این سایت، حامی هیچ گروهی نیست!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
هر روز وقتی من و همکارانم کامنتها رو مرور میکنیم، میبینیم که تعدادی از دوستان که به احتمال زیاد از جاهایی دیگر به سایت آمدهاند، بدون شناخت کارکرد یک سایت شهروند روزنامهنگاری آنرا تابع این تفکر یا آن حزب یا فلان جریان سیاسی می خواهند و گاه میخوانند. نگاهی گذرا به مطالب منتشر شده در خودنویس نشان میدهد که نسبت نوشتههای حامی «جنبش سبز» در آن بسیار بیشتر از دیگر مطالب است. تعداد اندکی میانه را گرفتهاند و گروهی کمشمار، طرفدار «اصولگرایان» هستند. اما آیا خودنویس سایتی طرفدار این و یا آن است؟ هر روز با تعدادی از اعضای سایت حرف میزنم. بحث میکنیم و دنبال راههای تازه و یا کمتر تجربه شدهای برای ارتباط بهتر با شهروندان و شهروندان روزنامهنگار هستیم. بحثهایی که البته نتیجهبخش هم بودهاند. به عنوان مثال، فتوبلاگ سایت به زودی راه خواهد افتاد و یکی دو نفر از دوستان مدتهاست در باره لزوم آغاز به کار آن به ما تذکر دادهاند. و یا بخش پادکست سایت فعالتر میشود. دیروز به عنوان مثال با دو نفر از کسانی که در ژنو بودهاند گفتگو کردیم که یکی از گفتگوها را روی سایت گذاشتیم و دیگری هم امروز میآید.
اما پیشنهاد آرش حسینی پژوه برای راه انداختن مناظرههای پادکستی چیزی بود که قبلا در زمان همکاریام با رادیو زمانه تجربهاش کرده بودم.
زمانی که داریوش محمدپور و عبدیکلانتری با هم بحث داشتند، یک بار پادکستی ساختم با حضور این دو که در دو شهر مختلف زندگی میکردند. گمان کنم بحث راهاندازی پادکست کمک میکند تا افراد پیش از آنکه با هم دشمن شوند و پیشداوری کنند، کلام یکدیگر را بشنوند و ببینند که حس و حال و نقاط مشترکی دارند یا نه؟
اما یکی از نکات نسبتا دردناک، خواست بعضی از دوستان برای تکصدا کردن سایت به نفع یک جریان است. اعضای خودنویس با این کار مخالفند. خودنویس، محل انعکاس و انتشار محتوای تولید شده اعضا است. کسانی که این روزها به عنوان شهروندخبرنگار به ما یاری میرسانند باعث شدهاند اخبار سایت لااقل فتوکپی خبرهای دیگر جاها نباشد. گرچه بیانیهها و اخبار مهم را باید به نقل از دیگر رسانهها منعکس کرد تا سایت با هوا و فضای موجود نفس بکشد، اما اینجا طبیعتا بهترین جا برای چنین کاری نیست.
به عنوان مثال، خبر حساسیتساز پریروز در باره «اتاق فکر»، با همکاری چند همراه خودنویس تنظیم و منتشر شد. خود من برای گرفتن تایید یا تکذیب خبر مجبور بودم با چند منبع مختلف تماس بگیرم. شاید یک رسانه حزبی از خیر چنین خبر پر دردسری میگذشت، اما من در روز تعطیل میبایستی ماجرا را تا آنجا که میتوانستم دنبال کنم. با آنکه نتیجه نهایی هم چندان مطابق میل تهیه کنندگان خبر از آب در نیامد، اما تجربه بدی نبود. اینکه بابت یک خبر دهها ایمیل و پیغام بگیری و این و آن بگویند «اسم ما را نبر» ولی «این طوری هست» یا «آن طوری نیست»، و یا چرا به سراغ «چنین موضوعی» رفتهاید، و هزار و یک اتهام میتواند برای همراهان جدید به این معنی باشد که هم باید بیشتر تلاش کنند و هم من از خداوند علاوه بر ۲۴ ساعت موجود، چند ساعت اضافی هم در شبانهروز طلب کنم.
امروز یک از دوستان نگران بود از اینکه «کیهان» اسم ما را میبرد. گفتم نگران نیستم. آیا نگران از این باشم که مخاطبان کیهان با رسانهای آشنا میشوند که در ایران فیلتر است؟ یا استفادهای که میخواهند از سایت ببرند برای زدن پایگاههای دیگر؟ وقتی حسین شریعتمداری هنوز نمیداند که خودنویس کارکردش چیست، تنها میتوان به او و شاگردانش خندید. شریعتمداری وقتی نمیداند سایت بالاترین چیست و خیال میکند یک گروه اسرائیلی تولیداتشان را در این سایت عرضه میکنند تا نظام اسلامی ضربه ببیند، باید از همسر ایشان که طبیب است خواهش کرد مراقب مغز ضربه خورده حاج حسین باشد. ما معتقدیم که نباید اسیر بازیهای حاشیهای این جناح و آن جناح باشیم. بازی حکومت هم برای نگران کردن افرادی است که ناخواسته، مخاطب دائمی کیهان شدهاند. خب اگر ناراحتند، کیهان نخوانند!
دیروز تلفنی داشتیم از آن سوی آب، نگران یکی از پستهای وبلاگ خودنویس بودند که به فردی در قدرت اسیب میرساند. خواهش کردم اگر تحلیلی متفاوت دارند، مثل همه اعضا بنویسند، نه آنکه طالب خاموش شدن صدای یک نویسنده باشند. چرا باید یک مطلب را حذف کرد وقتی تنها یک تحلیل ساده است؟ اگر خطا است، امکان پاسخگویی را که از دوستان نگرفتهاند. اگر درست است، که نباید حرف حساب را با سانسور جواب داد.
همه اینها را نوشتم که بگویم که فروتنانه در خدمت شهروند روزنامهنگارانی هستیم با وجود همه سختیها و هزار و یک کار و مشکل، وقت میگذارند و مینویسند و نقد میکنند و کارتون میکشند ...تلاش میکنند که با کمک هم به همدیگر «صدا» بدهند...تا صدای همه شنیده شود. ممنون از همه انتقادهایی هستیم که خواهان بهتر شدن محتوای تولیدی هستند.
Subscribe to comments feed نظرات (15 نوشته شد):
اين کامنت را برای چاپ شدن ننوشتم. قصدم تنها اطلاع دادن وضعيت مقاله ی آخرم بود که ظاهراً با فرستادن ايميل نشد. ؛) مؤيد باشيد.
----------------
اگر لطف کنید مطلب را مجددا به من ایمیل کنید، شاید مشکل هر دوی ما حل شود.
nikahang@gmail.com
ممنون از توجهتان.
یه نگاهی به مطالب سایت بندازید ،من اولین باره که به سایت شما مراجعه کردم تمام سایت شما پراست از مطالبی در جهت طرفداری از یک جناح ،کوبیدن حکومت جمهوری اسلامی و .... بعد میگید بی طرفید؟!!!!!!!!!!!!!
من هر شب به امید این سایت میآم میشینم پای کامپیوتر. خیلی بامزهست که!
همون سریالها طنز ۹۰ قسمتی برای شادی کافیه. دیگه زیادی هم که بشه حال نمیده
خودنويس بايد صداي همه باشد همانطور كه تا امروز بوده است ...
آقای کوثر عزیز نمیدانم چرا نمیتوانید و یا نمی خواهید شرایط داخل را درک کنید.به راستی اوضاع به گونه ای است که هیچ "انسانی" نمیتواند بی طرف باشد.شاید بر این گمان هستیدکه این تنها یک منازعه سیاسی است؟نخیر آقای کوثر،اینجا یک عده شده اند عین القضات و بقیه را عین نجاست میپندارند! وتنها چاره کار را حذف به هر شکل این عین نجاسات میدانند!و البته در این راه از هیچ جنایتی از شکنجه و تجاوز گرفته تا انفرادی و شستشوی مغزی و اعدام فروگذار نمیکنند.
اقای کوثر عزیز شاید شما در آن سوی آبها در امن و امان بتوانید به ریش شریعتمداری و هم مسلکانش بخندید اما باور کنید برای منی که بسیاری از دوستان و نزدیکانم به تشخیص و دستور همین حسین بازجو و تیم اطلاعاتی اش
هم اکنون در اوین اند و خودم نیز ممکن است به دلیل ساده ای چون نوشتن کامنت یا ارسال مقاله برای" سایت برانداز خودنویس" به آنان بپیوندم، خندیدن شاید تنها عکس العملی هیستریک و از روی دیوانگی باشد!
به راستی چگونه وقتی که تشخیص میان "ظالم" و "مظلوم" چنین آسان باشد میتوان دم از بی طرفی بی بی سی مآبانه زد؟
چگونه باید به شما بفهمانیم که هیچ اصل ژورنالیستی دال بر اینکه "باید میان ظالم و مظلوم بی طرف بود" وجود ندارد!
آیا به نظر شما اینکه انتظار نداشته باشیم در خودنویس ،کسی که به اهرم خارجی جمهوری اسلامی شهره است،قلم فرسایی کند ،خواسته گزافی است؟
من به هیچ روی موافق فضای تک قطبی نیستم،اما گمان میکنم "فضای آزاد رسانه ای" با "اجازه جولان دادن به تیم اطلاعاتی و جاسوسی یک حکومت" قدری متفاوت باشد.
راستش برای مایی که در خفقان داخل کشور هستیم تحمل افاضات کیهان به قدر کافی سخت هست،اما وقتی با پارانویای شخصی به نام داریوش سجادی در خودنویس تحت عنوان مقاله مواجه میشویم دیگر میخواهیم از فرط استیصال منفجر شویم!
نیک آهنگ جان فقط ازت میخوام لحظه ای خودتو جای ما فرض کنی و درک کنی که ما در این فضای پر از گاز سمی چه قدر به اکسیژن نیاز داریم.وای به حالمون اگه همین کپسول اکسیژن هم توش مونو اکسید کربن باشه!!!
اگر برادر حسین و نوچه هایش در کیهان و رسانه های وابسته مطلب مینویسند، شما نمیتوانید به راحتی جوابش را بدهی و نظرت را در همان صفحه بگویی، "خودنویس" این امکان را برای شما فراهم آورده که به راحتی پای مطلب "تیم اطلاعاتی و جاسوسی" نقد خود را بنویسید. تنها در اینصورت فضای مونولوگ میشکند و عرصه برای انتقاد و نقد پذیری باز میشود. خوانده میتواند مطلب طرفدار حاکمیت و نقد منتقد را در یکجا بخواند و داوری کند.
بنده شخصان میپسندم که خود برادر حسین هم در خودنویس مطلب بنویسد تا مطلبش را در همان صفحه نقد کنیم. (البته اگر جرات دارد و اربابش اجازه بدهد)
======================
البته ادعای بی طرفی نسبی است
وگرنه رسانه بی طرف نداریم
دوستدار
من
-----------------
کاوه عزیز.
همانطور که احتمالا نخواندی، من عضو جنبش نیستم که بخواهم غضنفرش باشم! با وجود بسیاری از آقایان که نیازی هم به بردن اسمشان نیست، هیچ نیازی به افراد مستقل ندارید!
ارادت
نیک آهنگ
بسیجیان دلاور و شجاع! حداقل با اسم خودتون کامنت بگذارید!
احتراما انتخاب شایسته حضرتعالی را به ریاست هیات داوران جشنواره "غضنفر شناسی" تبریک و تهنیت ارز نموده، از خداوند متعال علو درجات و شفای عاجل برای شما مسالت مینمایم.
ارادتمند
کلروفیل سبز
احترام
کاوه
ضدانقلابی که میخواد انقلاب کنه !!!
پاشو برو بیرون یه هوایی به سرت بخوره
پاشو عزیزم .....پاشو
گفته بودین شاید وی پی ان بدین به بعضیا در ایران. اگر این کارو بکنید کمک بزرگی کردین. شخصا برای دسترسی به نت مشکلات زیادی دارم. با این اینترنت حلزونی باید تا نصف شب بیدار باشی تا بالاخره این اولترا یا پوف یه کاری برات بکنن.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید