اسطوره «تروا» و «پاشنه آشیل» و غیره - قسمت اول | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (14)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

اسطوره «تروا» و «پاشنه آشیل» و غیره - قسمت اول

۱۰ اسفند ۱۳۸۸ نیک آهنگ کوثر

گاهی حالت گرفته می‌شود از اینکه به موقع یادت نمی‌آید از اسطوره‌ها برای بیان مفاهیم بهترین استفاده را بکنی و بعد از گذشت تاریخ مصرف ماجرا، یک لامپ مجازی بالای سرت روشن می‌شود و به خودت می‌گویی ای دل غافل! باید این را می‌گفتم...امروز داشتم فکر می‌کردم که با گذشت زمان، رهبران جنبش سبز چگونه خواهند توانست شور و حال مردم در ۲۵ خرداد را از نو زنده کنند؟ چرا؟ به یک دلیل ساده! مشارکت اجتماعی در ایران معمولا نیاز به انگیزه فراوانی دارد، و بخش بزرگی از مردم ما انتخاب طبیعی‌شان این است که اگر ببینند حضورشان نتیجه‌بخش نیست، به سایه می‌روند و همان اکثریت خاموش را از نو شکل می‌دهند. اما آیا گناه این عدم مشارکت گردن مردم ماست؟ شاید بله، شاید هم نه. بهروز افخمی چند هفته پیش در مراسم سالگرد مرحوم احمد بورقانی می‌گفت که مردم آن سال‌ها قهر‌شان عملا «لوس‌بازی» بود و با تحریم‌شان میدان را به رقیب تقدیم کردند. من گمانی دیگر دارم. اشکال بزرگ جماعت سیاسی ما این است که خیال می‌کند بخشی از آسمان پاره شده و ایشان از آسمان نازل شده‌اند و مردم وظیفه‌شان این است که این سیاسیون که ممکن است عکس‌شان بر کره ماه هم دیده شود، پیروی کنند...همینی که هست. این یعنی مشارکت گرفتن ایرانی...

نه، من این طور خیال نمی‌کنم. سیاسیون و نویسندگان و بسیاری از افراد شناخته شده ما دچار این مشکل بزرگ هستند که به جای اینکه خود به طرف مردم بروند و دعوت‌شان را طرح کنند، دعوت خانه به خانه، یک جا روی برج عاج می‌نشینند و بقیه باید بیایند سراغ‌شان. بعد هم از پای کامپیوتر‌های‌شان در لندن و بوستون و پاریس و واشینگتن خط بدهند به مردمی که داخل کشور هستند...

یکی از مشکلاتی که من با طرح «اسب تروا» دارم، این است که به جای ایجاد غافل‌گیری برای نظام، باعث غافل‌گیر شن مردمی شد که مثلا قرار بود مجری‌اش باشند. اما مشکل بزرگ‌ترش این بود که «پاشنه آشیل» جنبش را هم عیان کرد؛ ضعف رهبری متمرکز.

جالب است! آشیل، قهرمان اسطوره‌ای جنگ «تروا» بود. فقط یک نقطه ضعف داشت...قهرمان روئین‌تن با همان تیر که بر پاشنه‌اش خورد، کارش تمام شد. اما یونانی‌ها پیروزی‌‌شان را با همان اسب چوبینی بدست آوردند که اهالی «تروا» خیال کردند هدیه خدایان است. کار دوستان ما را ببین که چطور یک طرح پیروزی آور را تبدیل به عیان کننده نقطه ضعف یا «پاشنه آشیل» جنبش کردند.

اما مشکل بزرگ‌تر از نگاه من این است که رهبران و متفکران نزدیک به جنبش نمی‌توانند پتانسیل موجود را تبدیل به نیرویی کنند که منتهی به متبلور شدن خواست‌های‌ مردم شود. چه خواستی؟ مگر مردمی که چهار سال پیش رای ندادند و امسال آمدند چه می خواستند؟ جز شنیده شدن صدای‌شان بود؟ جز تاثیر گذاشتن بر سرنوشت‌شان بود؟ جز پیمودن قدمی به سوی مردم‌سالاری بود؟ حتی آنانی که کمترین اعتقادی به «جمهوری اسلامی» ندارند؟

تکلیف رهبران ما با اکثریت خاموش چیست؟ چرا نمی‌توانند این گروه بزرگ را همچنان با انگیزه نگاه دارند؟ مگر به سوی‌شان هم رفته‌اند؟ مگر می‌دانند که یک جنبش ریشه‌ای اجتماعی نیاز به کارهایی دارد که از برج عاج‌نشینی به دور است؟ به خانه‌های مردم عادی که جان می‌کنند سر می‌زنند؟ به خانه کارگری در خیابان ۱۳ آبان می‌روند که هیچ کسی شاید اسمش را نشنیده جز رئیسش و همسایه‌اش؟

تکلیف رهبران ما با اقوام ایرانی چگونه است؟ چند بار شنیده‌اید اینان به خانه‌های مرزنشینان کرد و یا بلوچ بروند؟ چند بار شنیده‌اید که مهمان خانه‌های هموطنان ایلامی‌مان باشند و بپرسند دغدغه‌های‌شان چیست؟ آیا شنیده‌اید که که دولت‌های ما در طول ۳۱ سال گذشته مدیرانی از مناطق محروم و مرزی و «حاشیه‌ای» را مصدر امری خطیر کنند؟ مگر این عاملی برای حفاظت از منافع و امنیت ملی ما نیست؟ آیا همین دیدگاه نزد فعالان سیاسی ما وجود ندارد؟ همه چیز که تهران نیست! چرا در طول این سال‌ها طوری رفتار کرده‌ایم که هموطنان آذربایجانی، کرد، بلوچ، بندری و ...خود را از ما جدا بدانند؟ 

یک بحث خیلی ساده این است که کشاندن علاقه‌مندان به جنبش سبز به خیابان‌ها کار سختی نیست، اما کشاندن بسیاری از کسانی که در روز ۲۵ خرداد به خیابان‌ها آمدند کار حضرت فیل است! خیلی از مردم معترض روز ۲۵ خرداد، فکرش را نمی‌کردند که سخنان راهبران جنبش در طول ۹ ماه گذشته گاه اینقدر مصالحه‌جویانه باشد. کسی حرف از براندازی نمی‌زند! اشتباه نکنید. سخن از پیگیری حقوق نقض شده با همان شدت و قدرت روزهای اول است، بی آنکه منتظر بازی‌های سیاسی هاشمی رفسنجانی باشی، یا امیدوار بمانی که آیت‌الله خامنه‌ای تحت تاثیر حسین شریعتمداری نباشد...رویا چیز خوبی است، اما حقیقت با واقعیت فرق می‌کند.

یک واقعیت این است که جامعه جوان  ما جوینده است و فضای «آنلاین» را خوب می‌شناسد، اگر بتواند مفاهیم سخت را ساده کند و فراگیر، چرا نتواند قدرت خود را باز به رخ حاکم نکشاند؟ چرا طوری رفتار نکند که طراحان «اسب تروا»، «پاشنه آشیل» جنبش را نمایان نکنند؟

ادامه دارد

ارزیابی این خبر:

3.13

Subscribe to comments feed نظرات (10 نوشته شد):

kaveh در ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
به اینکه طرح اسب تراوا خوب بوده یا باد کاری ندارم، ولی با این فرض شما که این طرح عامل به نظر نیومدن سبز ها در ۲۲ بهمن شد مشکل دارم. به شهادت بسیاری از افراد، اکثریت مردم اصلا از این طرح خبر نداشتن، چه برسه به اینکه بخوان اجرا کنن که شکست خورده باشه. معنی این فرض شما اینه که افراده پیشنهاد دهنده همچین نفوذی رو مردم داخل ایران دارن، که به نظر اغراق آمیز میاد.
----------
نکته درستی است. بسیاری ازتلاع نداشتند، ولی کسانی که در شبکه‌های اجتماعی فعال بودند، به نزدیکان خود گفته بودند. اینها کم نبودند. این افراد هم عملا خیال می‌کنند دارای نفوذ هستند، و وقتی به پارلمان اروپا می‌روند و یا با مقام‌های آمریکایی دیدار می‌کنند، خود را نمایندگان جنبش معرفی می‌کنند.
دو نکته دارم
یک تظاهرات توپخونه بزرگتر از این ۲۵ ام بود.
دو: مردم نخواهند اومد شعار بدند جمهوری اسلامی. وقتی با مردم صاف باشی اون ها هم باهات ۱ رنگ میشن. شما که خودت نوشتی که!
وقتی به من میگی ی عده غلطی کردن، و میخای دوباره من از پایین فشار بیارم تا تو از بالا چونه بزنی که مسلمه نمیام. هاشم آقاجری رو یادت میاد نیک آهنگ!. حکم حکومتی. استعفای آقایون بعد از رد صلاحیاتشونو چطور.
کس نخارد پشت من ...
نیک اهنگ عزیز، بحث خوبی را مطرح کردی. بخصوص بحث مشارکت مردمی و آنچه که در خلاصه مطلب گفتی. جنبش به چنین بحث و تحلیلی نیاز دارد.
بنظر نخست باید این ماجرای مشارکت را به اجزا کوچکتر تقسیم کرد. چطور؟ به این شکل:
۱. تقسیم بندی جامعه ایرانی بر اساس قومیتها و گروهها و طبقات و اصناف و مذاهب
۲. تشخیص اولویتهای هر گروه از میان خواسته های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و ...
۳. تشخیص خواسته های مشخص هر گروه در حوزه اقتصاد، جامعه، سیاست، فرهنگ، مذهب و ...
۴. یافتن بهترین محرکها برای هر گروه در جهت حرکت مطالبه محور بر اساس اولویتهایشان. با با رو راستی و صداقت و نه فقط به قصد مشارکت گیری.
۵. یافتن بهترین استراتژی برای ادامه حرکت. این از محرک اولیه هم مهمتر است چون اگر یک ماشین را مرتب استارت زد اما بدون حرکت کافی دوباره خاموش کرد و باز استارت زد و اینکار را مرتب تکرار نمود دیگر باتری برای استارت خوردن هم نمیماند.
در تمام این بندها خواست مردم و حرکت آنها حرف نخست را میزند. در تمام این تحلیلها حتمن و حتمن باید منافع و خواست مردم در نظر گرفته شود و حرکت در آن جهت باشد. چنین حرکتی خودش تولید انگیزه میکند چون انگیزه های فردی آدمی (مجموع افراد جامعه) هیچ موقع تمام نمیشود. حتا اگر مردم خودشان بصورت غریزی چنین حرکتی بکنند سیاستمداران ناچار به پیروی از آنها هستند. به همان میزان اگر سیاستمداران بخواهند از حرکت و مشارکت در جهت خواست خود بهره بگیرند، مردم کنار میکشند. مردم ایران بصورت غریزی اهل محاسبه و حساب و کتاب هستند. حرکت اصلاحات هم باعث بدبینی شده. هم بر اساس تجربه و هم بر اساس تفاوت خواسته های این حرکت با خواسته های بنیادی تر مردم.
اینروزها که جنبش رهبری متمرکز و آزاد ندارد (موسوی و کروبی خودشان هزار محدودیت دارند)، شاید باید این تحلیل و نتیجه گیری کار تک تک ایرانیان باشد. وقتی فراگیر بشود آنوقت رهبران با یک جمله میتوانند خواست ملی ملت را تکرار کنند.
و یک نکته در حاشیه: بازار هنوز تکان نخورده. نقش بازار در حمایت معنوی از رهبران سیاسی در تاریخ ایران همیشه کلیدی بوده. همیشه یک مُشت ِ رهبران سیاسی با بازار پر میشود.
در ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
جناب آقای تهرانی،
"تقسیم بندی جامعه ایرانی بر اساس قومیتها و گروهها و طبقات و اصناف و مذاهب" بزرگترین اشتباه حرکت اجتماعی کنونی خواهد بود. به جای جدا کردن خواستهای گروههای مختلف، باید بر خواستهای مشترک تکیه کرد نه تقسیم بندی و جدا سازی.
تقسیم بندی برای تشخیص و تحلیل است نه جدا سازی. تا اینکار انجام نشود مشترکات و اولویتها بدرستی شناسایی نمیشوند و انگیزه های اساسی و محرکهای قوی همچنان خاموش میمانند. برای پیشرفت در هر پدیده ای از جزء به کل میروند نه بر عکس. اگر بدون تجزیه تحلیل و در نظر گرفتن اجزاء تشکیل دهنده ی خواست ملی بخواهید مشترکات را پیدا کنید قطعن در تحقق آن دچار مشکل میشوید چون به اجزا آن اشراف ندارید.
"یک بحث خیلی ساده این است که کشاندن علاقه‌مندان به جنبش سبز به خیابان‌ها کار سختی نیست، اما کشاندن بسیاری از کسانی که در روز ۲۵ خرداد به خیابان‌ها آمدند کار حضرت فیل است! "

این موضوع اگر نگم چندان مهم نیست ولی در حال حاضر کلیدی هم نیست

فرض کنیم 3 میلیون آمدند ولی بعدش چی ؟
در غیایت اهداف واضح و یک استراتژی(plan) کارآمد ، دوباره یک سیکل معیوب تکرار میشه
متأسفانه عده ای میگن مردم بیایید و در سکوت قدم بزنید تا فرداش هاشمی بره پیش آقا ضمن مصادرۀ جمعیت ، سیاسی بازی(نوعی خباثت در عملکرد)کند و مثلاً طلب عفو یا فلان پست را کند

plan +10000 > 100000
numbers ‎doesn't matter

اعداد فقط در یک انتخابات آزاد مشخص میشه که فعلاً باید برای رسیدن به اون مبارزه کرد
parsa در ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
دوباره رای بدهیم
هرروز تکه کاغذی سبز در خیابان بیندازیم
بدون شعار دادن و پا روی دم حیوانات وحشی گذاشتن بسیج هم هرروز میلیونها رای مارا جمع کند و مثل گذشته دور بریزد این هم یک پیشنهاد بدون هزینه و کاملا مدنی
parsa در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
باید هر روز این کار را انجام دهیم تا نتیجه بدهد

خیابان ولی‌ عصر تهران پر از کاغذ رنگی‌
در ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
نیکآهنگ، یک کارتون برای این ادعا بکش بیزحمت:
نقدی که هم اکنون رئیس سازمان بسیج مستضعفین است در ادامه گفته: "این شرور – ریگی - که هیچ، حتی خود اوباما که ریگی به همکاری با او اعتراف کرده است، اعتراف می کند."
در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
دیگه نکش. آریا زحمتشو کشید.
مهدي كريمي در ۱۱ اسفند ۱۳۸۸
همين الان تو برنامه ي روي خط صداي آمريكا يه نفر از يزد زنگ زد همون حرفهاي رجانيوز رو تكرار كردنقطه به نقطه. چند ساعت پيش هم همين شخص تو برنامه ي نوبت شما ي بي بي سي اومد همين حرفها رو تكرار كرد.
چقدر زود خودشونو لو ميدن. يكي نيست بگه لااقل تو يكي از تماس هات لهجه تو درست كن عزيز من.
ابراهيم سالك در ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
بايد ابتدا توضيح دهيم چرا هنوز نياز داريم به خيابان برويم؟ اگر منظور اعتراض است براي شنيده شدن، خامنه اي و حكومت به صد زبان نشان دادند كه حاضر به ديدن و شنيدن اين اعتراض نيستند. بنابراين به نظرم آن ده ها ميليون ها خاموش ماجرا (به قول مير حسين) درست احساس كرده اند: حالا كه گوش ها كَر است و چشم ها كور، جانم را به خطر بياندازم براي چه؟!
amir در ۱۴ اسفند ۱۳۸۸
" خیلی از مردم معترض روز ۲۵ خرداد، فکرش را نمی‌کردند که سخنان راهبران جنبش در طول ۹ ماه گذشته گاه اینقدر مصالحه‌جویانه باشد."

نیکآهنگ جان . من یک مشکل عمده ام با نوشته ات ، نتیجه گیری ها و نظراتی از این دست است . یک سری نکته های خوب در تحلیل هایی که ارایه می دی هست ولی صحبتهای غیر علمی در مقاله هات مثل این نکته آدم رو یاد حرفی میندازه که در مورد ابراهیم نبوی میزدی که من اصولا تحلیل های سیاسی اش را جدی نمیگیرم . دها دلیل میشود اورد که چرا مردم به شکل روز های اول در خیابان حضور ندارند که اصولا ممکنه ربطی به موضع رهبران جنبش نداشته باشه . این که مردم از مصلحت اندیشی خسته شدن ادعای بسیار گزافی است که هیچ جور نمیشه اثباتش کرد چه برسد به اینکه مبنای تحلیل شما قرار بگیرد . اینکه یک عده من جمله خود شما انتظار مواضع تند تری را داشتند ، شکی نیست . طبیعی هم هست ولی خوب خیلی ها هم اینطور نیستند . من فکر میکنم که اصولا ازتزمصلحت جویی رهبران عامل بازدارنده جنبش جز با پیش فرضها و گزاره هایی کلی و بی پایه که در نوشته های شما کم نیست ، نمیشه دفاع کرد .
shahin در ۱۴ اسفند ۱۳۸۸
نیکان جان . من فکر میکنم خیلی چیزا میتونه به از بین رفتن جمهوری اسلامی کمک کنه. مثل همین روندی که داره پیش میره!!! لازم نیست بیایم جونمونو به خطر بندازیم. الان یکساله تو مملکت هیچ کاری انجام نشده. همه چیز تا ۵۰ درصد بلکه بیشتر گرون شده. دولت پول نداره. کارخونه ها دارن ورشکست میشن. کشورای خارجی دارن فشار میارن و بحث تحریمای شدید هست. ازون مهمتر یه مشت آدم ابله هم حکومت میکنن!! همینا برای از بین بردن یک حکومت کافیه. فقط باید فرصتی برای خیانتکارای به حکومت ایجاد کرد تا ضربه خودشونو بزنن. مطمئن باش هیچکس از رهبر خوشش نمیاد و به محض اینکه مطمئن بشن دیگه آبی ازش گرم نمیشه میفروشنش. فقط باید همین روند ادامه پیدا کنه تا مثل یک ساختمون که از بس زیرش چاه فاضل آب زدن بریزه تو چاه.
مجموعه نتایج: 10 | نمایش: 1 - 10

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید