملل مختلف به دلایل مختلف به اصلاح طلبی رو می آورند ولی این واکنش حکومتها است که چگونگی و سیر تحول آن رو شکل می دهد.
تظاهراتها و اعتصابات و مبارزات خیابانی و انقلابها از فراغ نمی آیند و ادامۀ حرکت اصلاح
طلبی است برای ملتی که می داند "آزموده را آزمودن خطاست"
اگر کردان دکتر بود پس اینها هم اصلاح طلب
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید