نامه خاتمی به خامنهای: دروغهای حقیقی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
نیازی به تکذیب و تائید نیست، اصلاح طلبان پس از بیانیههای موسوی و کروبی و پشتیبانهای خارج از کشوری شان نشان دادند که «از کوزه همان برون تراود که در اوست!»
نسل جوانی که سابقهای از دوران حاکمیت اصلاحطلبان در دوران خمینی (که هنوز گاه در وبلاگهایشان او را امام خمینی و اصلاحطلبان را بزرگان میخوانند!) ندارند در دوران نمایش انتخابات با گردن نهادن به «انتخاب میان بد و بدتر» بدل به سیاهی لشگر «نمایش انتخابات» احمدی نژاد- خامنهای شدند، بسیاری از این نسل جوان پس از تجربه این نمایش و هنگامی که با گلوله به اعتراض آنها پاسخ دادند به ماهیت جمهوری اسلامی و پایان یافتن مشروعیت سرتاپای نظام دیکتاتوری مذهبی پی بردند و شعار سرنگونی آن را سر دادند، منتظر اصلاحطلبان که در پی دریافت مجوز راهپیمایی از دولتی که خود آن را کودتاگر میخواندند نماندند به خیابان آمدند، قهرمانانه مبارزه کردند و راه خود را از اصلاح طلبانی که سابقهای جز جنایت، سرکوب، تحمیق و در بهترین حالت بی لیاقتی و بی کفایتی نداشتند، جدا کردند.
اصلاح طلبان بلافاصله اکثریت مردم را «اغتشاشگر و ساختارشکن» خواندند و بارها تاکید کردند که جز حرکت در کف موازین جمهوری اسلامی خواسته دیگری ندارند، در این میان هواداران متعصب اصلاح طلبان در خارج از کشور که اغلب سابقه فعالیت سیاسی یا حرفهای چندانی ندارند و یا اگر دارند اغلب حول و حوش نیروهایی چون حزب توده، اکثریت و طیف ایی از سلطنت طلبان گشته اند، همچنان تمایل دارند با بتهایی که برای خود در زمان نمایش انتخابات ساختهاند، وفادار بمانند (۱)
اصلاح طلبان در این میان تنها به باقی ماندن میاندیشند زیرا برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی یک جناح دیگری را بطور کامل از صحنه سیاست بیرون رانده است، در زمان حاکمیت اصلاح طلبان در دروان خمینی که مجری تمام کشتارها و مصائب مردم در دهه شصت و تحت حمایت کامل خمینی بودند، جناح محافظه کار با وجود آنکه دستش از دولت کوتاه بود ولی هنوز خامنه ای را به عنوان رئیس جمهور نمایشی در صفحه شطرنج داشت و این جا و آنجا نیز در قوه قضائیه، مقننه و شورای نگهبان هم نمایندگانی داشت. (۲)
اما اکنون اصلاحطلبان برای سهم خود از قدرت چانه نمیزنند بلکه برای زنده ماندن در عرصه سیاست دل نگران هستند. آنها به خوبی میدانند که اگر احمدی نژاد در مسند قدرت باقی بماند و موفق بشود جنبش مردم را سرکوب کند هیچ شانسی در انتخابات بعدی ندارند اما ترجیح میدهند با احمدی نژاد سازش کنند تا آنکه از وحشت یک انقلاب بر خود بلرزند زیرا در آن صورت مردم تفاوتی در برخورد بین دولتمردان فعلی و قبلی برای رسیدگی به پرونده جنایت ها، خیانتها و چپاول ثروت ملی نمیبینند.
از همین روست که این روزها رفت و آمدها بین خانه های اصلاح طلبان در شمال شهر با بیت رهبری در مرکز شهر، خانه ناطق نوری و برخی از دولتمردان شمیران نشین شدت یافته است و این روزها بنزهای ضد گلوله سیاه با کاروان محافظان در شمال شهر بین خانههای مجلل اصلاح طلبان و محافظه کاران در حال ویراژ دادن هستند تا از پس این نشستهای شبانه روزی مواضع همگی شفاف و مجلس آشتی کنان علنی برقرار و دل رهبر را شاد کنند.
در این میان برخی از سایت ها خبر میدهند که در نامه خاتمی به خامنهای تصریح شده است که اصلاح طلبان دولت محمود احمدی نژاد را به رسمیت شناخته و هیچ گاه نیز درصدد تضعیف آن نبودهاند.
برخی از سایتهای جناح مقابل در خبری که بعدا آن را تغییر دادند یا حذف کردند از قول خاتمی نوشتند که رفسنجانی باید نقش میانجی را در این مجلس آشتی کنان ایفاء کند، لابد پس از آن قرار است «بزرگان» یعنی خاتمی، موسوی و کروبی به همراه احمدینژاد در حضور رهبر روی یکدیگر را ببوسند و پشت رهبر به اقامه نماز پرداخته و در ضیافت شام رهبر آبگوشت بزباش بخورند و بگویند و بخندند!
جرس سایت مذهبی اصلاح طلبان مستقر در ایالات متحده پیش از این در باره نامه محرمانه نخست خاتمی به خامنهای به نقل از سایت آینده نوشته بود: «خاتمی همچنین در این دیدار نسبت به هزینه كردن از رهبری برای حل مسایل و مشكلات جزئی ابراز نگرانی كرده است و تأكید نموده كه باید شأن رهبر انقلاب در مدیریت كلان و عالی كشور حفظ گردد.»
بنابراین به اعتقاد خاتمی که «بزرگ» اصلاح طلبان محسوب میشود، همچنان باید شان رهبری که دستور تیراندازی به مردم در روز سی خرداد را صادر میکند و مردم در خیابان فریاد میزنند «خامنهای قاتله ولایتش باطله» حفظ شود! (۳)
این نامه نگاری پیش از برائت نامه های موسوی و کروبی از نامشروع خواندن دولت احمدی نژاد نوشته است و لحن آن این چنین سازش طلبانه بوده است، لابد در نامه محرمانه دوم خاتمی مراتب خضوع و خشوع بیشتری ابراز داشته است.
بهر روی آنچنان که از فحوای کلام اصلاح طلبان و عقبه متصل به آنها در خارج از کشور برمی آید، چاره کار فرار از مرگ سیاسی همکاری با دولت احمدی نژاد برای سرکوب مردم در وحشت یک انقلاب است که بنیان جمهوری اسلامی را واژگون خواهد ساخت.
غمزههای بلندگوهای دولت در نماز جمعه و صدا و سیما برای آنکه اصلاح طلبان را بار دیگر به آغوش رهبری بازگردانند نیز در همین راستاست، زیرا حاکمیت که امروز از یک تظاهرات پنج هزار نفری در خیابانهای مرکزی تهران به خود میلرزد در وحشت از تکرار یک تظاهرات چند صدهزار نفری دچار سرگیجه شده است.
دستگاه های امنیتی و نظامی رژیم پس از هفت ماه با وجود حداقل دو سال تمرین نظامی و پلیسی در مرز فروپاشی قرار گرفته اند و تاب و توان مقابله با تظاهرکنندگان حتی به مدت یک ماه را هم ندارند، هر روز که میگذرد تعداد بیشتری از نظامیان و ماموران پلیس خود را از وحشت رو در رویی با مردم رها میکنند، نیروهای امنیتی از انگیزه و قدرت مقابله با یک جمعیت کوچک تظاهرکننده سازمان یافته که چند روز پیاپی خیابانهای مرکزی پایتخت را به کنترل خود درآورند برخوردار نیستند، زنداننها پر از زندانی است، انواع سلاحها خودروهای ضد شورش و نیروهای جدید وارد صحنه شدهاند ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که این تمهیدات سبب شود که مردمی که در نبرد خیابانی ترسشان را از دست دادهاند بار دیگر به خیابان نیایند.
بنابراین برای نخستین بار در وحشت از انقلاب، جناح حاکم نیز متوجه شده است که به کمک اصلاحطلبان برای سرکوب کامل جنبش نیاز دارد، میتوان وعده سه سال و نیم دیگر را داد و «نمایشی» دیگر، شورای نگهبان صلاحیت چهار نفر را تائید میکند مثلا لاریجانی، قالیباف، داوودی و محسن رضایی و باز روز از نو و روزی از نو، تازه می توان اصلاح طلبان را به دولت ائتلافی با قالیباف هم دلخوش کرد.
پس رای این وبلاگ نویس های اصلاح طلب خارج نشین که رفتند به سفارتخانه ها و رای دادند کو؟، «بزرگ» خاتمی میگوید: «لطفا سه سال و نیم دیگر برگردید به سفارت و رای بدهید، به حرفش گوش بدهید و صبر کنید! چیز مهمی نبود یک اختلاف خانوادگی بود به میمنت و مبارکی حل شد، چند نفری هم کشته شدند، چند نفری آواره، چند نفر آزار دیدند و عده ای از برادران هم که اسامی شان معلوم نیست شهید شدند، بسیار خب برگردیم سر خانه و زندگی مان:بازی تمام شد!»
به گمان من اما اکنون بهترین فرصت برای برهم زدن این بازی سی ساله است تا بساط بازی و همه بازیگران سی سالهاش برچیده شود، باید روزگاری تازه بسازیم که لایق ماست، باید کابوس سرنگونی هر دو جناح غالب و مغلوب را به واقعیت بدل ساخت تا یک بار برای همیشه دیکتاتوری از کتاب تاریخ ما حذف شود.
پانویسها:
۱- در چند هفته اخیر (با کمال افتخار) سه وبلاگ نویس جدید به فحاشان قدیمی (کیهان، اکثریت، مجاهدین خلق، سلطنت طلبان و ...) نگارنده افزوده شده است یک وبلاگ نویس ساکن اسکاندیناوی معتقد است من حق ندارم در باره موضوعات مربوط به زنان، حقوق بشر و یا جایزه نوبل مطلب بنویسم (گویا سرقفلی دارد!)، یک وبلاگ نویس مستقر در خارچ از کشور که برای نجات او در زمان بازداشت ش شخصا نامه نگاریها و ملاقات های بسیاری انجام دادم نیز معتقد است که انتقادات من به اصلاح طلبان چون سبب خوشایند کیهان میشود در نتیجه بهتر است که کسی مرا ساکت کند! (احتمالا منظورش همان برادران گمنام است!)
وبلاگ نویس سوم نیز معتقد است چون من قبلا چپ بودهام و اکنون نیستم بهتر است تکلیف خود را با امپریالیسم روشن کنم و در هر مقالهام توضیح بدهم که آیا هنوز ضد امپریالیست هستم یا خیر! (لابد آدم یا باید نوکر امپریالست باشد و یا ضد امپریالست و اگر ضد امپریالست بود هم در هر مقاله بیربط یا باربط حداقل یک پاراگراف کامل فحش ناموسی به امپریالیسم بدهد!)
البته این دوستان همگی اعتقادات خود را بصورت فحش و ناسزا مینویسند!
۲- در قانون اساسی اولیه جمهوری اسلامی قدرت اصلی دولت در دست نخست وزیر بود و پست ریاست جمهوری تقریبا تشریفاتی بود، بنی صدر بارها از این موضوع انتقاد کرد و گله کرده بود که رئیس جمهور ماشین امضاء نیست با این حال خامنه ای جز درگیریهای حزبی با موسوی در مورد محدودیت اختیارات رئیس جمهوری جرات اعتراض در حالی که موسوی تحت حمایت کامل خمینی بود را نداشت، پس از ریاست جمهوری رفسنجانی قانون اساسی اصلاح، پست نخست وزیری حذف و اختیارات نخست وزیر به رئیس جمهور واگذار شد.
۳- جرس، ۲۹ آذر۱۳۸۸
Subscribe to comments feed نظرات (37 نوشته شد):
خوب دوستان بهتره از این نوشته استفاده کنیم و بحثی روش بشه
فقط یه مشکلی که هست یه جاهایی از مطلب نوشته شده بدون مدرک بیان شده
وقتی عملکرد شما و همفکرانتان را در طول سی سال اخیر میبینیم گاهی این شبه ایجاد میشود که علیرغم موضع گیری ها وشعار های تند ورادیکال صادر شده از طرف شما، هرگاه رژیم به معظل برخورد کرده شما با اتخاذ مواضع تفرقه انگیز و القاء تفکرات تخریبی کمک موثری برای بیرون رفت رژیم از بحران کرده ایید!
البته قصد مقابله به مثل و ایراد اتهام علیه شما نیستم و موارد ذکر شده فقط عنوان شبه را دارد، امیدوارم با دوری کردن از مواصع تفرقه انگیز و تخریبی قلمتان را در خدمت جنبش مردم ایران بکار گیرید، و بدانید دست ما به سوی هر کس اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب دراز است و حاضریم برای آزادی خودمان و بازگشت شما به خیابان برویم و همه خطری را به جان بخریم و اگز در ایران آزاد فردا مردم به عقیده شما رای دادند به عقاید شما تمکین کنیم
جنبش راه سبز (جرس): مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی درباره سخنان امروز دبیرکل اعتماد ملی توضیحاتی ارائه داد.
وی در گفتگو با خبرنگار جرس گفت: من با آقای کروبی صحبت کردم و ایشان گفتند که امروز آقای ابوترابی فرد حرف هایی زدند که با واقعیت منطبق نبود و من بدون دعوت پشت تریبون رفتم و توضیح دادم که آقای ابوترابی فرد در جریان مسائل نیست و همه کارهایی که بعد از انتخابات انجام گرفته ، برای ماست مالی کردن قضیه تقلب در انتخابات بوده است.
به گفته واحدی، دبیرکل اعتماد ملی ، سپس نمونه هایی از تقلب و دخل و تصرف در انتخابات را بیان کرده و به نقل قولی از آیت الله العظمی منتظری پرداخته که به نقل از یکی از افراد امین خود گفته بود در یک صندوق که رای کروبی 92 بود تنها یک رای اعلام کردند.
براساس گفته واحدی، مهدی کروبی توضیح داده است: پس از اتمام کنگره در حال خروج بودم که تعدادی از خبرنگاران ، سوالاتی از من پرسیدند و من در پاسخ به انها گفتم که پس از تنفیذ، دولت فعلی دولت مستقر کشور است و وظیفه دارد کارهای مردم را انجام دهد و پاسخگو باشد.
کروبی در توضیح این سخنان خود گفت : در همان مصاحبه بر این نکته تاکید کردم که تقلب های گسترده درانتخابات صورت گرفته و من برهمه مواضع انتخاباتی خود و اعتراضات خود ایستادگی کرده و می کنم و بیدی هم نیستم که با تهدیدها و فحاشی ها و هتاکی ها عقب نشینی کنم اما مردم مسائل روزمره ای دارند که دولت مستقر باید آنها را حل کند و دولت فعلی پس از تنفیذ، دولت مستقر کشور است و باید پاسخگوی مشکلات مردم باشد.
دبیرکل حزب اعتماد ملی، تصریح کرد: همین امروز در مصاحبه با یک روزنامه انگلیسی، گفتم مطمئن باشید دولت احمدی نژاد چهار سال نخواهد ماند.
به گفته مجتبی واحدی، سخن آخر کروبی این بود: حرف من همان حرف ملت است که رای ما کجاست؟
براستی چه کسی از این آب ماهی میگیرد!! به جز سرخوردگانی که آرزوی قیمی جنبش سبز نسل جوان و خردورز ایرانزمین را دارد مانند شاهزاده=امامزاده و سایر تفکرات پوسیده !!!
این ملتست که فقط شاه , رهبر, پیشوا است!!!
درخت سبز، ازدیدگاه ایرانیان، «خود رو» هست ، یعنی اصالت دارد، و بیان خود جوشی و اصالت انسانست!!!
تصویرانسان درفرهنگ ایران، درخت سرو همیشه سبزاست!!!!
که نماد سرافرازی فطرت ادمیست!!!!
درخت همیشه سبز درگیتی، برترین نماد سکولاریته میباشد
باید درفش درخت سرو سبز همه جا افراشته شود، چون سبزکه درفرهگ ایران، بیان تازه شوی همیشه زندگی درگیتی بوده است
از پدر فلسفه سکولاريسم ايرانزمين, پرفسور منوچهر جمالي سپاسگزاريم !!!
جنبش تحولخواه سکولار
http://www.jamali.info/index.php
در عصر مدرنيته براي دستيابي به حقوق حقهمان اينبار نه از طريق سپردن سرنوشت خويش بدست احزاب تزديک به تفکر جنبشها و سنديکاهاي فراايدئولوژي , بلکه خود تفکر بايد حاکميت را بدست گيرند !!!!!! جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي نمايندگان سياست مدرنند
پيدايش سنديکاهايی که مدافع منافع زحمتکشان جامعه باشند می توانند شکل های اوليه ی احزاب!!! واقعأ طبقاتی گردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دکتر مصدق می دانست روزی تحولات محتمل، بلکه حتمی الوقوع، در جامعه ی ايران، وجود نوع پيشرفته ی آنها را به ضرورتی حياتی تبديل می کند!!!
فراکسيون برابري حقوقي
فراکسيون مدرن دفتر تحکيم
فراکسيون مادران صلح
فراکسيون حمايت از حقوق کودک
فراکسيون کانون رسانه هاي گروهي (کانون نويسندگان و کانون خبرنگاران ...)
فراکسيون کانون تدريس (اساتيد , معلمان و مراکز خصوصي آموزشي, سازمان پژوهش و تحقيقات)
فراکسيون توليدکنندگان و فروشندگان
فراکسيون سنديکاي ترانسپورت (سنديکاي رانندگان و سنديکاي تعميرکاران , ... )
فراکسيون بهداشت و درمان (سنديکاهاي...)
فراکسيون حقوق دانان (سنديکاهاي...)
فراکسيون بازيابي (سنديکاي کارگران شهرداري, ...)
فراکسيون ميراث فرهنگي (سنديکاهاي....)
فراکسيون محيط زيست (سنديکاهاي ...)
فراکسيون...
سرود انقلابی بود که از رادیو ایران در روز 22 بهمن 57 پخش شد
http://www.youtube.com/watch?v=Rn4nAituaOs
ای سرودآوران سپيده ای شهيدان در خون تپيده مژده! مژده! شد ستم گم خشم مردم باز علم کرد پرچم کاوه از دادخواهی تا ربايد از سرِ بدکنش تاجِ شاهی ای بیآرام،
خرد آدمي نگهبان زندگيست, آنگونه ميانديشد که ميتواند بکار گيرد, زيرا خرد در گستره انديشه ها ميجنبد تا خرد کاربر گردد. در فرهنگ سکولاريسم ارج نهادن بخود و پيرامون خود فرهنگست که سرچشمه آفرينش مدنيتست. گوهر آدمي در تحول بخود ارجمند ميگردد. ارزشمندي هر جامعه اي به توانايي تحول بخود و آفرينندگيست.
کسي من است که از خود ميانديشد و گستاخست. در عصر مدرنيته ايدئولوژيها بدنبال سلب ارجمندي جامعه اند تا جامعه با خوار گشتن, تهي و مقلد گردد. آنان مولد مردمان بي اراده و محکوم به روند تاريخيند, نه مردمان مولد قانونگذار. ايدئولوژيها با مسخ سازي حقيقت, منيت را از من ميستانند تا آدميان خارج از آموزههايشان جرائت انديشيدن و سرکشي نداشته باشند.
در شرايط کنوني که تمامي سنگرهاي حاکميت ولايت قرون وسطايي فقيه و سپاه پاسداران ايرانيستيز در هم کوبينده گشته و بر همگان عيان گشته که مجموعه نيروهاي وفادار به آنان حدود پنجاه هزار نفر بالغ ميگردد که پتانسيل اين نيرو, قادر بمتمرکز و فعال کردن حدود سيصد هزار نفر ميباشد, ميبايست جنبش سبز نسل جوان با تمامي توان آخرين گامها را براي رهايي از استبداد و توهم زدايي بر دارد.
لذا از روز 8 مارس که روز فرخنده جنبش زنان ايرانزمين است ميبايست با بازنگريهاي انجام شده روز آموزش حقوق شهروندي و آزادي فردي گردد که در امتداد آن اطلاع رساني مدرن و کلاسيک آزموده گردد!!!
در کنار اين تست ميبايست موازي سازيها و کاربرد عملي آن تشريح گردد. جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين با آموزش و افزايش گروههاي تکنيکي خويش در سطح بايد توان مانور و استقلال در تصميم گيرها و بهينه سازي فعاليتها را افزايش دهند که در صورت اختلال در سيستم هاي ارتباطي نيازي به تغييرات تاکتيکي نداشته باشد.
با توجه به بحران اقتصادي و شرايط بين المللي در پيش رو جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي ميبايست خود مولد پلان آنارشيسم هوشمند گردند بدين مفهوم که با گسترش آنارشيسم نه تنها نيروهاي وابسته به حاکميت کاملا" فلج ميگردند و بجاي شکنجه و آزار فرزندان ايرانزمين بايد مراقب ديوارهاي ترک برداشته خانه خويش باشند تا بر سر خانواده شان فرود نيايد بلکه در موازات آن جامعه مدني قادرست با درايت به اهداف خويش دستيابد.
حاکميت قرون وسطايي در قرن 21 بايد بداند که جز فنا راهي ديگري برايش باقي نمانده و حکم اعدام براي يار دبستانيمان محمد امین جز سياه رو کردن مذهبشان سودي نخواهد داشت.
8 مارس بر جنبش فمینیستی زنان ايرانزمين مبارک باد
گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
زنده باد فرزندان ايرانزمين
زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
arezu
15/12/88
تا ما با یک مکتب فلسفی یا یک تئوری علمی، « رابطه فکرِی» داریم، آن مکتب، فلسفی است وآن تئوری، علمیست!!!!
ولی وقتی ما «رابطه ایمانی واعتقادی» با همان مکتب فلسفی یا تئوری علمی داریم ، آن مکتب، دیگر،فلسفی نیست و آن تئوری، دیگر، علمی نیست!!!! بلکه هردو، تحول به ایدئولوژی یافته اند!!!!
---------------------------------------------------------------------
در فرهنگ سکولاريسم هويت آدمي از خردگرايي منشا ميگيرد. زندگي آدمي بقامت خرد و معرفت اوست که آدمي را دعوت برهايي طلبي ميکند.
عقل خودبنياد در عصر مدرنيته بدنبال پلوراليسم انديشه ها در جامعه مدنيست!!! و نه بدنبال پلوراليسم ايدئولوژيها !!! زيرا ايدئولوژيها حاجب ادراکند که عادت به استبداد را نهادينه ميکنند, حال آنکه جامعه مدني جامعه ايست تکثرگرا که در همزيستي و براي همزيستي ساختار يافته است.
...
arezu
----------------------------------------------------------------------
شـاه ، درفرهنگ اصیل ایران، فقط نام سیمرغ بوده است!!!!!!!!!!!!
این ملتست که فقط خـدا, شاه , رهبر, پیشوا است
همه قدرت رُبایان درتاریخ، این مقام را غصب کرده اند
همه شاهان ایران و ايدئولوژيها (مذهبي، کمونيست، سوسياليسم, پانيسم، ناسيوناليسم, سلطنت طلبان و ...) غاصب حق مسلم ملت بوده اند
حقيقت داشتني نيست بلکه جويندگيست زيرا در جستجو آنرا شفاف ميسازيم نه جذاب. در فرهنگ سکولاريسم حقيقت متملک و جذاب, منشا فريب است که ايده ال حافظه است نه تفکر زيرا حقيقت مطلقيست که ميخواهد حکومت کند. حقيقت در گستره بي نهايت سير ميکند که ازخود نوزايي دارد.
در عصر مدرنيته ايدئولوژيها بدنبال انديشه هاي رام گشته و مقلدند, تا قوانين خويش را منطبق بر آرمانهايشان تحميل سازنند. حال آنکه جامعه مدني قانونگذار است و حاکميت بر قانون را دارد!!! نه قانون حاکميت, بر او. بدينسان قانون حاکميت, بر ملت مردود است.
در عصر شکوفايي عقلانيت با توجه به انسجام خودآگاه نيروهاي جامعه مدني, جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين قادر گشت نظم مديريتي, اقتصادي و نظامي را بنفع خويش نامتعادل و ناکارآمد سازد.
از اينرو در اين برهه حساس, جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي از يکسو اقدام به بازنگري و بارور سازي مجدد عمق جنبش سبز خردورز نموند تا فلسفه وجودي خويش را که از درون فرهنگ سکولار ايرانزمين برخواسته, ريشه دارتر و عميقتر نمايد و از من مستقل آگاه, ماي مقتدرتر پديد آورند و از سوي ديگر ضمن حفظ موقعيت, با حمله تئوريک گسترده به حاکميت قرون وسطايي و ايدئولوژيها, لرزه بر اندام تهي ايدئولوژيهاي وامي در برابر فرهنگ ايرانزمين اندازند.
با توجه به اصل نامتغير حاکميت جامعه مدني ايرانزمين, طرح حاکميت سکولار از سوي فريبکاران, يعني ساختن ايدئولوژي از سکولار در مقابل حاکميت جامعه مدني (جمهور جامعه مدني ايرانزمين) است.
زيرا قانوني, اساسي و سکولار است که توسط خرد جمعي جامعه مدني نگاشته ميگردد و نه عمودي. اگر جامعه مدني از رشد و بالندگي برخورد باشد, قوانين نيز بطبع خردورزانه خواهد بود.
با توجه به دانش و اقتدار حاصله, جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين ميبايست ضمن ادامه مستمر آموزش, شفاف سازي فرهنگ سکولار ايرانزمين و اطلاع رساني از هم اکنون شبکه ها را جهت فعاليت براي 22 خرداد و فرصتهاي مياني براي همبستگي در تحميل بازگشت، بازنگري, اصلاح و رفراندم مجدد قانون اساسي در جهت محقق کردن آرمانهاي جامعه مدني آماده سازيم بوسيله مبارزات منفي در موازات تحريم هاي بين المللي, اعتصابات و تمرکز بر مانورهاي اقتدار در سطح شهرها و جذب نيروهايي که حاکميت توان حفظ آنان ندارد.
حاکميت ولايت پاشاهي حجتيه بايد بداند يا در مقابل جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين سر تعظيم فرو آورد و يا سر خود را در تندبادها بباد خواهد داد.
از پرفسور منوچهر جمالي, پدر فلسفه سکولاريسم ايرانزمين که فرهنگ خردگراي ايرانزمين را بازنگري نمودند قدر داني ميکنيم!!!
روز 1 مي بر سنديکاهاي فراايدئولوژي گرامي باد
گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
زنده باد فرزندان ايرانزمين
زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
arezu
21/1/89
۱. نیویورک ۱۹۹۱- آیت الله مصباح یزدی در کت و شلوار. دیداری که از امریکا به کانادا نیز کشید ???رابطه آیت الله مصباح یزدی و مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی چه بوده??
۲. خانم دکتر حسین فاطمی پیام آور و رابط میان عوامل خارجی (شاهزاده=امامزاده رضا پهلویی که این مزدور, رابط انگلیس ست) و حجتیه های صهیونیسم آنوسی ( احمدی نژادها ، جنتی ها, مشاعی ها مصباح یزدی ها, مکارم شیرازی و ...) است ????
۳. مرکز: TFT آمریکایی-اروپایی در گزارشی نوشت که در انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران آرای بخش عمدهای??? از ایرانیان به نفع محمود احمدینژاد خواهد بود
۴.زمزمه میان طرفداران احمدی نژاد: قوه قضائیه آلوده است و باید پاکسازی شود. باندهای مافیائی و حتی خود رهبر نمی گذارند احمدی نژاد کار کند.
جالب است که آنها هیچوقت از انقلاب، خمینی، صحبت نمی کنند. هر وقت هم که از زمان شاه صحبت پیش می آید، نسبت به آن نظام مهاجم نیستند!!??
۵....
منظور از بخش عمده, پیشبران استراتژی شان بود که آخرین گام را برای نابودی ایرانزمین بردارند که شامل:
همکاری پشت صحنه پهلویی ها و حجتیه ها که نطفه هاي اصلی انگلیسند !!! که بعد از از حمله به ايران و قتل عام نسل جوان و تجزیه ایران !!! دوباره حاکمیت را بدست گیرند!!! خامنه ای ها و موتلفه ای ها که کارمند اصلی کا.گ.ب هستند , مهره سوخته ایی هستند که بعد از اتمام استراتژی روسیه و انگلیس حذف فیزیکی خواهند شد.
پرده ها افتاده و دست همگان رو گشته, کارت آخر بازی مال نسل جوان و خردورز ایرانزمین است!!!!
جهان, قرن ۲۱ را با فلسفه نوین بر خواسته از فرهنگ سکولار ایرانزمین و پایان احزاب چپ و راست آغاز نموده است!!! فلسفه ای که جنبش سبز نسل جوان و خردورز ایرانزمین بدان آراسته است.
جنبش تحولخواه سکولار
یافتن «هوّیت» با «آینده» کاردارد!!
11 11va 12 Ordibesht !!!!!
فراکسيون کانون تدريس (اساتيد , معلمان و مراکز خصوصي آموزشي, سازمان پژوهش و تحقيقات)
فراکسيون توليدکنندگان و فروشندگان
فراکسيون سنديکاي ترانسپورت (سنديکاي رانندگان و سنديکاي تعميرکاران , هواپيمايي ... )
فراکسيون بهداشت و درمان (سنديکاهاي...)
فراکسيون بازيابي (سنديکاي کارگران شهرداري, ...)
فراکسيون ....
Jonbeshe sabze sandica ha va kanoone kherad moaleman va asatid, shoma ghanoon goza-rane ayandehid va ahzabe moderne siyasi-madani ayandeh astid!!!!
Ghanoon gozar az ghanoone hakemi-yat eta-aat nemikond va tan be hegharaat , faghr va gha-raate servate jamhe madani khish az sooye 50.000 nafar nemi-dahad!!!
Plan-ha ra amadeh konid ta hamhang amal konim!!!
Ghodrate ma biham-ta ast !!!!!
يقين بخود سرچشمه قدرتست و هر آنکس که قدرت دارد, آزاد است زيرا قادر به تعيين طول و عرض مانورهاست. وقتي آدميان با يقين بخود, بر خود افزودند, نيرو پيدايش ميبابد و عهد تابعيت, از حاکميت غير از خود محو ميگردد و در امتداد آن نيروي مسوليت پذيري, قانونگذاري و حاکميت بر خود شروع بجوشش ميکند!
صاحب ثروت و قدرتست که مجري و مبتکر هر گونه حرکت, گردش, خيزش و هدفي ميگردد!!! گره کوري که در راه آزادي, رفاه و امنيت اجتماعي, ... وجود دارد، فقط با نيروي خرد جمعي جامعه مدني در غالب ساختارهاي جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي که احزاب سياسي-مدني آينده اند, باز خواهد گشت!!! که در امتداد آن جامعه مدني سر گرسنه بر بالين نميگذارد و تفکر نسل جوانش به اسارت در نخواهد آمد, که خود قانونگذار و صاحب قدرت و ثروت مليست.
در شرايط کنوني که نياز به استقلال سنديکاها، کانونها و ... در جهت احقاق حقوق و ارزشهاي اساسي دمکراسي بر همگان آشکار گشته, ميبايست با يقين حاصله, در امر تثبيت و ارتقائ توان ساختاري و ارتباطات متقابل جنبشهاي مدني و سنديکايي همت گمارييم!!!
لذا پيش از خيزش روزهاي 11 و 12 ارديبهشت ماه در اجراي پلانها, بايد کانونها و سنديکاهايي که در يک رديف شغلي قرار دارند, بطور مثال فراکسيون ترانسپورت که شامل شرکت واحد، تاکسيراني، هواپيمايي، ترنها ، مترو ، کشتيراني ، کاميون داران و... هماهنگهايي لازم را انجام داده باشند و در جهت مطالبات محوري فراکسيون خود مانند استقلال سنديکاها, حقوق بالاي خط فقر، تضمين امنيت شغلي, شريک در سرمايه و سود و...شفاف و مجد باشند.
تا در اولين پروسه قادر گردند هدفمند اهداف خود را تعقيب, و موجوديت خود را بعنوان عامل تاثير گذار تحميل نمايند! با توجه به اينکه هر يک از اين فراکسيونهاي مدرن, داراي چندين ميليون عضو ثابت خواهند بود, قادرند هر خواسته ايي را در کانون قدرت به اجرا در آورند.
جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين در روزهاي 11 و 12 اردبيهشت ماه سبز 89 , از هيچ حمايتي دريغ نخواهد کرد !!! ما بيشماريم و بي همتا !!!
روز 1 مي بر سنديکاهاي فراايدئولوژي گرامي باد
روز 12 ارديبهشت بر کانون خرد معلمان و اساتيدآکادميکي ها گرامي باد
گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
زنده باد فرزندان ايرانزمين
زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
arezu
30/1/89
ازخود ، زیستن»، سکولاریته است
ازخود، تراویدن ِ حق»، حقوق بشراست
ازخود،روشن کردن»، بینش حقیقیست
اندیشیدن نو، زائیدن خود ازنو درآینده است!!!
آنکه خود و ازخود نمیاندیشد، اندیشه های روشنی را هم که از دیگران میگیرد، تاریک میسازد!!!
آنکه ازخود میاندیشد، تاریکی را تحول به روشنی میدهد و ازگذشته تباه ، آینده رخشان میسازد!!!
یک فکر،موقعی، تبدیل به یک عقیده میشود که قدرت گسستن ما ازآن بکاهد، ویک عقیده، موقعی تبدیل به فکرمیشود، که قدرت گسستن ما ازآن بیفزاید!!!!
جامعه، فقط هنگامی به حکومت، اعتماد میکند که خودش،حکومت بشود.سی مرغ،سیمرغ بشوند
زندگی درزمان،برترین ارزشست = سکولار
قدرت، چیست؟ هرقدرتی میخواهد انسان را به اندازه خود بسازد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!، یعنی معیارهای اخلاقی و فرهنگی واجتماعی خود را، به اوتحمیل کند!!!!!!!!!
او را به « صورتی» درآورد که میخواهد. بدینسان، حق وتوانائی صورت دهی به خود واندازه گذاری خود را ازانسان، «غصب» کند !!!!!
------------------------------------------------------
از پدر فلسفه سکولاریسم ایرانزمین, پرفسور منوچهر جمالی که با آغاز قرن ۲۱ , گیتی را با فلسفه سکولاریسم ایرانزمین مزین نمودند, سپاسگذاریم!
جهان, قرن ۲۱ را با فلسفه نوین بر خاسته از فرهنگ سکولار ایرانزمین و پایان احزاب چپ و راست آغاز نموده است!!! فلسفه ای که جنبش سبز نسل جوان و خردورز ایرانزمین بدان آراسته است.
جنبش تحولخواه سکولار
فراکسيون برابري حقوقي (jonbeshe zannan)
فراکسيون مادران صلح
فراکسيون مدرن دفتر تحکيم
فراکسيون حمايت از حقوق کودک
فراکسيون کانون رسانه هاي گروهي (کانون نويسندگان و کانون خبرنگاران ...)
فراکسيون کانون تدريس (اساتيد , معلمان و مراکز خصوصي آموزشي, سازمان پژوهش و تحقيقات)
فراکسيون توليدکنندگان و فروشندگان
فراکسيون سنديکاي ترانسپورت (سنديکاي رانندگان و سنديکاي تعميرکاران , هواپيمايي ... )
فراکسيون بهداشت و درمان (سنديکاهاي...)
فراکسيون حقوق دانان (سنديکاهاي...)
فراکسيون بازيابي (سنديکاي کارگران شهرداري, ...)
فراکسيون ميراث فرهنگي (سنديکاهاي....)
فراکسيون محيط زيست (سنديکاهاي ...) فراکسيون...
هنگامی ملت با هـم ، سیمـرغ را میجـویند
خودشان، هم « شـاه » ، وهم « خـدا »
میشوند!!!
قرن ۲۱, قرن جامعه مدنی ، آزادیهای فردی و حقوق شهروندیست!
قرن ۲۱, قرن احزاب چپ و راست به نمایندگی از ایدئولوژیها نیست (مذهب ، سوسیالیسم ، کمونیسم ، ناسیونالسم, پانیسم و مشروطه...)!!!
ایدئولوژیها در تقلا برای بدست گرفتن قیومیت جنبشها و سندیکاها در جهت تثبیت آینده حیات سیاسی خود بعنوان مرکزیت قدرت تصمیم گیری بدست و پا افتاده اند.
غافل از آنکه جامعه مدنی در قرن ۲۱ برای دستیابی به حقوق حقه اش, اینبار نه از طریق سپردن سرنوشت خویش بدست احزاب تزدیک به تفکر جنبشها و سندیکاها , بلکه اینبار خود تفکر جنبشها و سندیکاها, حاکمیت را بدست خواهد گرفت.
جنبشهای مدنی و سندیکایی فراایدئولوژی , احزاب مدرن سیاسی- مدنی آینده ایرانزمینند !!!
http://www.jamali.info/index.php
--------------------------------
در دولت جبهه ملی مصدق بود كه برای نخستین بار در منطقه خاور ميانه بیمه اجتماعی برای کارگران برقرار شد!!!!
مصدق در مجلس خطاب به رزم آرا جمله ای دارد. او گفت "اگر از راه آزادی و دموكراسی نتوانيم كاری كنيم از طريق اختناق، زور و قلدری برای مردم نمیتوانيم كاری انجام دهيم».
رزم آرا در جوابی عوام فريبانه میگويد "اين حرفها كه شما میگوييد برای شب مردم شام نمیشود"،
مصدق پاسخ میدهد "برای همه ی عصرها و نسلها كه حكومت زور و قلدری ممكن است يك شب يا حتی چند سال به مردم نان بدهد ولی
تا خود مردم نتوانند!!!!! در امور اجتماعی دخالت كنند هيچ گاه صاحب نان نمیشوند و بايد هميشه سر بیشام زمين بگذارند"!!!!!!!!!!
بالاخره پس از 50 سال ، شصت سال ، 70 سال دیگر یکی از ما وجود نخواهد داشت . ما باید به فکر نسل های آتیه و نسل های آینده را بکنیم . ملت ایران حاکمیت ملی دارد ملت ایران خودش را اداره خواهد کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
- قانون اساسي براي ملت است، نه ملت براي قانون اساسي.
- قانون ها ، مجلسها ، دولتها همه براي خاطر مردم بوجود آمده اند نه مردم براي خاطر آنها
پيدايش سنديکاهايی که مدافع منافع زحمتکشان جامعه باشند می توانند شکل های اوليه ی احزاب!!! واقعأ طبقاتی گردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دکتر مصدق می دانست روزی تحولات محتمل، بلکه حتمی الوقوع، در جامعه ی ايران، وجود نوع پيشرفته ی آنها را به ضرورتی حياتی تبديل می کند!!!!!
--------------------------------------------------------
از اين ببعد نوبت جامعه مدنيست که از ثروت ملي چفاول شده خويش در طول هزاران سال توسط شاهزاده ها=امامزاده ها بصورت رايگان استفاده کند!!!
از اينرو جامعه مدني از اين ببعد هيچگونه قبضي (برق، آب, گاز ...) را نخواهد پرداخت!!!
ما بيشماريم و قدرتمان بي همتا!!!
همانطور که خميني گفت آب, برق, ... مجاني است!!!!
-------------------------------------------------------------------------------------------------
نگرانی کودتاچی ها
از زلزله سیاسی درتهران
احمدی نژاد نگران زلزله ویرانگر و زیر آوار ماندن تهرانی ها نیست، او نگران زلزله سیاسی در تهران 10- 12 میلیونی است، که کودتاچی ها در بحث های پشت صحنه به نتیجه خنده دار اخراج 5 میلیون تهرانی از شهر و فرستادن آنها به شهرها و روستاهای دیگر رسیده اند
اعتصاب غذای زندانيان سياسی اوين - بيانيه زندانيان
ندای سبز آزادی: جمعی از زندانيان سياسی محبوس در زندان اوين با انتشار بيانيه ای اعلام کردند از ابتدای ارديبهشت ماه دست به روزه سياسی - مذهبی خواهند زد.
روزه هاى سياسى و مذهبى ابتدا به صورت يك روز در هفته پنج شنبه ها خواهد بود و پس از دو هفته به دوروز در هفته دوشنبه ها و پنج شنبه ها افزايش خواهد يافت و در خرداد ماه تا سالروز انتخابات رياست جمهورى به صورت فزاينده اى از نظر كمى و كيفى شدت خواهد يافت .
http://www.rahesabz.net/story/14342/
گزارش تصویری - اعلام همبستگی شهر تورین با جنبش سبز
http://www.youtube.com/watch?v=GhNwYrZlOHE&feature=player_embedded#
وبدئو کلیب عبدالقادر بلوچ :در اندوه جوانی پر پر شده کیوان گودرزی
با سپاس از عبدالقادر بلوچ که احساسات ما بلوچ ها را چنین زیبا و دردمندانه در سوگ شهید کیوان گودرزی بیان کرده است. آهنگ حزن انگیزی که از سرزمین تفته و سوزان مان قلب و روح آدم را در هم می فشرد و خشم فروخفته ما را بیدار می کند. ما از این خون های به ناحق ریخته شده نخواهیم گذشت
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید