برای اعدامیان - آن لحظه که چشمانت را برای آخرین بار روی هم گذاشتی، میدانستی – میدانم که میدانستی تکثیر میشوی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
سلام برادر خبر اعدامتان گوش دنیا را کر کرد و باز چشم ها را خیره و باز بیانیه پشت بیانیه... اینبار حتی بحث و جدل هم در گرفت برای اینکه من بگویم زودتر مرگت را محکوم کردم و دیگری بگوید چرا دیر اینکارو کردی و ...
سلام برادر
خبر اعدامتان گوش دنیا را کر کرد و باز چشم ها را خیره و باز بیانیه پشت بیانیه...
اینبار حتی بحث و جدل هم در گرفت برای اینکه من بگویم زودتر مرگت را محکوم کردم و دیگری بگوید چرا دیر اینکارو کردی و ...
راستش را اگر بخواهی شوکه شدم، هر چند مدتی بود صحبت از محارب و حلقههای دار بود، اما به باورم که با درست کردن کمپین من محاربم و به قول برخی دوستان بازی وبلاگی من محاربم و نامه به سازمان های حقوق بشر و به در و دیوار زدن و التماس به هر کسی که شاید کاری از دستش بر بیاد، این زمان را عقب تر و عقب تر بندازیم.
به گوشت رسانده بودند که برای مجید توکلی هم بازی وبلاگی درست کرده بودیم!؟ همه مردان روسری به سر کردند تا هم از مجید حمایت کنند و هم به ناخردان بفهمانند که برای تحقیر یک مرد نباید او را زن خطاب کرد. حداقل این کار این بود که هر چند مجید را از چنگال سلولهای تنگ و سرد آزاد نکرد و حکمی طولانی برایش به ارمغان آورد، اما امیدواریم که طول عمر ظلم آنقدر نخواهد بود که مجید را نزدیک به ۹ سال دربند نگه دارد.
آرش و علی عزیز نمیخواهم برایتان مرثیهای خوانده باشم. شرح داستان به حلق آویز شدنتان آنقدر دردناک است که نیازی به بازی با کلمات من ناچیز ندارد. وقتی خبر اعدام دلبندی را مادری از رسانهها میفهمد، خود مرثیهای است برای ما. این یعنی حتی دیدار آخری هم نبوده است و شاید مادری که به مانند هر روز شال و کلاه کند برای رفتن به در زندان ها و بیداد گاها تا شاید خبری از عزیزش به دست آورد و حالا می فهمد که باید در تدارک مراسم خاکسپاری باشد.
آرش و علی عزیز شکل از ما جدا شدنتان خود مرثیه ای بود برای این روزها...
برای ما که وقتی جنایتکاری خطرناک !به پای این صندلی آخرین میرسد و آخرین پله را بالا میرود و به قول خیلی ها با کشتنش عدالت برقرار میشود، لحظهای درون خود آرامش نداریم و بیقرار میشویم، چه رسد به شرح داستان شما یاران که تحملش بسیار مشکل است.
برادرانم!
آن لحظه که خورشید گرم و دل انگیز آسمان شهرم بر فراز سلول های تنگتان آماده برای خودنمایی بود و من در خواب و یا شاید بیداری ستارهها را میشماردم، به چه میاندیشیدید؟ وقتی صدایت کردند و فهمیدی که آخرین دقایق زندگیت را سپری میکنید در ذهن خسته و زجر دیده تان چه گذشت؟
شما هم مثل من دیده بودید حتما وقتی عزیزی را به خاک میسپارند مادر داغدیده دوست دارد برای واپسین بار چهره نوگلش را ببیند و با او وداعی بکند، حتی اگر دم و بازدمی از نفس های سرد هم در کار نباشد. آن لحظه که قدم بر میداشتید برای ورود به آن حیاط جهنمی، در اطراف به دنبال کدام عزیزت میگشتی تا آخرین وداع را انجام دهی؟
مادر و پدرانتان باید بر پای کدام سنگدلی میافتادند تا در لحظات آخر رضایت گیرند؟ اینبار شاکی شما کسی بود که حکم مرگ شما را از آسمان گرفته بود و برای رضای خدایش حکم صادر کرده بود. گاه میاندیشم که اگر در بیکران تنها یک آسمان است، این هم باید به بیعدالتیهای دیگر اضافه شود. یک آسمان حکم مرگ میدهد و ما جوانانمان را به همان آسمان میفرستیم تا روز آزادی، که بال نهند بر میهن خویش.
دوستانم!
میدانم که اسیر بازی کثیف عدهای بی خرد شدید. این روزها آنقدر ارزش جان آدمی کم شده است که برای ترس از تجمعی شما را قربانی میکنند و ۵ نفر دیگه هم در صف قرار داده اند و چشم به دنبال هزاران نفر دیگر هم هستند که برچسبی بر پیشانیها بزنند که صندلی در زیر پا قرار دهند.
برادر، نوشتن از تو سرتاسر مرثیه است. چه کسی خوشحال شد از گلوی به طناب دار آویخته شدهات؟
چه کسی این حکم های آسمانی را میدهد؟
گرچه در میان ما نیستید، بدان فراموشی دیگر کار هر روزه ی ما نیست. آن لحظه که پلک آخر را میزدی، آن لحظه که فشارهای طناب به اوج رسید و روزنه گلو را بست. در آن زمان که دو پایت را به هم محکم چسباندی، آن لحظه که چشمانت برای بار آخر روی هم گذاشته میشد، میدانستی – میدانم که میدانستی تکثیر میشوی، هر چند دیگر در میانمان نباشی.
منبع: فیسبوک
Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):
http://www.facebook.com/#/notes/female-male-zn-mrd/dst-nwsth-bry-dmyn-n-lh-h-csmnt-r-bry-kryn-br-rwy-hm-gdsty-my-dnsty-my-dnm-h-my-/321972752221
اگه خیلی به خودت و دم و دستگاهت معتقدی
اگه خیال میکنی از دست اون دوتا توشله بین پاهات کاری برمیاد
اگه مقتدای تو مفعول نبوده (که همه میدونن بوده)
اسم آدرست رو بزار همین جا
اگه نه خف کن ساندیسی بدبخت
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید