آیا آمارهای ارائه شده در «تفسیر خبر» بررسی می‌شود؟ | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (72)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

آیا آمارهای ارائه شده در «تفسیر خبر» بررسی می‌شود؟

۳۰ بهمن ۱۳۹۰ نیک آهنگ کوثر
image

پیشاپیش بگویم که من با هیچ فردی در مجموعه صدای آمریکا مشکلی ندارم، و هر وقت دستم رسیده به دوستانم در آنجا تا حدی که توانسته‌ام کمک کرده‌ام، بی‌منت و کاملا دوستانه و داوطلبانه. چیزی که می‌خواهم بپرسم، اعتباری است که یک رسانه برای خودش قائل هست (یا نیست!). هیچ رسانه‌ای کامل نیست، اما در حد خودش باید برای اطلاع‌رسانی و انتقال واقعیت‌ها به مخاطبان بکوشد. امروز به طور تصادفی برنامه تفسیر خبر را دیدم. البته ضبط شده‌اش را. برایم جذاب بود ببینم دو نفر از فعالان محترم سیاسی دخیل در کنفرانس‌های لندن (دربسته) و پاریس (دربسته) و استکهلم (نسبتا در بسته) پس از از افتادن آب‌ها از آسیاب در باره وقایع روزهای اخیر چه می‌گویند. طبیعی است به عنوان یک ناظر مسائل ایران، نمی‌توانم بسیاری از سخنان بزرگواران را بپذیرم، اما به عنوان نظرهای شخصی‌شان به گفته‌های‌شان احترام می‌گذارم. ولی وقتی آقای محسن سازگارا در جایی گفتند که «سنجش افکار نشان می‌دهد که بیش از ۹۴/۵٪ مردم باوری به رژیم ندارند...معتقدند مشروعیت و لجتیمیسی حکومت کردن نداره و باید عوض بشه»، از خودم پرسیدم که این نظرسنجی می‌تواند بر چه اساسی باشد؟ کدام مرکز آمارگیری و تحقیقاتی‌‌ای توانسته چنین آماری بگیرد؟ کدام حکومت می‌تواند با مشروعیتی ۵/۵ درصدی دوام یابد؟ گفته‌های آقای سازگارا در پاسخ به سوال بیژن فرهودی پیرامون عدم استقبال مردمی از ۲۲ بهمن و تعداد کم شرکت کننده‌ها بود.

 سوال اینجاست که آیا بر اساس تعداد شرکت کنندگان در راه‌پیمایی می‌توان به میزان مشروعیت و یا عدم یک حکومت پی برد؟ میزان آرای ریخته شده به صندوق به چه معنایی است؟ فقط مسائل خانوادگی در شهرستان‌ها؟ اگر صدای آمریکا نتواند دلایل لازم برای آمار و ارقام ادعایی را از آقای سازگارا بگیرد؟ چاره چیست؟ آیا این نخستین بار است که چنین سخنانی با این اعتبار از این رسانه و از این برنامه پخش می‌شود؟ آیا اجرا کنندگان نظرسنجی‌ای که به چنین ارقامی دست یافته‌اند، معتبر هستند و می‌توانند به برنامه تفسیر خبر دعوت شوند و از آنها پرسید که بر چه مبنایی آمار گرفته‌اند؟ 

شنیدن چنین رقمی، یعنی ۹۴/۵٪ مرا یاد انتخابات ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ انداخت. به همان اندازه که آمار رفراندوم بله/نه سال ۵۸ برایم باور کردنی نیست، اطلاعاتی که به عنوان مخاطب از برنامه صدای آمریکا شنیده‌ام برایم دور از واقعیت جلوه می‌کند. چگونه ممکن است به چنین عدد و رقمی رسید؟ آخر چطور می‌شد باور کرد که حکومت پهلوی به هیچ عنوان طرفداری نداشته و ۹۸/۸٪ مردم خواهان جمهوری اسلامی بوده‌اند! 

اما اعتبار و به قول خارجی‌ها «کردیبیلیتی» یک فرد به کارهایی است که می‌کند و کرده و حرف‌هایی است که می‌زند و زده. به عبارت دیگر، گاهی وقت‌ها حرف نزدن می‌تواند اعتبار افراد را حفظ کند! البته نمی‌توان کسی را مجبور کرد که حرف نزند، اما تریبونی که فرد در اختیار دارد و از طریق آن بتوان اطلاعات و آماری را به مردم منتقل کرد که احتمالا واقعیت ندارد، مسوولیت رسانه را افزایش می‌دهد. قاعدتا صدای آمریکا دستور‌العمل‌هایی دارد. قطعا مجری برنامه باید بپرسد که مدعی، ادعایش را از کجا آورده؟ آقای سازگارا در ثانیه‌هایی بعد از ادعای اولیه خود، به سنجش افکار «قلابی» حکومتی اشاره می‌کند آن‌را نادرست می‌داند. ایشان می‌گوید به سختی ممکن است ۳۰در صد مردم (+ و - چند در صد) در انتخابات شرکت کنند.  آقای فرهودی مجری برنامه تنها می‌گوید: «در این باره بیشتر  صحبت خواهیم کرد آقای سازگارا» و چیز بیشتری نمی‌پرسد. آقای فرهودی نمی‌پرسند که چرا وقتی حکومت تنها ۵/۵٪ طرفدار دارد، چگونه می‌توان در باره حضور حداقل ۳۰٪ مردم در انتخابات سخن گفت؟

اما سوال بزرگ‌تر این است که در برنامه‌ای که معمولا باید دیدگاه‌های طرفین مختلف طرح و بررسی شود، چرا باید دو نفر که کاملا همراه و هم‌اندیشه سیاسی‌اند و عملا در یک پروژه سیاسی متحد هم هستند مهمانان دائمی برنامه باشند؟ آیا صدای آمریکا مطابق قواعد مورد توافق رسانه‌ای در ایالات متحده نباید تعادل ایجاد کند؟ مثلا دو نفر کارشناسی که دیدگاه‌هایی متفاوت دارند بیاورد و درمقابل این کارشناسان بگذارد تا از دل بحث‌ها، خیری هم به مخاطب برسد؟ فرض کنید مهمانان دائمی برنامه‌های تحلیلی سی‌ان‌ان فقط و فقط از یک حزب باشند و مستقل‌ها و گروه‌های رقیب جایی برای ارائه تحلیل نداشته باشند.

مجری محترم برنامه نیز به عنوان کسی که وظیفه‌ اداره برنامه را دارد، مساله کنفرانس «الجنادریه» و حضور آقای نوری‌زاده و سخنان وزیر اطلاعات را مطرح می‌کند. طبیعی است که از مهم‌ترین خبرهای روز است و چه کسی بهتر از جناب نوری‌زاده می‌توانند به ادعاهای رسانه‌های جمهوری اسلامی و وزیر اطلاعات پاسخ بدهند. اما سوال بزرگ‌تر اینجاست؛ به یاد ندارم که پس از ماجرای «الماس فریب» وقتی بنده و آقای مهرداد خوانساری مهمان برنامه «افق» صدای آمریکا بودیم، از آقای نوری‌زاده نیز برای بحث دراین باره دعوت شده باشد تا به ادعاهای مطرح شده پاسخ بگویند؟ به هر شکل ایشان به عنوان کسی که به این رسانه مرتبط هستند می‌توانستند بر دانسته‌های مخاطبان بیافزایند.

به عنوان کسی که دلم می‌خواهد جمهوری اسلامی جایش را به یک حکومت کاملا دموکراتیک بدهد، نمی‌توانم با اطلاع‌رسانی خطی و غیر واقعی که نهایتا اسباب تفریح حاکمان نظام می‌شود موافق باشم.

خودنویس آمادگی کامل برای انتشار و البته بررسی پس از انتشار نظرسنجی مورد نظر آقای سازگارا را دارد. از کارشناسان هم برای بررسی دعوت می‌کند. همچنین فضای پاسخ به سوال هم کاملا در اختیار ایشان است.

 

از ۲۳:۴۳ به بعد مشاهده کنید

ارزیابی این خبر:

3.65

Subscribe to comments feed نظرات (22 نوشته شد):

خوشنویس در ۳۰ بهمن ۱۳۹۰
موجبات انبساط خاطرمان را پدید آوردی نیکی جان، [...]
-----
خودنویس: لطفا کامنت بعدی‌تان را محترمانه بنویسید. با احترام
beh***@me.com در ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
جالب!
من که از ابتدا فرض را -برای خودم- بر این قرار دادم که آمار رفراندم سال ۵۸ درست بوده است و من از جملهٔ دو درصدی‌ها بوده‌ام. البته آن دو درصدی ها لزوماً خواهان بازگشت خودکامگی شاه نبودند. با آمدن رژیم اسلامی مخالف بودند.
ایدهٔ دموکراسی بر خلاف تصور عموم، حق حاکمیت اکثریت نیست. اکثریت برای حکومت کردن به دموکراسی نیازی ندارد و تقریباً در همه‌جای دنیا -بجز مواردی استثنایی چون دوران آپارتاید آفریقای جنوبی- با هر شکل حکومتی صورت می‌پذیرد.
دموکراسی در مفهوم مدرن آن به ویژه دربارهٔ حق اقلیت است و نه حکومت اکثریت.
اما سونداژ، بر فرض که در رژیم اسلامی شدنی هم باشد، یک فرایافت مدرن است برای طراز نیازهای اقشار مختلف جامعه. و مبنای آن هم می‌بایست شمارش «شهروندان» یک کشور باشد که متکی به فردیت فرد خود، در قبال امور سیاسی جامعه نظر می‌دهند. آیا چنین چیزی اصولاً در رژیم اسلامی قابل تصور است؟
آنچه می‌ماند یک ارزیابی از توازن نیروهای اجتماعی در راستای دستیابی به یک هدف مشخص است. این هدف مشخص سرنگونی رژیم اسلامی نیست. حاکمیت مدرنیته است. برکناری رژیم اسلامی تنها یک «تولید جانبی» از دستیابی به این هدف است.
بنابر این، اگر هدف از سرشماری، شمارش رئوس گلهٔ گوسفند باشد، تعداد رئوسی که رژیم اسلامی به آنها اتکا دارد بیش از «رئوسی» هست که از آنها هراس دارد. این آمار عجیب و غریب را لابد همان‌هایی تهیه کرده‌اند که معتقدند در انتخابات گذشته موسوی پیروز شده بود!
ارزیابی شرایط اما، به چنین آمارهای شکمی نیاز ندارد. انقلاب اسلامی تا سرنگونی حکومت محمدرضا شاه یک انقلاب شهری بود. پس از کسب قدرت، رژیم اسلامی به سرعت پایگاه خود را از شهر به روستا (و روستائیان مهاجر) منتقل کرد که البته صدام هم در این امر کمک جانانه‌ای کرد. البته جامعهٔ غیر شهری سنی مذهب از این قاعدهٔ کلی مستثنی است. نمی‌خواهم از موضوع دور شوم ولی در سال ۵۷ هم یک «اقلیت شهری» حکومت را ساقط کرد.
رزمگاه واقعی این بار نیز جامعهٔ شهری است. با این تفاوت که رژیم اسلامی بر خلاف رژیم پیشین، به خوبی بر آن واقف است.
این وقوف به شرایط، سی سال نتیجه داده است. اما این بار، با یک اتحاد متشکل و واحد نیروهای تجددگرا، در تقابل با آن رژیم به همان اندازه کارآمد خواهد بود که در ارسال تروریستهایش به بانکوک!
tak*****@gmail.com در ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
اینها ملت رو عادت دادند به این طرز آمار در کردن
dara hakhamanesh در ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
-1
ممنون جناب نیک اهنگ کوثر یکیب از اشکالات مهم برنامه تفسیر خبر همان گونه که مرقوم داشته اید هم نظر بودن این اقایان است بنده بدون ان که قصد و نیت خاصی داشته باشم ضروری میدانم اضافه کنم که زمانی که اقای چالنگی این برنامه را اداره میکرد وسواس بیشتری به خرج میداد و به خصوص در زمینه امار و ارقام موشکافی بیشتری میکرد. با احترام
من نمیدونم آقای سازگارا آمار را از کجا آورده اما این امکان هست، به ویژه در ایران، که درصد کسانی که از یک رژیم خوشنودند بسیار پایین تر باشه از درصد شرکت کنندگان در انتخاباتی که آن رژیم برگزار می کنه. به این دلیل ساده که شرکت در انتخابات ممکنه به معنای امید به تغییر، هر چند کوچک و شانسی، باشه و نه تایید رژیم.
بنابراین ممکنه که مثلا ۲۰ درصد از کسانی که نمی خواهند سر به تن رژیم باشه در انتخابات شرکت کنند تا شاید تغییری هر چند کوچک به وجود بیاد. به علاوه آنها راه دیگری نمی بینند چون سرکوب شدیده و دانش سیاسی هم ندارند و تشکیلات مخالفی هم در کشور نیست. ضمنا، همیشه دیده ایم که تا کسی در ایران اعتراضی هر چند ضعیف در مخالفت با اوضاع می کنه، چگونه مورد استقبال مردم قرار می گیره.
درصدی هم به دلایلی کاملا غیر سیاسی در انتخابات شرکت می کنند. برای آنها فرقی نمی کنه چه رژیمی سر کار باشه. اگر هم نظر آنها را در باره جمهوری اسلامی جویا بشی، خواهند گفت این یا آن، چه فرقی می کنه، همه شون یکجورند!
به هر حال، کسانی ایران آزاد آینده را رقم خواهند زد که آگاهانه و فعالانه در انتخابات شرکت نمی کنند. منظور من از "فعالانه" اینه که به دیگران هم می گویند که چرا نباید در انتخابات شرکت کرد.
hav********@yahoo.com در ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
-4
با سلام
من خودم بر ها تلاش کردم که این نکته را یاداوری کنم:
درست است که ما مخالف رژیم هستیم ولی این دلیل نمیشود که از دشمنان ایران دفاع کنیم چون مخالف رژیم هستیم برای نمونه
-هواپیمای بدون سرنشین: تمام دنیا میگویند که اینا موفقشدند این کار را انجام دهند ولی هنوز این آقایان میگویند ماکت است.
-ایران توانسته ۳۰۰۰ دستگاه پرقدرت تر بسازد و نسب کند اینها میگویند این چیزی نیست
-چرخی سوخت تکمیل شده و اینها ۲۰ درصد غنی میکنند امین آگی نوریزاده میگفت اینها نمیتوانند این کار را بکنند .
-میله ای سوخت را درست و نسب کردند.
-در سوریه بر طبق اظهارات "فیسک" القاعده دارد سر میبرد ولی کسی چیزی نمیگوید.
- آقای نوریزاده بهتر است ویدئو سخنرانی خود را بگذرد تا ما ببینیم که ایشان واقعن میگوید "پارسیان گلف" و باقی به وی اعتراض میکنند ....منتظریم.
-کار به جائی رسیده که از اسرائل و عربهای پارسیان گلف حمایت میشود ما باید این را بدانیم که اسرائل و این عربها همیشه مخالف ایران بودند چه زمان شاه و چه حالا .
این رژیم باید سرنگون شهر ولی نه با اتحاد با دشمن .
در رابطه با تفسیر خبر هم نظر شما کاملا درست است ..کند وقته پیش با این ۲ نفر خانومی از reuters هم بود که نقطه نظراتی متفاوت با این ۲ نفر داشت و کاملا منطقی بود .
از این مثال ها زیاد است ولی بازهم میگویم برای سرنگونی این رژیم نباید دانش مندان ایرانی را بکوبیم و دست آورد هایشان را کوچک کنیم تا به خیال خود با رژیم مبارزه کنیم.
خوشنویس در ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
آیا آنقدر شرافت روزنامه نگاری در مجموعه دست اندرکاران سایت خودنویس باقی مانده است که پاسخ دهند به چه دلیل کامنت بنده که پاسخی بوده به این نوشته شما را متهم کرده اید به غیر محترمانه بودن؟ چرا کامنت دوم بنده منتشر نشده است؟ کجای کامنت بنده "محترمانه" نبوده است؟

آقای کوثر، با شما هستم! اگر صدای مخالف را در سایتتان خاموش میکنید مکتب روزنامه نگاری شما چه تفاوتی دارید با مکتب جمهوری اسلامی؟
باز هم سوال میکنم، آیا آنقدر شرافت روزنامه نگاری در شما وجود دارد که پاسخ دهید: به چه دلیل نظرات مخالف را منتشر نمیکنید؟
nad*****@yahoo.ca در ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
آقای عزیز،
وقتی که خارج از محتوی و یا به قصد تحقیر نویسنده نظری نوشته می‌شود، از وظایف کادر سردبیری است که از نشر آن جلوگیری به عمل آورند. آیا خون شما بجوش نخواهد آمد که شخصی بجای نقد نوشته شما، شما را تحقیر کند و به تمسخر گیرد و به خوانندگان القاء کند که شما ابلهی بیش نیستید و تمام نوشته از روی همین ساده نگری و نادانی شما است؟ این طرز مفابله با مطلب شما نه تنها حتک حرمت ذاتی شما است که اهانت به جمیع خوانندگان مظلب شما نیز هست. آیا شما بعنوان سردبیر اجازه اهانت به شما و دیگران را خواهید داد؟
دیگر خود دانید.

البته باید بگویم که بنده از محتوای نظرات اول و دوم شما آگاهی ندارم، ولی تجربه شخصی دارم که نظرات من هم به عللی که ذکر کرده‌ام یا نشر نیافته و یا حذف شده و بعد از کلاه قاضی کردن، متوجه اشتباه خویش شده‌ام.

شاد و مسرور باشید
mel******@yahoo.com در ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
در فرهنگ رایج ایرانیان حمله به شخص نویسنده (و یا گوینده) عملی است که متاسفانه بسیار دیده میشود. ما ناخودآگاه به این امر میپردازیم و تا آنزمانی که بین تحقیر و حمله به اشخاص و نقد معقولانه نوشته‌ها، عقاید و گفتارهای آنان فرقی قایل نشویم، دارای جامعه‌ای که طاقت تحمل نقد را داشته باشد نخواهیم بود.
آقای خوشنویس. خودنویس حتما کامنت‌هایی که با زبان تحقیر یا تصغیر به جای پرداختن به محتوای بحث، گوینده را هدف قرار می‌دهند را حذف یا اصلاح کند.
اگر کامنتی در باره محتوای بحث دارید، استقبال می‌کنیم.
raf**@mclink.it در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
البته این قاعده در مورد برخی چون عنصر مجازی ای که نام جباری برای خود انتخاب کرده ( چون جرئت امضا با نام حقیقی را ندارد) صدق نمی کند. ایشان می توانند برخورد شخصی داشته یاشند،دروغ بنویسند، بر احنرامی بکنند......
zed در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
آقای رافت، اشخاص حقیقی مثل آقای دلخواسته را فراموش کردید !
kor************@yahoo.com در ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
-3
با کمال تعصف باروی کار امدن مدییت جدید در این شبکه خبری رویکرد شبکه از تحلیلی وخبری به سرگرمی تقییرکرده وافول اینگونه برنامه ها بیشتر مشخص شده اقای چالنگی با داشتن مدیریت مثال زدنی باعث میشد مهمانها پختگی بیشتری نشان دهند اما اقای عسگر با تقییر رویکرد بسیاری از بینندگانش را از دست داده وعجیب اینکه بارها با صحبتهای بیخود از ج.ا ظلم .جور وفساد حمایت کرده.نگاه این شبکه سرگرمی و خوانوادگی میباشد وشما نیز جدیش نگیرید
خوشنویس در ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
-1
اگر فضای خودنویس، جایی میبود که بنده بدون نگرانی از اینکه نظرم تائید میشود یا خیر، نظرم را ابراز میداشتم، مطمئناً کار دشواری نبود که به نقد نوشته های آقای کوثر بپردازم.

1. آقای نیک آهنگ کوثر در این نوشته آسمان را به زمین دوخته است. بحث اش بر سر برنامه تفسیر خبر است یا بر سر کنفرانس های لندن و پاریس و استکهلم یا بر سر مدحی؟ همه اینها را زیر تیتر «آیا آمارهای ارائه شده در تفسیر خبر بررسی می‌شود؟» آورده است. آمار ارائه شده در تفسیر خبر چه ارتباطی دارد به کنفرانس استکهلم؟
میبینید که دامنه بحثهای مطرح شده، آنقدر وسیع است که عملاً جایی برای پاسخگویی نمی گذارد و بیشتر به نوعی عقده گشایی میماند تا یک انتقاد سازنده از یک برنامه تلویزیونی.

2. کیفیت یک برنامه را برنامه سازان و شرکت کنندگان در آن برنامه تعیین می کنند. قبول داریم که برنامه تفسیر خبر از پربیننده ترین برنامه های سیاسی است. باید از آقای کوثر سوال کرد که چه چیزی غیر از "علیرضا نوری زاده" و "محسن سازگارا" تفسیر خبر را، "تفسیر خبر" کرده است؟ این برنامه زمانی پربیننده شد که این دو بزرگوار در آن دیدگاه های خود را مطرح کردند. حال آقای کوثر از این مسئله نگرانند که چرا این دو نفر در این برنامه ثابت حضور دارند! خوب دوست من! پیداست که علت حضور این بزرگواران در این برنامه، خواست بینندگان تفسیر خبر است به گواهی پربیننده بودن برنامه.

3. بنده به عنوان یک بیننده، بسیار دوست دارم که آقای کوثر هم در یک برنامه تلویزیونی دیگر حاضر باشند و نظرات خود را مطرح کنند. اما اگر برنامه ایشان مثل برنامه تفسیر خبر پربیننده نشد، تقصیر از خود ایشان است نه از دیگران. همزمان میدانیم که باید بین میهمانان یک برنامه به نوعی بالانس و توازن برقرار باشد. یعنی نمیشود یک فرد با دانش و تجربه سیاسی محدود را کنار فرد دیگری با دانش بالا و تجربه زیاد نشاند و انتظار داشت که برنامه موفق شود. مثل این است که از شجریان بخواهید با ساسی مانکن مشترکاً کنسرت بدهد!

4. بنده هیچ نسبتی نه با صدای آمریکا دارم نه با این بزرگواران. قصدم فقط این است که این مسائل برای آقای کوثر روشن شود. به باور من، و با استناد به صفحات فیس بوک ایجاد شده جهت افزایش زمان برنامه تفسیر خبر، انتقاد آقای کوثر به این برنامه برخلاف خواست بینندگان این برنامه و متاسفانه مطابق میل روزنامه کیهان است!

5. آقای نیک آهنگ کوثر فرموده اند: «کدام حکومت می‌تواند با مشروعیتی ۵/۵ درصدی دوام یابد؟» انتظار دارید بنده چه پاسخی به این گفته ایشان بدهم؟ خیلی خیلی معذرت میخواهم! اصلاً قصدم "تصغیر" و "تحقیر" نیست، اما از نظر من این یک پرسش کودکانه است و برای این گفته ام دلیل دارم.
آقای کوثر عزیز! 22 بهمن امسال را دیدید؟! در تهران 12 میلیونی، به استناد گزارش خبرگزاریهای خارجی، که خبرنگار هم در تهران داشتند، 30 هزار نفر به خیابان آمدند! آنهم با برنامه ریزیهای از پیش انجام شده و بسیج تمام توان حکومت. آقای کوثر! این نسبت در سایر شهرهاهم برقرار بود. نمی خواهم عدد 30 هزار را بر 12 میلیون تقسیم کنم تا به عدد 2 درصد برسم! اما در "شریعتمداریانه" ترین حالت محاسبه، با در نظر گرفتن سایر شهرها و روستاهای کوچک، به میزان 5 درصد به زور و تهدید به خیابان آمدند. آقای کوثر! از این میزان که به خیابان آمدند، به جرات 50 درصدشان کارمند و معلم و دانش آموزانی بودند که به اجبار آمدند. امیدوارم توانسته باشم کمی در حل مسئله آمار کمک کرده باشم!

6. در پایان پاسخ و نظرم، بنده فقط اکتفا می کنم به تکرار این جمله از خود ایشان و از ایشان تقاضا می کنم مجدداً این پاراگراف را این بار با دقت بیشتر بخوانند:
اعتبار و به قول خارجی‌ها «کردیبیلیتی» یک فرد به کارهایی است که می‌کند و کرده و حرف‌هایی است که می‌زند و زده. به عبارت دیگر، گاهی وقت‌ها حرف نزدن می‌تواند اعتبار افراد را حفظ کند...

(امیدوارم این کامنت بتواند از شورای نظارت بر کامنتها تائیدیه بگیرد!)
آقای خوشنویس، آقایان سازگارا و نوری‌زاده عضو «یک» حرکت سیاسی هستند. پس منافع مشترک دارند. کسانی که منافع مشترک دارند وقتی در رسانه‌ای کار مشترک هم می‌کنند، می‌توانند از تریبون موجود در جهت همان منافع استفاده لازم را ببرند. این باید به مخاطب توضیح داده شود.

اگر جنابعالی به برنامه‌های این بزرگواران علاقه دارید، سلیقه شماست و محترم است. من نمی‌توانم برای سلیقه شما حد و مرزی تعیین کنم. تنها می‌توانم بگویم وقتی اطلاعات احتمالا نادرست به مخاطب داده می‌شود، کسی باید مسوولیت بپذیرد.

بنده به کاری که الان می‌کنم علاقه بیشتری دارم تا اینکه بروم در برنامه‌ای تلویونی و اطلاعات اشتباه به مخاطبان بدهم.

مخاطبان برنامه حتما محترمند، اما اینجا ماجرای "مار و مار" است گویا. انگار دوستان نمی‌خواهند رسانه‌های مدرن دنیا را ببینند و می خواهند بر اساس خواست و علاقه خود رسانه را تعریف کنند.

در مورد بحث «الماس فریب»، این رسانه می‌بایستی همه جوانب را بررسی می‌کرد. این یک قاعده کلی در رسانه‌های آمریکایی است و حتی می‌تواند منتهی به قطع همکاری با یک فرد بشود. در برنامه افق از کسی که با سردار مدحی گفتگو کرده بود، یا کسی که میزبان او بوده دعوت کرد، اما از جناب آقای نوری‌زاده به عنوان کسی مدحی را دارای اطلاعات مستند معرفی کرده بود، دعوت نکرد. به دلیل همکاری جناب نوری‌زاده با صدای آمریکا، عدم دعوت از آقای نوری‌زاده به برنامه افق برای توضیح بیشتر جای سوال داشت.
خوشنویس در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
1. اگر از میان هر 20 نفر طرفدار حکومت، تنها 1 نفر به خیابان آمده باشد. (در حالیکه طرفداران جمهوری اسلامی، با تمام قوا وارد صحنه شدند تا مشروعیت از دست رفته را تا حدی جبران کنند. و نسبت 20 به یک، بسیار نسبت پایینی است.)

2. اگر جمهوری اسلامی، دانش آموزان و کارمندان و معلمان را در انتخاب اینکه به راهپیمایی بیایند یا نه آزاد می گذاشت. (در حالیکه جمهوری اسلامی به عناوین مختلف، اقشار مختلفی از جمله کارمند و... را به خیابان کشانده است.)

3. اگر طرفداران جمهوری اسلامی 5.5 درصد باشند.

از تهران 12 میلیونی، باید 33 هزار نفر به خیابان آمده باشند:

12 میلیون، ضرب در 5.5 درصد، تقسیم بر 20 میشود 33 هزار، لذا با یک حساب ساده میتوان آمار ارائه شده را با نسبت قابل قبولی، صحیح دانست.
چراکه بنا به گزارشات مختلف، تعداد شرکت کنندگان در حدود 30 هزار نفر برآورد شده است.

هر وقت مسئله آمار برایتان هضم شد، اعلام کنید تا برویم سر بحث دیگرتان که میفرمایید تفسیر خبر دارای یک دیدگاه است!
نخیر، قابل هضم نیست. بر اساس چه منبع آماری تعداد کسانی که آمده بودند را شمرده‌اند؟ می‌توانید لینک بدهید؟ کدام گزارش‌ها را می‌فرمایید؟
خوشنویس در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
متاسفانه لینک مربوط به خبرگزاری فرانسه را نتوانستم پیدا کنم. مجبورم شما را ارجاع دهم به خبرگزاری فارس!

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901122000474
دوست محترم. لطف کنید هر وقت توانستید لینک درستی بگذارید. لینک فارس هم کار نمی‌کند.
خوشنویس در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
لینک کار می کند آقای کوثر نازنین! دوباره سعی کنید! عبارت «خبرگزاری فرانسه 30 هزار نفر» را گوگل کنید! یکی از لینکهای زیر را ببینید:

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13901122000474

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901122000474

کاری کنید که خدای نکرده احساس نشود دارید اطلاعات احتمالا نادرست به مخاطب می دهید. جملاتتان را باید با طلا نوشت! مخصوصاً آنجایی که نوشته اید: «وقتی اطلاعات احتمالا نادرست به مخاطب داده می‌شود، کسی باید مسوولیت بپذیرد» یا آنجایی که نوشته اید: «گاهی وقت‌ها حرف نزدن می‌تواند اعتبار افراد را حفظ کند» بنده منتظر مسئولیت پذیری شما و... هستم!
ممنون. لینک آن زمان بالا نمی‌آمد، الان دیدم و متشکرم. با یکی از خبرنگاران سابق رویترز در این باره حرف زده‌ام. می‌گوید نمی‌توانیم دقیقا بگوییم چند نفر آمده‌اند. بر اساس روالی که ایشان گفت، می‌توانند بگویند ده‌ها هزار، یا صدها هزار نفر شرکت کرده‌اند.

اما اگر با روش‌های آماری با دقت بیشتر شمارش شده باشد، می‌توان به رقم دقیق‌تری رسید. ممنون می‌شوم لینک‌های بیشتری نیز بفرستید تا بررسی بهتری انجام شود.

خبرگزاری‌های مختلف البته آمارهای متفاوتی دارند:

http://english.peopledaily.com.cn/90777/7726513.html
http://english.cntv.cn/20120211/113807.shtml
چینی‌ها می‌گویند صدها هزار نفر. که البته به خاطر رابطه مثبت با ایران نمی‌تواند قابل اطمینان باشد.

http://www.indybay.org/newsitems/2012/02/12/18707150.php
می‌گوید صدها هزار.

ده‌ها هزار نفر.
http://www.jpost.com/IranianThreat/News/Article.aspx?id=257372
http://www.reuters.com/article/2012/02/11/iran-nuclear-ahmadinejad-idUSL5E8DB03D20120211
http://www.rferl.org/content/iran_anniversary_islamic_revolution/24480545.html
http://www.globalpost.com/dispatch/news/regions/middle-east/120211/iran-tehran-mahmoud-ahmadinejad-speech-anniversary
http://abcnews.go.com/International/wireStory/state-rallies-iran-mark-1979-islamic-revolution-15561267#.T0NSjczgUhA

اسوشیتد پرس منبع خبر ای.بی‌.سی است، و با می‌گوید ده‌ها هزار نفر در تهران.

http://en.ria.ru/world/20120201/171066369.html

می‌گوید هزاران


به نظر من، ده‌ها هزار قابل قبول‌تر از صدها هزار است، اما باز رقم دقیقی نمی‌دهند. یعنی آنچه همکار سابق رویترز می‌گوید به قاعده نزدیک‌تر است.

فارس همچنین این را هم دارد:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901122000549
که طبیعتا با عقل جور در نمی‌آید
خوشنویس در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
جمهوری اسلامی باید از شما متشکر باشد!

دوست گرامی؛ شما هیچکدام از فرضهای 1 و 2 را ندیده اید. بنده عرض کردم اگر از هر 20 نفر 1 نفر آمده باشد و اگر اجباری در رفتن به راهپیمایی نمیبود.

5.5 درصد جمعیت تهران میشود 660 هزار نفر، فرض بنده مبنی بر اینکه از 20 نفر 1 نفر آمده باشد، به این منظور بود که بگویم در خوشبینانه ترین حالت همان عدد 30 هزار درست است.
بنده معتقدم به جرات، از هر 3 نفر طرفدار حکومت، 2 نفر در راهپیمایی شرکت داشته اند. بنده معتقدم بسیار از کسانی که به راهپیمایی رفتند، به اجبار رفتند. شما میتوانید طور دیگری فکر کنید!

اگر هدفتان از مطرح کردن این مسائل، این است که در تفسیر خبر اسم شما اعلام شود و اسم سایت خودنویس آورده شود که بحث کردن بی فایده است.

آقای کوثر! سئوالات زیادی مطرح است در رابطه با این نوشته تان، مسائل زیادی را مطرح کرده اید. از کنفرانس ها بگیرید تا مدحی تا تفسیر خبر. فکر می کنم لازم است شما هم کمی احساس مسئولیت کنید.
به نظر من رژیم ایران باید از کسانی متشکر باشد که واقعیت برای‌شان به خاطر منافع سیاسی بی اهمیت است. جعل واقعیت همان کاری بود که قبل از انقلاب انجام شد. مدعی بودند که شاه هزاران هزار نفر را کشته. گفتند در میدان ژاله ۳۰۰۰ نفر کشته شده اند. این عددسازی‌ها را عمادالدین باقی رد کرد.

اگر شما به روش‌های غیر واقعی برای تغییر نظام علاقه دارید، میل خودتان است. جنگ روانی طبیعتا از روش‌های مورد علاقه بسیاری از در اپوزیسیون است. چیزی که من در برنامه تفسیر خبر شاهد بودم، بیشتر به جنگ روانی علیه رقیب سیاسی می‌ماند تا تفسیر خبر.
خوشنویس در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
[...]

[...]

تغییر نظام با کدام روش غیر واقعی جناب کوثر؟ نخیر! لابد باید مثل شما پشت پنجره نشست و هرهر کنان به دیگرانی که تا پای جان مایه گذاشته اند خندید و ادعا فروخت؟

بنده مایلم در رابطه با تمام مسائلی که مطرح کرده اید از شما سئوال کنم.

اگر نمی دانید، بدانید که هیچ سنجش افکاری نمی تواند ادعا کند که نتایجش کاملاً منطبق بر جامعه است. تمام سنجش افکارها با قید "نسبت قابل قبول" مطرح میشوند. بنده معتقدم سنجش افکاری که اعلام شده در آن 95.5 درصد مردم ایران جمهوری اسلامی را نمی خواهند با "نسبت قابل قبولی" صحیح است. شواهد امر بر این مسئله صحه میگذارند. نمونه های بسیاری از جمله راهپیمایی امسال را می توان به عنوان فاکت ارائه نمود.

امیدوارم مسئله میزان بالای عدم محبوبیت جمهوری اسلامی برایتان کمی زود تر هضم شود. چرا که مسائل زیادی را طرح کرده اید و دوست دارم به آنها هم پرداخته شود...
برای اینکه با مساله نظرسنجی آشنا شوید، می‌توانید سخنان آقای دکتر قاضیان را با دقت بخوانید. می‌تواند برای بسیاری آموزنده باشد.
خوشنویس در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
اتفاقاً همین سخنان آقای دکتر قاضیان مهر "رد" میزند بر همین نوشته شما! دوست عزیز!

جمهوری اسلامی کار خود میکند، دوستانی که در کار "سنجش افکار" هم هستند، کار خود میکنند. اینکه نظر سنجی ها مخفیانه انجام میگیرد، نمی تواند دلیلی باشد برای اینکه هیچ نظرسنجی ای انجام ندهیم! لذا پیشنهاد میکنم، مشخصاً یک بار دیگر سخنان دکتر قاضیان را با دقت و عمق بیشتر مطالعه بفرمایید. نکاتی که ایشان مطرح کرده اند میتواند راهنمایی باشد برای طرح سئوالاتی جدی تر از سوالاتی که تاکنون مطرح شده است.
تمام بحث جنابعالی این است که آمار آقای سازگار درست است. من هم بر اساس سخنان دکتر قاضیان نمی‌توانم نه سخن جناب سازگارا، و نه دنبال کنندگان منطق ایشان را جدی بگیرم و بپذیرم. اعلام ۹۴/۵٪ بر اساس نظر آقای قاضیان، غیر علمی است، و چنین آماری متناسب با تعریف ایشان، غیر واقعی است.
خوشنویس در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
دوست عزیز، مگر استناد شما به سخنان منتشر شده دکتر قاضیان در سایت خودتان نیست؟ تا جایی که بنده مطلب را خواندم ایشان در هیچ کجا نگفته اند چنین آماری "غیر واقعی" است. ایشان حالت های مختلف انجام نظرسنجی را بررسی کرده اند و در مقابل هر حالت سئوالاتی مطرح کرده اند. سئوال شما با سئوالات ایشان فرق دارد. اگر متوجه نشدید و لازم است، بفرمایید بیشتر توضیح دهم.
طبیعی است که نگاه شما بر اساس موضع‌تان مانع درک بهتر سخنان دکتر قاضیان شده است.
خوشنویس در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
شما بفرمایید کجا ایشان گفته اند این آمار "غیر واقعی" است؟ "غیر واقعی" عبارتی است که شما در دو کامنت قبل استفاده کردید.
گمانم اگر همینطور اینجا ادامه دهیم، در هر خط فقط یک کلمه باقی می‌ماند!

آقای قاضیان می‌گوید: «اگر کسی از این ارقام دقیق در سطح ملی با من حرف بزند، من خواهم گفت که الان نظرسنجی در سطح ملی، آن هم در باره چنین سوال حساسی، غیر ممکن است و نمی‌توان چنین کاری انجام داد» پس چگونه یک نظر سنجی غیر ممکن می‌تواند واقعی باشد؟ چون شما اصرار بر درستی نظرسنجی اعلام شده دارید، لطفا از خودتان مایه بگذارید و با اسم غیر مستعار از این نظرسنجی دفاع کنید تا اگر لازم شد، از با شما گفتگویی انجام گیرد. بنده به دوستان صدای آمریکا نیز پیشنهاد می‌کنم با شما تماس بگیرند تا به شفاف کردن نگاه‌ها در مورد آمار ۹۴/۵٪ کمک شود.
خوشنویس در ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
بله اینجا جا تنگ است! من هم احساس می کنم جا تنگ است! امیدوارم در خودنویس خداقل جا برای منطق تنگ نباشد. چرا نصف پاراگراف دکتر قاضیان را آورده اید؟! ایشان میگویند این کار صورت نمیگیرد مگر به دست سارمان دولتی یا نیروی مستقل مخالف. و برای هر کدام قیودی کاملاً منطقی میگذارند. این با بحث شما که با انکار آغاز میشود متفاوت است. دید ایشان به مسئله پژوهشی است و دید شما انکاری. متوجه عرضم شدید؟!

از اینکه میخواهید بنده را به صدای آمریکا معرفی کنید سپاسگزارم! بنده هر زمان لازم باشد با ایشان مکاتبه خواهم نمود.
kiaa در ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
Bravo khosh nevis
nad*****@yahoo.ca در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
جناب کوثر،
با احترام بسیار، بنده لینک مزبور را امتحان کردم و کار میکند. البته من از روی تنبلی copy & paste کردم.
حرف حق جواب نداره. کاملا درسته. شاید یکی از دلایلش نبود رقابت با گروه منتقد باشه. فعلا که گروهی (کاری به دانش یا کیفیت کاریشون ندارم) استخدام شدن و حقوق میگیرن و بدون هیچ فشار یا رقابتی برنامه درست میکنن. دست شما درد نکنه که هر از گاهی از این حرکات مچ گیری میکنید.
hay*********@yahoo.com در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
-3
خودنویس سیاست یک بام و هوا را همچنان انجام میدهد.از دیگران طلب شفاف سازی دارید ولی خودتان اسامی هیت تحریریه را اعلام نمیکنید من مطئنم از افرادی که کامنت میگذارند و کامنت دیگران را حذف میکنند جز هیت تحریریه خودنویس هستند..
هر کسی که می‌تواند عضو باشد، می‌تواند کامنت بگذارد. حذف کامنت‌ها با دستیاران سردبیر است.
خودنویس نهادی سیاسی نیست و عدم اعلام اسامی همه افراد به اندازه عدم خواست شما به گذاشتن اسم‌تان محترم است.
hay*********@yahoo.com در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
-4
من به شخصه بخاطر اعتمادی که به نیک اهنگ داشتم عضو این سایت شدم و اسم حقیقی دادم ولی نمیدانستم افراد دیگری هم به این اطلاعات شخصی دسترسی دارند.
آقای hay*********@yahoo.com
در روزهای مورد بحث، اسم شما به طور کامل آمده بود پس ندیدن اسم‌تان غیر ممکن بود. وقتی اسم‌تان دیده می‌شود، پس با اسم‌تان خطاب‌تان می‌کنند.
hay*********@yahoo.com در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
چطور کامنتهای علی جباری که مملو از حمله شخصی به اعضاست حذف نمیشود و کامنت جوابیه به ایشان حذف میشود
علی جباری در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
-4
آقای های....آقا کامنت‌های مملو از حمله شخصی‌ به اعضا!؟

آقا عجب دیوی ‌ست این علی‌ اصغر جباری آقا که هم شما، هم آقای ضدّ ( راستی‌ بعد از دو ماه و نیم پیدایشان شد) و هم آقای احمد رأفت از دست ایشان به فغان اند آقا!
کامنت‌ها و بخش‌هایی از کامنت‌های آقای جباری نیز حذف شده‌اند.
من از میان کامنت‌ها متوجه نشدم که آیا کسی قادر به دفاع از آمار ۹۴/۵٪ جناب سازگارا هست یا نه؟ و آیا می‌توانند نشان دهند که یک برنامه تفسیر خبری باید تنها یک دیدگاه را در خود داشته باشد که دو نفر همدیگر را تایید کنند؟ سابقه آقایان سازگارا و نوری‌زاده حتما محترم است، اما ربطی به سوال ندارد. به نظرم عدم خوآست یا عدم توانایی برخی از کامنت‌گذاران در باز کردن بحث باعث می‌شود که به حاشیه بروند.
علی جباری در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
-7
خوب الحمدلله از نگرانی‌ در آمدیم و آقای احمد رأفت پیدایشان شد که سالم و زنده در روستا‌های اطراف رم، لابد "برف شیره" نوش‌جان میکنند!

اما آقای رأفت که اینقدر دقیق و حساس تشریف دارند چرا در باره محتوای فرمایشات رفقای سفر و حضرشان ( در فاجعه استکهلم) آقایان محمد محسن سازگارا و علی‌ رضا نوری زاده و آمار های" صد من یک غاز" آقایان نامبرده اظهار نظر نمی‌‌فرمایند ؟

با احترام: عنصر مجازی علی‌ جباری
you***@gmail.com در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
نیک جان. با بیشتر حرفات موافقم اما گاهی اینطور میشه برداشت کرد که سعی میکنی با اصرار بر یه موضوع جای دیگه نتیجه بگیری.
برای بار اول نیست که چنین آماری ارائه میشه از تفسیر خبر اما همزمانی کنفرانسهایی که در موردش خیلی نوشتی با انتقاد از برنامه تفسیر خبر علامت خوبی نیست.
نوری زاد و سازگارا بقول تو از یک گروه سیاسی هستن. دوست دارم بدونم نظرت چی و چه کسانی باید روبروی اینها در برنامه قرار بگیرن؟
"بنده به کاری که الان می‌کنم علاقه بیشتری دارم تا اینکه بروم در برنامه‌ای تلویونی و اطلاعات اشتباه به مخاطبان بدهم."
این جواب از کسی که مدعی روزنامه نگاریه حرفه ایست خیلی عجیبه!
از طرفی انتقاد داری که مخالفی با آقایون دعوت نمیشه از طرفی هم بعتوان مخالف نظر عجیبی میگی!
خوب شرکت کن و اطلاعات درست بده!
پ.ن.
از نظر من هم خودنویس برای انتشار مطالب و نطرات استاندارد دو گانه داره.
Parsine پارسی در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
دوست عزیز به تمسخر گرفتن آدمی که مویش هم سفید شده کار جالبی نیست. برف شیره مصداق به تمسخر گرفتن است.
hay*********@yahoo.com در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
اینکه اقای سازگارا چگونه به این امار رسیده نمیدانم اما در دومین انتخابات شهر و روستا خامنه ای برای زیر سوال بردن دموکراسی نیم بند شهرداریها و متهم کردن انان به جدال سیاسی برای اولین بار و اخرین بار امار واقعی انتخابات را منتشر کرد که بگوید بخاطرهمین دموکراسی( که جدال سیاسی و سیاستزدگی میگفت) که میزان مشارکت پایین امده.امار را برید نگاه کنید اکثر پایین 15 درصد.

کدام حکومت می‌تواند با مشروعیتی ۵/۵ درصدی دوام یابد؟

جواب : حکومت دیکتاتوری با سرکوب از نوع شیشه نوشابه و شوک الکتریکی مقعدی و قتل عام 67 و ساندیس دلاری و جنگ زرگری.
باز هم دلیل علمی برای دفاع از نظر سنجی نیاوردید. پذیرش یک نظرسنجی بدون اعلام روش و برگزار کننده و بررسی اعتبار او کار غیر ممکنی است.
hay*********@yahoo.com در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
سازگارا فکر کنم از تنها منبع در دسترس که خیابان است استفاده میکند.احتمالا این امار را از طریق متر مربع افراد حاضر در 22 بهمن و بعد تناسب با جمعیت کل بدست میاره.شاید روش خنده دار غیر علمی باشه اما راهی دیگری نیست جریان نظر سنجی گالوپ یادتون رفته چه بلایی بر سر عبدی بود فکر کنم دراوردن.گرفتن امار در حکومت دیکتاتوری یعنی جاسوسی.
آمارگیری دوگانه نمی‌توانیم داشته باشیم. وقتی از یک طرف ادعا می‌شود که در روز ۲۵ خرداد ۸۸، ۳ میلیون نفر در تجمع میدان آزادی حاضر بوده‌اند، آیا می‌توان تجمع ۲۲ بهمن را ۱٪ آن جمعیت دانست؟ عملا هم آن آمارگیری محل اشکال است، هم این چندان باورپذیر نیست.
شمس علی میرزا در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
جناب کوثر،
در اینکه دادن آمار باید درست باشد، شکی نیست. ولی همه میدانیم که آمار در ایران اسلامی غیر ممکن است. آمار های خود حکومت که ربطی هم به سیاست ندارند و مرتبط با مسائل روزمره جامعه است، همه دست کاری شده اند، چر برسه به آمار خارج نشین ها. موضوع بحث من هم نیست. ولی شما مینویسید ۳ میلیون در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ که بعدا به شما به صورت علمی که شما هم طرفداراش هستید، ثابت میکنم که این هم کمی بحث بر انگیز است! البته این بحث بر انگیز مهر تایید بر نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی نیست. مشکل یک بام و دو هوا است.
اتفاقا بنده با آن شمارش ۳ میلیونی هم موافق نیستم و آن هم جای بحث دارد. منتهی دوگانگی مورد نظر من این است که شماره طرفداران جنبش را آنجا زیاد می‌کنند، شماره طرفداران نظام را اینجا کم! این تعداد حتما بحث برانگیز است!

نکته دیگر اینکه وقتی نمی‌توان در جمهوری اسلامی آمار دقیقی گرفت، چگونه با قاطعیت می‌گویند ۹۴/۵٪ مردم مخالف نظام هستند؟ یعنی من حتی مانده‌ام این نیم درصد که با این اطمینان گفته می‌شود، از کجا آمده؟

وقتی در باره ۳۰٪ شرکت کننده بحث می‌شود، چند در درصد + و - شاید داشته باشد، اما اینجا چه؟

من هنوز نظرسنجی‌ای چنین علمی ندیده‌ایم و نشنیده‌ام و نخوانده‌ام!
Parsine پارسی در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
من با نظر سازگارا تقریبا موافقم. بعد از تظاهرات 25 بهمن پارسال حکومت از طرفداراش خواست بیایند و تظاهرات کنند تاوانستند یک میدون آزادی را پر کنند. تظاهرات 22 بهمن که اتوبوس اتوبوس آدم میاورند و چیزهایی هم توزیع میکنند مبنای درستی نیست برای اندازه گیری طرفداران حکومت. کما اینکه تعداشان بسیار کمتر از 25 خرداد است در تظاهرات 25 بهمن آنها حداکثر بین آزادی تا انقلاب را میگیرند نه امام حسین تا آزادی برای چندین ساعت متوالی. در ضمن حمهوری اسلامی به شما اجازه نظر سنجی علمی نمیدهد. پس این حرف که توقع دارید اینها بروند و علمی تخمین بزنند مبنای چندانی ندارد ندارد.
با احترام
بحث موافقت یا مخالفت نیست. وقتی یک شخصیت سیاسی در رسانه‌ای اعلام می‌کند ۹۴/۵٪ مردم مخالفند، باید با جویا سند شد. نحوه نظرسنجی اهمیت زیادی دارد. چگونه به آماری با این دقت دست یافته‌اند؟
Parsine پارسی در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
شاید از برداشت شخصیشان، همانند حسابی که من در بالا کردم. شاید هم تصاویر را بررسی کرده اند. با توجه به علم آمار میتوان با برداشتی از جمعیت داشت. در ضمن برداشت شخصی من متاسفانه این است که چون شما را به کنفرانس استکهلم دعوت نکردند شما به دنبال دلیلی میگردید که به این افراد حمله کنید. به نظر من این کار درستی نیست. با توجه به خطر جنگ بهتر است به این افراد کمک شود تا یک وزنه ایجاد کنند در کنار شورای هماهنگی سبز امید. شورایی که به نظر میاید اعتماد عمومی به آن کم شده است.
برداشت شخصی‌تان، همانگونه که گفتید باعث تاسف است. خیر. بنده ایرادی که به کنفرانس استکهلم گرفتم، روش اطلاع‌رسانی‌ و برگزاری و هدف‌هایی بود که از سوی برگزار کنندگان به شکل شفاف بیان نشده بود. که اتفاقا آقای شهریار آهی انتقادات وارده را در برنامه افق پذیرفت. کنفرانس استکهلم، دنباله منطقی کنفرانس‌های در بسته لندن و در بسته پاریس بودند. طبیعتا بنده بازیگر سیاسی و حزبی نیستم که به عنوان بازیگر دعوت شوم. اگر کنفرانسی برای حضور خبرنگاران آزاد اعلام شود، با هزینه فردی در آن شرکت می‌کنم. اگر هم در کنفرانسی سخنران باشم، بحثی متفاوت است. من یا در باره رسانه‌ها سخنرانی کرده‌ام و تاثیرشان و نیازهای رسانه‌های مدرن برای ایران فردا، و یا در باره کارتون و کاریکاتور. از شرکت در اکثر کنفرانس‌های سیاسی به عنوان شرکت کننده هم پرهیز می‌کنم مگر اینکه بخواهم گزارشی تهیه کنم. پیشنهاد می‌کنم به جای نیت‌سنجی‌های رایج، روش نظرسنجی را پیدا کرده و توضیح دهید.
سوال این است که کارشناس محترم برنامه چگونه به ۹۴/۵٪ رسیده‌اند. چرا رقم ۹۴/۵٪؟ چرا و بر چه اساسی ۹۰٪ نیست؟ چرا ۹۷٪ نیست؟
Parsine پارسی در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
این جور اظهار نظر در میان اپوزوسیون ایران مسبوق به سابقه است. اینکه شما چرا امروز یاد این افتادید باعث میشود که بنده آن نتیجه گیری را انجام بدهم که چندان دور از ذهن هم نیست. بنده یک سوالی هم دارم اگر جسارت نباشد:
به چه دلیل شما یا دیگر خبرنگاران را باید دعوت کنند وقتی هنوز به توافقی نرسیده اند؟ از کجا معلوم که شما یا دیگری از خبرنگاران جاسوس وزارت اطلاعات نباشید و از اطلاعات بدست آمده بتوانید استفاده کنید در ضربه زدن به اتحادی که تازه در اول راه است؟ اگر بحث الترناتیو سازی باشد چه اشکالی دارد، مردم در نهایت باید قبول کنند، ایا شما معتقید مردم نفهم هستندو نمیتوانند تشخیص دهند؟
در مورد روش بدست آوردن مقدار جمعیت میتوان طول خیابانی را که با هلیکوپتر از آن فیلمبرداری میکنند را ضرب در تعداد تقریبی جمعیت در یک متر کرد و تخمینی از جمعیت داشت. با این روش میتوان به 94.5 هم رسید البته با در صدی از خطا. من نمیدونم سازگارا بر چه مبنایی حرفش را زده است شاید اینگونه باشد.
عدم درک مساله از سوی جنابعالی باعث می‌شود بر اساس علایق سیاسی کامنت بگذارید که حق شماست.

قرار نیست از سوی یک گروه سیاسی دعوت‌نامه فرستاده شود. روابط عمومی یک کنفرانس اعلام قبلی می‌کند، و می‌گوید که کدام جلسات عمومی است و کدام جلسات نیست. خبرنگاران هم با هزینه خودشان شرکت می‌کنند. خبرنگاری که پولی از برگزار کننده برای شرکت بگیرد، طبیعتا کاری خارج از قاعده کرده است. توجه بیشتر شما به سخنان دکتر آهی می‌تواند سو تفاهم‌تان را بر طرف کند. کنفرانسی که مدعی "اتحاد برای دموکراسی" است طبیعتا می‌تواند با شفافیت توضیح دهد که چه برنامه‌ای دارد و خبرنگاران با هزینه فردی باید بتوانند ناظر بر آن باشند.

بر اساس منطق شما می‌توان شرکت کنندگان را نیز از نقطه نظر امنیتی به خاطر سوابق اعلام شده در قبل و بعد از انقلاب زیر سوال برد. این ادبیات و منطق سازنده نیست.

وقتی در باره کنفرانس‌های پیشین در باره حضور روزنامه‌نگاران پرسیده شد، گفتند به عنوان ناظر شرکت کرده‌اند. اما نظارت برای چه؟ بعدا معلوم شد روزنامه‌نگارانی به عنوان فعال سیاسی در این جمع بوده‌اند که امضای‌شان هم پای تفاهم‌نامه استکهلم بود.

وظیفه روزنامه‌نگار نظارت است، اما نظارتی که نتیجه‌اش به مخاطبان اعلام شود نه در راستای اهداف سیاسی این گروه یا آن گروه باشد.

بدون نظارت واقعی بود که روزنامه‌نگاران در نوفل لو شاتو، ناخواسته (و چه بسا خواسته) ناقل بدون نقد سخنان آیت الله خمینی شدند. اتفاقا چند نفر از همان روزنامه‌نگاران حاضر در نوفل لو شاتو در استکهلم نیز حضور داشتند.

نظارت بدون دنباله‌روی سیاسی می‌تواند به آینده ایران کمک کند، اما وقتی روززنامه‌نگار همراه سیاسی یک جریان می‌شود، طبیعتا با پنهان‌سازی بخشی از واقعیت‌ها روبرو خواهیم بود که از نظر شما مشروع است و از نظر من نامشروع.

وسیله آمارگیری وقتی در اختیارتان نباشد، نمی‌توانید به عدد و رقم دقیق برسید. حدس و گمان با دادن رقم دقیق فرق می‌کند.

۹۴/۵٪ از کجا آمده؟ مبنایش چیست؟ آن ۵/٪ از کجا آمده؟ چطور با این دقت بیان شده؟

همکارانی در مجموعه صدای آمریکا می‌گویند که این بار اول نیست که آماری بدون منبع در تفسیر خبر بیان شده و مجری از گوینده در باره منبع سوالی نکرده است.
Parsine پارسی در ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
در حال حاضر که هنوز این دوستان در مراحل اولیه هستند هیچ دلیلی ندارد از خبرنگاران دعوت نمایند. در مرحله ای که وارد اقدامات عینی شدند روزنامه نگاران میتوانند نقد و نظارت کنند. در نهایت مردم یا از این گروه حمایت میکنند یا نه. بسیار واضح است که گروههایی از این اتحاد راضی نیستند چون منافعشان تامین نمیشود. در ضمن بنده بر اساس گرایش سیاسی کامنت نمیگزارم لطفا از تهمت و برچسب زدن بپرهیزید.
از آشنایی با این مهم که کامنت‌گذاری‌تان بر اساس گرایش سیاسی نیست خوشوقتم! این پدیده‌ای بسیار نادر است!

من نظر آقای آهی را از شما وارد‌تر می‌دانم که گفتند اشتباه کرده‌اند. احتمالا ایشان دخلی به ماجرا دارند.

این کنفرانس یا مخفی بوده، که عملا نباید کسی از برگزاری‌اش خبردار می‌شده، یا علنی و یا نیمه علنی. خودنویس نیز بعد از اطلاع یافتن از نحوه برگزاری، سوال‌هایی را مطرح کرد که بعد از رسانه‌ای شدن موضوع، گروهی ۵ نفره در جلسه‌ای به برخی سوال‌ها پاسخ دادند. اگر قرار بر مبارزه چریکی و مخفیانه است، حق با شماست. اما ظاهرا قرار است مبارزه، دموکراتیک باشد. مبارزه دموکراتیک معمولا در تاریک‌خانه انجام نمی‌گیرد.

بر اساس اطلاع به‌دست آمده از تعدادی از مدعوین، اولا قرار بر معرفی یک نفر به عنوان محور بود، که بعدا در جلسه ویدیویی معلوم شد که چنین کاری در آن محدوده زمانی منتفی شده است.

مطمئنا اگر اجازه داشته باشیم نامه‌های تعدادی از مدعوین را منتشر کنیم، که فقط جهت اطلاع ما دلایل خود را برای عدم شرکت ذکر کرده بودند، سوالات بسیار زیادی مطرح خواهد شد.
جناب آقای کوثر

آمار ارائه شده توسط گروه پژوهشگران مستقل ایران تا حدود زیادی به آمار ارائه شده توسط آقای سازگارا نزدیک است. شخصاً یک نفر از مجموعه پژوهشگران مذکور را می شناسم و هم به لحاظ تحصیلات ايشان در زمینه آمار و هم از جهت دقت و نيز صداقت ایشان، به میزان قابل توجهی آمارشان را قابل اتکاء میدانم. البته از آنجا که اینجانب برای شما ناشناخته هستم، حق دارید شهادت مرا برای ارزیابی ملاک قرار ندهید. به هر حال لینک وبلاگ این گروه که حاوی چندین مورد آمار است ذیلاً تقدیم حضورتان می شود. ضمناً حسب اطلاع مستیم بنده، گروه مذکور به دلیل مشکلاتی، نظرسنجی های اخیر خود را در وبلاگ قرار نداده اند اما به زودی شاهد بروزآوری وبلاگ آنان با اطلاعاتی جدید خواهیم بود.

http://iranstat.wordpress.com

با احترام
شهاب شباهنگ
یکی از حقوقدانان جنبش سبز مردم ایران
https://greenlawyers.wordpress.com
neda irani در ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
-1
بادرود اقای نیک اهنگ
من با این مطلب تون 100درصد موافق هستم.
خیلی خوشحال هستم که بلخره کسی دقیق ونکته سنج برخورد می کند.
ونظر من هم این هست جمعیت 33 سال پیش ایران حدودا 32 ملیون بوده حالا یا بیشتر یا کمتر وطرفداران شاه هم از کل جمعیت تعدادی به خارج رفتند وتعدادی هم که طرفدار شاه بودند وکاری از دست شون بر نمی امد وعاشق وطن خودشان بودند ماندند وبه کشورشان ومردم شان خدمت کردند و تنها طرفداری وحمایت از علاقه به رژِیم ثابق این بود که در خانه های شان سکوت اختیار کردند ورای ندادند وتعدادی هم به دست خل خالی جنایتکار وبه فرمان خمینی که ان افراد زیاد طرفدار شاه بودند تارومار شدند وتعدادی هم با رژیم ثابق مخالف بودند ولی جمهوری اسلامی را هم قبول نداشتند ویا بی طرف بودند ویا طرفدار احزاب دیگر بودند.
ودر حقیقت می شود60 یا 70 در صد به جمهوری اسلامی رای دادند. پس بنابراین امار اعلام شده رای به جمهوری اسلامی از روی رفتار تعصب ای وغیر منطفی طرفداران خمینی بوده
که ان موقع زمان خمینی مثل الان کسی جرات تحقیق واعتراض وحتی اینکه بگه بالا چشم تون ابرو نداشت به دلیل جو بسیار متعصب وخفقان وبت پرستان خمینی, همه باید از ترس جون وزندگی شون مطیع افراد بت پرست می شدند وحرفی نمی زدند که انها وخمینی ناراحت شوند.
الان هم این اقای سازگارا ونوری زاده از اول خدمت جمهوری اسلامی بودند وسفره همه انها در ایران ودر نزد خمینی پهن بود.
وقتی کاسه کوزه هاشون با این رژیم بهم خورد با ثروت نقل مکان به غربت کردند وبه نفع جمهوری اسلامی کار می کنند تا هم مخالف جمهوری اسلامی در ظاهر باشند و هم طرفدار دموکراسی وازادی بودن شان را به همه نشان دهند.
تا اگر انقلاب وسرنگونی شد مهم باشند و پس از ان به خاطر خدمات شان پست ای دریافت کنند واگر هم تا الان اتفاقی نیافتاد شخصیت های مهم ودل سوز ,وطن دوست وازادی خواه ودموکراسی خواه و.... باشند. واین افراد باعث تبلیغات به نفع جمهوری اسلامی می شوند.
شماودیگران اگر تلویزیون دولتی ایران رابگیرید اخبار 20:30 واخبار ساعت 9 شب کانال 1ایران را نگاه کنید
فقط این افراد از جمله سازگارا ونوری زاده و...تیکه هایی از صحبت هاشون را در تلویزیون نشان می دهند.
که ان هم رای ندادن وهیچ کس در صحنه وروز انتخابات شرکت نکند ویا امار ونظرو راهپیمایی و... که این تیکه های صحبت های شان را پخش می کنند بعداش یک مصاحبه گر در خیابان های تهران از مردم که البته انتخاب شده هستند در مورد صحبت های این 2 شخص ونظر شان راجب رای دادن را می پرسند وان افراد در جلوی دوربین می گویند ما رای می دهیم وانقلاب مان را دوست داریم وانها هر چه می خواهند بگویند وما تو دهن امریکاواین اشخاص می زنیم وما اکثریت پشت اقا ایستاده ایم . و.... و روز انتخابات یا راهپیمایی با ترفند های صدا سیمایی جمعیت هزاران نفر به ملیونی و یا صف های طولانی روز انتخابات تبدیل می کنند وبعد از نشان دادن ویا به قول خودشان پیروزی وانقلاب دوستی مردم , دوباره تیکه های از حرفهای این دو شخص را نشان می دهند. تا به قول خودشان وهدف شان به مخالفان خارج نشین ایرانی وامریکا و... بگویند مردم ایران با ما هستند وما وانقلاب شان را دوست دارند . واز این اعمال که 33 سال برای هر مناسبت تکرار می شود.
در حقیقت من تحقیق یا بررسی راجب اقای سازگارا ونوری زاده و... نکردام.
ولی یک نظر هست یا اینطور هست ویا ندانسته واز روی بی توجهی به نفع رژِیم حرکت می کنند.
•انها می توانند فقط با گفتن کلمات اکثریت مخالف هستند ویا نافرمانی مدنی وتوضیح اش واتحاد داشتن ورسوایی زنجیره رژیم اکتفا کنند. منطقی تر هست , تاباعث تبلیغات به نفع این رژیم نشود.
طبیعتا بر روی سخنان دکتر قاضیان توافق داریم. ایشان می‌گویند گروهی که نظرسنجی را انجام می‌دهد معتبر باشد و سابقه کار داشته باشد. لطفا گروهی که نظرسنجی را انجام داده معرفی کنید. چه دولتی و چه مستقل. طبیعتا تا روش تحقیق و نظرسنجی و سوال‌ها برای کارشناس معلوم نباشد، گروه مجری معلوم نباشد، نتیجه قابل اعتنا نخواهد بود.

اگر شما در برنامه تفسیر خبر اسمی از آن گروه شنیدید، من هم شنیدم. مجری محترم برنامه هیچ سوالی در باره مجری نظرسنجی انجام نداده است. تهیه کننده نیز از مجری نخواسته منبع را جویا شود.

از سوی دیگر، آقای قاضیان بر اساس تجربه و به عنوان یکی از سابقه‌دار‌ترین مراجع نظرسنجی در ایران، معتقد است که انجام نظر سنجی مستقل غیر ممکن است.

پس گروهی که کاری غیر ممکن انجام می‌دهد، نتیجه کارش چگونه قابل ارزیابی است؟

نظرسنجی بدون رعایت مقدماتی که آقای قاضیان آورده، عملا غیر منطقی است. نظر سنجی با تلفن نیز به دلایل مختلف در ایران شما را به نتیجه دقیق نخواهد رساند.

اگر فرض کنیم گروهی به شکل غیر علنی در حال نظرسنجی در ایران است، اما روش کار خود را معلوم نمی‌کند، اعتباری از قبل ندارد، سوال‌هایش معلوم نیست، روش تحلیل داده‌هایش معلوم نیست، روش نمونه‌گیری‌اش معلوم نیست، و ... چگونه می‌توان بر مبنای رسیدنش به یک رقم، به نظر ایرانیان در باره حكومتشان رسید؟

خب طبیعتا اعلام روش و سابقه و نظرسنجی‌های پیشین این گروه کمک شایانی به درک صحت گفته‌های مهمان برنامه تفسیر خبر می‌کند.
خوشنویس در ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
آقای کوثر عزیز، این جمله تان را مجدداً بخوانید: «گروهی که کاری غیر ممکن انجام می‌دهد، نتیجه کارش چگونه قابل ارزیابی است؟»

می بینید؟ سئوال شما اینطور شروع میشود: "گروهی که کاری غیر ممکن انجام میدهد" یعنی کاری انجام شده، اما انجام آن کار با توجه به شرایط ایران، غیر ممکن به نظر میرسیده است.
مثالی ساده بیاورم! در ایران دسترسی به سایت خودنویس غیر ممکن است، اما این کار انجام میشود. یعنی کار غیر ممکن، ممکن میشود. یعنی بسیاری کارها که بر روی کاغذ غیر ممکن است، عملاً با خلاقیت و تلاش بچه های ایران ممکن می گردد. بنده از ابتدا عرض کردم که این نظر سنجی، با نسبت قابل قبولی، قابل پذیرش است. با توجه به فاکت هایی که در دست است، میتوان گفت نتیجه این نظر سنجی با نسبت قابل قبولی، منطبق بر خواست جامعه ایران دانست.

ببینید آقای کوثر، ما از ایران صحبت میکنیم، میدانیم در ایران با هر نوع "اطلاعات" برخوردی امنیتی میشود. حتی با اعلام ضریب نفوذ اینترنت هم برخوردی امنیتی میشود. لذا، تمام نظر سنجی های انجام شده از این دست در ایران، بر اساس شواهد و با در نظر گرفتن شرایط داخل کشور و بطور نسبی (نسبت قابل قبول!)، پذیرفته میشوند.
بر روی فکت ها هم بحث کردیم! از جمله راه پیمایی اخیر.
ماهی سیاه کوچولو در ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
« با توجه به فاکت هایی که در دست است، میتوان گفت نتیجه این نظر سنجی با نسبت قابل قبولی، منطبق بر خواست جامعه ایران دانست.»

اگر این ادعا درست باشد( آمارو ارقام اعلام شده درست باشد) براساس جمله شما، باید خواست مردم ایران شناخته شده باشد. براین اساس باید پیش بینی های مبنی برآن هم درست باشد. اما در عمل آیا این طور بوده؟ یعنی پیش بینی ها از حرکت مردم درست بوده است؟
نظر سنجی و رسیدن به نتیجه‌ای نسبتا دقیق، با استفاده از پراکسی و فیلترشکن فرق می‌کند. دو چیز کاملا متفاوت هستند.

شما می‌توانید بر اساس تعلق خاطر، هر نظرسنجی‌ای که با ایده‌های‌تان همراه هست را بپذیرید و توجیه کنید. این دلیلی برای دقیق بودن نظرسنجی نیست. به قول یکی از دوستان نظرسنج، در حد مشاهده است.

یک گروه که حتی غیرعلنی هم فعالیت می‌کند، زمانی که نتایج چند نظرسنجی گذشته‌اش با واقعیت‌ها منطبق بوده باشد و در حد خودش، روشش را تشریح کرده باشد، قابل اعتنا است. در غیر این صورت می‌توان کارش را در محدوده نظرسازی ارزیابی کرد.

فرض کنید یک فعال سیاسی برای اثبات نظر و دیدگاه خود رقمی را به عنوان نظرسنجی انجام شده توسط یک گروه مخفی از برنامه‌ای تلویزیونی با اطمینان اعلام کند. اولا، روش سنجش نظرسنجی چگونه است؟ چگونه می‌توان باور کرد که این گروه فاقد نام مستقل است؟ چگونه می‌توان نتایج نظرسنجی‌های پیشین را ارزیابی کرد؟ اعتبار روش این گروه را چگونه می‌توان سنجید؟

مشکل چند تا است.

بر اساس همان فکت‌های مورد ادعا، می‌توان نظر خبرگزاری‌های چین را هم قابل اعتنا دانست (که به دلیل رابطه چنین با ایران و منافع مشترک و دولتی بودن خبرگزاری‌های‌سان جای شک و تردید دارد). می‌توان گفت ده‌ها هزار نفر در میدان ازادی بوده‌اند. می‌توان گفت بیش از هزار نفر در میدان ازادی بوده‌اند...اما کدام دقیق‌تر است؟ بر چه اساسی؟

بحث کلی من اینجا این است که ۹۴/۵٪ اولا جای تردید دارد، ثانیا، باید روش رسیدن به این رقم اعلام شود.

تا فردا خدا نگهدار
خوشنویس در ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
نظر سنجی با فیلتر شکن فرق می کند؟! بله البته که فرق می کند! بنده عرض کردم بسیاری کارهای غیر ممکن، با تلاش و خلاقیت بچه های ایران ممکن میشود.

آقای کوثر عزیز، اینهایی که آورده اید، همه سئوال است. نفرمایید مشکل چند تاست، بگویید سئوال چند تاست. سئوالات شما اینها بود:

1. روش سنجش نظرسنجی چگونه است؟ (!)
2. چگونه می‌توان باور کرد که این گروه فاقد نام مستقل است؟ (!!)
3. چگونه می‌توان نتایج نظرسنجی‌های پیشین را ارزیابی کرد؟
4. اعتبار روش این گروه را چگونه می‌توان سنجید؟

و هر سئوال احتمالی دیگری که دارید و پاسخ آن ها را نمی دانید، فقط بپرسید، نه اینکه از همان ابتدا از اساس انکار کنید. اینکه شما جواب سئوالات را نمی دانید دلیل نمیشود که نتیجه نظر سنجی از اساس اشتباه است.

شما عجالتاً تا به جواب این سئوالات میرسید، و برای اینکه آن "جای تردید" کمی خوب شود و تردید کمی مرتفع گردد، میتوانید برای مطابقت نتیجه اعلام شده 94.5%، یک ماشین حساب دست بگیرید و فرض کنید 120 هزار نفر رفته اند راهپیمایی. میشود 1 درصد جمعیت تهران. از خودتان بپرسید چند درصد این مردم به اجبار آمده اند؟! و نیز چند درصد از موافقان جمهوری اسلامی نیامده اند.
باور بفرمایید حتی اگر به جای عدد 120 هزار، عدد 250 هزار هم بگذارید، بازهم درصد موافقان جمهوری اسلامی کمتر از 5.5 درصد خواهد بود. این که عرض کردم یک برآورد غیرعلمی است اما میتواند یک تخمین کلی به شما بدهد. صرفاً تا زمانی که به پاسخ سئوالاتتان میرسید، جهت رفع تردید موقت.

ای کاش همانطوری که نتیجه یک نظر سنجی را به سادگی نمی پذیرید، همانطور هم به سادگی رد نمی کردید. کلاً روحیه پژوهشی داشتن آنهم بدون غرض چیز خوبی است.

به درود و گفتگوی خوبی داشتیم.
ممنونم.

َبا احترام، نظرسنجی با حساب و کتاب ساده مورد نظر شما متفاوت است و نمی‌توان برایش اعتباری قائل بود.

از نظر من، رقم مورد نظر یعنی ۹۴/۵٪ آنقدر پرت است که جای بحث هم ندارد. چه برسد به اینکه بخواهم غرضی داشته باشم. طبیعتا در باره این رقم را با تعدادی از آدم‌های "این‌کاره" بحث کرده‌ام و جز خنده چیزی نشنیده‌ام. از روزنامه‌نگار جامعه شناس تا دبیر خبر یک رسانه بزرگ، خبرنگار سابق رویترز، دبیر تحریریه یک شبکه تلویزیونی و تعدادی از همکاران ساکن واشینگتن. اگر این رقم واقعیت و اعتبار داشت، مطمئن باشید همه رسانه‌ها آن را تا این لحظه در بوق کرده بودند. این رقم بزرگی است. ادعای بزرگی پشت آن نهفته. اثبات این ادعا میزان اعتبار گوینده را ثابت خواهد کرد.

گروه نظرسنجی اگر مستقل باشد و معتبر و با سابقه، حرفش قابل اعتنا است. گروهی بدون نام و بدون سابقه و بدون اعتبار، که ارقامش تنها راضی کننده یک طیف است و از سوی هیچ مرجع معتبری جدی گرفته نمی شود، ارقامش تنها به درد دوستان خوش‌باور می‌خورد.

از بحث لذت بردم. ممنون
علی جباری در ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
-3
خانم/ آقای پارسینه پارسی،

به تمسخر گرفتن شخص یا اشخاصی‌ که حاضر نیستند بپذیرند رفتار، کردار و عملکردشان چیزی جز ضرر و زیان برای ملت ایران ( و شوربختانه حتی خودشان) دست کم در طول این ۳۲ سال به بار نیاورده است و با این همه هنوز از توطئه یا شرکت در توطئه بر علیه منافع ملت ایران ( فاجعه استکهلم به عنوان یک نمونه خیلی‌ کوچک) دست بر نمیدارند چطور!؟

شاید راست میگوید این دست از افراد را باید در پیشگاه ملت محاکمه کرد. طعن و لعن کمترین مجازات است.

راستی از کی‌ تا به حال موی سفید برای صاحبش مصونیت آورده است که در مورد آقای رافت شما ناگهان اینگونه دل‌ رحم شده اید؟ با این حساب خمینی، خامنه‌ای و همین هاشمی رفسنجانی هم به گمانم موهایشان از آقای رافت سفید تر است...در مورد آقای نوری زاده که موهایشان را [احتمالا]رنگ میکنند نظرتان چیست؟ نکند ایشان با معیار جدید الوضع شما، از مجازات معاف نیستند!؟
ماهی سیاه کوچولو در ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
آقای جباری، موافقم که موی سفید برای صاحبش مصونیت نمی آورد اما گفتن مسائلی مثل «رنگ مو» و این حرفها که مسئله ای شخصی است( که اصولا عیبی هم ندارد) و به قصد تحقیر استفاده می شود، توهین به آن شخص است و در درجه اول از اعتبار نقد و نوشته خود شما کم می کند. یعنی این متن شما خوانده که می شود، به دلیل استفاده از این جمله «رنگ مو»حتی اگر حرفی برای گفتن داشته باشد، شنیده نخواهد شد.
1 2 next مجموعه نتایج: 22 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز
بخش تحلیل خودنویس: اگر توافقی در مذاکرات «هسته‌ای» بغداد حاصل شد، نرخ ارز ناگهان سقوط می‌کند و وابستگان نظام به «خرید» خواهند پرداخت و بعد از دوره‌ای بسیار کوتاه مدت نرخ ارز با شیب زیاد به قیمت‌های اواخر سال قبل و بالاتر خواهد رسید. ...
چرتکه | عباس هرندی

ما را دنبال کنید