مسعود بهنود با که سخن میگوید؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
من از نسلی میآیم که به مسعود بهنود عادت کرده است، به نثرش و اینکه به شیوایی وانمودهای را حقیقت مسلم نشان بدهد که نه تنها خودش بلکه خواننده متوسط نیز باورش نمیکند اما گاه مقهور و درمانده میشود.
هرگز چهره و گفتههای پریشان بهنود پس از اعلام نتایج انتخابات را در تلویزیون فارسی بی بی سی از یاد نمی برم اما امروز که نوشته ش را در وبلاگش میخواندم از خودم پرسیدم مسعود بهنود با که سخن میگوید؟
اصل حرف بهنود آن است که کسانی که دیروز از موضع گیری کروبی برآشفته شدند اشتباه میکنند زیرا در بازی فوتبال پاس به عقب هم قبول است!
بسیار خوب «پاس به عقب» یا «فرمان عقب گرد» یا هر اسمی که برایش بگذاریم هنگامی معنا و مفهوم دارد که: یک- تیمی در کار باشد: آیا اصلاح طلبان تیم هستند؟ اینها که بیشتر به یک جوخه شکست خورده شبیه شدهاند.
دو- کاپیتانی در کار باشد: آیا اصلاح طلبان کاپیتانی دارند؟ اگر در بین دولتمردان اصلاح طلب مردی نمانده است شاید باید به زهرا رهنورد متوسل شد!
سه- طرح و برنامه ای در کار باشد: آیا اصلاح طلبان در تمام عمر سیاسی خود طرح و برنامه داشتهاند که بطریق اولی در این هفت ماه داشته باشند و یا اکنون عقب نشینی تاکتیکی کرده باشند؟
چهار- تیم طرفدارانی داشته باشند: آیا اصلاح طلبان که در کف جمهوری اسلامی حرکت میکنند در میان توده مردم پایگاه و جایگاهی دارند که با فرمان عقب گردشان ملت نیز گوش به فرمان آنها بدهند؟
پنج- نقشه و تاکتیک تیم در جهت پیروزی و رضایت طرفداران باشد: آیا این فرمان عقب گرد با هلهله و شادمانی هواداران (فرضی) روبرو شد یا با لعن و نفرین مضاعف؟ و آیا اصولا اصلاح طلبان از چنان قدرتی برخوردار هستند که بتوانند بر دولت فشار بیاورند؟
بهنود نمیگوید که نتیجه بازی باخته را در دقیقه نود چگونه می توان تغییر داد، نمیگوید که اصلا تکلیف چیست اگر مردم به خانه بازگردند و اصلاح طلبان عقب نشینی تاکتیکی بکنند، بعد چه میشود؟ اما می توان حدس زد که او هم مثل جامی دلبسته سه سال و نیم دیگر است که باز مردم را پای صندوق رای بکشانند و این نظام اسلامی پابرجا بماند، اما بهنود بار دیگر وعده می دهد که عمر این دولت به سه ماه نیز نخواهد کشید!
تحلیل گران و روزنامه نگاران اصلاح طلب پیش از انتخابات می گفتند که اصلاح طلبان قطعا برنده خواهند شد و صدای کسانی را که می گفتند انتخابات در این رژیم معنایی ندارد و محال است خامنه ای – احمدی نژاد تن به شکست بدهند خفه کردند، پس از انتخابات می گفتند که نهادهای قانونی و فشار اصلاح طلبان سبب ابطال نتایج میشود، حال آنکه در روزهای نخست که میلیونها تن در خیابانهای تهران به خروش آمدند اصلاحطلبان خود مبهوت مانده بودند که چه بکنند و اصلا چه میخواهند تا آنکه با دستور قتل عام مردم در سی خرداد توسط خامنهای، کار بالا گرفت و باز از اصلاح طلبان هیچ رهنمودی صادر نشد که راه دستیابی به همین خواسته حداقلی یعنی برگزاری مجدد انتخابات چیست؟
مشکل بهنود و سایر تحلیل گران اصلاح طلب این است که همه چیز را در ظرف حاکمیت موجود میبینند، یعنی اصولا به جای تحلیل جامعه شناختی به تعبیرخواب حاکمان میل دارند و این البته بسته به آن است که دولتمرد سابق یا فعلی مربوطه شام چه خورده باشد و آیا رو دل کرده باشد یا خیر!
اکنون بهنود میگوید دولت در سه ماه سقوط خواهد کرد.
آقای بهنود، بسیار خوب، پاس به عقب یار شما قبول، اکنون که دقیقه نود بازی است ، تیم شما کی قصد حمله به دروازه حریف را دارد؟
با ممد بوقی نمیتوان به خامنهای گل زد (میشود شلوغش کرد البته و برای جوگیرها قصه یوسف و زلیخا نوشت!) ، اما پرویز قلیچ خانی و یک تیم ملی می خواهد که نا بازیکن نداشته باشد!
Subscribe to comments feed نظرات (12 نوشته شد):
بقول آیدین آغداشلو:
در دورهی من روزنامهنگاری مترادف بود با بیسوادی، کلیگویی، پرتگویی. نمونهی زندهاش هم که تا امروز به کارش ادامه داده، دوست بسیار عزیز و نازنین من مسعود بهنود است. هر چه که در بارهی تاریخ نوشته، به عنوان یک روزنامهنگار، جای چون و چرا دارد. یک کتاب نوشت به نام ” از سید ضیاء تا بختیار” در بارهی نخست وزیرهای ایران که هر کسی مقاله ای در بارهاش نوشت، پنجاه تا غلط از بهنود گرفت. همچنان در حال نوشتن است. احساساتی مینویسد. نثر زیبایی… داشت، حالا دیگر ندارد. بهنود عادت کرده بود و همچنان این عادت را دارد که بیمسئولیت و ول بنویسد. به این که فکر کند روزنامه یک روز میماند و اگر چیزی هم غلط بود اشکالی ندارد... بهنود فکر میکند چون سن و سالی به هم زده، پس حرفهایی که میزند، فینفسه حرفهای قابل قبولیست. یک روزنامهنگار خوب تا ۹۰ سالگی هم که بنویسد، باز هم باید برای حرف خودش حجت بیاورد
اما چند سوال دارم:
۱) اگر امثال کروبی و موسوی نقش محوری ندارند (حالا خوب یا بد)، چرا به اصطلاح عقب نشینی ایشون باعث عصبانیت جماعتی شده که از ۲ روز پیش مینوسیند و مصاحبه میکنند و بیانیه میدهند که جنبش رهبری نداره، یا اگر داره کروبی و موسوی لیاقت رهبری جنبش رو ندارند. اگر این آقایون تاثیر آنچنانی ندارند پس دلیل این همه پریشان حالی شما چیه؟
۲) من در مورد اینکه حرکت آقای کروبی چقدر حساب شده و موثر هست نظری ندارم، اما اگر قبول داریم جنبش سبز یک جنبش تعقل گراست پس باید قبول کنیم که همیشه نباید با سر به دل ماجرا حمله ور بشیم و به همه شاخ بزنیم، بعضی وقتها راه های دیگری هم وجود داره
۳) نمیدانم چرا وقتی کروبی قضیه تجاوزها را مطرح کرد قهرمان بود، وقتی مورد حمله قرار گرفت شیخ شجاع بود، ولی در اثر یک جمله به خائن تبدیل شد. به نظر شما این از عمق تعقل گرایی و صبر و حوصله جنبش سبز منتج میشود؟
۵) اینکه جنبش سعی میکنه از درون خودش رو نقد بکنه بسیار خوبه، امیدوارم همه تحمل نظر مخالف رو داشته باشیم
-نام واقعی امید حبیبی نیا چیست؟
۱-احمد خاتمی
۲-محمد یزدی
۳-حسین شریعتمداری
۴-امید حبیبی نیا
-با توجه به مقاله های ارزنده ای که از ایشان می خوانید راه حلهایی که برایمان باقی مانده چیست؟
۱-با سرعت برانیم و به ته دره برویم
۲-ابتدا خاتمی و کروبی را خفه کرده بعد با سرعت برانیم و به ته دره برویم
۳-ابتدا ایران را منفجر کرده بعد خاتمی و کروبی را خفه کرده سر آخر با سرعت برانیم و به ته دره برویم
۴-هر سه گزینه فوق صحیح است
-با توجه به اینکه از دید حبیبی نیا چون زنان نمی توانند مرد باشند و طبیعتاً خیلی افتضاح است که کاپیتان تیم باشند،سایر دیدگاه های وی چیست؟
1-دیه زن نصف دیه مرد است
2-زنی که آشپزی بلد نباشد به درد لای جرز می خورد
3-تعدد زوجات حق مسلم ماست
4-وجود زن در کابینه دولت به منظور رعایت ادب و اخلاق از سوی مردان موجود در کابینه الزامی است
بار دیگر، دو جوان که میتوانستند در اینده کشورمان نقش مثبتی بازی کنند، قربانی تفکرات متحجرانه و بازی های سیاسی این جناح و ان جناح شدند،
،،،هم اکنون صدای مردم به ستوه امده مردم را از پشت بامهای تهران میشنوم که با بانگ الله و اکبر فریاد خود را بلند کرده اند این صدا را از طریق رادیوی اقای قائم مقامی در المان دریافت میکنم....
میدانم که از فرنگستان نمیشود برای مردم در ایران نسخه پیچید ولی حق حرف زدن را از ما نمیتوانند بگیرند، من از طرف انهائی حرف میزنم که نه حزب دارند و نه روزنامه، از طرف کسانی که هم سبزند و هم سپید و هم سرخ، ما خواهان ایرانی هستیم که مجاهد، سلطنت طلب، توده ای خائن،حزب اللهی، جمهوری خواه،،، کرد و بلوچ، اذری و فارس،،،مسیحی و سنی، شیعه و بهائی و زرتشتی و همه و همه حق زندگی کردن و ابراز عقیده در ایران را داشته باشند و در کنار هم فردای فرزندان خود را بدون اعدام و سنگسار، بدون فقر و اعتیاد و فحشا و جهالت بسازند.
البته هستند گروهی از نخبگان رژیم که اقای مسعود بهنود یکی از انهاست، امثال نوری زاده ها و سازگارها و گنجی ها که با درک به اتمام رسیدن تاریخ مصرف جمهوری اسلامی، در راه بستن نطفه جمهوری اسلامی شماره ۲ گام بر میدارند و بسیار موذیانه خود را با اپوزیسیون خارج کشور همس کرده ولی حرف های خودشان را میزنند، با خواندن نظرات اقای امید حبیبی نیا و نظرات پایانی باید بگویم ،،، اقایون دمتون گرم به این راه ادمه بدید،، محمدرضا علىزمانى و آرش رحمانىپور روحشان شاد
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید