خاکستری؛ خاطرات دخترک زندانی ۴ ساله اوین - قسمت پنجم | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (0)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

خاکستری؛ خاطرات دخترک زندانی ۴ ساله اوین - قسمت پنجم

۲۹ بهمن ۱۳۹۰ کژال بهرنگی
image

من، کژال، و مادرم از زندان آزاد شده‌ایم و از تهران به شهرستانی کوچک رفته‌ایم. این روزها دیگر خاکستری از جنس اوین نیست که خاکستری از جنس ایران است. خاکستری حسی است که من، این روزهای بعد از آزادی، از کارکنان اوین، دوست، فامیل و آشنا و کلا مردمی که اطرافم هستند می‌گیرم.

هویت کژال به دلیل تغییر جایگاهش تغییر کرده است. هویت کژال تحت تاثیر افکار پدرش قرارگرفته است. وجود کژال به دلیل افکار پدر و نبود او نادیده گرفته می شود. کژال الان دخترِ یک زندانی است یا به اختصار «دخترِزندانی». آزادی معنایش عوض شده است! در روزهای بعد از اوین، آزادی یعنی انتظار، ملاقات، نامه، بی مهری، نداری، تب و گریه. روزهای «هرگاو گندچاله دهانی آتشفشان روشن خشمی» می‌شد و اشک‌های ماردم که سرازیر. فریاد «کمونیست‌ها از خونه من برید بیرون» هنوز در گوشم است. کمونیست؟ من؟ من پنج ساله؟ مامان، کمونیست یعنی چی؟!

 

از زندان که آزاد شدیم، به شهرستان رفتیم. رفتیم که کنار فامیل و آشنا باشیم اما دریغ و درد! زندانبان‌های اوین از برخی از دوستان و آشنایان و فامیل مهربان‌تر بودند.

روز و شب های مادرم، پر از گریه است و روزهای من، در حمایت از او می‌گذرد و شب‌هایم در تب می‌سوزد. من از بازی دست می‌کشم هربار صدای گریه مادرم می‌آید وقتی دارد از حق من و خودش در برابر دوست و نه دشمن دفاع می‌کند.

در حال بازی هستم در حیاطی پر از یاس و رز و باهار نارنج و توت فرنگی و نارنگی و...که صدای بغض آلود مادرم می‌آید. با دختر عمویم می‌رویم روی ایوان و از پنجره ای بزرگ به این گفتگو نگاه می کنم. قدم به پنجره نمی‌رسد. چشمانم را می‌بینم و حس یواشکی بودن را یادم هست و ترس. مادرم یک طرف نشسته، عمو و مادربزرگم طرف دیگر. در نگاه کودکی‌ام، عمویم خیلی بزرگ می‌آید و می‌تواند مادرم را بخورد. در نگاه کودکی‌ام با اینکه مادربزرگ در کنار عمو نشسته است اما او هم مثل مادر کوچک است. اما مادرم تا شده است! این صحنه، هنوز هم کابوس من است. هربار که از کنار آن پنجره رد می‌شوم، دوست ندارم اتاق را نگاه کنم! من نمی‌توانم ببخشم! نمی‌توانم!

این روزها پراز نامه است. پنج سالم است و بلد نیستم که بخوانم و بنویسم. مادر برای من نامه‌ها را می‌خواند و به جای من نامه می‌نویسد برای پدر. نامه‌ها بیشتر ذهنیت مادرم هست تا من! مثل وقتی که دختری چهار، پنج ساله گوشی تلفن را می‌گیرد دستش تا با پدری که راه دور است صحبت کند. مادر آن گوشه وایستاده و می‌گوید که «بپرس حالت خوبه؟»، «بگو که باباجون دوست دارم»، «بگو که باباجون کی می‌آیی؟» و دختر هم همه اینها را تکرار می‌کند و پدر هم پشت خط صدای مادر را که دارد تقلب می‌رساند، می‌شنود اما باز هم دلش قنج می‌زند از صدای کودکانه دخترش و با «قربونت برم» جواب می‌دهد و تقلب مادرانه مادر که سوال‌های خودش را از زبان دختر می‌پرسد برای پدر مهم نیست. این گرمی صداست که اهمیت دارد. و در نامه‌های من به پدر این گرمی خواسته شدن و یا داشتن چشم به راه است که اهمیت دارد. مهم دخترکی است که حتی بی او هم، قد می‌کشد!

 

 

ارزیابی این خبر:

5.00

Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز
بخش تحلیل خودنویس: اگر توافقی در مذاکرات «هسته‌ای» بغداد حاصل شد، نرخ ارز ناگهان سقوط می‌کند و وابستگان نظام به «خرید» خواهند پرداخت و بعد از دوره‌ای بسیار کوتاه مدت نرخ ارز با شیب زیاد به قیمت‌های اواخر سال قبل و بالاتر خواهد رسید. ...
چرتکه | عباس هرندی

ما را دنبال کنید