ماجرا خیلی ساده است | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (7)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

ماجرا خیلی ساده است

۲۲ آذر ۱۳۸۸ مهدی جامی

جنجالی که بر سر پاره کردن عکس آقای خمینی راه انداخته‌اند همان نشانه‌های تکراری از بحران‌سازی‌های حاکمیت را در بر دارد. همیشه یک حادثه تک در یک گوشه‌ای اتفاق می‌افتد و همان تک حادثه می‌شود پایه یک جنجال بزرگ. حادثه‌ای که چه بسا در اصل بسیار شبهه‌ناک است. مثل همین ماجرای پاره کردن عکس خمینی در جریان اعتراضات دانشجویی.

 
اولین دعوا طبعا باید بر سر این باشد که اصلا چنین مساله‌ای اتقاق افتاده است یا نه. نمی‌شود که گروهی و جریانی را به کاری و امری متهم کرد بدون تعیین صحت و سقم اصل مساله. اما چون ماجرا اصلا در بنیان خود ساخته شده تا موجی ایجاد شود و اهدافی پیش برود کسی از متهم‌کنندگان لحظه‌ای هم به خود تردید راه نمی‌دهد و نباید هم بدهد. چون به محض وارسی آن ماجرای خودساخته بر باد می‌رود. این است که امروز آقای خامنه‌ای هم اصرار می‌کند که چرا اصل‌اش را انکار می‌کنید؟! بروید صف تان را جدا کنید!
 
نظام مقدس اصولا کارش همین است که مسائل حاد و واقعی را کنار بگذارد و به آن بی‌اعتنایی کند و در عوض عمل به شبهه کند. اگر کسی بگوید جریان کهریزک چه شد جوابی ندارند. اگر کسی بگوید این اتهام‌های واهی به صدها نفر بازداشتی و این دادگاه‌های مضحک چه ربطی به دین و قرآن و عدالت دارد هزار توجیه می‌آورند و سفسطه می‌بافند. اگر کسی بگوید مسئولیت کشتن جوانان را در خیابان و زندان بپذیرید هزار تا مقصر دیگر پیدا می‌کنند.

اما همین نظام مقدس که به هر چه مقدسات است پشت پا زده و همه دین و ایمان را به گروگان خود دراورده و خود را مالک اصلی حقیقت دین و ارزش‌ها می‌داند به پاره کردن عکسی, جنجالی چنین راه می‌اندازد. روش نظام مقدس این است که هر چه با دیگران می‌کند کسی را یارای مخالفت نباید باشد و صدایی از کسی نباید بلند شود اما کوچکترین کاری که دیگران کنند که به مذاق ایشان خوش نیاید با فریاد و جنجال رهبران و هواداران ایشان روبرو می‌شود.

 در دنیای سیاست جایی برای مقدس ماندن نیست. بله هم ناسزا می‌شنوی و هم عکس‌ات را پاره می‌کنند و هم از تو عروسک می‌سازند و آتش می‌زنند و برایت گوجه گندیده پرت می‌کنند. اینکه سیاستمدار هر کار خواست با مردم و زندگی آنها بکند اما مردم نتوانند از گل نازک‌تر به او بگویند که نمی‌شود. سیاستمدار نازک نارنجی بهتر است سیاست را ببوسد و برود نماز و دعایش را بخواند. من مخالف پاره کردن عکس خمینی‌ام و اصلا عکس شاه را هم در همان دوره انقلاب پاره نکرده‌ام اما بر هر کس که بلاهای نظام مقدس را ناشی از او ببیند روا می‌بینم که عکس خمینی را پاره کند. چطور آنها به خود اجازه می‌دهند عکس و پرچم هر کس و هر جایی را پاره کنند و بسوزانند و زیر پا کنند و اصلا حکم تکفیر و قتل صاحب عکس را صادر کنند اما نوبت به دیگران که می‌رسد که خشم خود را با پاره کردن عکسی نشان دهند باید ایشان را به صد تیر بلا و نابتر دوخت و سوخت؟ 
 
و کاش البته در این رگ گردن برافراختن و خشم و خروش صدق و صحتی هم می‌بود و این همه، دستان زدن و داستان پرداختن برای از میدان به در کردن رقیب نبود. اما هست. در تمام این نظام یک جو معرفت و راستی و صدق و اصل و اصول پیدا نمی‌شود. هر چه هست زیر پای اراده «بقا به هر قیمت» خرد و خمیر شده است. 
 
معنای این جنجال چیست؟ ماجرا خیلی ساده است: آقا همراه با اتاق فکرش به این نتیجه رسیده که باید این رقیبان سرسخت را از اصلی ترین ادعایی که مطرح می‌کنند جدا ساخت. این رقیبان از خاتمی و موسوی و کروبی و طیف چپ اسلامی می‌گویند ما طرفدار امام‌ایم و خامنه‌ای است که از خط امام خارج شده است. رهبر می‌خواهد آنها را در موقعیتی قرار دهد که بی‌اعتبار شوند و بین آنها و خمینی فاصله بیندازد. زیرا خمینی سرمایه مشترک هر دو طرف است. خامنه‌ای برای توجیه خود ناچار است به خمینی تکیه کند (هرچند که اصلا دل خوشی نداشته باشد و ترجیح بدهد خودش محور باشد تا خمینی) و موسوی و طیف او هم می‌خواهند خود را پیروان اصیل انقلاب خمینی معرفی کنند و این شاخه از پیروان خمینی را معتبرتر از شاخه حاکم معرفی کنند. 
 
 خامنه‌ای بخوبی می‌داند که رقیبی که به همان منبع مشروعیتی وصل باشد که او هم خود را به همان متصل می‌داند یا باید بداند به آسانی از میدان به در نخواهد شد. این است که می‌خواهد شرایطی فراهم کند که این «برادران سابق» - تعبیری که امروز در سخنرانی‌اش مطرح کرد-  خودشان خواست او را اجابت کنند و کنار بکشند! 
 
 خامنه‌ای که پیداست سر رشته را در تمام این بازی خود به دست دارد می‌خواهد از یک بابت دیگر هم رهبران جنبش را بی‌اعتبار کند. او صریحا در سخنان‌اش می‌گوید که طرفداران شما یک مشت افراد «روزه خوار»اند  که مثلا روز قدس آشکار روزه خوردند؛ کسانی که دنبال اسلام نیستند و اسلامی بودن را از روی جمهوری بر‌می دارند. به تعبیر دیگر، خامنه‌ای کشور را از آن روزه‌گیران و نمازخوانان می‌داند و برای دیگران هر که باشند حقی قائل نیست. اما تفاوت اصلی دقیقا در همین‌جا ست. رهبران جنبش هم خاتمی با شعار ایران برای ایرانیان و هم کروبی با ادامه آن شعار و هم موسوی بویژه در بیانیه ۱۶ خود نشان داده‌اند که چنین نمی‌اندیشند. و اصولا همین اندیشه است که قاتل فرزندان این آب و خاک در سی سال گذشته بوده است.

 
تفاوت اصلی این جاست که خاتمی و کروبی و موسوی نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند و به آقای خمینی هم علاقه‌مندند اما مانع دیگران نمی‌شوند که عقاید دیگری داشته باشند. در مرام رهبران جنبش سبز اجبار و تحمیل وجود ندارد و ایران ملک طلق نمازخوانان نیست. ایران هم برای نمازخوان‌هاست و هم بی‌نمازها. ایران محل زیست و شکوفایی همه ایرانی‌ها از مسلمان و بهایی و ارمنی و زرتشتی و باخدا و بی خداست. و این رهبران سبز توانایی درک و مدیریت ایرانی چنین متنوع را دارند. دولت مسجد و دستگاه تبلیغ دین نیست. آقای خامنه‌ای و هواداران‌اش می توانند بروند پول جمع کنند و مسجد راه بیندازند و اندیشه‌هاشان را به مردم عرضه کنند و برای خودشان رای جمع کنند و به همان نسبت حرفشان را پیش ببرند ولی حق ندارند کشور را با عواید نفتی سرشار به انحصار عده معینی درآورند و باقی را بیگانه بشمارند. مساله این است که شفاف شدن روز به روز این تفاوت اندیشه سیاسی و همراهی بیش از پیش مردم با این رهبران سبز خامنه‌ای را نگران می‌کند و اعتبار گفتمان سیاسی او و رهبری‌اش را بیش از پیش به خطر می‌اندازد. این است که می کوشد دست به هر کاری بزند تا رهبران جنبش را به گوشه رینگ بیندازد.  
 
آقای خامنه ای بسیار بعید است که بتواند موفق شود. او البته نیروهایی در اختیار دارد که می توانند آسیب رسان باشند و از آنها هم بی‌دریغ استفاده کرده است. عملا دست این نیروها برای هر جنایتی باز بوده و هست. اما دست آسیب این نیروها از فکر جنبش دور است. اندیشه را نمی‌توان به زندان انداخت و به چماق و باتوم نرم کرد. اندیشه‌ای که رهبران جنبش آن را نمایندگی می‌کنند اندیشه امروز و آینده ایران است. مقاومت خامنه‌ای و آخرالزمانی‌ها و احمدی‌نژادیست ها و نفتخواران دور و بر ایشان بیهوده است. ایران تنوع فکری و سیاسی خود را درک کرده است چنانکه در جنبش کنونی هم از همه دست اندیشه یافت می شود. از کسانی که به آقای خمینی ارادت دارند تا کسانی که به جمهوری ایرانی فکر می‌کنند. آقای خامنه‌ای طعنه می‌زند که چرا این و آن گروه از موسوی حمایت می‌کنند و او بیدار نمی‌شود تا تبری بجوید! اما این که او عیب موسوی می‌داند حسن او ست. مساله این است که موسوی و رهبران سبز به گفتمان سیاسی خامنه‌ای و نظام مقدس پشت کرده‌اند و قرار نیست که آینده ایران را بر اساس مدل شکست خورده‌ای بسازند که او مظهر و نماد آن شده است. جمهوری اسلامی یا ایرانی مساله اصلی نیست مساله اصلی امنیت و آسایش و شادمانی برای همه ایرانیان است و پیدا کردن ساز و کاری که این مدل تازه از رابطه مردم و دولت را مستقر کند و به هر گروهی به نسبت رایی که دارد در ساختار سیاسی جایی بدهد. در مدل آتی، دولت نمی‌تواند پشت تظاهرات مذهبی و غم روزه‌خواری مردم را خوردن پنهان شود. دولت باید برای روزه خوار و روزه دار یکسان کار کند. این چیزی است که البته برای آقای خامنه ای که رو به زوال دارد درک ناشدنی ست.

ارزیابی این خبر:

4.04

Subscribe to comments feed نظرات (7 نوشته شد):

dal**********@yahoo.com در ۲۲ آذر ۱۳۸۸
درود بر شما. از نوشته تان لذت بردم. یا...هو
bardia در ۲۲ آذر ۱۳۸۸
بسیار زیبا بود -
tor*******@gmail.com در ۲۲ آذر ۱۳۸۸
+
:)
انسانیت در ۲۳ آذر ۱۳۸۸
این زالو صفتان چرا از ۱۰ میلیون معتاد شدن مردم از گسترش خودفروشی از بیکاری و ناامنی و .... شاکی نشدند مگر غیرت و انسانیت ندارند؟
س.ا در ۲۳ آذر ۱۳۸۸
-1
با همه حرفاتون موافقم
کوروش در ۲۳ آذر ۱۳۸۸
مطلبی بسیار سنجیده و آموزنده بود
ممنون آقای جامی
[,hn در ۲۴ آذر ۱۳۸۸
واقعا حق مطلب را با منطق ادا کرده اید.
مجموعه نتایج: 7 | نمایش: 1 - 7

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز
بخش تحلیل خودنویس: اگر توافقی در مذاکرات «هسته‌ای» بغداد حاصل شد، نرخ ارز ناگهان سقوط می‌کند و وابستگان نظام به «خرید» خواهند پرداخت و بعد از دوره‌ای بسیار کوتاه مدت نرخ ارز با شیب زیاد به قیمت‌های اواخر سال قبل و بالاتر خواهد رسید. ...
چرتکه | عباس هرندی

ما را دنبال کنید