صدای آمریکا، از تراژدی تا کمدی! | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (25)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

صدای آمریکا، از تراژدی تا کمدی!

۱۲ اسفند ۱۳۸۸ داریوش سجادی



قریب یک سال پیش طی تحریر دو مقاله:

VOA پروژه شکست خورده و  صدای آمریکا؛گرگی در لباس میش به صراحت نسخه تلویزیون فارسی زبان صدای آمریکا VOA را پیچیده و پرونده آن را لااقل نزد خود به عنوان یک رسانه بستم و آن را نماد يک تراژدی و انحطاط رسانه ای و ابتذال اخلاقی معرفی کردم.

صرف نظر از ادله مطرح شده در آن دو مقاله امروز و با فعالیت یکساله تلویزیون فارسی BBC بهتر و شفاف تر می توان به مقایسه یک رسانه واقعی با یک شبه رسانه پرداخت.

جدای از قابل مناقشه بودن اهداف و مشی رسانه ائی BBC در یک نکته نمی توان تردید کرد و آن اینکه بی بی سی کار رسانه ای خود را بصورتی حرفه‌ای انجام می دهد. نیم نگاهی به شیوه راه اندازی بی بی سی فارسی بخوبی مُبین تفاوت و درایت و زیرکی انگلیسی ها در مقابل آمریکائی هاست.

بی بی سی در حالی در مورخه ۲۵ دی ماه سال گذشته افتتاح شد که تقریباً دو سال برای این تاریخ دورخیز کرد و طی این مدت با جذب خبرنگار و گذراندن دوره های متعدد آموزشی و سپس ضبط متعدد برنامه های تلویزیونی بصورت آزمایشی نهایتاً بعد از دو سال آموزش و تمرین و ممارست با دستی پر و حرفه ای بر روی آنتن رفت.

حال این روند را مقایسه کنید با شیوه «حسین قلی خانی» راه اندازی تلویزیون فارسی VOA و با تکیه بر چهار تا و نصفی مجری و مخبر سر جهازی و فسیل شده که نه با بدیهیات کار رسانه آشنایند و نه از حداقلی از دانش  سیاسی روز بهره مندند.

اینها را گفتم تا به اطلاع تان برسانم بعد از تحریر آن دو مقاله، بیش از یک سال می شد که این رسانه! را از سبد مطالعه و استماع و نظر روزانه رسانه‌های خود حذف کرده بودم تا چند روز پیش که تفنناً مجدد سری به این رسانه! زدم.

اکنون و با ویزیتی مجدد از VOA مایلم نظر خود در مورد آن را اصلاح کنم و برخلاف گذشته که گفته بودم:

«این رسانه نماد يک تراژدی رسانه ای است» اینک گزاره خود را این گونه اصلاح کنم که «VOA مُبدل به یک کمدی رسانه ای شده!»

فقط به دو نمونه زیر توجه کنید:

در برنامه «تفسیر خبر» که توسط فردی بنام «جمشید چالنگی» با پیشینه‌ای مبهم از حرفه روزنامه‌نگاری و «ستاره درخشش» با پیشینه‌ای مبهم‌تر از چالنگی اجرا می شود چند اتفاق جالب آن هم در یک ويزيت تصادفی ملاحظه شد که قابل تامل و تبسم است.

در یک برنامه، میهمان که از قضا محسن سازگارائی بود که علی الظاهر به اعتبار آپ دیت بودن بیشترش از دیگر سنگواره‌های موجود در VOA توقع می رود کمتر هذیان بگوید با اشاره به بخشی از یکی از سخنرانی‌های اخیر رهبری ایران مبنی بر پایان فتنه در تحولات بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران اظهار داشت:

« برخلاف کابوس سهمگینی که آقای خامنه‌ای می بیند و مشتاق آن است که ناگهان از خواب بیدار شود و ببیند که جنبش سبز و همه آنچه که دیده خواب بوده اما من این مژده را به ایشان می‌دهم که جامعه و جنبش سبز ایران تمام ناشدنی است هم چنانکه چیزی نیست که ایشان رهائی از آن داشته باشد چرا که این جنبش چهار ریشه جدی در جامعه دارد که خامنه‌ای و شرکای سپاهی اش نمی‌خواهند بفهمند:

یکی آنکه وقتی در کشوری شهرنشینی رشد کرده و بالغ بر ۷۲ درصد از ایرانیان شهرنشین شده‌اند و دوم سوادآموزی و دانشگاه در میان اقشار جوان رشد کرده و همچنانکه صنعت رشد کرده و ارتباطات رشد کرده و مشارکت زنان در عرصه اجتماع افزایش یافته و در کشوری که یک نظام ناکارآمد دارد و ۳۰ سال است که این نظام نتوانسته خواسته‌های مردم رو برآورده کنه، با این مولفه ها حکومت نمی‌تواند روند را به خواست خود عوض کند»

حالا پیدا کنید این همه تناقض کمیک را.

در کشوری که بخش خصوصی همچنان نحیف است و بالغ بر هشتاد درصد امور اعم از تجارت و صناعت و فلاحت و اقتصاد و آموزش و پرورش و آموزش عالی و فعالیت‌های فرهنگی و هنری و غیره و غیره در اختیار دولت است چگونه می‌توان از یک طرف ادعا کرد یک نظام ناکارآمد بر سر کار است که نتوانسته طی ۳۰ سال گذشته خواسته های مردم را برآورده کند و از طرفی دیگر به شاخص‌های مانند افزایش شهرنشینی و رشد سواد آموزی و تحصیلات عالیه و رشد صنعت و ارتباطات به عنوان شاخص ترقی و پیشرفت جامعه فخر فروخت و مباهات کرد؟

اگر کسی مدعی چنین شاخص‌های رشد و توسعه در ایران است مگر می تواند منکر خاستگاه حکومتی چنان رشدی با توجه به ساختار حکومتی اقتصاد و صنعت و آموزش و فرهنگ آن هم در ابعادی کلان باشد.

کمدی آیا تعریفی جز این دارد؟

یا در برنامه دیگری همان چالنگی مذکور در قسمتی از برنامه معترض سیاست حمایت جمهوری اسلامی از مردم فلسطین می‌شود  و به اتفاق میهمانان حاضر در آن برنامه به این توافق میان خود می‌رسند که وقتی مردم ایران در درون کشور، خود مستحق کمک و حمایتند حکومت موظف است در اولویت در خدمت شهروندان خودش باشد و اساساً کمک به مردم فلسطین و غزه چه ربطی به ایران و دولتمردانش دارد که کاسه داغ تر از آش می‌شوند. (نقل به مضمون)

اما همین «پدیده» در پایان برنامه ظاهراً بدلیل عوارض طبیعی کبر سن دچار نسیان شده و در مقام جمله ای معترضه و موید طبع غیر انسانی و ناخیراندیشانه حکومت در ایران از مهمانانش می‌پرسد:

چرا جای ایران همواره در عرصه های انسان دوستانه و کمک به مصیبت زدگان و محتاجان و خیر رساندن به دیگران مانند زلزله هائیتی یا شیلی خالی است؟

جل الخالق!

پیدا کنید مرز تراژدی و کمدی را.

ارزیابی این خبر:

4.07

Subscribe to comments feed نظرات (14 نوشته شد):

چه مقاله‌ی سخیف و سطحی و مبتذلی. نقد کردن معنی‌اش شده فحش‌کشی طرف مقابل. انگار نمی‌شود نقد کرد، در عین حال احترام گذاشت. احترام گذاشت به طرف مقابل و کسانی که در مورد طرف مقابل، همانند ما نمی‌اندیشند.
تعدادی از روشن‌فکران جامعه (که البته من قصد تطهیرشان را ندارم.) شده‌اند سنگواره و با روشی احمدی‌نژادیک، پیشینه‌ی همه‌کس و همه‌چیز رفته زیر سوال (اسناد آن هم موجود است!) و نویسنده‌ی مقاله، تنها روشن‌فکر باقی‌مانده بر روی کره‌ی خاکی است که سوپرمن‌وار (بخوانید احمدی‌نژادی‌وار) برای نجات نوع بشری از اشتباه‌شان ظهور کرده‌اند...
در متن‌هایی هم که انتخاب کردید تناقضی وجود ندارد، مگر آن‌که چالش‌گری بخواهد به چالش بکشد و همه‌چیز و همه‌کس را جز خودش به دید کمیک ببیند...
sal*****@gmail.com در ۱۴ اسفند ۱۳۸۸
-12
شما اگر با نویسنده مشکل شخصی داری مجبور نیستی این‌طور بروزش بدی. مطلب بسیار متین است. شخصا از این نگاشته تشکر می‌کنم.
رستم در ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
آقای سجادی لطف کنید و جایگاه خودتان را دراین میان مشخص کنید تا بدانیم اینگونه مقالات "کیهانی" از چه پیش زمینه ای منشاء میگیرد. با آوردن چند نمونه دستچین از یک رسانه نمیتوان به تحلیل عملکرد آن پرداخت. چرا از نقش این رسانه در روشنگری مثال نمیآورید. برای ارزیابی یک رسانه یکی از بهترین شاخص همان محبوبیت آن در میان جامعه است و میزان تلاشی که جمهوری اسلامی در محدودکردن برد آن بکار میبرد. ضمنا" املای نانوشته بیست است. لطفا بجای افترا بستن به رسانه های آزاد نظرات خویش را ابراز فرمائید تا افکار عمومی خود به قضاون بنشیند.
چه مقاله‌ی سخیف و سطحی و مبتذلی .........
بابا دلگیر نشو نگاه کن نویسندش داریوش سجادیه
انتظاری بیش از این ازش نمیره
sabzali در ۱۰ فروردین ۱۳۸۹
کاملا درسته... کسی که خودش رسانه ای رو با اشاره رژیم تخته می کنه، مطلب بو دارش هم خواندن نداره
Jabbari در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
13
خانم‌ها و آقایان گردانندگان سایت وزین خودنویس!

شما را به خدا بس کنید!....رحم داشته باشید و از شکنجه و آزار بیشتر روحی و جسمی‌ خوانندگان تان خودداری بفرمایید

باور بفرمایید دادن تریبون به امثال آقای "سجادی" تمرین دموکراسی نیست...دادن "تیغ" قلم به دست زنگی مست است!! عرض خود می‌‌برید و زحمت ما می‌‌دارید!
فرداد در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
-15
فارغ از قبول داشتن یا قبول نداشتن نویسنده اما استدلال بکار گرفته شده در مطلب درسته
وقتی سازگارا خودش مدعی شده در ایران شهرنشینی رشد کرده و سطح سواد و تحصیل و مدرنیته و صنعت و تکنولوژی و آموزش عالی رشد کرده خوب اعتبار و کردیت این رشد و پیشرفت به حکومت می رسه
پس نمی توان بقول سازگارا مدعی شد نظام ناکارآمد است و ۳۰ سال است که نتوانسته خواسته‌های مردم رو برآورده کنه.
ابراهيم سالك در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
12
کِردیت این رشد و پیشرفت می رسه به نفت! برادر من!
سهراب در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
16
بالا بودن نرخ شهر نشینی و سواد دلیلی بر عملکرد مناسب حکومت نیست . نکنه انتظار داشتید ایران هم مثله افغانستان یا بورکینافاسو و یا جزایر کومور باشه که حضرات کشفش کردن؟
در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
-18
پس این افزایش سواد و نرخ شهرنشینی و پیشرفت اقتصادی و صنعتی که آقای سازگارا می فرمایند توسط چه کسی انجام گرفته
لابد همین طوری و یه دفعه معجزه شده
افغانستان و بورکینافاسو و جزایر کومور هم اگه پیشرفت نکردن بدلیل بی کفایتی حکومت شون و نحیف بودن بدنه بخش خصوصی شان است
البته در ایران هم بخش خصوصی ضعیفه
اما حکومت با اتکای بر درآمد نفت توان آن را داره تا در غیبت بخش خصوصی راساً دست به سرمایه گذاری و عمران و آبادانی هائی بزنه که اکنون آقای سازگارا پُز آن را به همان حکومتی می دهد که خودش در ساختن آن نقش داشته و دارد
در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
14
کل دنیا پیشرفت میکنه و دائم سطح ستانداردش بالا تر میره، ایران هم مثل همه جای دنیا. اما سرعت بهبود وضیت رفاه در ایران نسبت به دنیا خیلی پایینه و برای همین ایران کشوری عقب افتاده تر از اینه زمان شاه هست. انقدر سخته؟؟ داریوش سجادی که انتظار نداریم بفهمه اما شما که قائدتا باید واضح باشه براتون
مثال: مخابرات ایران خیلی از زمان شاه بهتر شده، هنر جمهوری اسلامیه؟ نه داداش، تو این مدت سیستما پیشرفته شدن، موبیل و اینترنت و شبکه کامپیوتری پیداشون شده و غیره.. اما نسبت به بقیه دنیا ایران خیلی عقب افتادست
شهر نشینی که به وضوح در ایران پیشرفت نیست و نتیجه فلاکت در روستاست.
سطح سواد دلیلش عوض شدن دنیا و مهمتر شدن نقش سواد هست، یعنی آدمها خودشون بیشتر مایل هستند سالهای بیشتری رو به تحصیل بگذرونن به جای کار کردن در کل دنیا کار یدی بدون سواد خریدار نداره.. همین الان نزدیک 23% بیسواد داریم تو ایران یعنی افتضاح
https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html

پیشرفت اقتصادی و صنعتی هم که جک حساب میشه. ایران فاجع بار هست sharayetesh
در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
10
مملکت مملکت امام زمانه یعنی چی؟ یعنی اگه همین اتفاقاتی که تو ایران میفته هر جای دیگه کره زمین میافتاد سیستم میرفت رو هوا ولی تو ایران آب از آب تکون نمیخوره. اگر همین چهارتا سنگریزه که رو هم بند شده هم بیشتر از صدقه سر یک مشت آدم دلسوزه و سنگ بنایی که مستشارهای خارجی زمان شاه گذاشتن (مثل سازمان برنامه). الحمدلله یکی مثل ا.ن. پیدا میشه کلا میندازتمون تو بغل آقا امام زمان راحت میشیم از غصه جیفه دنیا رو خوردن
جاوید در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
14
آق داریوش، کمدی ما شمایید برادر.
تراژدی واقعی اینجانست :
++++++++++++++
در زمان صدام حسين در عراق حال و روز رسانه ها مثل ايران كنوني بود ولي بعد از ورود شيطان بزرگ ( دام ظله و بركاته )!!! اگر اشتباه نكنم تعداد كانالها از 50 تا هم گذشته است و ده ها راديو فعاليت مي كنند

هر حزب كه چه عرض كنم هر خرده حزبي يك يا حتي چند رسانه دارد

شبكه هاي مذهبي هم آنقدر زياد شده اند كه به يك ماهواره اختصاصي نياز دارند

در لبنان 4 ميليوني دهها رسانه مختلف فعاليت مي كنند و همگي احزاب مهم راديو و تلويزيون مستقل دارند
حزب الله نور چشمي داراي كانال تلويزيوني المنار است ونيز راديو نور كه به دو صورت زميني و ماهواره اي و البته در چندين ماهواره پخش مي شوند

ملت آواره فلسطين هم كه سابقاً فقظ يك كانال الفلسطين را داشت اخيرا چندين كانال جديد مثل الاقصي وابسته به حماس والقدس و تا حدود زيادي الحوار نيز به آن اضافه شده

در تركيه و پاكستان هم اکثر{تمامي} احزاب ارگان هاي رسانه اي مستقل دارند

حتي در افغانستان هم رسانه هاي منتقد دولت و مستقل موجود است

در مورد نظام هم كه خودتون بهتر مي دانيد علاوه بر صداوسيماي داخلي منافق و لجن پراكن , چندين رسانه اعم از راديو و تلويزيون به چندين زبان مختلف برنامه پخش ميكنند

العالم و PRESS TV هم كه به بزك كردن چهره نظام مشغولند

خوب حالا چرا اكثريت ملت ايران(به نظر من) حتي يك راديو هم ندارد ؟؟؟
++++++++++++
البته یک تراژدی بدتر هم هست :
"ملیجکان مجیزگوی دربار"
مسلح به قلم در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
14
نویسنده چه روز مبارکی را برای نشر این مطلب پیدا کرد، آقایان معتقد به ناتوی فرهنگی، چشمتان روشن! خبرنگار حکومتی با ۱۷ سال سابقه به عنوان خبرنگار، در ایتالیا به اتهام قاچاق اسلحه به ایران دستگیر میشود.
برای دوستان علاقمند به تاریخ یادآور شوم که شاه سابق (پهلوی) هم ادعای فراوان داشت که بی‌بی‌سی باعث سقوطش بوده، شاه فعلی (علی روضه خوان) هم همان ادعا را میکند. اگر صدای آمریکا و انگلیس همین فردا تعطیل شود، از (CNN) و (Guardian) و بقیه نشریات آزاد چگونه تحلیل خواهید کرد؟ عروسك سیا؟ منتظر حمله با سفارت ایتالیا در تهران باشید، چون ناتوی فرهنگی حکومت زور دستش رو شد.
Dalghak.Irani در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
15
خیلی سخت شده با داریوش سجادی حرف زدن. او ونیک آهنگ تصمیم گرفته اند- هرکدام به علتی متفاوت والبته معلوم- که سایت خودنویس را ازورشکستگی درآغاز نجات بدهند. وقطعی است که شعار مشترکی دارند در "دیگی که برای من نجوشد سرسگ توی آن بجوشد."ولی رفقا بخدا این آرزوهای سی سالۀ یک ملت کهن زیست است که بارگذاشته اید ونه "سرسگ".
اینکه نقطه ضعفی ازیک رسانه(دراینجا تلویزیون صدای امریکا) را مستمسک قرار بدهی که عالم وآدم رابهم ببافی با ادبیات چاله میدانی تانهایتاً یک جنبش مسالمت آمیزمدنی زندگی خواه دربرابرمرگ اندیشان را به سخره بگیری عمل ناجوانمردانه ای است. گذشته از اینکه شما آقایان ایرانی باشید یانه!
من یک بار دیگر وبرای آخرین بار به این سایت می آیم وپاسخ داریوش سجادی را می دهم واز نیک آهنگ نازنین هم ملتمسانه خواهش می کنم باتوجه به دسترسی اش به برخی خبرگان مورد وثوقش درامرسیاسی درایران؛ یک رایزنی با آنان بکند که آیا واقعاً این طرحات عصبی وبا منشأ عقده گشایی –حتی- بنفع رسانۀ نوپای خورده به پیسی اش است یانه!
اما پاسخ داریوش سجادی.
شما درمقاله ای بانام "اتفاق درتهران"-اگرنام ازحافظه ام دقیق باشد- ودرست بعداز انتخابات 22 خرداد فرموده بودید که: "ایرانیان دوپاره شده اند نیمی مدرن ونیمی سنتی. ازبدو تأسیس جمهوری اسلامی بخشی از هیئت حاکمۀ ایران همواره در اختیار نمایندگان بخش مدرن یا شبه مدرن بوده است و یا حداقل اینکه بخش مدرن جامعه همواره خودش را صاحب شراکت حداقلی درقدرت سیاسی احساس می کرده است. اینک برای اولین بار اتفاق افتاده که همۀ بلوک قدرت سیاسی درایران بدست نمایندگان بخش سنتی جامعه افتاده است ،وبخش مدرن که تحمل – ومن اضافه می کنم که انتظار- چنین وضعی را نداشته است سربه شورش واعتراض گذاشته است.(نقل به مضمون یادرحقیقت روح کل مقالۀ بلند داریوش سجادی)
من حرف درست ولی نادقیق آنموقع داریوش سجادی را این طور توضیح می دهم که: ایران دربعداز انقلاب بدلیل اینکه روحانیان نتوانستند- ازطرف دین مجوزنداشتند- هژمونی دین سنتی وفقاهتی منجر به انقلاب 57 را به ایدئولوژی ومانیفست مشخص- درقانون اساسی با عنوان مبانی اسلام واخلال درآن درهمۀ مقدمه وبندهاساری وجاری بود واست- ترجمه وتبدیل کنند. لذا نتوانستند حکومتی به ماهوحکومت باتعریف کلاسیک تشکیل بدهند ومجبورشدند که دریک وضعیت انقلابی وسیالیت باقی بمانند؛ وشروع کردند به آزمایش وخطا. هاشمی سعی کرد کل منطقة الفراغ را به عرف بسپارد که رهبروبخش متحجر روحانیان ارشد حاضر به پذیرش نشدند. خاتمی که بایک رأی بوضوح سکولار برسر کار آمده بود بدلیل فروکاهی امرسیاسی به اخلاق ازسویی وکاهیدن دین نیز به همان اخلاق صرف- که هردو بینشی خطا بودواست- نتوانست ازسرمایۀ اجتماعی به صحنه آمدۀ ایرانیان استفاده کند ودرچهارسال دوم مسئولیت خودنیزسعی کرد جاپای هاشمی ادامه بدهد و...البته شدونشد...
ودراین افت وخیزها بود که تعریف دقیق جمهوری اسلامی شد این مضمون توده: "درایران هرکاری همانقدرممکن است که ناممکن". وآن تناقض وپارادوکسی که داریوش سجادی از پیشرفت وپسرفت همزمان کشف کرده است محصول چنین دوره ای بود واست. بعلاوۀ پیش برندگی جبرزمان.
اینک احمدی نژاد دردولت دومش این پروژه را درحال نهایی کردن است که ایران صاحب حکومتی بتمام معنی توتالیترشود. اما نه با اجتهاد روحانیان ارشد دین-که تاقیام قیامت هم قادر به اجتهادی راه گشا به حکومت نخواهند یود- بلکه به ولایت امام غایب که نمایندگی اش را درظاهر رهبر دارد ولی فتواهایش از حلقوم احمدی نژاد وحسینیان وطائب وسقای بی ریا و...همراه وناهمراه آیت الله مصباح یزدی والبته دررأس وقبل ازهمه چشمۀ فیض؛ جناب اسفندیاررحیم مشایی صادرمی شود.
من قبول دارم که احمدی نژاد با شناخت دقیق از روحانیان وبلاتکلیفی ومنفعل بودن آنان جسارت تصمیم گیری رابه ناحکومت جمهوری سی ساله تزریق کرده است ودرحال تازاندن اسب بی مهارنابخردان درعرصۀ ایران است. وبا کشاندن خودش به سایه پروژۀ کلون اندازی مورد احتیاج آیت الله خامنه ای را پیش می برد. ودرهمان حال نیز نگاهی امیدوار به تعییر سریع صحنه بنفع خودش، صحابه اش، وانصارپاسداران نفتی اش دارد. ولی- واین ولی خیلی مهم است- ایران وبا این سرعت وحشتناک چه درراه کرۀ شمالی نفتی آیت الله خامنه ای ( دربهترین حالت اتحادشوروی استالین) کلون اندازی شود وچه در افق دکتر احمدی نژاد ویاران در آرزوی جماهیرلیبی معمرقذافی؛ درنهایت هنوز هم وطن من ونیک آهنگ وسجادی خواهد بود. آیا رواست بخاطردستمالی قیصریه را آتش زدن. فاعتبرو یا اولی الالباب! یا...هو

پ.ن:
من نه تلویزیون صدای امریکا را نگاه وگوش می کنم. نه مواضع محسن سازگارا یا هرنام دیگری را تأیید می کنم. من دارم راجع به یک سرزمین مشترک وازآن مهمتر از انسانهایی نازنین بنام ایرانیان حرف می زنم. کاشکی داریوش سجادی دریک موقعیت بهتر، باعصبیت کمتر وپاک زبانی به نقد عالمانۀ این رسانۀ امریکایی می پرداخت تا من نیز می توانستم نقد اورا همراهی کنم.
خواهش می کنم بس کنید. نه اینکه نوشتۀ شما یا دلقکی من بتواند اثری مؤثر بگذارد در"تلاش ایرانیان برای نجات ازگیرافتادگی مرگبار". اما چرا باید شما فرزانگان سوهان بکشید بروح مجروح چند جوانی که بقصد نوازش وآموختن به پیش کسوتان خویش می آویزند.
دوست عزیز (مجازی)!

شما که خودتون "تلخ نویسی" کرده اید
تصویر کردن جبر زمانه وسپردن امور به دست قضا و قدر هم به نوعی قدم گذاشتن بر جای پای آقای سجادی است .
Dalghak.Irani در ۱۴ اسفند ۱۳۸۸
درضمن یک وبلاگ بی رونق هم راه انداخته ام. چرا یک سر بما نمی زنید! آدرس:

http://dalghakirani.blogspot.com/
درضمن هولم کردی مشخصۀ پایانی همۀ نوشتارهایم را فراموش کردم درپاسخ شنگول مختصر. یا...هو. همین یا...هو بود مشخصۀ فراموش شده.
Dalghak.Irani در ۱۴ اسفند ۱۳۸۸
بالاخره بعدازسال ها جزجگرزدن که: "پیدا کنید پرتقال فروش را"؛ پرتقال فروش پیداش شد وبا پای نازنین قدم بر پلک دلقک گذاشت وآمد. پس ببین که من اگردلقکم ولی تلخ نیستم. که تلخی ما مربوط به پسله است ونه مرتبط به صحنه. آنانی که می گریانند مارا درصحنه ومی خندند بما درپسله نامی به قداست دین ومذهب دارند.
متوجه شدم که نه تنها خودت نوشته ام را دقیق نخوانده ای؛ بلکه بدتر ازآن رأی مختصر ومبهمت ۶ امتیاز مثبت هم گرفته است. پس درنگ را جایز ندانستم وسراسیمه آمدم که از شما بخواهم تا نوشته ام را چندبار با حس وعلم مشترک بخوانی و آن تلخی "قضا وقدری" کردن عرایضم را آدرس بدهی. چون من به قصد نشان دادن "گیراصلی" به روی سن می روم واگر ۶ نفر مخالف باشند و کلی هم ممتنع باید شغلم راتغییربدهم. دلقک را حتی یک نفر هم نباید هو کند والا باید برود و بشود روضه خوان!
آقای سجادی، فرض را اصلا بر این بگذاریم که نظام جمهوری اسلامی خوب و مخالفانش همه بد. لطف کنید همینجا -در جمع- برای آگاهی افراد نادانی مانند من بگویید، اگر نظام جمهوری اسلامی خوب است، شما چرا در ایران نماندید و آمریکا را برای زندگی انتخاب کرده اید؟
در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
11
آقاي داريوش خان سجادي ميگويند:
چگونه می‌توان از یک طرف ادعا کرد یک نظام ناکارآمد بر سر کار است که نتوانسته طی ۳۰ سال گذشته خواسته های مردم را برآورده کند و از طرفی دیگر به شاخص‌های مانند افزایش شهرنشینی و رشد سواد آموزی و تحصیلات عالیه و رشد صنعت و ارتباطات به عنوان شاخص ترقی و پیشرفت جامعه فخر فروخت و مباهات کرد؟

مقايسه آقاي سجادي مانند مقايسه هايي است كه در دهه فجر انجام ميشود و پيشرفت ايران با سال 57 مقايسه ميشود و مثلا گفته ميشود الان اينقدر مشترك اينترنت داريم و زمان شاه نداشتيم الان اينقدر مشترك موبايل داريم و زمان شاه هيچ موبايلي نداشتيم غافل از اينكه اينها خدمات دولت نيست بلكه جبر زمانه است آنزمان چنين تكنولوژيهاي وارداتي اصلا وجود نداشته همانگونه كه 1400سال پيش مردم ما با شتر سفر ميكردن و الان هواپيما و اين نشانه كارآمدي حكومت نيست. البته حكومت خيلي دوست دارد از رشد تحصيلات و آگاهي مردم جلوگيري كند. تعلق آمار بيشترين فرار مغزها به ايران بازگوي بسياري ناگفته هاست.

پ.ن ظاهرا وجه مشترك نيك آهنگ عزيز و داريوش سجادي ناعزيز تنفر آنها از اصلاح طلبان است كه آنها را اينگونه به هم پيوند داده است
نيك آهنگ، داريوش پيوندتان مبارك!
محمد در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
شاید از صدای آمریکا خوشم نیاید. اما از نقدی که به اسم طنز نگاری، شخص یا چیز مورد نقد (!) را آماج الفاظ نه چندان زیبا بکند، هم خوشم نمی آید هیچ، بدم هم میاید!:دی
شاید برای اثبات غیر حرفه ای بودن کار رسانه ای صدای آمریکا بهتر بود مثال های قرص و محکم تر و عقلانی تری بیان می شد.
من شناختی از جناب سجادی ندارم. اگر هم داشتم، دلیلی نمیدیدم که رد نقد ایشان را تنها با کوچک شمردن اسمشان تمام شده بدانم!
نریمان در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
خب بحث جالبی پاگرفته. به خصوص در کامنت دلقک ایرانی عزیز. فقط یک انتقاد درونی نسبت به منتقدان داریوش سجادی داشته باشم. به نظرم نتیجه‌گیری‌های کلی با مصداق‌های جزئی، کار درستی نیست. این‌که در این مقاله ایراداتی وجود دارد، نباید باعث شود که بر کل سیستم فکری سجادی یا نیک‌آهنگ بتازیم.
نیک‌آهنگ به خصوص آن‌جا که از استقلال خبرنگاران صحبت می‌کند برای من که بسیار ستایش‌برانگیز است.
سپاس‌گزار.
محسن در ۱۴ اسفند ۱۳۸۸
این آقای سجادی که خودش مستقیماً وارد فاز «کمدی» شده با این تحلیلهای زیبا!
ا . صلح در ۰۷ فروردین ۱۳۸۹
مغلطه جای استدلال منطقی را در این مطلب گرفته است!
۱) افزایش شهرنشینی معنایش کارامدی حکومت نیست! نا کارآمدی حکومت در اینجاست که نمی تواند به اکثریت این جمعیت شهر نشین، امکانات و خدمات کافی از قبیل کار مناسب، مسکن، امکان آموزش عالی با کیفیت، حمل و نقل عمومی خوب، آزادی انتخاب شدن و انتخاب کردن، رسانه ملی مستقل و صدها چیز دیگر بدهد! ایران را مقایسه کنید با همسایه هایش تا ضعف ها و نا کارآمدی ها را ببینید!
۲) به نظر من شما هشیار تر از آن هستید که چیزی به این واضحی را متوجه نشوید! بنابراین کینه شما از صدای آمریکا مربوط به چیز دیگری باید باشد، چرا بجای آوردن چند مثال، و بعد نتیجه گیری غلط از انها، دلایل اصلی این بی علاقگی را مطرح نمی کنید؟
مجموعه نتایج: 14 | نمایش: 1 - 14

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید