مردی برای تمام فصول
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
شاید بسیاری از ما با بخش بزرگی از دیدگاههای تاماس مور مخالف باشیم. شاید حتی بگوییم که زنباره بودن هنری هشتم منتهی به جدایی عملی دین از سیاست در انگلستان شد. شاید ...اما بعد از خواندن خبر مرگ مرجع بزرگ شیعیان، همان لحظه به یاد سر تاماس مور افتادم. کسی که میدانست مخالفتش با پادشاه او را از قدرت دور میکند و امنیتش هم به خطر خواهد افتاد. من هیچگاه مقلد کسی نبودهام، و گمانم این رویه را ادامه هم بدهم، اما نمیتوانم پنهان کنم که چقدر تحت تاثیر ضرباتی باشم که آیتالله منتظری به مشروعیت رهبری نظام زده است. چه، او بهتر از همه میدانست که حداقل از نظر علمی، حجت الاسلام خامنهای را نمیشود با معلم خانگی در مدتی کوتاه تبدیل به یک مرجع تقلید کرد. اما برای من به عنوان کارتونیست و روزنامهنگار، که از سال ۱۳۷۰ به طور حرفهای درگیر مسائل مختلف زیادی بوده، یک بار ارتباط قلمی با مرحوم آیتالله، تاثیر زیادی در تغییر نگاهم به مراجع تقلید داشته است.
شاگردان مکتب «گلآقا» میدانند که حساسیتهای مذهبی تا چه حد میتواند خطوط قرمز را پررنگتر کنند. به ما در گلآقا گفته شده بود که بسیاری از مراجع، طنز را «لغو» میشمارند، و عملا کشیدن روحانیون، ممنوع بود. گرچه مرحوم صابری یک بار به من سفارش کشیدن سید محمد خاتمی را داد، اما نه برای انتشار.
سال ۱۳۷۶، وقتی مدیر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی از من خواست کاریکاتور هاشمی رفسنجانی را بکشم، ترسیدم، نه فقط به این خاطر که هاشمی رفسنجانی موجود نسبتا ترسناکی بود، که کشیدن یک روحانی بلندپایه بسیار خطرناک بود. اما خطر بزرگتر آن بود که حجتالاسلام زم، آن کار را میخواست به خود هاشمی هدیه کند. هدیه داده شد، اما نه در جلوی چشم همه.
اما کشیدن کاریکاتور هاشمی باز راحتتر بود تا کشیدن کاریکاتور یک مرجع تقلید.
تابستان امسال، با درخواستهای زیادی برای کشیدن رهبر جمهوری اسلامی روبرو شدم. طبیعتا چون هیچ مرجع، یا کسی که به عنوان مرجع شناخته یا به جامعه تحمیل شده بود را نکشیده بودم، نمیدانستم چه پاسخی بدهم.
با تعدادی از دوستان روحانی و یا آشنا با حوزه و حساسیتهای اجتماعی مشورت کردم. یکی از دوستان پیشنهاد کرد نظر آیتالله منتظری را جویا شوم، چرا که جایگاه فقهی او بالاتر از بسیاری از روحانیون قم بود، بالاتر از بسیاری از شاگردان سابقاش.
نامهای به ایشان فرستادم و توضیح دادم که بر اساس حساسیتهای موجود، میخواستم نظر ایشان را هم در باره کشیدن کاریکاتور مراجع تقلید بواسطه احترام زیادی که بخش بزرگی از جامعه برایشان قائل است بدانم. من به خاطر کشیدن کارتون «استاد تمساح» در سال ۱۳۷۸، متهم به اهانت به روحانیت شده بودم، گرچه همه میدانستند که یک تمساح نمیتوانست هیچگاه دروس حوزوی را بخواند و آیتالله شود!
چند روزی نگذشته بود که پاسخ آیت الله منتظری را دریافت کردم. خیلی ساده، قدسی بودن روحانیت را حذف کرد. نگفت «کاریکاتور و طنز، لغو و وهن است»، و بر خلاف روال رایج در سی ساله گذشته، روحانیون را در کنار همه شهروندان گذاشت.
تاکید آیتالله بر این نکته بود که «اهانت» جایز نیست، همین، چه طرف «عالم» باشد و چه نباشد.

بسیاری بر من تاختند که چرا از یک «مرجع» سوال کردهام؟ مگر مراجع اهمیتی دارند و نقشی بازی میکنند؟
جالب اینجا بود که این گروه به نکته بیتوجه بودند که نقش مراجعی چون آیتالله منتظری در جامعه امروزی ما چیست؟ حتی مخالفت آیت الله با حکومت، او را در برابر دین حکومتی قرار داده بود. رجوع بخش بزرگی از مردم به نظر ایشان در مورد آغاز و پایان ماه رمضان از یاد خیلیها نرفته.
من ترجیح دادم نظر یکی از برزگترین متخصصین فقه را بپرسم. نه به عنوان یک مقلد، که به عنوان یک روزنامهنگار که از منابع، بهترین منابع میپرسد. پاسخ آیتالله، نگاه من را نسبت به خیلی از باورهای منفیام به بخش بزرگی از اهالی حوزه پاک کرد.
امروز، نه به عنوان یک مقلد، نه به عنوان یک مسلمان، بلکه به عنوان یک کارتونیست عزادارم. کارتونیستی که سالها دنبال یک روشنفکر در میان حوزویان میگشت، ولی دیر کشفش کرد.
Subscribe to comments feed نظرات (9 نوشته شد):
زنده باد عدالت و آزادگي
يا حق
خدا فردا رو به خیر کنه!
www.sar-ab.blogfa.com
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید