اینچنین مقوای بزرگ نقش بازاریاب را برای نویسنده بیهنری مانند رشدی هموار میکند که همگان کتابهایش را بهر فتوای مرگ آیت الله میخرند و نه از بهر اصل کتاب
جوانکی نوزده ساله بودم که برای اولین بار به شبکه اینترنت وصل شدم، تابستان ۱۳۷۶ است و در شهر اصفهان فراهم کننده خدمات اینترنت از دو شرکت تجاوز نمیکند. ویندوز ۲/۳ تازه به بازار آمده و خلاصه عالمی است. به علاوه نگاه کردن به عکسهای هرزه و تصاویر پرونو که دغدغه پسران نوزده ساله آنهنگام در جامعه بسته کشور بود، دریاچه اینترنت را به دنبال تابویی وحشتناک گشتم. اما نه با جستجویی عادی بلکه با نوشتن کلماتی نظیر«لعنت خدا بر رشدی». «کتاب آشغال آیات شیطانی» و ...
البته که این جستجوها همه و همه از پی ترس بود و لاغیر. من به دنبال کتاب آیات شیطانی و خواندن آن بودم! با سازوکار پروکسی و دیال آپ و ترس از ذخیره حتی جسجوها این امر محقق نشد تا دوستی مرا گفت اندکی از تشنگیات را با کتاب «نقدی بر آیات شیطانی عطاالله مهاجرانی» رفع کن!
آب شوری بود این کتاب که منطق مرا و بسیاری را در جوانی به سخره گرفت. تقاضای حلیم داشتیم و کار به آبگوشت فیصله یافت!
کتاب نقد آیات شیطانی از مهاجرانی همانند اصل کتاب آیات شیطانی، کتابی شد پرفروش که چاپ بیست و پنجم و شاید بیشتر هم بر آن برفت. کتابی که خواننده گریزپای ایرانی را رماند. تعجبم از این است که چگونه نقدی بر یک کتاب در کشوری که مردم اصل کتاب را نخوانده اند اینچنین به فروش میرود. به قول عادل فردوسی پور این هم از آن رویدادهایی است که فقط در کشور ما رخ میدهد!
کتاب خانه حوزه در معرفی کتاب آقای مهاجرانی اینگونه نوشته است:
«کتاب نقد آیات شیطانی نقدی محتوایی و تحقیقی است که براساس مدارک واسناد و دلایل متقن تاریخی علمی سیاسی اعتقادی واخلاقی با شیوه ای محقق پسند با نثری روان و عاری از زواید و نظمی منطقی و مستحکم با استفاده از مدارک دست اول و منابع خارجی تدوین یافته است و نویسنده محترم با فظانت و ژرف نگری به همه جوانب وابعاد مساله بااطلاعات سرشار دست به نقد کتاب آیات شیطانی یازیده است. ناقد محترم حقااز عهده نقد به خوبی برآمده و حق مطلب را دراین موضوع ادا نموده است و بی تردید میتوان این اثر را از بهترینهایی دانست که در نقد آیات شیطانی نگاشته شده است. مطالب کتاب در شش فصل تنظیم گشته است.»
سالها گذشت تا سرمای غربت عزلت نشینیام را به کمال رساند و فرصتی پیش آمد تا کتاب آیات شیطانی به فارسی را از کتاب خانه خارجمان قرض گرفته و بخوانم. مزخرف کتابی بود که چنان همه کتابهای رشدی خواننده را از درک تفاوتها و رئالیسم ملموس دور مینماید. کتاب آیات شیطانی ترجمه شده که حتما نام مترجم را نیز نداشت! مرا سخت دلزده کرد تا ترجمه دیگری از آنرا خواندم که باز هم بینام بود و آنهم مشمئز کننده! مشکل از ترجمه بود...
و آری بهدرستی که مترجمان نامی ما از بهر ترس آنرا ترجمه نمیکنند. کتاب را به زبان خارجمان خواندم و مترجم آنرا بی هنر و بی ذوق دیدم. در نهایت اصل کتاب به انگلیسی را سفارش داده و خواندم تا بفهمم که اصلش پوچ و سرکاری بوده است.
و اینچنین مقوای بزرگ نقش بازاریاب را برای نویسنده بیهنری مانند رشدی هموار میکند که همگان کتابهایش را بهر فتوای مرگ آیت الله میخرند و نه از بهر اصل کتاب!
در نقدی مضحکه گون آقای مهاجرانی که میتوان او را با بینایی دآنست در شهر کوران یا صاحب صلاحی که مجال خواندن مییابد تا بخواند آنچه که من نباید بخوانم، تفاله ذهنش را به خورد ما میدهد تا تشنگی دانستنمآن را رفع کند. و لابد آقای مهاجرانی ناقدی میشود تمام قد در سرزمین خوانندگان خفته!
جناب مهاجرانی در دویست و پنجاه صفحه کتابش بارها به خطا رفته است، از جمله ایشان در نقدش میگوید: «اقدام فرهنگی غرب: تشویق نویسندگان غرب به حمایت از رشدی انتشار اعلامیه و چاپ کتاب آیات شیطانی به زبانهای گوناگون»، در پاسخ میتوان گفت که غرب حتی در آیات شیطانی نیز پول میبند! تبلیغی مجانی و هر روزه بود که کتاب آیات شیطانی را به ناروا در صدر جدول پرفروش قرار داد وگر نبود این جنجال آیتالله فروختن ده جلد از این کتاب با تخفیفی ۹۰ درصدی نیز میسر نبود!
و اینچنین نقدی در شمارگان بالا چندین و چند باری نشر میشود که به حق از لحاظ اسلوب نوشتار از آیات شیطانی روانتر و بهتر است اما مانند آیات شیطانی بیمحتوا و تلف کننده وقت است.
لطفا سعید ملکپور و همه نویسندگان در بند را آزاد کنید، اسیر کردن انسان ممکن است و اسارت کلمه ناممکن.
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید