نقد یا جنگ؟ بحث یا دشنام؟ | بلاگستان | صفحه اصلی
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

نقد یا جنگ؟ بحث یا دشنام؟

۲۹ بهمن ۱۳۸۸ امیر عیّار
image

نقدپذیری شاید بتوان گفت تنها راه دوام هر پدیده‌ی اجتماعی و از جمله جنبش سبز است. اما گاه ما این را که همه حق دارند بگویند با این که مسئولانه سخن گفتن چیست اشتباه می‌کنیم. بلی، همه حق دارند بگویند؛ هر چه را هم که دوست دارند (لا اقل در زمینه های نظری و اندیشه)، اما هم روال ابراز عقیده و هم نوع عکس العمل در مقابل این اظهار نظرها از جانب افراد آگاه و دلسوز متفاوت است. ضرورت رعایت این مهم هنگامی آشکار تر می‌شود که سرنوشت نقد شونده و نقاد با هم گره خورده است، به طوری که با سقوط یکی دیگری هم سقوط می‌کند.


هو الحق


شاید وقتی پست “آقای کدیور چرا؟ چرا الآن؟” (لینک در خودنویس, لینک در وبلاگ) را مینوشتم اصلا و ابدا به عقلم هم نمی‌رسید که قرار است این اختلاف ها به لایه های پایین تر جنبش سبز (پایین تر از لحاظ دانش و نه اهمیت) نیز برسد. همچنین وقتی در پی انتشار بخشی از آن مطلب در روزنامه کیهان (لینک در کیهان) نامه ی سر گشاده‌ای به جهت اعتراض به سوء استفاده و برداشت ناروا از آن متن به آقای شریعتمداری نوشتم (لینک در خودنویس، لینک در وبلاگ) و ذکر کردم که دلیل پویایی این جنبش پتانسیل بالای آن برای نقد از درون است، صادقانه بگویم حساب کم تجربگی ما ایرانیان در امر نقد که البته حاصل فضای بسته‌ای‌است که سال‌هاست بر جامعه ما سایه افکنده را نکرده بودم. این‌ها را پیشتر گفتم تا بدانید از آن دسته نیستم که صحبت های قشنگ می‌کنند اما عمل را به دیگران وا می‌گذارند. اگر می‌گویم احساس خطر می‌کنم نبوده در میدان شایعه نمی‌پراکنم، دیده‌ها و برداشت‌هایم را از صحنه‌ای که خود شاهد آنم نقل می‌کنم.


اولین مشکلی که احساس میکنم در زمینه نقد با آن دست به گریبان هستیم اینست که نقد را با جنگ اشتباه می‌گیریم. به طرف مقابل خود حمله می‌کنیم بی آن که بدانیم آن کس را که می‌زنیم رفیقمان است اگر او زخمی شود، اگر بین ما و او شکاف بیفتد، هم ما می‌بازیم هم او. انگار یادمان می‌رود ما در یک تیم هستیم و اگر هم بر هم نقدی داریم به جهت بالا بردن راندمان تیم است. و در یک کلام تیم را (که جنبش سبز با تمام تکثرش را شامل می‌شود) فراموش می‌کنیم و به قول معروف “وسط دعوا نرخ تعیین می‌کنیم”.


نمود بسیار بارز آن را این روز ها بین بچه های بالاترین به شدت میبینم. عده‌ای می‌آیند یک لینک از سخنرانی فلان نفر در فلان تلویزیون که معلوم نیست چند کلاس درس خوانده می‌دهند که “اسلام نه فرهنگ دارد، نه تمدن و نه هنر”. بحث بر سر مصداق نیست. گیریم اسلام بد، اسلام وحشی، اسلام تروریست (که البته اینجانب این گونه نمی‌اندیشم). اگر واقعا قصد آگاه کردن رفیقمان است که در آن آیین شیطانی به دام افتاده آیا همچنین لینکی (در این جا لینک، در جاهای دیگر می‌تواند مقاله یا هر چیز دیگر باشد) به او کمک میکند تا به واقعیت ( به زعم ما) پی ببرد یا او را جری می‌کند تا جواب دهد (هر چند اگر او هم آگاه باشد نباید جواب دهد، اشتباهی که خود تقریبا همواره دچار آن می‌شوم) و بین ما دشمنی می‌اندازد؟ آیا اینست نقد درونی که قرار است زنده بودن و نشاط جنبش را تضمین کند؟


آیا با این جدل‌ها آب به آسیاب آن‌ها که از یک درگیری لفظی آقایان کدیور و گنجی هم کبک‌شان خروس میخواند نمی‌ریزیم؟ البته همان طور که عرض کردم روی این سخن به دوستانی که دهن به دهن می‌شوند (که خودم نیز متاسفانه جزیی از آن ها بودم) نیز هست. اگر از قرآن استناد میخواهید که پر است در آن که “اعرض عنهم” “ذروهم” (معنی هر دو مورد مشابه و “به حال خود واگذاشتن” است). اگر به نقل هم رجوع کنید که روایاتی بسیاری است از جمله در باره ی امام صادق که چگونه هیچ گاه در بحث علمی دچار خشم نمی‌شدند و همواره با توجه به صحبت طرف مقابل در کمال آرامش نقاط اشتباه‌شان را به ایشان خاطر نشان می‌کردند (این مورد را می‌توانید از اینجا بخوانید). اگر هم بحث عقلانی بخواهید که بالا توضیحش گذشت. از عالمان دین هم شاهد بخواهید که منتظری آن گونه بود که همگی می‌دانید و بازرگان هم آن چنان بود که در مجلس فحشش می‌دادند و هیچ نمیگفت. آخر این چه نوع دینداری‌است که از پاپ کاتولیک ترید؟ آیا اندیشه نمی‌کنید که جدال چگونه بذر جدایی می‌پراکند؟


البته همان طور که گفته شد نقدپذیری شاید بتوان گفت تنها راه دوام هر پدیده‌ی اجتماعی و از جمله جنبش سبز است. اما گاه ما این را که همه حق دارند بگویند با این که مسئولانه سخن گفتن چیست اشتباه می‌کنیم. بلی، همه حق دارند بگویند؛ هر چه را هم که دوست دارند (لااقل در زمینه‌های نظری و اندیشه)، اما هم روال ابراز عقیده و هم نوع عکس العمل در مقابل این اظهار نظر ها از جانب افراد آگاه و دلسوز متفاوت است. ضرورت رعایت این مهم هنگامی آشکار‌تر می‌شود که سرنوشت نقد شونده و نقاد با هم گره خورده است، به طوری که با سقوط یکی دیگری هم سقوط می‌کند.


اگر دوستانی فکر میکنند که با تلاش برای پاک نمودن ایران از اسلام راه را برای ترقی وطن مشترکمان هموار کرده‌اند باید بدانند که نه حال زمان خوبی برای این گونه بحث‌هاست، نه این کار با طعنه و توهین به مقدسات مسلمانان ممکن است، نه امکان انجامش در کوتاه مدت میسر است، و نه در صورت پاک نمودنش جایگزین فرهنگی مناسبی برای آن در دست داریم؛ چرا که لااقل هزار و چهار صد سال است که ایرانیان این گونه زیسته‌اند و این درخت قطور را طی یکی دو ماه بلکه ده ها سال هم نمی‌توان از ریشه کند.


اگر دوستانی هم فکر میکنند با دفاع کردن های احساسی ثواب کرده‌اند و جایشان در پنت‌هاوس‌های بهشت است باید گفت که اگر دفاع نابخردانه (که به گفته ی دکتر شریعتی که مهر تایید عقل هم بر آن خورده، بهترین یا شاید حتی تنها راه زایل کردن ایدئواوژی باشد) ثواب دارد که هیچ، اگر نه بهتر است برای دچار نشدن به عقوبت کم اعتبار کردن دین و از بین بردن وجه آن در نزد عموم از این  سخن های آنی و دفعی دست بر دارند.


به امید آن که یاد بگیریم نه هر سخنی را باید بیان نمود و نه هر گفته‌ای را می باید پاسخ داد.


مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید