معیارهای دوگانه: روزنامهنگارانی از نژاد معصومیت، و معصومينژاد، روزنامهنگاری از جنس نظام
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
هیچکس را نباید تا زمان اثبات جرمش، مجرم خواند. اصل بر برائت است. نباید خبرنگار صدا و سیما را بیدلیل به چیزی که هنوز اثبات نشده با چوب راند. اما این سوال وجود دارد که آیا نظام ایران که دارد به در و دیوار میزند که از معصوميت از دست رفته خبرنگار ایرانی ساکن ایتالیا دفاع کند، توجهی به بیگناهی روزنامهنگاران ایرانی ساکن ایران هم دارد؟ در طول ماههای بعد از انتخابات، دهها روزنامهنگار ایران به زندان افتاده اند، شکنجه شدهاند، خانوادههاشان تهدید و تحقیر شدهاند...برای چه؟ انتقاد بهمن احمدی امویی از سیاستهای اقتصادی دولت؟ یا تحلیلهای حقوقی وحید پوراستاد؟ گزارشها و گفتگوهای اکبر منتجبی؟ گزارشهای آنلاین مسعود باستانی؟ تفسیرهای خبری احمدزیدآبادی؟ این دردناک است، خیلی هم دردناک است؛ تبعیض میان خبرنگاران خودی و غیر خودی. روزی که سعید مرتضوی هنوز رئیس دادگاه شعبه ۱۴۱۰ بود و گفت متهم همان مجرم است، تاییدی بود بر نگاه حاکم بر قوه قضاییه، همان نهادی که آیتالله شاهرودی آنرا موقع تحویل گرفتن در سال ۱۳۷۸، ویرانه خواند، اما موقع تحویل دادن به شیخ لاریجانی، انگار ویرانه را منفجر کرده بود. این تنها خرابکاری بزرگ در سطح ملی است که مجازاتی ندارد! ...
شمایی که تاکنون بازجویی نشدهاید احتمالا نمیدانید تحت فشار چقدر از کردههای خودتان پشیمان میشوید....به خودتان لعنت میفرستید که چرا از خطوط قرمز عبور کردهاید...تا حالا به خانهتان رفتهاید و با دری باز روبرو شوید که حس کنید خانهتان را بازرسی کردهاند و قابهایتان جابجا شده و توی کاغذهایتان را گشتهاند تا مدرکی بیابند؟
تا حالا تعقیبتان کردهاند؟ تا حالا یک نفر بیسیم به دست سوار بر موتور ۱۲۵ هوندا پشت سرتان راه افتاده و بعد از تنه زدن سرعتش را زیاد کرده باشد؟ تا حالا حس کردهاید کسی دارد به تلفنتان گوش میدهد؟ تا کنون با ایمیلهای جدید روبرو شدهاید که کسی دیگر خوانده باشدشان؟ چند بار نامه تهدید به مرگ دریافت کردهاید؟ آیا دچار بیخوابی شدهاید وقتی پنجره اتاق خوابتان به ناگهان در نیمههای شب باز شده و فهمدهاید کسی جز شما بازش کرده؟ آیا هنگام بازجویی صدای حرف زدنتان در خانهتان را برایتان گذاشتهاند؟ من نمیدانم آیا چنین کاری سر خبرنگار ایرانی مقیم رم آورده باشند، اما حدس میزنم حداکثر چند باری تعقیب شده و ایمیلهایش را چک کردهاند. بعد از بازداشت هم دفترش را گشتهاند. چنین کاری با اعتراض رسمی ایران روبرو شده که کاملا هم منطقی است. اما آیا دولت ایران همان دفاع را از شهروندان ایرانی ساکن وطن که روزنامهنگار هم هستند، کرده است؟ دولت ایران همیشه از برخوردهای دوگانه نالیده است. اما آیا توجهی هم به برخورد خودش با خبرنگارانی میکند که هنوز دستگیر نشده احساس مجرمیت میکنند؟
امروز دهها دوست و همکار همه ما در زندانهای ایران بلاتکلیفند. تحقیر آمیزترین سوالها را از زنان خبرنگار میپرسند، با این ایده که حتما مرتکب «خطا» اخلاقی شدهاند. از روزنامهنگاران مرد میپرسند با چند نفر رابطه «غیر اخلاقی» داشتهاند.
کافی است چند ساعت پای حرفهای مازیار بهاری، خبرنگار ایرانی-کانادایی نیوزویک بنشینید که ۱۱۸ روز مهمان بند ۲-الف سپاه بود. از دید بازجوی او که آقای 'گلاب'* میخواندش، حضور در یک مهمانی که زنان بدون روسری و «سرلخت» هستند، حتما منتهی به برقراری رابطه جنسی گروهی میشود. نمیدانم بازجوی سپاهی اگر میخواست معصومينژاد را «سین-جیم» کند همین سوالها را میپرسید؟ احتمالا نه! خبرنگاران خودی که مشکلی ندارند!
احتمالا نشنیدهاید در مجموعه صدا و سیمای جمهوری اسلامی، چند بار مدیران به واسطه قدرت خود از زیردستان سو استفادههایی کردهاند که مستوجب عقوبت بر اساس قانون مجازات اسلامی است. من همکاران و دوستان زیادی در صدا و سیما داشتهام که برایم داستانهای زیادی از این مجموعه گفتهاند. اما نشنیدهام مدیر متعهدی که به خاطر لو رفتن سو استفاده جنسیاش فقط از یک پست به پست دیگر منتقل شده، هیچگاه دادگاهی شده باشد. شما شنیدهاید؟ اما وقتی خبرنگاری غیر خودی را دستگیر میکنند، همه خانهاش را میگردند تا بله نقطه ضعفی بیابند و نابودش کنند.
تا حالا شنیدهاید معاون سردبیر فلان روزنامه زیر نظر مقام رهبری به خاطر سو استفاده از زیردستش به دادگاهی رفته باشد؟ نه، فقط وقتی ماجرا عیان شده، چند سالی به مدیریت در یک نهاد دیگر منصوب میشود. آیا تا حالا اشارهای در این باره از حسین شریعتمداری خواندهاید؟ مثلا در باره مواد مخدر یافت شده در خانه یکی از نویسندگان «خودی» و رها شدن طرف تنها بعد از یک تلفن از مقامی امنیتی؟ جالبتر آنکه نیاز تخدیری همکار خودی خیلی هم سریع رفع شده و برای رفقایش از با معرفتی «برادران» داستانها گفته. همان میزان ماد مخدر میتواند جوان بیپناهی را به چوبه دار بکشاند، اما برای «مداح» حاکمیت ایران، مشکلی ایجاد نمیکند.
نه، هیچکس خواهان این نیست که خبرنگار ایرانی بازداشت شده در ایتالیا به ناحق دچار مشکلی بشود، اما ای کاش همه از حقوق برابر برخوردار بودند. ای کاش همه ما امیدی به عدالت داشتیم.
گفت آنچه یافت مینشود، آنم آرزوست...
-----------
* بهاری توضیح میدهد که بازجویش که دیر به دیر به حمام میرفته و همیشه بوی عرق هم میداده، برای رفع بوی بد به خودش گلاب میزده است
Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):
بقیه جاها اول شاخ و شونه میکشه، بعدش به غلط کردم میوفته
مثل جنگ، مثل قضیه هسته ای ، مثل ملوان های انگلیسی، مثل اون چند نفری که بعد از انگلیسیا تو جنوب گرفتند اما زود جا زدن
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید