سال نجات تنوع زيستي
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
سال ۲۰۱۰ از سوي سازمان ملل سال تنوع زيستي نام گرفته است. برخي داخل ايران معتقدند كه بايد سال سوگواري ملي براي تنوع زيستي اعلام شود اما اين نظر يعني انفعال بيش از پيش.
كيست كه نداند محيطزيست ايران چه سان در گرداب تخريب فرو افتاده، كيست كه نداند آب، خاك و هواي ايران چه اسفبار اسير پلشتي و آلودگي است، كيست كه نداند جانوران، گياهان و تنوع زيستي ايران در درياي طوفان زده چونان چون زورقي در حال غرق شدن است.
آيا بايد دست روي دست گذاشت تا باقي مانده اين ميراث ارزشمند طبيعي با روندي شتابان به ورطه نيستي فروغلتد؟ رختهاي عزا را بر تن كنيم تا مرگ و عدم را پيشواز رفته باشيم؟ در خلوتگاهها و سخنرانيهاي تكنفره و شايد چند نفره از عشقمان به طبيعت و وطن بگوييم و در دنج و كنج قهوهخانهاي بنشينيم و مرثيه سرايي كنيم؟
درد را همگان ميدانند و درمان را بسياري. حتي مديران سازمانهاي متولي محيطزيست نيز ميدانند اما علاقهاي براي مقابله با تخريبها ندارند و شايد قدرتش را نيز هم. اين ضعف مقابله با تخريب تنوع حيات در كجا ريشه كرده است؟ در علاقمندان به محيطزيست؟ كه با تشر يا گوشه چشمي پا پس ميكشند و سرشان را به لاك فراموشي و خاموشي فرو ميبرند؟ آيا اين ضعف ريشه در فرهنگ و تاريخمان دارد كه كارهاي گروهي را كمتر به سامان رساندهايم؟ آيا ضعف را بايد در زمان و زمانه جستوجو كرد كه گويي چون قطاري شتابناك در گذر است و غافلان را پشت سر در ايستگاه جا ميگذارد و بسبسياران ميخواهند سوار قطار باشند؛ قطار مصرف، قطار زندگي مجلل، قطار رفاه بيشتر؟
سازمان ملل سال جاري ميلادي را سال تنوع زيستي اعلام كرده و شرمآور است وقتي وبسايت آن مرور ميشود نامي از ايران نيست؛ نه در سمينارها و كنفرانسهايي كه در اين سال برگزار ميشود، نه مديران وطني پيامي براي اين سال ارسال كردهاند و نه در هيچ جاي ديگر اين وبسايت. در حالي كه ايران با اندكي تلاش و فعاليت ميتواند از تجربه آنان كه در حفاظت تنوعزيستي موفق بودهاند ياري بگيرد در اين سال و داشتههايش را از گزند و ويراني در امان دارد.
اما نه تلاش قابل توجهي از سوي نهادهاي متولي ديده ميشود و نه از سوي نهادهاي مدني، تكاپويي. بهت، سكوت و نسيان نسبت به طبيعت همچون مرضي مزمن همهگير شده و فضا را در برگرفته است، چنان كه پنداري هر كس تنفسي كند از آن دچار كرختي ميشود و طبيعت را فراموش ميكند. آنان كه انگيزه داشتند و تلاش ميكردند، آنان كه جوان بودند و شوري داشتند دست از آن همه علاقه شستند به يمن همت سياهدلانِ ظاهرپرستِ مردمفريب كه به اسم طبيعت دنبال مقام و منزلت، شهرت و جيفه دنيا بودند ؛ آنان كه با عشق شروع كرده بودند با نفرت راه خود را تغيير دادند، مشغول كسب و كاري شدند و مسيرشان را از آن به ظاهر مشتاقان طبيعت جدا كردند تا اگر ميراث طبيعيشان را نمي توانند حفظ كنند، دست كم زندگيشان را بسازند.
با اين همه هستند شماري شايد اندك كه هنوز عشق به طبيعت و تنوع حيات، كه انسان هم بخشي از آن است، درونشان شعله ميكشد، هستند آناني كه فريبها را باور نكردند يا باور كردند و هنوز در پي معشوق جاويدانشان، در پي ريشههايشان، در پي طبيعت هستند. اينان نيك ميدانند فرق سره از ناسره چيست، فريبندگان كژ نيت كيانند و ميشناسند آنان را كه پي حشمت و جاه، سنگ طبيعت را به سينه ميزنند. گرد هم آمدن اين عاشقان ميتواند در اين سال، سال تنوع زيستي فرصتي باشد براي نجات طبيعت و ميراث طبيعي سرزميني كه وطن مينامندش.
پينوشت: در وبسايت سال جهاني تنوع زيستي به چگونگي شكل و شمايل لوگوي اين سال اشاره شده و از همگان خواسته شده كه رنگ آن سبز باشد حتي اگر ميخواهند در زمينه تيره رنگ آن را چاپ كنند بهتر است رنگ سبز روشن به كار گرفته شود. آيا معناي آن جز القاي طراوات و شادابي است؟
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.