بیبیسی باید رفع شبهه کند
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
انتشار فیلم حمله پلیس و لباس شخصی ها به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران در تلویزیون فارسی BBC آن هم بعد از گذشت بالغ بر هشت ماه از آن واقعه بشدت مشکوک بنظر می رسد.
این فیلم از حیث خبری حائز اهمیت ويژه ای نیست و در همان مقطعی که آن اتفاق افتاد شاهد بودیم که دامنه اعتراض به آن تهاجم تا بالاترین سطوح نظام پیش رفت و از آیت الله خامنهای تا قوه قضائیه و مجلس ضمن محکوم کردن آن واقعه خواستار پیگیری و تنبیه مسببین آن شدند.
اما آنچه که در این تاریخ انتشار این فیلم را مشکوک و حائز اهمیت میکند توجه به چند نکته است.
اولاً علی القاعده این فیلم توسط کادر نیروی انتظامی و با مجوز و با فراغ بال در آن شب مزبور تهیه شده و ظاهراً نیز تا این تاریخ در آرشیو نیروی انتظامی محفوظ بوده.
پس خروج این فیلم از آرشیو و رساندن آن به BBC را می توان محصول فرآیند و رقابتی درون سازمانی تلقی کرد. قطعاً سبزها نمی توانسته اند نقشی در تهیه و ارسال این فیلم به بیرون داشته باشند.
ثانیاً این فیلم در موقعیتی به دست بی بی سی رسیده که طی یکی دو هفته اخیر مشاهده می شد تلویزیون فارسی BBC در تعقیب رسالت اطلاع رسانی خود از وقایع ایران تا حدود زیادی تعدیل رفتار داده و کمتر اقدام به پخش و اتخاذ اخبار و مواضع جنجال آفرین می کرد.
این تعدیل را شاید تا حدود زیادی بتوان به حساب حزم اندیشی دولتمردان انگلیسی گذاشت که بدنبال درخواست نمایندگان مجلس ایران جهت تقلیل یا قطع مناسبات دولت ایران با انگلستان اتخاذ شد. خصوصاً آنکه نمایندگان مجلس ایران یکی از دلائل تقلیل مناسبات با لندن را دامن زدن به اغتشاشات در ایران توسط تلویزیون بی بی سی عنوان کرده بودند.
بر این مبنا قابل فهم می بود که دولت انگلستان ترجیح داده حسب ظاهر هم که شده موقتاً فتیله BBC را پائین نگاه دارد.
علی الظاهر پیرو نامه نگاری بین سفیر انگلستان در تهران و علاالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی جهت تقلیل مناسبات بین دو کشور شاهد تعدیل شتاب خبری بی بی سی از وقایع ایران طی دو هفته گذشته بودیم.
اکنون و با توجه به آرامش نسبی ولو موقتی در فضای سیاسی ایران از فردای تظاهرات ۲۲ یهمن که برخلاف تصور بدون حضور موثر سبزها و با کمترین اغتشاش برگزار شد، رساندن این فیلم به بی بی سی و پخش آن توسط این رسانه پرسش های مهمی را تداعی به ذهن می کند از جمله:
آیا بیرون دادن این فیلم محصول رقابتی درون سازمانی بین جریان های داخلی نظام است؟ خصوصاً آنکه پیشتر نیز شاهد نمونه ای مشابه در جریان بیرون دادن فیلم شکنجه همسر سعید امامی توسط بخشی از نیروهای وزارت اطلاعات علیه بخشی دیگر از کادر این وزارت خانه بودیم؟
آیا بیرون دادن این فیلم ترفندی بمنظور تزریق شوک و هیجانی جدید به جامعه سیاسی تلویحاً آرام گرفته ایران خصوصاً بعد از تظاهرات ۲۲ بهمن توسط جناحی و بلکه «فردی»!
است که اساساً بدنبال ملتهب نگاه داشتن فضای سیاسی ایرانند تا بدینوسیله جنبش سبزی را که بعد از ۲۲ بهمن مبتلا به دلسردی شده بود را تجدید روحیه کنند؟
آیا BBC در این پروژه تا حد یک ابزار بازی خورد و یا آنکه این اقدام مسئولانه و عامدانه صورت گرفته؟
آیا بیرون دادن این فیلم را میتوان محصول رقابت میان پراگماتیسمهای نظام و اصولگرایان تندرو دانست؟ خصوصاً آنکه پراگماتیسمها در آستانه برگزاری مجلس خبرگان در موضعی ضعیف قرار دارند.
ظاهراً مسئولین بی بی سی تا حدود زیادی می توانند به این شبهات پاسخگو باشند مشروط بر آنکه در کنار پخش این فیلم، امانتدارانه به مخاطبان خود بگویند این فیلم چگونه و از چه طریقی به دست ایشان رسیده؟
اطلاع رسانی شفاف در این خصوص بنحو موثری می تواند به فهم مسئله کمک شایانی کند.
Subscribe to comments feed نظرات (23 نوشته شد):
من به نوبهی خودم تشکر میکنم.
-----------------
دوست عزیز، احتمالا نحوه کار خودنویس را نمیدانید. اینجا هر کسی مجاز است با هر دیدگاهی بنویسد، تا زمانی که از چارچوب شهروند روزنامهنگاری خارج نشود. اگر مطلبی می خوانید که به مذاقتان خوش نمیآید، میتوانید پاسخش را بدهید و وارد بحث یا گفتمان بشوید، کسی هم مانعتان نخواهد شد.
میتوانید اینجا از طرفداران دو آتشه جنبش سبز تا طرفداران ولایت را ببینید. آیا میتوان جایی دیگر چنین ترکیب نا متجانسی دید؟
بعضی ها فکر میکنن هرچی بسیجی دوست یا سجادی میگه نظر تو هست.
این جناب سجادی زیادی خودشون رو جدی می گیرند : با استدلال ایشون هم کسانی که ویدئو های القاعده را در ستایش حملات یازده سپتامبر منتشر کردند علیه امنیت ملی اقدام کرده اند. بر ایشان ببخشایید ، اینجا را با توپخانه برادر حسین اشتباه گرفته اند.
آقای سجادی مگر دانستن حق مردم نیست؟ مگر فیلم مستند نیست؟ پس چرا ما نامحرمیم؟ راستی شنیده ام در مجتمع سبحان هم جنایات مشابهی رخ داده. شما خبر داری که پرونده ان بکجا انجامید. امیدوارم فیلم انهم زودتر با توطئه بی بی سی در اختیار مردم قرار گیرد.
آقای سجادی دانستن حق مردم است. فهمیدی؟ حق مردم....
برای خودنمایی حاضره هر مهملی ببافه
من بالاخره از این شهروند خبرنگار شما سر درنیاوردم. ایتدا فکر می کردم که منظورتان آدمهای بی اسم ورسم وبدون تریبون وبدون سابقه ولاحقۀ - نام مستعاری- هستند که قرار است جای خالی خبرنگاران حرفه ای غایب وممنوع
درداخل ایران را پر کنند. بعد دیدم جندتا نام آشنای نصفه نیمه هم آمدند وخیلی زود هم
دو هزارتومانی شان افتاد ورفتند. بعد هم خودنویس کمی خورد به پیسی! که یکباره سروکلۀ داریوش خان پیدا شد با یک بغل چرندیاتی که خود شما وخودداریوش سجادی بهتر از همۀ ما می دانید عیار این نوشته های بی سر وته را. وشروع شد: حالا ننویس کی بنویس. دیگر خودنویس شد ملک طلق داریوش سجادی و شاهکارهای نیمروزمره! بدهم نیست البته هرکدام ازاین خزعبلات بیست تایی کامنت می گیرد وپنجاه تایی وب گرد مثل من! ولابد غنیمت است!
واما به سجادی
۱- آیا این نوشته هارا درحالت عادی می نویسی؟
۲- درصورت مثبت بودن پاسخ سؤال اول، آیا بعد ازنوشتن آنرا خودت هم می خوانی؟
۳- ودرچنین حالتی از اینکه قلمت به این فلاکت افتاده خجالت نمی کشی؟
۳- لطف کرده بودی ودرپاسخ کامنتی درزیر نوشته ات راجع به- هرچه دنبال آدرس واسمش گشتم درخودنویس پیدانبود- نوشته بودی که ازکامنت گذار متشکری که بجای مولف تألیف را وبجای موثر اثر رانقد کرده است. هرچند که من هم در"خوابگردها" ضمن نیش یه مولف اثر راهم نقد مستدل کرده بودم ولی مورد پذیرش شما برای پاسخگویی قرار نگرفت! حالا بینی وبین الله شما توی این نوشته تان اثر را(فیلم پخش شده) نقد کرده ای یا موثر(بی بی سی) را! وچرا؟
۵- اشکالات محتوایی واملایی تخریب جهت دارتان را بقیۀ عزیزان گفته اند. ولی من هم مجدداً سؤال می کنم: شما بعنوان روزنامه نگار حرفه ای ودرس خوانده اهمیت یک خبر را با چه سؤالاتی ارزیابی می کنی وچرا معتقدی که این گزارش عناصر مهم وبرجستگی را ندارد.
۶- وواقعاً خودتان را گذاشته ای سرکار که از رسانه طلب منبع می کنی! آن هم با "من حکم می کنم" رضا شاهی درتیتر با ادبیات حوزوی "رفع شبهه".
۷ آخربرادرمن شما که همین یک ماه پیش کارشناس همین بی بی سی بودی وپوند می گرفتی چرا؟
۸- وآیا ما گندیده ایم!؟ یا...هو
با احترام به وسواس شما در رعایت حق بیان نظرات مختلف، یک نکته کوچک را می خواستم بگویم:
آنگونه که به عنوان یک بیننده ثابت خودنویس می فهم، رسانه ی خوب و وزین شما فعالیتش را مدیون تلاش فردی گردانندگان و همکارانش است و به طبع نمی تواند امکانات نامحدودی برای انتشار دیدگاه همگان در باره همه چیز بدون ایجاد سوءتفاهم در این یا آن داشته باشد. (البته با این فرض که چنین رسانه بیطرف و "همه با هم"ی می تواند وجود داشته باشد.)
بنابراین بهتر این است خودنویس توان اش را جایی مصرف کند و به محورهایی اختصاص بدهد که به عنوان اهداف خود تعیین کرده است.
اگر اجازه بدهید، گمان می کنم ترویج آزاد اندیشی و ماده کردن حق آزادی بیان از اهداف شما باشد. در این صورت انعکاس صدای کسانی که تریبونی برای رساندن صدایشان ندارند یا سانسور می شوند، آنهایی که روزنامه شان توقیف، وبلاگشان فیلتر و خودشان مورد پیگرد قرار می گیرند، آدمهایی که برایشان پوزه بند فرستاده می شود و غیره، اولویت اصلی خواهد بود.
آقای سجادی خوشبختانه با این محدودیتها روبرو نیست و نوشته های او در رسانه های دولتی، اصولگرا، اصولگرای منتقد و دسته بندیهای دیگری که حاکم نشر و پخش هستند، انتشار پیدا می کند. اگر ایشان از این آوانس به اندازه کافی استفاده نمی کند و مایل است نظرات خود را از طریق رسانه هایی مثل خودنویس تبلیغ کند، مطمئنا به خاطر روبرو بودن با موانع رسمی و شناخته شده نیست؛ مصلحتهایی وجود دارد که نیازی ندارد من در باره شان فرضیه پردازی کنم، خود آقای سجادی بهتر می تواند توضیح بدهد.
نتیجه ای که می خواهم بگیرم این است که اجازه بدهید خودنویس کار خودش را بکند و صاحب نظران محترمی مثل آقای سجادی هم کار خودشان را. درج مباحثی مثل نوشته مورد بحث، فقط آشفتگی نظری ایجاد می کند نه فضای دگراندیشی. در این هیاهو و گرد وخاک، اهداف اصلی گم می شوند و این برای عده ای زیاد هم تاسف برانگیز نیست.
انکار نمی کنم که ممکن است مطالب جنجالی بینندگان بیشتری را جذب کند ولی آیا واقعا موضع همین است؟ با توجه به این که اغلب تمهای جنجال برانگیز هستند که از میزبان خود استفاده می برند و نه برعکس!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید