اصلاحات؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
من نمیتوانم باور کنم چطور میتوان اصلاحات را در وجود کسانی جستجو کرد که سازش بر سر منافع حکومتی را بر خواست مردم ارجح میدانند. شما ممکن است طرفدار هر کسی باشید. ممکن است مطمئن باشید که اگر میرحسین امروز رئیس جمهوری بود، خوشبخت خوشبخت بودید. ممکن است خیال کنید، اگر در سال ۱۳۸۴، به جای احمدینژاد، قالیباف بالا میآمد، امروز وضعمان خیلی بهتر بود... من البته حق دارم با شما مخالف باشم. مخالفت، حق من است. مخالفت نیز حق شماست. کسی شما را مجبور نمیکند تابع یک دیدگاه باشید. مگر باید گمان کنیم تحت «ولایت» بودن این یا آن سیاستمدار، همه مشکلات را حل میکند؟ آیا پیروی کورکورانه از این یا آن نشانه رشد ماست؟ ما در دوران شبکههای اجتماعی آنلاین نفس میکشیم. در این شبکهها، میتوان دید خواست گروههای مختلف چیست، بحث کرد، ایراد گرفت، قهر کرد...اما آدم حس میکند جزو گروه بزرگی است که نگاهی عمیقتر به مسائل دارد. دردمند است. به دنبال راه حل است. طبیعتا سیاستمداران علاوه بر حضور خود، حقوقبگیران خود را نیز در این شبکهها فعال میکنند. چه ایرادی دارد؟
امروز با یکی از '۵ تن آل عطا' حرف میزدم. شاکی بود از کاریکاتورم...میگفت مرد حسابی! چرا ماجرا را نپرسیدی؟ گفتم میخواستم حالت را بگیرم! چرا پشت سر کسانی رفتی که دارند همان تعاریف عقب افتاده را دوباره با پوششی شیرین به خوردمان میدهند؟ بحث شیرینی بود...ولی با وجود اختلاف نگاه، خیلی راحت با هم حرف زدیم، خیلی راحت از هم انتقاد کردیم، به کسی هم بر نخورد. آیا شما میتوانید تحمل کنید از رهبرتان یا فرد مورد علاقهتان انتقاد شود و با انتقاد کننده خیلی ساده، بدون اینکه تحت تاثیر کسی باشید حرف بزنید؟
تعارف ندارد. ما ملتی در حال تکامل هستیم. میخواهیم زود نتیجهگیری کنیم. میخواهیم روی هر چیزی برچسب بچسبانیم. میخواهیم هر کسی با ما نیست را محکوم به شکست کنیم یا عامل شکست خودمان بدانیم...
آیا از خودمان پرسیدهایم که علت شکستهای پیدر پی اصلاحطلبان چیست؟ چرا هر دفعه ضربههایی که میخورند بر تجربهشان نمیافزاید؟ چرا زخمها التیام نمییابد؟
داشتم به این فکر میکردم که بالاخره آیا از دل این شبکههای جوان، رهبرانی بیرون میآیند که قدیمیترهای مصلحتاندیش محافظهکار را عقب بزنند؟
وقتی در اواخر دهه هفتاد، بحث عبور از خاتمی مطرح شد، دوستان تحملشان را از دست دادند...مگر میشود از خاتمی هم عبور کرد؟ چرا نمیتوان عبور کرد؟ مگر مجبور کردن رئیس دولتی که نامش دولت «اصلاحات» است، به کار کردن بهتر متناسب با نیازهای جامعه جوان ایرانی، ایرادی دارد؟ وقتی رئیس این دولت نمیتواند از پس ماموران اطلاعاتی برآید، نمیتواند مشکل کوی دانشگاه را حل کند، نمیتواند از حقوق رای دهندگان در مجلس ششم دفاع کند، و در مقابل رهبری همیشه کوتاه میآید، آیا باید در او ترمز کرد و متناسب با ضعفهای او جامعه را تعریف کرد؟
انسانها مختارند. شما میتوانید به رهبرانتان فشار بیاورید که متناسب با نیازهای شما پیش بروند، و میتوانید نیازهایتان را سرکوب کنید تا این رهبران خودشان را به حداقلهای مورد نیاز ۱۰ سال پیش شما برسانند.
من طرفدار اختیارم! هیچ ایرادی ندارد که اکثریتی طرفدار از میان رفتن جنبشی بشوند که من عاشقانه دنبالش میکنم. اگر این اکثریت، آینده خود را در دست گروهی میبیند که سازش توی خونشان است، بعد هم هزار و یک توجیه میکنند تا از تک و تا نیافتند، خب چرا من باید آیندهام را تابع رهبرانی کنم که به نظر من به درد ۵۰ سال پیش مملکت من هم نمیخورند؟
اما مرور مطالب مستقل در شبکههای اجتماعی، به من نشان میدهد که روز به روز، جمعیت کسانی که تحت تاثیر قرار نمیگیرند بیشتر و بیشتر میشود.
به نظر من، اصلاحات زمانی شکل میگیرد که استقلال فکری شکل بگیرد. زمانی که تابع "مراجع" کت و شلواری یا "دینگرایان قدرتطلب" قرار نگیریم.
من در به در دنبال چنین اصلاحاتی هستم...شما آدرسش را دارید؟
Subscribe to comments feed نظرات (16 نوشته شد):
این که حرف نزنم دلیل بر روشنفکری و سطح بالای فهم من نیست، باید بحث کرد، باید نظر داد تا حرفها و ایده ها صیقل یابند.
خیلی مخلصیم
در تمام این سالها، با این همه ادعای "بیطرفی حرفه ای" که داری، تو یکی از اصلی ترین عوامل تخریب شخصیت های اصلاح طلب بودی. از "افشاگری هات" گرفته، تا کارتون هات، تا خاطره نویسی هات، همه فقط و فقط در جهت تضعیف جنبش اصلاحات و چهره های شاخصش بود (در حالی که دائم با توجیهات بی ربط از انتقاد به رهبر و سایر راستی ها فرار می کردی).
هیچ کس مثل شما روزنامه نگارهای "پشیمان" از جریان اصلاحات - که اتفاقا به برکت خاتمی هم اسم و رسم در کرده بودید - به دوست خنجر نزد و در هر فرصت به تیم خودی گل نزد! تو هم از همه اینها بدتر بودی. از انتخابات ۱۳۸۴ گرفته، که شب تا صبح به تخریب دکتر معین پرداختی، تا انتخابات 1388 که با تخریب میرحسین شروع کردی تا همین الان که باز کمپین به لجن کشیدن جنبش سبز رو کلید زدی. من نمیدونم کینه شخصی رو به عرصه عمومی کشوندن، کجاش اسمش "روزنامه نگاری حرفه ای"ه، که انقدر ادعاش رو داری.
مطلب جالبی نوشتید
احترام به زحمات و ایستادگی نمادها (نه رهبران) متکثر حرکت مردمی و دوری از داوریهای شتابزده در مورد آنان سر جای خود بر همه ما واجب است ولی دنیا دیگر تغییر کرده و به یمن همین تغییر است که در هر مکانی دوربینی در کمین برای ثبت بزهکاریهای این جماعت است و از همین رو انتظار پیروی کور از مردم داشتن جفایی مظاعف در حقشان است.
با دانستن و نقادی و بحث و جدل محترمانه هست که عیار مدعیان تا حدودی آشکار می شود و گر نه همه می توانند ادعای رهبری دنیا را کنند ( در حالی که از با لا کشیدن شلوار مربوطه عاجز هستند!)
اگر سی سال دیگر با این نظام ملوس سر کنیم شاید بهتر از دادن زمام امور به دست آدمهایی باشد که نا شناخته می آیند و با چراغ خاموش گوی را میربایند.تکلیف کسانی هم که قانون کهنه را شکلات پیچ می کنند و می خواهند یکبار دیگر به خورد مردم بدهند که به اندازه کافی روشن هست.
موفق باشید
م. ایرانی
نیک آهنگ نازنین این که کسی بگوید در انتخابات تقلب شده اما چون رهبری تنفیذ کرده ایشون رئیس دولت هستند معنیش چیست؟؟؟
ما چه بخواهیم چه نخواهیم احمدی نزاد چه مشروع چه نا مشروع رئیس دولت است و مسئول اداره فعلی کشور...
اصلاحات میتواند ما را به دموکراسی برساند به شرطی که انقلابی عمل کند...
نظر من در رابطه با کارتونی که از آقای کروبی کشیدید هستش اما چون روز آنلاین امکان ارایه نظر رو نداشت ترجیح دادم اینجا نظرم رو بگم که بخونید.
کلا یک مقدار عجول هستید. بهتر نبود در مورد آقای کروبی یک مقدار صبر میکردید و بعد اون کارتون رو میکشیدید؟ به نظرتون حمایت هایی که تو این چند وقته از جنبش کرد ارزشو اینو نداشت که ۲۴ ساعت تحمل کنید و بعد ...
آیا اگه هرکدوم از ما در موقعیت کروبی بودیم تا همینجا میموندم؟
آقای کوثر، من از خیلی از کارتون هاتون خوشم میاد اما بعضی وقت ها به کاهدون میزنید.
اینرو هم بگم که من شخصن با عقیده شما مخالف نیستم اما هر چیز زمانی و هر نکته مکانی دارد. فعلن بیخیال کروبی و موسوی شو، لطفآ.
مسئله اینه که با هر قرصی هم که رفته باشی فضا باید تا حالا دیگه برگشته باشی (؛
رطب خورده منع رطب چون کند؟
مره آقا جان !!! حالا هی شلاق بزن بگو برو برو !!!
شاید هم بدانند ؟ یا سودشان تو این نظامه یا اینقدر ضعیف هستن که نمیتونن با واقیعت رو برو بشن .
من از این خوشحالم که نیک آهنگ رو در کنارمون داریم و کاراش مانند موشک های کروز میمونه در جنگ بر ضد جهل و نادانی و عوام فریبی.
باید اتمی بشیم نیک آهنگ !!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید