۱۹۱ کامنت؟ یا حضرت فیل! | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (47)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

۱۹۱ کامنت؟ یا حضرت فیل!

۲۷ دی ۱۳۸۸ نیک آهنگ کوثر

شاید کسی باورش نشود که دیروز، وقت عمده من صرف خواندن تک تک کامنت‌های پای کارتون «پنج تن آل عطا» شد. به هر حال بایستی پیش از انتشار همه را بخوانم. نکته جالب، محدوده کوچک خاکستری میان دو قطب سیاه و سفید بود. مخالفین و موافقین فضای زیادی را اشغال کرده بودند! تازه، تعدادی از کامنت‌ها که تکراری یا اهانت آمیز هم بودند را منتشر نکردم. نه فقط اهانت به من، که اهانت به دکتر سروش یا عطا‌الله مهاجرانی و گنجی. اما یک سوال بزرگ برایم پیش آمد؛ مرز اهانت کجاست؟ تعدادی از خوانندگان و بینندگانی که از بالاترین به اینجا آمده بودند، این کارتون را اهانت‌آمیز خواندند. البته این تفسیر از نگاه من، نوعی مخالفت بود. آیا این کارتون به کسی اهانت کرده بود؟ چند هفته پیش وقتی بحث برسر کشیدن مراجع داغ بود، تعداد زیادی از دوستان معتقد بودند که کشیدن کاریکاتور مراجع ایرادی ندارد، و حتی طرح آیت‌الله خامنه‌ای (که واقعا کاریکاتور هم نبود!) چندان به مذاق‌شان خوش نیامد، چون او را نابود نکرده بودم. اما عده‌ای دیگر در آن سر طیف، ورود رهبر ایران را به یک کارتون، بر نتافتند و آنرا اهانتی مسلم فرض کردند.

 برای من گرفتن تعابیر و تفاسیر متفاوت، مساله جدیدی نیست. خیلی‌ها خوششان می‌آید، خیلی‌ها خوششان نمی‌آید.

بعضی‌ها سعی می‌کنند آدم را به جایی وصل کنند و در یک جبهه سیاسی قرار دهند، بعضی‌ها آدم را مهره و وام‌دار گروه‌ها می‌خواهند. به عبارتی، استقلال، معنا و مفهوم خود را از دست می‌دهد.

فکر نکنید که من اهل مصلحت‌اندیشی نیستم. من هم محافظه‌کاری‌های خودم را دارم. به همین دلیل، تعداد کارهای منتشر نشده‌ام بسیار بیشتر از کارهای منتشر شده است. تازه، من آدم کم‌کاری نیستم.

باز به بحث خودمان برگردیم؛ مرز اهانت کجاست؟ آیا نسبی است؟ مطلق است؟

اگر من دیدگاه فردی خود را، در یک سایت شهروند روزنامه‌نگاری، با توجه به استانداردهای کار حرفه‌ای منتشر کنم، خطا کرده‌ام یا نه؟ آیا باید کار من تابع اکثریت مطالب سایت باشد؟ چرا باید هم‌رنگ همه باشم؟

این سوالی است که بسیاری از دوستان و همراهان و همکاران سایت هم می‌توانند پاسخ‌های خودشان را داشته باشند.

به نظر من، بزرگ‌ترین خطری که یک رسانه را تهدید می‌کند، «خطی» شدنش است. اینکه همه فکر کنند باید در یک راستا بنویسند.

بر اساس اصول روزنامه‌نگاری، روزنامه‌نگار می‌تواند و باید نگاه فردی خود را هم داشته باشد و به وجدان خود رجوع کند، نه اینکه بر اساس یک موج سیاسی حرکت کند:

«کسانی که به کار روزنامه‌نگاری می‌پردازند بايد اجازه داشته باشند به وجدانِ شخصی‌شان نيز مراجعه کنند»

ارزیابی این خبر:

4.00

Subscribe to comments feed نظرات (46 نوشته شد):

Farzad در ۲۷ دی ۱۳۸۸
14
دمت گرم نیک آهنگ

کارت درسته اصلان خودتو سانسور نکن !!!!!!!!!!!!!

از هیچکس هم نترس و محافظه کاری نکن .

من از بچگی با گل آقا باهات حال میکردم .
سعی کن جو نه گیرتت و مجبورت کنن که راحتو تغییر بدی !!

با سپاس
فرزاد
ebi در ۲۷ دی ۱۳۸۸
ما ایرانی‌‌ها از سه چیز به شدت آسیب میبینیم
تقدس مابی/ شخصیت انگاری و توهم
من نمیدونم ما چند بار باید از یک سوراخ نیش بخوریم:چرا دوست داریم اشخاص را مقدس جلوه دهیم؟چرا حافظه تاریخی‌ ما ایرانی‌ ها انقدر کوتاه است.آقای موسوی کروبی و غیره همه انسان های خوبی‌ هستند.من به شخصه ۵ تن‌ آل عطا را انسان های بزرگی‌ می‌دانم و برایشان احترام زیادی قائل هستم.اما همانطور که نیک‌آهنگ گفت من هم رابطه روشنفکری را با دین نمی‌فهمم.همان طوری که رابطه جمهوری با اسلامی،مردم سالاری دینی و غیره را نمی‌فهمم
کاریکاتور دیروز چند حسن داشت:
۱-بدانیم که هیچکس غیر قابل نقد نیست هم خودمان بدانیم هم آن شخص وگرنه باز فردا ممکن است او را در ماه ببینیم
۲-بحثی‌ باز شود که بدانیم به کجا میرویم،به مقصد کجاست.چرا خودمان آنقدر با دست خودمان کسی را بالا ببریم که فردا امر به وی مشتبه شود که هیچ انتقادی را بر نتابد
۳-این افراد هم به حرف‌های خود بیشتر توجه کنند و خود را خالی‌ از اشتباه نبینند.چرا که کار طنز پرداز
بیان واقعیت‌ها به این صورت است
امیر در ۲۷ دی ۱۳۸۸
با توجه به اینه ما یک مملکت در حال توسعه هستیم قضایایی که امروز برای ما بحث آفرین هستند قبلآ در جوامع توسعه یافته بحث شدن و در این جوامع یک نوع توافق نسبی در اینکه مرز اهانت کجاست بوجود آمده. ما هم در نهایت به احتمال زیاد به همون جایی خواهیم رسید که بقیه رسیدن. اگه این کاریکاتور در یک کشور اروپایی به چاپ رسیده بود و روشنفکرهای اونجا رو به تصویر می کشید عموم مردم چه واکنشی نشون می دادند؟
هستی در ۲۷ دی ۱۳۸۸
سلام به نیک آهنگ عزیز
من کارهای شما را بسیار دوست دارم.به معنای واقعی کلمه حس خودتان را در ترسیم کاریکاتور به بیننده انتقال می دهید ویک شیطنت بخصوصی در کار شما هست که باعث می شود بیننده بی اختیار لبخند به لب آورد .من هم با فرزاد موافقم . هیچ کس نمی تواند همه را راضی نگه دارد . لازم نیست محافظه کاری کنید .چون در این صورت دیگر خودتان نخواهید بود .
maz*****@gmail.com در ۲۷ دی ۱۳۸۸
تمرین دموکراسی
چندی پیش با یکی از دوستان که بیش از نیمی از عمر خود را در یکی از کشورهای اروپایی زندگی کرده و می‌کند صحبت می‌کردم. بحث به موضوع دموکراسی و دیدگاه‌های شخصی ـ خانوادگی از آن رسید.
قصد داشتم موضوع را در مطلبی مستقل ارايه کنم، اما نکاتی را در اینجا می‌آورم:
در جایی زندگی کرده و می‌کنیم به نام ایران. جایی که از بدو تولد با مقدساتی روبروی‌مان می‌کنند که چندی بعد آن‌ها را به تمسخر می‌گیریم.  مقدساتی که به محض مقایسه عقلانی، بوی خرافات از آن به مشام می‌رسد. در این محیط رشد می‌کنیم و خود را مخالف سرسخت آن نشان می‌دهیم. اما آیا به‌راستی این‌گونه است؟
همه ما به‌هنگام خطابه، سخن‌رانان خوبی هستیم و دموکرات‌تر از خود نمی‌شناسیم. اما همین ما، تا با سخنی مخالف نظرات و عقایدمان روبرو می‌شویم، از هر چه دیکتاتور است دیکتاتور تریم! چرا؟
مزدک پارسیان
پژمان در ۲۷ دی ۱۳۸۸
"به نظر من، بزرگ‌ترین خطری که یک رسانه را تهدید می‌کند، «خطی» شدنش است. اینکه همه فکر کنند باید در یک راستا بنویسند." من فکر میکنم حرف حساب میزنی. داشتم فکر میکردم اگر یکی از جبهه مقابل با پذیرفتن قواعد بازی بخواد تو خودنویس مطلب منتشر کنه عکس العمل بقیه (از جمله خودت) چیه.
-----------
اینجا رسانه جبهه سبز یا قرمز یا آبی نیست. با رعایت قواعد رسانه‌ای، هر کسی می‌تواند اینجا مطلبی بگذارد.
فریبا در ۲۷ دی ۱۳۸۸
جامعه بدون "آزادی بیان " مثله انسان بی سر است.مثله یک جنازه !
وکسی که خود سانسوری میکند قاتل است . قاتل ایده های جسورانه.هیچ چیز مقدسی وجود ندارد.
مقدسات خرافاتی هستند که چون ترمزی مانع پیشرفت جامعه هستند.
سلام
تو کارتونهای قبلیتون تقریبا همه منظورتونو درک میکردند. اما تویه این کارتون خیلی ها منظورتونو درک نکردن شما هم توضیحی ندادید. من خودم دو فکر کردم یکی اینکه شما منظورتون این بود که همه فقط رهبری میر حسین و قبول کنند و از
و دومی اینکه شما طرفدار نظریه های سکولار هستید و به دنبال جذب طرفدارهای خودتون از جنبش سبز هستید.
در اخر هم لینکی که محسن کدیور امروز نوشته رو میگذارم. شاید. جواب خیلی از سوالها رو بشه اونجا پیدا کرد. من خودم با مطالبی که کدیور نوشته موافقم.
http://www.rahesabz.net/story/8029/
-------------
من فکر نمی‌کنم با توجه به اطلاعاتی که در زمینه بیانیه گروه ۵ وجود دارد، نیازی به توضیح داشته باشم. امضا کنندگان، یک سیاستمدار و چهار متفکر مذهبی هستند. سیاستمداری مثل مهاجرانی، دنبال قدرت است. من به هیچ عنوان تابع هیچ گروهی نیستم، و دنبال طرف‌دار هم نخواهم بود. یک نگاه انتقادی را طرح کرده‌ام.
جرس، رسانه‌ای موضع‌دار متعلق به اقای کدیور است. این رسانه نمی‌تواند بدون جبهه‌گیری حرفی بزند. در عین حال مقدمه گفتگو، دارای قضاوت و برداشت است.
Freedom Nox در ۲۷ دی ۱۳۸۸
درود به شرفت. هیچ چیز در دنیا مطلق نیست. آزاد اندیشی ات را نگه دار و خودت را بخاطر خوشایند دیگران سانسور نکن.
arash در ۲۷ دی ۱۳۸۸
دوست عزیز فقط خواستم تشکر کنم از شما .یکی از معدود کسانی که به مقوله وجدان اشاره کرده شما هستید .شما زیر پا گذاشتن حرمت و شرافت انسانی و تحقیر مردمان ان سرزمین را در این ۳۱ سال تحمل نکردید .تاریخ جایگاه شما را به عنوان یک هنرمند که در کنار هموطنان خود ایستاد فراموش نخواهد کرد از گفته های افرادی که منافع و امتیاز های ۳۱ ساله خود را در خطر میبنند ملالی به دل راه ندهید .با سپاس از شما
حامد در ۲۷ دی ۱۳۸۸
"جمع" فیدبکهای خوبی میدهد. اگر به درستی تفسیر شود.
آقا دامت گرم...برو دارمت داداش...تازه داره دوزاریت میفته و کشورت و مردمت را میشناسی...من و تو و بقیه هممون همینم ...
به کامنت من هم الان شونصدتا منفی میدن ولی باور کن همینم...که اگر نبودیم یه مشت آخوند الان با ما این کارا رو نمیکردن
Reza در ۲۷ دی ۱۳۸۸
11
سلام آقای نیک آهنگ...کارتون شما که بیانگر "کوری عصاکش کوران" بود، به نظر بنده بسیار زیبا و پر مفهوم بود. پیروزی این "روشنفکران دینی" چیزی جز تباهی و به تعویق افتادن آرزوی آزادی برای ایرانیان ندارد.
خیلی ناامید کننده است که در این گزار تاریخی باز مردم ما باید مبازره کنند و کشته بدهند تا قصه ای تکراری با شخصیت های جدید خلق کنند.
****************************
قبلا هم به زیبایی در وبلاگتان به این مطلب اشاره کرده بودید: "فقط لایه های شیرینتری بر دوای تلخ بی فایده خود کشیده بودند. امروز این جماعت در چنبره دیدگاه های ناموزون خود گیر کرده اند. به پایین خودشان فشار آمده و چانه و دهانشان سرویس شده است. بدبخت مردمی که دنباله رو اینان باشند. کوری عصاکش کوری دگر بود."
http://nikahang.blogspot.com/2004_08_01_archive.html
samira در ۲۷ دی ۱۳۸۸
تو بهترینی. من که همه ی همه ی همه ی کاریکاتورهاتو دوست دارم.
بعدشم کاریکاتوریست یعنی همین دیگه. دوستان اگه اینجوری فکر کنند به درد آقایون فعلی دچار می شوند هاااااا.... از ما گفتن.
omid-war در ۲۷ دی ۱۳۸۸
-4
سلام
از کارتون های قشنگتون واقعن ممنون
من همیشه کارتوناتون رو با اشتیاق دنبال میکنم
اما باید اعتراف کنم که اینبار برای اولین بار از کارتونتون ناراحت شدم
ناراحت شدم چون یه لحظه با خودم کفتم:
یعنی نیک آهنگم با ما نیست؟
ناراحت شدم جون گفتم یعنی این حقیقت داره؟
یعنی میشه کسایی که ما به فکرشون به همراهیشون دل بستیم...
یعنی ما تنهاییم؟!
مارو
منو جونای هم سنم رو ببخشید اگه تند روی کردیم
اگه حرف ناحسابی زدیم.اگه نزاریم حرکی حرفی که فکر میکنه درسته رو بزنه پس جه فرقی با دیکتاتوری که ازش بیزاریم داریم؟...
ببخشد
ناراحت شدیم جون دلامون نازک شده
میخوایم داد بزنیم
داد بزنیم ما هستیم
اما نمیشه
ببخشید
----------
ممنون. حرف‌تان را درک می‌کنم. اما نمی‌خواهم نقش یک سیاستمدار پوپولیست را بر عهده بگیرم که چیزهایی بگوید که همه را با خودم همراه کنم. گمانم انتقاد آزاد و مستقل از سیاسیون و جبه‌های سیاسی مهم‌تر باشد.
کمانگیر در ۲۷ دی ۱۳۸۸
نیک اهنگ جان باید همه تابوها شکسته بشود!!مطمئن باش اگر تو نخواهی این کار را انجام بدهی بزودی افرادی بیشتر این کار را میکنند؟؟؟؟محسن نامجو نمونه این مسئله که خودش تابو ایجاد کرد و خودش شکست!!!!امثال من که حتی خدا هم قبول ندارند پس چکار کنیم؟؟
کمانگیر در ۲۷ دی ۱۳۸۸
نیک اهنگ جان باید همه تابوها شکسته بشود!!مطمئن باش اگر تو نخواهی این کار را انجام بدهی بزودی افرادی بیشتر این کار را میکنند؟؟؟؟محسن نامجو نمونه این مسئله که خودش تابو ایجاد کرد و خودش شکست!!!!امثال من که حتی خدا هم قبول ندارند پس چکار کنیم؟؟
جمال در ۲۷ دی ۱۳۸۸
نیکان عزیز-برای من خیلی جالبه که بسیاری از ولایتمداران جدید کار شمارا مشابه کار کیهان میدونند. وجالب اینه که کیهان خودش مثل همین برادران و خواهران خصلتی ولایتمدارانه داشته و با آفریدن هاله تقدس در اطراف ولایت امر خودش هیچگونه نقدی را بر نمی تابد و ناقدان را همسوی غرب و استکبار جهانی میواند. دقیقا عین برادران و خواهران نیو ولایتمدار خودمان که کلمه کیهان را فقط جایگزین کلمه غرب نموده اند. باعث تاسف است. ولی صداقتشان قابل نقدیر است که میدانیم مثل همه نظام های ولایتمدارانه چه بر سر منتقدانشان خواهند آورد اگر به قدرت برسند.
علی در ۲۷ دی ۱۳۸۸
شما خودتان می دانید که توانایی کاریکاتوریست ها در شکستن تابوهای اجتماعی خیلی زیاده. (کاریکاتور هم جذابیت دیداری دارد هم طنز). برای همین هم ایران امروز و ایران فردا به شما و سینماگران خیلی نیاز دارد. همچنان شجاعت داشته باشید و از کشیدن آیت الله ها که هیچ، امامان و پیامبران را هم موضوع طنزتان بکنید. شما با اینکار قداست هیچ چیز و هیچ کسی را از بین نمی برید، ذهنیت های شبه قداستی و تابو شده را ویران می کنید تا بجایش قداست های راستین خلق کنید. به راهتان همچنان محکم ادامه بدهید و به هرکجای فرهنگی بشری (که ملک عمومی) که دلتان خواست وارد بشوید. ما باید کم کم یاد بگیریم که مال همه مال همه ست.
بردیا در ۲۷ دی ۱۳۸۸
اینکه چند کشور پادشاهی دنیا(زاپن، سوئد، دانمارک، هلند، کانادا، استرالیا، انگلستان، اسپانیا و ...) در میان بالاترین مردمسالاریها و آزادترین سرزمینهای دنیا هستند و ایران، مصر، سوریه، پاکستان، افغانستان، عراق، چین و ... که جمهوری هستن آبرو برای هیتلر در کشورداری و دیکتاتوری خریدن به گمان من یکی از سرچشمه هاش همین برچسب زدن به کسیه که تنها دیدگاهش را بیان می کنهو ما هم همواره در تلاشیم تا از یک آدم که همانند ما دو چشم و دو گوش داره و... بتی برای پرستیدن بسازیم. چاپلوسی و بادنجان دورقابچینیمان هم که بماند.
1 2 3 next مجموعه نتایج: 46 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید