ترکیه، اوینی دیگر | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (2)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

ترکیه، اوینی دیگر

۲۰ بهمن ۱۳۸۸ آرش حسینی پژوه
image عکس از آرشیو

خیلی با خودم کلنجار رفتم برای نوشتن این متن، سخته وقتی امروز تو ایران برادران‌مان زیر چکمه‌های کوبنده استبداد خورد می‌شوند صحبت از درد کرد و سخته نوشت از کسانی که در سکوت له می‌شوند...


نمی خواهم از درد خودم بنویسم که در برابر زخم هموطنانم تکه خراشی بیش نیست، اما باید نوشت از دردی به اسم مهاجرت ...


وقتی صحبت از پناهنده و پناهندگی می‌شه حرف برای گفتن زیاده ولی من می‌خوام از جایی صحبت کنم که تنها نام پناهجو به روی ایرانیان می‌گذارند و بس ...


 


اینجا ترکیه است، نزدیک ترین نقطه به ایران برای یک پناهنده. شاید تنها همین یک حسن را داشته باشد. وقتی می‌گی پناهنده، مشخصا یعنی کسی که به جایی پناه برده و در انتظار خوابی راحت و شاید شبی آرام آمده ...


اینجا کمی فرق داره، من می‌دونم که یک پناهنده در اروپا با چه سختی هایی مواجه است، غربت دلتنگی و ...


اما اینجا اروپا نیست، اینجا دردت تنها غربت نیست، اینجا دردت تنها وطن نیست ...



اینجا می‌شود درد را در صورت پدری حس کرد که دخترش ماه‌هاست که رنگ گوشت را به چشم ندیده، اینجا درد را می‌شود در چشمان مادری حس کنی که ماه‌هاست دخترکش رو با تکه نونی گول زده، درد در صورت پدری‌است که بیماریش را از خانه پنهان می‌کند تا مبادا پولی که نان بچه اوست خرج خودش کند، درد زندگی کردن در خانه‌ای‌است که همسایه‌ات موش و عقرب است.


درد اینجاست که وقتی می‌گویی من انسانم حقم کو، می‌گویند تو هنوز انسان نیستی صبر کن انسانیتت در دست برسی است، دردت وقتی استخوان‌هایت را به لرزه در می‌آورد که نگاهی به خودت می‌کنی، تویی که در کشورت اگرچه خس و خاشاک بودی اما حق کار داشتی اگر چه گاو و گوسفند بودی اما دخترکت شب گرسنه نمی‌خوایبد، استخوانت وقتی از درد می‌ترکد که هموطنت را می‌بینی وقتی به امید پیدا کردن شاید تکه نانی سر در زباله‌ها کرده تا شاید نور امیدی از زباله‌دانی برایش سوسو بزند.


درد اینجاست که تو گرچه زمانی شاید فریاد هموطنانت بودی، گرچه شاید زمانی هنجره مادران سرزمینت بودی، اما امروز تنها از هنجره‌ات صدای خس خس بلند است که به گوش هیچ کس نمی‌رسد..


درد اینجاست که برای پناهندگی هم آقازاده بودن الزامی‌است، اگر نامی باشید، اگر کسی ترا بشناسد شاید صدایت را بشنوند، اما اگر تنها انسان باشی و حاظر نباشی به زیر پرچمی بروی نه تنها صدایت را بلند نمی‌کنند که خفه‌ات می‌کنند.


درد اینجا است که اینجا پناهجو، انسان نیست ...


 حقوق اولیه انسان‌ها چیست؟


حق زندگی؟ حق کار؟ حق درمان؟ حق داشتن یه سر پناه؟ حق داشتن یه سفره با نون داغ؟


هیچ یک از اینها اینجا حق ما نیست! 


اگر پول نداری باید بمیری، نه حق کاری نه حتی اندک کمکی ...


نمی‌دونم این جا کدام نقطه از زمین است که انسانی بدون حق کار، بدون دریافت کمک مالی، بدون حق درمان رایگان، بدون حق داشتن یک سر پناه می‌تونه زندگی کنه!!!


نمی‌دانم می‌شود با جملات دردی که بر ایرانیان می‌رود بیان کرد، شاید اگر تک تک این پناهنده‌ها به جای ترکیه اوین بودند، راحت‌تر زندگی می‌کردند، دنیا چشمش را به روی ترکیه بسته است.


نمی‌دانم با کدام منطق و اصول انسانی ترکیه پناهجو می‌پذیرد؟ نمی‌دانم با کدام منطق بشری سازمان ملل چشم بر روی پناهنده های ترکیه بسته است؟ اگر جایی به انسانی حق کار ندهی، با چه منطقی ازش مالیات می‌گیری؟ 


نمی‌دانم عصبانی هستم یا خسته ...


امیدوارم کسی صدای خس خس گلوی ایرانیانی را بشنود که با افتخار زیر فشار چکمه استبداد فریاد زدند اما امروز هیچ کس صدایی از آنها نمی‌شنود...


 


من بیش از یکسال در این نقطه تاریک زندگی کردم، اما هرگز دوست نداشتم قلمی که می‌توانست برای ایرانم کاغذ را سیاه کند، برای من برقص در آید، این را نوشتم نه برای ...درمان دردهایم


نوشتم شاید شنیده شود فریاد کودکانی که ماه‌هاست لبخند پدر را ندیده‌اند ...


اینجا ترکیه است اوینی دیگر...

ارزیابی این خبر:

4.75

Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):

نوشین در ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
اتفاقاخوب که نوشتید شاید اونیکه میتونه تواین کشور بمونه وموثر باشه به عشق ازادی ورفاه با هر جون کندنی که هست نره پناهنده بشه واین بلا ها سرش بیاد به نظر من تا خطر جانی برای کسی پیش نیاد پناهنده شدن کاری عبثه این همه سختی فقط زمانی ارزش داره که جونت و حفظ کنی یعنی کسی از این سازمانهای بشردوستانه این جارو میخونه؟
پروانه در ۲۱ بهمن ۱۳۸۸
درد هر انسانی محترم است، داخل خاک ایران باشد یا خارج خاک ایران... عزیز سپاس که نوشتی
مجموعه نتایج: 2 | نمایش: 1 - 2

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید