من به شادی صدر رای میدهم!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
پس از کیش و مات شدن اصلاحطلبان در بیانیههای مینیمال موسوی، روشنفکران دینی و کروبی و اظهارات خاتمی و رفسنجانی که فاتحه اصلاحطلبان را خواندند، همانگونه که قابل پیشبینی بود پس از این همه مرد دولتمرد، زنان بی دولت به میدان آمدند و مطالبات خود را خواستند.
زنانی که این بیانیه را امضاء کرده اند آشکارا میگویند بیانیههای اصلاحطلبان خواستههای آنان و خواستههای مردمی که برای احقاق حقوق پایمال شده خود در سی سال گذشته بپاخاستهاند را نادیده گرفته است.
انتشار این بیانیه در شرایطی که باقی مانده اردوگاه مضمحل اصلاحطلبان در صدد سازش با خامنهای – احمدی نژاد برای باقی ماندن در حاشیه قدرت است میتواند گامی به پیش باشد.
نیروهای پیشروی جنبش اعتراضی مردم ایران که بیش از همه زنان و دانشجویان در آن نقش داشتهاند، اکنون در مرحله ای از جنبش قرار دارند که باید تکلیف خود را با جمهوری اسلامی وبه تبعه آن هر دو جناح غالب و مغلوب آن- به ویژه اصلاح طلبان که در صدد بهره برداری از آن برای رسیدن به منافع خود بودند-روشن سازد.
گذشتن از سد اصلاحطلبان و دستیابی به یک جبهه متشکل از نیروهای پیشرو با رهبری نیروهای مترقی درون جنبش به جای عناصر سازشکار از بدنه خود رژیم میتواند، موتور جنبش را برای رسیدن به نقطه بی بازگشت به تحرک بیشتری وادار سازد.
جنبش مردم اکنون باید آشکارا از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن بگوید، آشکارا اعلام کند که این نظام پوسیده و ارتجاعی که قرنها با فرهنگ وتمدن مردم ایران فاصله دارد در هیچ شکلی نمی تواند شایسته این مردم باشد، آشکارا اعلام کند که هدف و مقصد آینده جنبش برپایی یک جمهوری دمکراتیک است که دمکراسی مستقیم در آن حکمفرماست، آشکارا خواهان برچیدن بساط سلطه مذهب از شئون اجتماعی و سیاسی کشور شود، آشکارا خواستار عدالت اجتماعی، برابری کامل زن و مرد، به رسمیت شناختن حقوق اقلیت ها، استقلال به معنای واقعی و آزادی بی قید و شرط بیان برای همگان شود.
جنبش مردم ایران چاره ای ندارد جز آنکه با گذشتن از سد مذهب، خواستار بنای جامعه ای تازه شود که در آن به جای یک مذهب یا ایدئولوژی، ارزشهای انسانی و احترام به دمکراسی، مدارا و آزادی بی قید و شرط الفبای توسعه کشور باشد.
جنبش مردم ایران باید خواستار از میان برداشتن زندان بطور کلی و منسوخ شدن عنوان زندانی سیاسی در نظام حقوقی کشور باشد، این جنبش باید خواستار لغو همه مجازات های غیرانسانی از جمله اعدام باشد و از حقوق همه اقلیتها دفاع کند.
معیارهای توسعه، دمکراسی و پیشرفت سیاسی و دورنمای آن بسیار آشکار است همانگونه که کاملا واضح است تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و هرجناحی از آن امکان دستیابی به حداقل خواسته های مردمی که هفت ماه در خیابانها در جنگ و ستیز هستند وجود ندارد.
این مردم از جمهوری اسلامی گذشتهاند، حتی کسانی که گاه شعار «یا حسین میرحسین» سر میدهند حداقل چند سال نوری از میرحسین موسوی که در خانه خود نشسته و مشغول رایزنی با جناح غالب است فاصله گرفتهاند. این مردم نه جمهوری اسلامی میخواهند، نه ولی فقیه، نه حاکمیت اسلام سیاسی، نه در پی «انتخابات» مجدد هستند و نه برای حضور در نمایشی دیگر چهار سال دیگر در خانه های خود صبر خواهند کرد که در انتخابات بعدی مثلا به قالیباف رای بدهند!
این مردم که امروز به خیابان آمدهاند، به آسانی پذیرای شکست نمیشوند، آنها میدانند که چاره کار درهم شکستن شالوده سیاسی-اقتصادی- اجتماعی رژیمی سی ساله با یک راهپیمایی در یک روز و یک راهپیمایی در یک ماه بعد نیست، آنها به خوبی میدانند که خود باید رهبری و ابتکار عمل را به دست بگیرند.
هنگامی که اصلاح طلبان شکستخورده در اولین گام دوی ماراتون مطالبات مردم عقب ماندند و به جای حرکت به جلو به عقب فرار کردند، اکنون بار پیش بردن جنبش بیش از پیش بردوش نیروهای مترقی افتاده است، اکنون زمانی است که جبهه بندیهای تازه شکل بگیرند و رهبری تازهای سر برآورد که بیانگر خواستههای اکثریت مردم حاضر در خیابان و نه به قدرت رسیدن این نخست وزیر سابق و یا آن رئیس مجلس سابق باشد.
اکنون زنان که همواره در صف نخست رهبری تظاهرات و اعتراضات مردمی بودهاند ، به دلیل ستم مضاعفی که تحت حاکمیت رژیم اسلامی برآنها روا شده است از پتانسیل انقلابی بیشتری برخوردار بوده و قابلیتهای رهبری و روشنگری خود را در سالهای اخیر به خوبی نشان داده اند باید در کنار جنبش دانشجویی تا زمان شکل گیری جبهه ای از نیروهای مترقی در داخل کشور، مسیر جنبش را مشخص کنند و آن را از بیراه رفتن نجات دهند.
بیانیه فعالان زن به گمان من یک گام مهم به جلوست که از «تغییرات زیربنایی و ساختاری» و نه تعویض دولتمردانی که در سه دهه گذشته مانند یک اسباب بازی کوکی دائم در حال جابه جایی مکرر در مدار اریکه قدرت، سایه قدرت و مجددا اریکه قدرت بوده اند.
کسی گفته بود که انقلاب آینده یک انقلاب زنانه است، من نمیخواهم بگویم که همه حرفهای او بیهوده بوده است اما شاید این حرف او بیشتر قابل تامل باشد، من میخواهم اضافه کنم که جمهوری آینده نیز جمهوری ست با رهبری زنان!
در این مملکت هزاران سال مردان بر خلایق حکمفرمایی کردند، حال بگذار چرخ را برعکس بچرخانیم و زنان را که از هر زمان دیگری شایستهتر، تحصیل کردهتر و معقولتر از سیاستمردان هستند بر روی صحنه سیاست بیاوریم.
در همین راستا من در جمهوری دمکراتیک آینده به شادی صدر رای می دهم!
Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد):
سوالی از شاه در مورد زنان شد ک جوابش شرمی برای هر انسان (مرد زن) آزاده خواه به همراه داشت
نه جواب شاه به مسله (که من شرم می کنم بگم جواب مردانه به مسله) و نه جواب بالا مشکل ما را حل نخواهد کرد
مشکل آزادی در جوامع بشری تا به حال مردانه و زناه بودن آن نیست (لطفا قبل از خواند جواب شاه، استدلال نیاورید که تمام جنایات بشری بدست مردان انجام شده) مشکل سیستم ها بوده اند
امروز طرح مسله بصورت زنان-مران، باز هم به انحراف بردن جنبش آزادی خواهی و خواسته اساسی مردم که در دمکراسی پایدار فرموله می شود، هست.
بردیا
زنده باد همه زنان سرزمينم كه در برابر كنيزك شدن ايستاده اند و ايستادگي مي كنند
فراموش كردن خواسته هايمان در جنبش سبز فداكاري نيست . خيانت است به نسل هاي آينده
همان طور كه الان تصور از خود گذشتگي هاي زنان در انقلاب 57 ترحم بر انگيز است نه تحسين بر انگيز
فقط کمی فکر کنید بعدا سخن بگویید.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید