خطرهایی که جنبش سبز را تهدید میکنند (۷)
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
اکنون، خطر "انقلاب" بر جنبش سبز سایه افکنده است و او را تهدید میکند. این که محافظه کاران جنبش سبز را بانی ِ تغییر و اصلاح میدانند و دشمن اویند، طبیعی است. اما همراهی و هم زبانی "ضد انقلابها" با آنان خطر اصلی است. طرفه آن که، این بار یارانی از جنبش سبز، طالب و بانی انقلاباند که خود به چوب انقلاب و ضد انقلاب از کشور خود رانده شدهاند و در آرزوی خاک وطن لحظه شماری میکنن. ضد انقلابهایی که به هر بهانهای، بر اصلاح و اصلاح طلبی میشورند و انقلابی میشوند ! و از ادبیات انقلاب استفاده میکنند.
انقلاب و ضد انقلاب
"انقلاب" و "اصلاح" اگر چه هر دو بانی تغییراند اما در روش دیگراند و این دیگرگونی، در ادبیات سیاسی و تاریخ سیاست، غالبتر و رایجتر است، تا جایی که مشهورترین واژهای که تعبیر مخالف و متضاد ِ انقلاب را القاء میکند ، اصلاج است .
اگر چه واژهی انقلاب در انقلاب مشروطه به ادبیات ایران اسلامی وارد شده بود، اما اصطلاح "انقلاب اسلامی" مولود ادبیات مارکسیستی و فضای مذهبی سالیان آخر حکومت پهلوی بود و آیتالله خمینی هم به حق "بنیان گذار انقلاب اسلامی."
بهمن پنجاه و هفت، پیروزی "انقلاب اسلامی" و تداوم روحیه و رفتار انقلابی، منجر به تاسیس نهادهای انقلابی شد، تا "دولت قانون" بسر آید و این بار مولود نا مشروع و واژهی نا مبارک "ضد انقلاب" به دنیا بیاید و فرزندان عدالت خواه و آزادی ندیدهی ایران زمین، را قربانی بگیرد. اعدام، ترور، فرار و زندان رسم انقلاب بود، سهم فرزندان انقلاب شد، و واژهی موهوم و بی معنی "ضد انقلاب"، توجیه گرِ ذهن و زبان و رفتار. عذر بدتر از گناه.
جایی خواندهام که مرحوم بختیار در مصاحبهای گفته است: انقلاب تنها وسیلهی ضد انقلاب و سرکوبی مردم است. شاید مخالفت آن مرحوم را با انقلاب، بتوان به حساب شخصی گذاشت، اما واقعیت نهفته در گفتار او را نمیتوان انکار کرد. مگر مرحوم بازرگان هم ننالیده بود: باران میخواستیم، سیل آمد و بزرگی نگفته بود: ما اگرچه آزادیم ، اما وارث استبدادیم ...
هشدارها فریادها و بزرگها و بزرگیها، میان غوغای انقلاب و ضد انقلاب و جنگ گم شدند. سالها لازم بود و خونها، تا "اصلاحات" علیه گفتمان انقلاب و ضد انقلاب بشورد و "اصلاح"، ذهن و زبانمان را از استبداد بشوید. اصلاحات خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود و باز هم تحمل سالها استبداد تا مبارزهی مسالمت آمیز را بیاموزیم و جنبش سبز بیاید .
اکنون، خطر "انقلاب" بر جنبش سبز سایه افکنده است و او را تهدید میکند. این که محافظه کاران جنبش سبز را بانی ِ تغییر و اصلاح میدانند و دشمن اویند، طبیعی است. اما همراهی و هم زبانی "ضد انقلابها" با آنان خطر اصلی است. طرفه آن که، این بار یارانی از جنبش سبز، طالب و بانی انقلاباند که خود به چوب انقلاب و ضد انقلاب از کشور خود رانده شدهاند و در آرزوی خاک وطن لحظه شماری میکنن. ضد انقلابهایی که به هر بهانهای، بر اصلاح و اصلاح طلبی میشورند و انقلابی میشوند ! و از ادبیات انقلاب استفاده میکنند.
تمام استدلالهای له و علیه انقلاب به کنار، حافظه ی تاریخی ما هشدار میدهد نباید اجازه داد این واژهها تکرار شود. تکرار انقلاب، تکرار تاریخ و تکرار ضد انقلاب است. راهی نیست، "ضد انقلاب" را باور نکنیم.
پی نوشت : توضیح واضحات است که در سرتاسر این نوشته "مفاهیم" نکوهش شدهاند نه اشخاص و گروهها.
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
روانشاد شهید دکتر بختیار و هر آنکه سواد داشت و خرد و وجدان خود را بکار گرفت اینرا در یافته بود.
امروز ما برای اولین بار در تاریخ ایران ملتی داریم که اکثر آن با سواد هستند و انقلابی که در پیش است انقلابی واقعی و پیشرو خواهد بود.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید