ترساندن از سر ترسیدن
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
شک ندارم که تمامی بازیهای امنیتی در روزهای اخیر، ناشی از ترس زیاد حاکمیت از حضور مردم است. اما حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، که همیشه با همدلی نیروها و شهروندان هوادار حاکمیت همراه بوده، مگر ترس دارد؟ ظاهرا دارد! قطع اینترنت در برخی مناطق، از بین بردن امکان باز کردن ایمیل، ایجاد سد در دسترسی به سایت گوگل، آوردن هزاران مامور و بسیجی و مستقر کردنشان در ترمینال غرب و تعطیلی این ترمینال، بازداشت فعالان و فامیلهایشان، بازداشت روزنامهنگاران و اتهامزنیهای جورواجور، همه نشان از وحشتی میدهد که حاکم دچارش است. میخواهد از راه ایجاد وحشت در مردم، ترس خودش را پنهان کند. گزارشگران بدون مرز، ایران را بزرگترین زندان روزنامهنگاران نامیده است. یعنی ما جمعیتی کمتر از یک دهم چین توتالیتر و عاشق اعدام داریم، اما تعداد روزنامهنگارهای زندانیمان بیشتر از این کشور است. وقتی پای صحبت همکاران آزاد شده از زندان مینشینی، دردت میگیرد از شعور نداشته بازجویان. دردت میگیرد از اینکه موجودی متعفن را بالای سر مازیار بهاری میگذارند تا مجبورشود جلوی دوربین اعتراف کند به همدستی با رسانهها در براندازی نظام. مازیار را تهدید به مرگ کرده بودند. مازیار اما تنها نبود، دیگران را هم با این تهدید روبرو کردند.
احمد زیدآبادی را روزهای متوالی در سلولش تنها گذاشتند تا بپوسد. این بلا را سر روزنامهنگارانی شناخته شده آوردند تا حساب دست جوانتر بیاید. قوچانی را هر از گاهی فرامیخوانند تا تکنویسی سال ۷۹ و تهدید آن سال را به یادش بیاورند. همکارانش را یکی یکی میبرند تا فراموش نکند که کیست و کجا است.
امروز ۲۲ بهمن است، دهها روزنامهنگار ایرانی مقیم خارج از کشور، از اول بامداد بیدار ماندهاند تا با وجود دوری، همه چیز را زیر نظر داشته باشند. اینترنت عملا ضعیف شده، مریض شده، ویروسهای حکومتی دارند زور میزنند همه سایتها را بیمار کنند. که چه بشود؟ حفظ نظام؟
حکومت خیال میکند رسانههای آزاد، عامل براندازی هستند. رسانه که نمیتواند حکومتی را ساقط کند! رسانه عامل نیست!
خیلی جالب است. نظامی که ازادی اطلاع رسانی را عامل سقوط خود میداند، باید خیلی وضعش خراب باشد! دیروز با یکی از افسران ارشد امنیتی سابق ایران حرف میزدم. میگفت سخنان وزیر اطلاعات از «برنامههای دشمن» تنها نشان از ضعف شدید این جماعت میدهد. یعنی مغز متفکری ندارند. در نبود مغز است که مجبور میشوند قلادهها نگهبانها را شل کنند. یعنی دارند جنگ نرمافزاری را عملا میبازند. نرمافزار، فکر و اندیشه است. اینها میخواهند سختافزار را هم بسوزانند.
امروز، چه مردم آزادانه شعار بدهند و مخالفتشان را ابراز کنند، چه به هزار و یک کلک، صدایشان را قطع کنند، میتوان یک چیز را مسلم دانست. حاکمیت ترسیده است.
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
تق تق تق كسي خونه هست؟!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید