نقش شایعات در جامعه ملتهب
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
در روزهای اخیر، تعداد زیادی سند و مدرک از افراد و دستگاههای مختلف در رسانههای آنلاین منتشر شده است. بعضی از سایتهای خبری غربی نیز بدون بررسی درستی این مدارک، آنها را واقعی قلمداد کرده و اقدام به انتشارشان کردهاند. از سوی دیگر، انتشار مدارکی از سوی یک کارگردان ایرانی با این عنوان که اطلاعات را یکی از اندرونیهای بیت رهبری داده، گرچه میتواند حاوی اطلاعات درستی باشد، اما قابل اثبات بودنش محل بحث است. بنا به گفته چند نفری از تحلیلگران، وجود چند خطا در این مدارک، میتواند اعتبار بسیاری از افراد و نیز خبرهای رسیده از درون کشور را خدشهدار کند، و این چیزی جز خواست دستگاه تبلیغاتی حکومت نیست. برای نظامی که لو رفتن جعلی بودن اخبار رسمیاش نمیتواند مشکل بزرگی باشد، و پاسخگوی شهروندانش هم نیست، فقط راضی بودن حاکمان از انتشار اخبار هدایت شده اهمیت دارد. اما همین نظام، اگر متوجه خطا و گاف خبری مخالفانش شود، با هجوم خود چنان بیاعتبارشان میکند که خبرنگاران خارجی و رسانههای بینالمللی تحت تاثیر همین دستگاه اطلاعاتی فریبنده نظام قرار میگیرند و دیگر این مخالفان را تحویل نمیگیرند.
فرض کنید یک گروه که خود را سخنگوی جنبش در خارج از کشور معرفی میکند، خبری را بدون بررسی به رسانههای غربی بفرستد. بعد از یکی دو روز، جعلی بودن آن خبر ثابت شود. آیا دلیلی برای رجوع مجدد رسانهها به این گروه وجود خواهد داشت؟
اشتباه نکنید! همه ما در کار خبری خطا میکنیم. از خطاهای عادی املایی تا انتشار یک خبر بدون بررسی منابع. روزنامههای بزرگی مثل نیویورک تایمز و شبکههای معظمی مثل سیبیاس بارها چوب چنین اشتباهاتی را خوردهاند.
در روزگاری که نمیتوان دید چه کسی پشت انتشار یک سند از شورای عالی امنیت ملی است، حتما بسیاری تحت تاثیر احتمال سفر رهبر فرارگونه ایران به روسیه قرار میگیرند. اما آیا هیچکس از مقامهای سابق ایران که در خارج از کشور زندگی میکنند و با نامهنگاریهای رسمی و محرمانه هم آشنا هستند، طرف مشورت منتشر کنندگان سند بودهاند؟
وقتی مثلا ثابت میشود که مدرکی در مورد فعالیتهای هستهای ایران که در روزنامهای غربی چاپ شده، جعلی است، آیا نظام استفاده خود را از این خطای خبری نمیبرد؟
یکی از کارهایی که ما باید در خودنویس با دقت انجام دهیم، هرچند بسیار هم سخت است، بررسی چند باره خبرها بدون افتادن در چنبره معطلیهای رسانههایی است که مجبورند تابع سیاستهای وزارتخانههای خارجه آمریکا، هلند و انگلیس باشند. در طول سه هفته اخیر، دهها سند و مدرک برای انتشار به دست خود من رسیده. بسیاری را با بیرحمی پاک کردهام. اعتراف میکنم که کاری بسیار سخت است. دیروز به همین علت مجبور شدم تعدادی از خبرهایی را که به من ایمیل میشد را استفاده نکنم. با وجود این وسواس، آیا ممکن نیست در آینده فریب بخوریم، چرا که نه! اما اگر فهمیدیم، باید به خواننده بگوییم.
در رسانه شهروندی، این قبیل اشتباهات اجتناب ناپذیرند. اما در خودنویس باید با کمک هم به حداقل برسانیم.
سوال اینجاست: از کجا میدانید اخباری که به دست شما میرسد، به نحوی هدایت شده از درون دستگاههای تبلیغاتی دولت و دستگاههای امنیتی به شما نمیرسد؟ از کجا مطمئنید مدرکی که یک «مامور سابق» فرستاده، جعلی نیست. چگونه میتوان خبری را با توجه به این مدارک منتشر کرد، بدون آنکه دانست منبع کیست و چه انگیزهای از انتشار داشته؟
آیا ممکن نیست انتشار بعضی اطلاعات یکسویه، با هدفی خاص انجام گرفته باشد تا رقیبی سیاسی را گوشمالی دهند؟ این وسط آیا روزنامهنگاران بی احتیاط «خراب» نمیشوند؟
----
در این سه هفته که از آغاز کار گذشته، درگیر بسیاری از مسائل خرد و کلان سایت بودهایم، اما آرام آرام به بخشهای کمتر توجه شده هم خواهیم رسید. بخش آموزش از سال ۲۰۱۰ فعالتر میشود. پادکستها یکی یکی تهیه میشوند، فتوبلاگ خودنویس هم راه میافتد.
مشکل «فید» سایت حل شده و میتوان از طریق دنبال کردن فیدهای سایت، مطالب را نیز جستجو کرد. حتما دکمه «فیدبرنر» را در ستون سمت چپ سایت دیدهاید...
خبر مهمتر اینکه از ماههای آینده، بعضی خبرها و مطالب را با کمک دوستان داوطلب به انگلیسی ترجمه میکنیم. این مساله کمک میکند تا جماعت رسانهای غربی، با فعالیتهای مختلف شهروند روزنامهنگاران ایرانی آشناتر شوند.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید