فاجعهٔ استکهلم و قدرت استدلال آقای احمد رأفت
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
آقای احمد رأفت در یادداشت کوتاهی در وبلاگ خود - که در وبسایت خودنویس نیز به عنوان نویسنده میهمان- باز نشر شده است سرانجام این شجاعت را یافتهاند تا بعنوان یک و شاید تنها شرکت کننده این کنفرانس- که من از آن به «فاجعهٔ استکهلم» یاد کردهام- از دلایل برگزاری این گردهمایی، اهداف آن -فارغ از حصول و یا عدم حصول- دفاع کنند.
هرچند نفس این عمل شجاعانه که سرانجام پس از روزها فشار افکار عمومی و پرسشگری مطبوعاتی اتفاق افتاده است در نوع خود ستودنی است اما اگر کمی موشکافانه به محتوای یاد داشت کم و بیش ۸۰۰ کلمهای آقای رأفت نگاه کنیم شاه بیت مدعای ایشان را در ۳ محور میتوان خلاصه کرد:
۱- حسادت کودکانه مخالفین این گردهمایی ( فاجعهٔ استکهلم) نسبت به دعوت شوندگان به آن.
۲- بیاعتمادی به شرکتکنندگان که جملگی از نخبگان سیاسی ایرانی هستند (به عبارت دقیق تر آقای رأفت تمامی ۵۰ شرکت کننده در این کنفرانس - منجمله خودشان - را در زمرهٔ نخبگان ملت میدانند...درست چیزی شبیه مجلس خبرگان...).
و ۳- هم آوایی مخالفین برگزاری این نوع گردهماییهای - مشحون از پنهانکاری- با رسانههایی مانند کیهان، رجا نیوز و...
من بعنوان یکی از غیر قابل انعطافترین طرفداران رواج «شفافیت» و پاسخ گویی در سپهر عمومی و اجتماعی البته سر آن ندارم که با آقای رأفت کلنجار بیهوده روم و وقت ایشان و خوانندگان را بیهوده تباه کنم اما اجازه میخواهم چند سوال کوچک را فهرستوار به حضور حضرت آقای رأفت - که اکنون به ستایشگر شجاعت و اعتماد به نفس مثال زدنیشان تبدیل شدهام -تقدیم کنم:
الف-حسادت معمولاً نسبت به موفقیتها و کامیابیهای شخصی افراد و اشخاص اعمال میشود و ناگفته پیدا ست که ناکامی «یتیم» است.
آیا ممکن است آقا رأفت به ما خوانندگان بفرمایند که ایشان چه کامیابیهای - حتی پیش پا افتاده - در طول بیش از ۴۰ سال زندگی حرفهای خود بعنوان خبرنگار و یا روزنامهنگار تحصیل کردهاند که ما از آن بیخبریم و در نتیجه به آن «حسادت» میورزیم؟! آقای رأفت اگر خواستند میتواند از زندگینامه شغلی و یا حتی شخصی رفیق شفیقشان آقای «نوریزاده» هم کمک بگیرند مطمئن باشند که ما سخاوتمندانه هر امتیازی که در این راه بدست بیاورند به حساب شخصی ایشان واریز میکنیم.
ب- با نهایت احترام به بقیه شرکت کننندگان در گردهمایی «فاجعهٔ استکهلم» آیا تقاضای زیادی است اگر که از آقای رأفت بخواهیم تنها ۲ نخبه از این جامعه ۵۰ نفری را برای ما نام ببرند؟ تنها به یک شرط که ایشان پیش از آن تعریف نسبتا روشنی از نخبگی و استاندارد نخبگی بدست دهند؟
ج-آیا این استدلال از آقای رأفت و همگنان ایشان پذیرفته است که اگر رجا نیوز و یا کیهان و یا جمهوری اسلامی در تمامیتاش با امری مخالف بود، دیگران از بیم آنکه مبادا در در چشم آقای رأفت هم ردیف کیهان و حسین شریعتمداری بحساب آیند لاجرم باید از در موافقت درآیند!؟ از یاد نبریم که سالها پیش از آقای رافت، آقای خمینی معیار درستی یا نادرستی را انقلابیون را، موافقت یا مخالفت رادیو بیبیسی فارسی میدانستند(خمینی ظاهرا گفته بود: هر جا که دیدی بیبیسی و رادیو اسرائیل با شما مخلفت کردند بدانید که در صراط مستقیم حرکت میکنید). آقای رأفت لطف کنند ربط این استدلالشان را با قهقهه «مرغ پخته» روشن کنند قول میدهم بقیه معاذیر و استدلالات ایشان را از این پس چشم بسته قبول کنم.
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):
آقا ما در استکهلم زندگی می کنیم و ما را نترسانید واز این خواب ها برای ما نبینید.
حالا از این شوخیها گذشته،بنده خود را با آن تعداد از کسانی که در این جلسه حضور داشته اند و می شناسم اصلا هم فکر و هم عقیده نمی دانم،ولی ما ایرانیها کی می خواهیم یاد بگیریم که بر دیگران و تلاش هایشان خط بطلان نکشیم.چرا هر تلاشی که ما در آن سهمی نداریم حتما توطئه و "کودتا و فاجعه"محسوب می شود؟
همانطور که شما به درستی اشاره کرده اید کسانی چون نویسنده این یادداشت که در تیتر آن سخن از استدلال!! به میان میاورند هنوز برای ادعای خود دلیلی عنوان نکرده اند و فقط میخواهند با هیاهو و سر و صدا نظر بدون پشتوانه خود را به دیگران القاء کنند .
با احترام . رضا نگارش
کاملا بر عکس از هر نوع تلاشی که در جهت استیفای حقوق ملت باشد استقبال هم میکنیم. اما اگر این دیگران کسانی مانند [...] و [...] و [...]... باشند که پیشینهای به درازای ۴۰ سال تزویر و تقلب و طمع دارند و در یک کلام بکلی فاقد شایستگی و صلاحیت برای هر گونه تلاشی به نام ملت ایران هستند در این صورت تا یک شب مانده به قیام قیامت هم با آنان مخالفت خواهیم کرد.
سلام
خوبید؟:)
دقیقا سه سوالی که من هم داشتم....با قاطی کردن زندگی شخصی و اینها مخالفم اما با مسائلی که طرح کردید، کاملا موافقم:)
از شما بعید است که انتقادات بی استناد کسیرا که هنوز پاسخی در خور، برای فاجعه خواندن نشست استکهلم ابراز نکرده را مورد پذیرش قرار دهید . ایشان اول از همه باید استدلالات خود را مبنی بر " فاجعه " بودن این جلسه بیان و سپس به حامیان یا شرکت کنندگان آن حمله کنند.
با احترام . رضا نگارش
ببینید، آقای جباری بر مطلبی که آقای رافت نوشته اند و استدلالات ایشان ایراداتی گرفته اند در این نوشته. من وقتی مطلب آقای رافت را خواندم دقیقا این سه مسئله ای که آقای جباری اشاره کرده اند، به ذهنم رسید. پس بحث من استدلال آقای رافت در نوشته ایشان است، خارج از شیوه به چالش کشیدن این استدلال و خارج از خود قضیه استهکلم. فقط استدلالات آقای رافت به نظرم ضعیف آمد. اخه این چه استدلالی است که شما به ما حسادت می کنید مثلا!
اشتباهی که برگزار کنندگان کنفرانس کردند، که بیشتر به حماقت می ماند تا اشتباه، این بود که پنهان کاری کردند و تنها با فشار رسانه ای بود که وادار به پاسخگویی شدند. گفتم حماقت، به این دلیل که مجبور شدند ده برابر انرژی بگذارند تا ثابت کنند پنهان کاری در کار نبود!! به هر حال، امیدوارم در آینده از این اشتباه درس بگیرند و شفاف تر عمل کنند.
شما بهتر بود به جای اینهمه آسمان، ریسمان بافتن اول از همه توضیح دهید چرا به نشست استکهلم می گوئید فاجعه ؟
هر چند که ضروری نیست من از سوی آقای رفعت پاسخ ابهامات شما را بدهم اما به این دلیل که هر 3 موضوع مطرح شده از سوی شما اساسا بدون رعایت اصول گفتمان انتقادی میباشد،و همچنین به صورت عمومی در وبسایت خودنویس درج گردیده ،لازم دانستم نظر خود را بیان کنم .
اولا با توجه به اینکه خودشما به درستی معنی حسادت را تشریح فرمودید، منظور این نیست که ایشان در مراحل 40 سال زندگی حرفه ای خود موفقیتی کسب کرده اند یا نه! واقعا جای تاسف است که متوجه منظور ایشان از کلمه حسادت نشده اید . هر خواننده ای به خوبی میتواند بفهمد که منظور از بکار گیری کلمه حسادت در این یادداشت آنست که : برخی از منتقدین تشکیل این نشست به علت اینکه از آنان دعوت به عمل نیامده ، حسادت نموده و آنرا محکوم می نمایند.
در مورد نخبگان هم باید اشاره کنم که آنچه ملاک است ،تشخیص برگزار کنندگان آن جلسه بوده که یک نخبه باید چه مشخصاتی داشته باشد . به هر صورت فکر میکنم اگر افرادی چون آقای شهریار آهی یا محسن سازگارا را نخبه به حساب نیاوریم معلوم نیست چه کسانی از نظر شماجزء نخبگان محسوب میشوند !؟
در مورد هم آواز شدن منتقدین این نشست با بوق های حکومتی هم باید بگویم ، کسانی که دلیل منطقی و درستی برای تخطئه این گردهمائی ندارند اگر مشمول دو مورد بالا قرار نگیرند، باید در زمره افراد بی منطقی چون حسین شریعتمداری و دیگران به حسابشان آورد .
البته همه این مشکلات زمانی کاملا حل میشود که شما دلایل منطقی خود را در مذمت تشکیل این جلسه بفرمائید که نیاز ها همه مرتفع گردد . ضمنا از شما دعوت میکنم یادداشت آقای مهرداد خوانساری را که در همین خودنویس درج گردیده ملاحظه بفرمائید.
با احترام . رضا نگارش
1 -حضرتعالی درتاریخ 9بهمن ماه درکامنتی کلمه «فاجعه استکهلم» رابکاربرده اید.براستی شماچگونه قبل ازبرگزاری این جلسه آن رافاجعه نامیدید؟!
2- درهمان کامنت خودتان فرموده ایدکه:
"بابدجنسی تمام"نقداین جلسه رابه نیک آهنگ می سپارید.پس شماازهمان اول بااین جلسه مشکل داشته اید!!
3- به چه حقی خودتان رادرحدی می دانیدکه به علی رضانوری زاده،احمدرافت ،هوشنگ اسدی،نوشابه امیری و محسن سازگارا توهین کنید؟!من ارادتم به نوری زاده ازمجله فردوسی زمان شاه است و دراین مدت مدید بااسم حضرتعالی به عنوان یک نیروی اپوزسیون پاک و غیرخائن وفداکار و... برخوردنکرده ام .لطف کنید شماخودرابیشترمعرفی کنید.احمدرافت را خوب یابد مامی شناسیم .
برادرمن خودخواهی هم حدی دارد.قلم بدست گرفتن هم حرمتی دارد.درست است که من هم بدون دلیل ومدرک وفقط به این دلیل که شما قصدخراب کردن نیروهای اپوزوسیون خارج رادارید،شمارا نیروی وزارت کثیف اطلاعات رژیم معرفی کنم؟!(مثال زدم وهرگزقصداین توهین رابه شمانداشته وندارم.)
مادرداخل کشوراین همه فاجعه راتحمل می کنیم.درست است که شماباخیالات واهی امیدماراتیره وتارسازید؟!بااحترام:
حمیدشاملواشکانی
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید