شطرنج با حریفی که تخته نرد بازی میکند
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
اعدام دو نفر از متهمان «براندازی» باعث ناراحتی و نگرانی بسیاری از ایرانیان داخل و خارج از کشور شده است. گفته میشد که کوتاه آمدن بعضی از سران جنبش اعتراضی، برای کاستن از احتمال اعدام تعدادی از متهمان هم بوده است. از ۱۳۷۶ تا کنون، هر گاه اصلاحطلبان محکم عمل کردهاند، قدرت مانور رقیب و حاکمیت را گرفتهاند. اما افتادن در بازی فرسایشی حاکمیت و از دست دادن پتانسیل ایجاد تغییر، بدون ملاحظهکاریهای راهبران جریان اصلاحطلبی میسر نبوده است. اعدام دو نفر از متهمانی که حتی گفته میشود یکی از آنها پیش از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده و البته به علت عضویت احتمالی در انجمن پادشاهی، امکان حمایت از آنان از سوی اصلاحطلبان گرفته شده، نشانه مبارکی نیست. در حال حاضر، ۹ محکوم به اعدام دیگر هم منتظر نتیجه بررسی احکام در دادگاه تجدید نظر هستند. میتوان به این نتیجه رسید که بخشی از حاکمیت برای نشان دادن عزم خود بر حفظ نظام به هر قیمتی، حاضر است پی در پی منتقدین را به اتهام محاربه دار بزند تا حلقه را بر بخش نزدیک به حکومت جنبش اعتراضی تنگتر کند.
در حال حاضر، تعدادی از فعالان حقوق بشر از جمله کوهیار گودرزی، دبیر سابق کمیته گزارشگران حقوق بشر با اتهامهایی نظیر محاربه مواجهند. گفته میشود که دادستان تهران، کمیته گزارشگران حقوق بشر را همراه سازمان مجاهدی خلق خوانده است. با این حساب امکان دفاع از این فعالان نیز به تدریج از اصلاحطلبان گرفته میشود. رهبران جنبش سبز همچنین نمیتوانند از حقوق بهاییهایی که در ماههای اخیر بازداشت شدهاند دفاع کنند.
اگر بخواهیم کل ماجرا به شکلی تصویری ببینیم، میتوان دید که جنبش قلعهای در اختیار دارد که با ضعف شوالیههایش، اندک اندک بخشهای مختلف قلعه را دارد به رقیب واگذار میکند. ممکن است حامیان این شوالیهها، از مرحوم «ممد بوقی» پیشی بگیرند، اما نتیجه کار فرق چندانی نخواهد کرد.
شاید مشکل این باشد که راهبران جنبش میخواهند شطرنجوار بازی را پیش ببرند، اما رقیب قاعده بازی خودش را تحمیل میکند که بر اساس فکر مطلق هم نیست.
این روزها بسیاری بحث بازی فوتبال را طرح کردهاند که کسی چون کروبی، توپ را به عقب پاس داده تا فضاسازی کند. احتمالا حرف درستی است، اما میتوان حدس زد که کروبی هم نمیداند یا فراموش کرده که حریف دارد «راگبی» بازی میکند، نه فوتبال. به گمان من، بازی کردن بر اساس روش بازی که حریف به آدم تحمیل میکند، نتیجهای جز شکست نخواهد داشت. با مرور وقایع ۱۲ سال گذشته، میتوان دید که چه زمانی اصلاحطلبان موفق عمل کردهاند و چه زمانی، فرصتها را از دست دادهاند.
جنبش، هنوز شبکههای اجتماعی را دارد. اگر فعالان این شبکهها بتوانند مستقل از محافظهکاری و ملاحظهکاری رهبران جنبش، فضا را به سمتی ببرند که میزان فشار به حاکمیت بیشتر شود، نتیجه مطمئنا فراتر از انتظار سیاسیون خواهد بود.
۲۲ بهمن یک آزمون بزرگ است. گروهی از اعضای مجمع روحانیون مبازر، از مخاطبان خود خواستهاند همان بازی مورد نظر حاکمیت را بکنند.
سوال اینجاست؛ آیا فعالان شبکههای اجتماعی، چنین خواهند کرد؟
Subscribe to comments feed نظرات (15 نوشته شد):
--------------
نیک آهنگ: جناب قنبری. احتمالا میدانید که نظر، با دستور فرق میکند.
خودی و نخودی و غیرخودی تا کی!!!؟؟؟
کاش که اینها دست کم شطرنج هم بلد بودند
نمی دانم شاید دارند شطرنج اسلامی بازی می کنند!
------------------
نیک آهنگ: کار من طبیعتا این نیست که مقابل کسی بایستم یا مسیر یکی را هموار کنم. کار من یادآوری است.
-----------------------------------------------------------------
من می بینم،
زهرا رهنورد!
فقط باید این نقش را مردم به او بقبولانند.
فقط این وسط نباید امید به جنبش و رهبرهای اون رو از دست بدیم.
به امید پیروزی
در این میان یک سوال اساسی بی جواب می ماند و آن این که باید مثل حریف راگبی بازی کرد یا حریف را وادار به پذیرش قواعد فوتبال کرد؟ چطور میخواهیم قاعده فوتبال را تحمیل کنیم؟ با تهدید موجودیت نظام؟ منزوی کردن رهبران جنبش در این زمینه حاصلی جز تسهیل سرکوب نخواهد داشت
درخصوص 22 بهمن
تظاهرات سکوت یا تکرار شعارهای دولتی اشتباه است و در این شکی نیست. اما در عین حال تهدید موجودیت نظام در این شرایط فقط باعث متحد شدن حاکمیت می شود.
با تشکر
طرف جوابی جز "لبخند" نداشت! جالب اینکه همین آدم نه تنها تو هیچ تظاهراتی شرکت نمیکنه بلکه از ما طلبکار هم هست! و به محض اینکه ما انتقادی از رهبران جنبش میکنیم، قهر میکنه و میره!!! از این مثالها انقدر زیاد هست که میشه براش یه کتاب نوشت!0 خلاصه اینکه اگه "سبز"های دموکرات که هدفشون صرفآ برکناری احمدی نژاد نیست و هدفشون جایگزینی "دموکراسی" بجای دیکتاتوری هست، حتی یک لحظه عقب بکشن و به بهونهء مسخرهء "وحدت کلمه!" جا رو خالی کنن، همین شیفتگان موسوی و ... جنبش رو صاحب میشن و همون بلایی که در انقلاب ۵۷ سر ملت اومد دوباره بر سرمون نازل میشه! باز تو دور باطل "انقلاب دزدی" و "جنبش دزدی"
میافتیم!0
متاسفانه ما ایرانی ها استعداد شگرفی در بت سازی و دیکتاتورسازی داریم!
خود مردم ایران بودن که دراثر فرهنگ "پاچه خواری" محمدرضا شاه رو تبدیل به دیکتاتور کردن! همین مردم بودن که خمینی رو در ماه دیدن و این آخوند رو که بعد از انقلاب رفته بود تو قم نشسته بود و اصلآ قصد ولایت رو نداشت، تبدیل به دیکتاتور کردن! همین مردم هم این استعداد رو دارن که حتی درصورت پیروزی جنبش، موسوی رو تبدیل به دیکتاتور کنن! پس خواهشآ عقب نکش و نه تنها رهبران جنبش رو نقد کن بلکه خود مردم رو هم نقد کن تا از اشتباهاتمون درس بگیریم و دوباره گروهی دیکتاتور رو بجای دیکتاتورهای قبلی جایگزین نکنیم! نذاریم یه عده فرصت طلب و دیکتاتور که تنها تفاوتشون با بسیجی ها اینه که اینها خامنه ای رو می پرستن و اونها موسوی رو، جنبش رو "صاحب" بشن و با وقاحت برای ما "تعیین تکلیف" کنن که چی بگیم و چی نگیم!!!0 موفق باشی
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید