فیلهای رسانهای از نفس افتادهاند
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
.موبایل که تا دیروز پیش از انتخابات رسانه پیامک بود یکباره رسانه فیلمهای کوتاهی شد که هیچ خبرنگاری امکان تولید آن را نداشت. شهروندان خود خبرنگار شده بودند.
نظام مقدس از درک رسانههای خرد شهروندان عاجز است. تمام دنیا به موبایل معترضان ایرانی ایمان آورده است و نظام مقدس هنوز آن را باور نکرده است. موبایل که تا دیروز پیش از انتخابات رسانه پیامک بود یکباره رسانه فیلمهای کوتاهی شد که هیچ خبرنگاری امکان تولید آن را نداشت. شهروندان خود خبرنگار شده بودند.
روز پنجشنبه ۳ دسامبر گروه کوچکی در مقابل سفارت بریتانیا در تهران جمع شدند تا به نمایندگی از نظام مقدس بگویند به فیلم شاهدان عینی از قتل ندا آقاسلطان باور ندارند. آنها ساده لوحانه میپرسند چطور میشود که از یک حادثه سه فیلم وجود داشته باشد. این نیست مگر توطئه دشمن که آرش حجازی را از انگلستان برای همین ماموریت به تهران اعزام کرده بود. آنها از ذهنیتی ماقبل رسانههای شهروندی به حادثه نگاه میکنند.
زمانی خبرنگار و سازمان خبری باید خبر را تشخیص میداد و به پوشش آن اقدام میکرد. خبر وقتی خبر بود که حرفهایها آن را میدیدند. هنوز هم این باور در بسیاری از رسانههای دولتی و به روز نشده با روش رسانههای اکنونی رایج است. نمونه کلاسیک آن سازمانهای خبری شوروی و سازمانهای پروپاگاندیست غربی در دوره جنگ سرد است. اما بیخ گوش خود ما خبرگزاری فارس و صدا و سیما و کیهان نمونههای روشنی از این تفکر هستند. آنها فکر میکنند هنوز در دورهای هستیم که سازمان خبری بتواند خبر بسازد و خبر را خبر کند. اما تناقض اندیشه رسانهای آنها جایی خود را نشان میدهد که خبر را نادرست تشخیص میدهند یا عمدا خبر نادرست را میخواهند خبر کنند. اما کافی است یک وبلاگ نویس نادرستی خبر آنها را نشان دهد و این در شبکهای از شبکه های اجتماعی وب وارد شود. دیگر هیچکس آن خبر را باور نخواهد کرد.
زمانی خبرسازی رسانهها به دولت و دستاوردهایش محدود بود و آنچه دولت میخواست. مردم هم معمولا دسترسی به رسانه نداشتند. بنابرین حتی اگر اعتماد هم نداشتند خبر رسمی را دست کم به عنوان موضع دولت میپذیرفتند. اما امروز یک نفر با یک موبایل میتواند سازمانهای خبری متعدد یک دولت را به چالش بکشد. این کاری است که فیلم کوتاه بسیار کوتاه شاهدان عینی از قتل ندا کرده است. این فیلم نشان هیچ خبرگزاری و خبرنگاری را ندارد. کار شهروندی کنجکاو و مسئول است که خبری را که در مقابلاش جریان دارد پوشش داده است. اگر به دست سازمانهای خبری دولتمدار بود، اگر ده سال پیش بود و همین اتفاق افتاده بود، مرگ ندا در سکوت تمام میشد. سانسور روش اداره خبر در سازمانهای پروپاگاندیست است.
شهروند خبرنگار خبرنگار به معنای رسمی نیست اما قادر است نگاه تازهای به اینکه خبر چیست و کجاست بیندازد. او به این اعتبار خبرنگار است که در برابر سانسور میایستد. او تابع بخشنامه و سیاست اداری نیست. خبرنگاری است که خبرهای مردمی را پوشش می دهد. خبرهایی که سازمانهای خبری رسمی ممکن است خبر ندانند یا عادت به پوشش آن نداشته باشند یا توانایی پوشش آن را فاقد باشند. اما شهروندی که موبایل دارد هر جا باشد میتواند خبر را تشخیص بدهد و انتخاب کند و پوشش دهد. میتواند در باره آن پیامکی بفرستد. می تواند همان پیامک را مستقیم در وبلاگی منتشر کند یا اصلا در وبلاگاش بنویسد.
رسانه امروز و فردا بدون کار خبری شهروندان غیرممکن است. عصر گفتار یکطرفه تمام شده است. هزار رسانه هم که حرفی را تکرار کنند همیشه یک نفر یا یک گروه کوچک میتواند آن را بیاعتبار کند. این امکانی است که تازه به دست آمده است و به مردم قدرت بیهمتایی بخشیده است. رسانه مردمی و دموکراتیک بدون حضور مردم و انتخاب آنها و خبرهایی که آنها پوشش میدهند غیر ممکن است. رسانههایی که همچنان بفرموده کار میکنند و شهروندان انتخابگر را به رسمت نمیشناسند و به صحنه آرایی گرایش دارند و خبر را دستکاری میکنند و راست را دروغ و دروغ را راست مینمایند، هر چه باشند رسانه مردمی نیستند. رسانههای مردمی رقیب اصلی رسانههای غیرمردمیاند. این رمز نفرت کودتاچیان و انحصارطلبان و مردمخواران از این رسانهها ست زیرا که به فرمان آنها نیستند. رسانه های خرد ابابیل فیل های رسانهایاند.
خبر تجمع:
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.