تئوری توطئه مدل کیهان، تئوری توطئه مدل حبیبینیا
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
نگاه انتقادی حبیبینیا به همه چیز، جذابیت خودش را دارد. بدون شک وجود این نگاه باعث ایجاد سوالها و البته مجادلههایی هم خواهد شد. مطلب امروز امید که به دستم رسید، برق از کلهام پرید. یک نفر از همراهان وبلاگ خودنویس به سایت «بالاترین» که تحت مدیریت یک همراه دیگر وبلاگ خودنویس است تاخته بود. به نکاتی اشاره کرده بود که مطمئنا مهدی یحیینژاد بهتر از من یا هر کس دیگری میتواند پاسخشان دهد، اما...
هفته پیش داشتم مطلبی مینوشتم در باره توطئهپنداری روزنامه کیهان درباره ساخت و ساز بالاترین، که آنرا سایتی هدایت شده میدانست از سوی یک اسرائیلی.
یعنی این اسرائیلی بنده خدا چقدر وقت دارد تا این همه لینک را پیدا کند و بگذارد با اسامی مستعار فراوان و از مردم هم بخواهد به این لینکها رای دهند تا نظام اسلامی ضربه بخورد. از آن بدتر، تا بچه مسلمانها فهمیدهاند که چگونه میشود در بالاترین وارد شد، این اسرائیلی آمد و پذیرش عضو را مختل کرد تا اکثریت ۳۰ هزار نفره دست همان اقا باشد.
این آقا که قاعدتا باید مثل هشتپا، پای هشت ترمینال کامپیوتری بنشیند ء هر پایاش با هشت کامپیءتر همزمان کار کند، و عاقبت هم کلی فکر کند و مطلب تولید، بعد هم لینک بدهد به مطالب خودش...
راستش وقتی نگاه کیهانیها به بالاترین را میخوانم و میبینم، به این نتیجه میرسم که تحلیلگران سپاه که نخبهشان اینها باشند، وای به حال مملکتی که قرار است این سپاهیها ادارهاش کنند!
اما مطلب امید که رسید...گفتم یا ابالفضل! چه نشستهایم! هنوز آقای اسرائیلیه نیامده، یک مشت رفرمیست همهچیز طلب گرفتند و بردند این بالاترین را! ای وای! از دست رفت!
...
اما واقعا آیا همه شما اینچنین میبینید بالاترین را؟ مطمئنا میتوان از کاربرانی انتقاد کرد که اساس امتیاز را دادن را تبدیل کردهاند به بده بستان. طرف لینکی را به همه رفقا روی هر چیزی که بتواند میفرستد تا امتیاز بدهند و برود جزو لینکهای داغ. آیا این گناه گردن مدیریت بالاترین است؟
آیا بالاترین شده رسانه رفرمیستها یا رفرمیستهای بدون رسانه از آن استفاده خودشان را میبرند؟
قبل از انتخابات، برایم جالب بود که طرحهای انتقادیام از دو طرف گاه به یک اندازه رای میآورد. خواندن کامنتها البته لطف خود را داشت. بد و بیراه فراوان. بعضیها کار را به جایی رسانده بودند که گویی من ایده را مستقیما از دفتر آبادگران میگیرم! حالا برخی از آن طرف بام افتادهاند! مرا جزو طراحان این طرفی میخوانند.
آیا این خطای مدیریت سایت است؟
آیا نبود رسانه برای بسیاری از طرفداران موسوی، باعث شده که از شبکه بالاترین برای انتقال بهتر حرفهای خود استفاده کنند؟ اگر نمیکردند باید شک میکردیم!
البته حرف من به معنای بیعیب نبودن بالاترین نیست، اما مطمئنا بالاترین نعمتی برای من و همکارانم بوده، که ما را به خود معتاد کرده. شاید امید میتوانست در باره ضررهای اعتیاد به بالاترین بنویسد!
به هر حال، امید در نوشته خود به چند نفری اشاره کرده که دوست دارم این دوستان، اگر پاسخی دارند، خیلی راحت به اینجا بفرستند و خودنویس را خانه خود بدانند.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید