پاسخ یکی از خوانندگان به آرش حسینی پژوه
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
یکی از خوانندگان به نام بابک، سوالاتی را قبال مطلب اخیر آرش حسینی پژوه (بیست و سوم بهمن از دو نگاه ) مطرح کرده که اینجا میخوانید:
دوست عزیز-آرش حسینی پژوه!
(۱)-البته که اصلاحات به معنی بر اندازی نیست -- اما نکته اینجاست که آیا چیزی به نام اصلاحات با وجود ولایت فقیه و گماشته هایش ممکن است یا نه؟
(۲)- آیا یک بار قانون اساسی را خواندهاید تا بدانید ولایت فقیه قدرتی مطلقه دارد؟ او، شورای نگهبان را تعیین میکند، و بدین ترتیب هر انتخاباتی را کنترل میکند (حتی انتخبات شورای خبرگان که باید به تخلفات رهبری رسیدگی کند!!) -او فرماندهان سپاه و بسیج و ارتش و ... را بر میگزیند چون فرمانده کل قواست و این دست او را برای سرکوب و کشتار هزاران سهراب و ندای دیگر و ترور هزاران حجاریان و استاد دانشگاه و دانشجو و نویسنده مخالف باز میگذارد. او رسانه ها و صدا و سیما را زیر کنترل دارد و اخبار را به گونهای که خود و گماشتههایش دوست دارند به مردم میرساند. او رییس قوه قضاییه را تعیین میکند و بدین وسیله هر روزنامه مخالفی را توقیف میکند، هزاران نویسنده (مانند سیرجانی که از او انتقاد کرده) را به اشارهای در زندان میکشد و هر کس را که او یا گماشتگانش خواستند زیر شکنجه میگیرد یا حبس و اعدام میکند. او اگر بخواهد میتواند با یک حکم حکومتی مجلس و مصوباتش را باد هوا کند (با همین "حکم حکومتی" بود که لایحه اصلاحی مجلس ششم برای آزادی بیان در مطبوعات و صدا و سیما متوقف شد). او حتی اگر بخواهد میتواند رییس جمهور را از کار بر کنار کند ...
(۳)- حالا میشود بفرمایید شما با چه ابزاری میخواهید به اصلاح این رژیم بپردازید؟ با قانون اساسی؟؟ اما همه اختیارات رهبری که در بالا ذکر شد مطابق قانون اساسی است ... با زور؟ (اما استغفر الله - شما که تند رو نیستید و سیاست هم که میدان مشت زنی نیست) ... با مذاکره؟ اما رژیمی که همه رسانهها، همه مرکز نظامی، همه قوه ها را در دست دارد و توانسته هزاران نفر از نا آگاهان را فریب دهد تا در راه رهبر و بت بزرگ جانشان را فدا کنند و خون آزادیخواهان را بریزند چرا باید در برابر کسانی کوتاه بیاید که حتی تظاهرات خیابانی و دفاع از خود و ایستادن در برابر استبداد را نشانه تندروی میدانند؟؟ یا چرا سپاه باید از آن همه مواهب و امتیازات اقتصادی و سیاسی که به دست آورده بگذرد و برگردد به پادگانش؟ به دلیل اینکه من و شما می خواهیم؟؟
(۴)- با وجود این- حکومت چنان فاسد شده که دیگر حتی انتخابات را در حد تزیینیاش هم تاب نمیآورد ... این اولین و آخرین تقلب رژیم نبود ... همیشه هم مردم با همین استدلالات که نباید کاری کنند که رژیم خون مردم را بریزد، خانه نشین میشدند .. فقط یک تشر یا یک سخنرانی امامان جمعه کافی بود تا مثل ۱۸ تیر (دوره آقای خاتمی ) تمام اصلاح طلبان خاموش شوند ... اما این بار برای اولین بار مردم که جان به لب شده بودند بر حکومت شوریدند ... مردم آنقدر نجیب بودند که در آغاز کار فقط رای خود را میخواستند ... اما چه کسی در برابرشان ایستاد؟ ولایت فقیه! اگر سهراب یا ندا نصحیت ولایت فقیه را پذیرفته بودند و توی خانه نشسته بودند حالا هم زنده بودند-- اما آن روزها ملت شعار میداد: ایرانی میمیرد، ذلت نمیپذیرد ... و این همان چیزی بود که امروز مادران ندا و سهراب به آن افتخار میکنند و ... همه ما میتوانیم درد این مادران را تصور کنیم در آن روزی که برخی از آقایان در برابر قاتل (یعنی در برابر ولایت فقیه) سر خم کنند و دست دژخیم نداها و سهراب ها را ببوسند ...
(۵)- همه جنبشهای آزادی خواهانه جهان همینگونه آغاز شده: با یک خواسته کوچک ... سپس هنگامی که حکومت به همین خواسته کوچک هم تن نداده و دست به کشت و کشتار زده ... چنان ماهیت جنایتکار خود را بری افراد ناآگاه آشکار کرده که مردم بنیادش را بر افکندهاند ... و دیگر به خواجههای سازش کار گوش ندادهاند- چرا که دانستهاند: خانه از پای بست ویران است -- خواجه در بند نقش ایوان است ...
...
و معنای "جنبش" همین است: حرکت و پیشرفت ...و نه ایستادن و رجعت به گذشته تجربه شده ... (موجم اگر میروم -- گر نروم نیستم)
سبز و پیروز و زنده باشید در این روزهای خطیر ...
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
پاسخ این دوست نازنین را در متنی منتشر میکنم...
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید