افتضاح ولی فقیه در خاش و وجوب سجده شکر برای اهل سنت | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (0)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

افتضاح ولی فقیه در خاش و وجوب سجده شکر برای اهل سنت

۱۶ بهمن ۱۳۹۰ Kamal Baloch

افتضاح عوامل اطلاعاتی رژیم در خاش در جمع معتمدین و علما بهانه‌ای شد تا  نویسنده دست به قلم برده و جملاتی در رابطه با این موضوع بنویسد. این نوشته می‌توانست مطلبی احساسی و عاطفی در مورد رهبر اهل سنت ایران شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید یا مطلبی هجوآمیز حاوی فحش و ناسزا به ولی فقیه و عواملش باشد.

با تاکید بر این نکته که حضرت شیخ در این شرایط سخت و فشارهای چند جانبه واقعا سزاوار هزاران مطلب عاطفی و احساسی و دلجویانه است اما ایمان دارم که مثل ولی فقیه تشنه چرب‌زبانی و مدح نیست وگر نه از میان این جمعیت هفتاد میلیونی این توانایی را دارد که چهار نفر با ذوق گرد هم آورده و همانند ولی‌فقیه هفته‌ای یکبار شب شعری ترتیب دهد تا حضار در رثایش شعرها بسرایند. در رابطه با مقاله هجوآمیز و فحاشانه باید گفت نویسنده قلم را بسیار مقدس‌تر از آن می‌داند که آن را برای هتاکی و تهمت و افترا و فحاشی به کار ببرد. به همین خاطر مناسب دید چند نکته را با رهبران اهل سنت و مردم بلوچستان در میان بگذارد.

داستان ولی فقیه به داستان شتر مرغ می‌ماند نه توانایی بار بردن دارد و نه بال برای پریدن. همانطور که این جز طبیعت شتر مرغ است و هیچ امیدی به اصلاح آن نیست کوشش برای اصلاح نظام ولی فقیه نیز آب در هاون کوبیدن است و بس.

عوامل ولی فقیه سعی داشتند با استناد به اعترافات یک زندانی نگون‌بخت خبرگان یک ملت را که به بهانه‌های مختلف در یک سالن سر پوشیده جمع کرده بودند اغفال کرده و به آنها بقبولانند که شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید و مجمعوعه تحت‌امر ایشان (مسجد مکی) به قول آنها مشغول تفرقه‌اندازی است. بی‌خبر از اینکه در همان روز فیلم دومی نیز بیرون از آن سالن توسط شبکه‌های مختلف خبری جهان در حال نمایش بود که در آن پنج نفر ایرانی به عضویت در سپاه ولی فقیه و اینکه برای سرکوب ملت ستم دیده و غرق در خون سوریه به آن کشور گسیل داشته شده‌اند اعتراف کردند.

ولی‌فقیه برای مورد اول خود را سخت به زحمت انداخته و مراسمی ترتیب داده بود تا در آن شاهکارش را عرضه کند به طوریکه مشاهده تصاویر مراسم مذکور بیننده را به یاد نمایش‌هایی می‌اندازد که گاه و بی‌گاه در نقاط مختلف جهان متمدن برای عرضه فناوری‌ها و ابداعات جدید برگزار می‌شود. اما در رابطه با فیلم دوم به داد و فریاد افتاد که این اعترافات از بیخ و بن نامعتبرند. لابد ولی فقیه دلایل خود را دارد. مثلا اینکه قربانی فیلم اول شخصی با هویت مخدوش است که در همان فیلم هم به جعل هویت اعتراف کرده در حالی که قربانیان فیلم دوم اصل پاسپورت و کارت پرسنلی سپاه را در مقابل دوربین به دنیا نشان دادند. یا اینکه قربانی اول یک نفر است و در فیلم دوم قربانیان پنج نفر هستند و لذا شهادت یک نفر بر شهادت پنج نفر فوقیت دارد و یا اینکه اعترافات قربانی اول توسط یک حکومت انجام شده که از هیچ گونه امکانات ویژه مانند انواع داروهای روانگردان و روش‌های علمی شکنجه‌گیری اعم از سفید یا خشن که برای اعترافگیری لازم است نه استفاده کرده و نه دسترسی داشته در حالی که اعترافات قربانیان مورد دوم توسط گروهی کوچک و نوپا مجهز به انواع روش‌ها و امکانات اعتراف‌گیری انجام شده است که در این کارها تجربه چندین دهه دارد.

به نظر نویسنده نیز موضع ولی‌فقیه در رابطه با بی‌اعتبار بودن اعترافات آن پنج نفر بی‌غل و غش و صادقانه و مؤمنانه می‌نماید چون او خوب می‌داند اعترافات این چنینی به چه صورت و تحت چه شرایطی انجام می‌شوند. به هر حال در رابطه با فیلم اول اینبار نوبت ولی فقیه است که اعتراف کند شتر است و بار می‌برد یا مرغ است و می‌پرد. بدین ترتیب به نکته اول باز می‌گردیم: «آب در هاون کوبیدن.»  

در این میان سزاوار آفرین و احسنت آن ماموران امنیتی و مقاماتی هستند که با مهارت و تبحر ویژه‌شان چنین افتضاحی را آفریدند و طشت رسوایی ولی فقیه خوشنام را از بام به هوا انداختند. در این شرایط بد آنها تنها باریکه امیدی هستند که می‌توان به آن دل بست. به عبارتی دیگر تنها شانسی که این ملت اسیر در چنگال ولی‌فقیه آورده و و در سایه آن دارد لنگ‌لنگان به حیات خود ادامه می‌دهد وجود همین افراد است. به دو دلیل عمده ذیل:

یک: ابن خلدون در کتاب مقدمه‌اش کارمندان را در رابطه با ولی نعمتشان و اموری که به آنها سپرده می‌شود به چهار دسته تقسیم می‌کند. دسته اول توانا و مورد اعتماد هستند.  دسته دوم نه توانا هستند و نه قابل اعتماد. دسته سوم ناتوان ولی قابل اعتمادند و در آخر دسته چهارم علیرغم توانا بودن مورد اعتماد نیستند.

به نظر وی دسته اول با عنایت به توانایی و خصوصیت اخلاقی‌شان هیچگاه تن به کارهای رده پایین و دون نمی‌دهند. دسته دوم هیج وقت به خدمت گرفته نمی‌شوند و نباید هم بشوند چون اربابشان را در کوتاهترین مدت به خاک سیاه خواهند نشاند. بنابر این فقط دسته‌های سوم و چهارم می‌مانند. از این دو گروه  دسته چهارم بر دسته سوم ترجیح دارد زیرا حد اقلش این است که با توجه به توانایی‌هایی که دارد خسارت و فاجعه‌ای به بار نمی‌آورد در حالی که دسته سوم ولو اینکه معتمد است اما با عدم توانایی‌اش خسارت جدی برای اربابش به بار خواهد آورد. به عبارتی دیگر افراد این دسته معتمد اما ناتوان با ناشی‌گری‌هایشان در راستای مطامع خود و خوش خدمتی به ارباب در عمل نه تنها کمکی به ارباب خود نمی‌کنند بلکه روز به روز آن ارباب نگون بخت را به نابودی می‌کشانند.

با اندکی تفکر ولی فقیه و دستگاه حکومتش تجسم مطلق این سناریو است. به جرات می‌توان گفت که با توجه به پتانسیل عظیم عیاری که در سیستم ولایت فقیه یافت می‌شود با یکصدم این امکانات و بودجه اگر چند نفر از اهالی دسته چهارم توسط ولی فقیه به کار گرفته می‌شدند همین سیاستها و برنامه‌ها را به بهترین وجه اجرایی کرده و با پنبه چنان گلوی این ملت را می‌بریدند که آب از آب تکان نمی‌خورد. اما از آنجایی که هر عامل ولی فقیه ناتوان‌تر از دیگری است حتی با چند برابر امکانات فعلی اگر مرده‌ای را هم بخواهند سر ببرند با ناشی‌گری‌شان وی را فراری می‌دهند. حادثه خاش یکی از جزیی‌ترین این موارد است.

دو: در دنیای امروز معمولا حوادثی نظیر خاش به استعفا منجر می‌شوند که به دو صورت انجام می‌پذیرد: مسئول یا مسئولان مربوطه خودشان استعفا می‌دهند و یا به استعفا وا داشته می‌شوند. اگر خودشان استعفا دادند این به معنای آن است آنها مسئولیت ناشی‌گری‌شان را پذیرفته و وجدان شخصی‌شان به آنها حکم یا القا می‌کند که صلاحیت انجام وظیفه مربوطه را ندارند. در صورت فقدان چنین وجدانی شخصی، وجدان جمعی آن اداره و سازمان آنها را وادار به استعفا می‌کند. در هر دو صورت منطق اساسی نهفته در بطن چنین عملی این است که با استعفا شخص نهاد مربوطه از افتضاح به بار آمده برائت جسته و حداقل اعتبارش کمتر خدشه‌دار می‌شود. و این نیز همان در نایاب و گران‌بهایی است  که در نظام ولایت فقیه اصلا یافت نمی‌شود.  در این نظام هر ماموری که گندش تهوع‌آورتر باشد به همان تناسب مقامش بالاتر است. یک مثال کوچک و جزیی آن سعید مرتضوی و حادثه جنایت کهریزک است که نام برده را ظرف مدت بسیار کوتاهی از ریاست یک شعبه دادگاه در تهران به  ریاست ستاد مبارزه با مواد مخدر و قاچاق کالا و ارز رساند.

نتیجه‌گیری: رهبران اهل سنت به هیج وجه نگران نباشند بلکه سجده شکر به جا آورند. پروژه الیناسیون فرهنگی و مذهبی رژیم ولی‌فقیه تا زمانی که این افراد بر راس امور هستند به جایی نخواهد رسید. آنها با هر زهرافشانی خود با ناشی‌گری مزمن‌شان پادزهر آن را هم تولید خواهند کرد.

با اندکی تعقل مراسمی نظیر خاش می‌توانست بالاترین و کارآمدترین نتایج را برای رژیم در راستای پروژه‌اش فراهم آورد اما این توانایی در آنها وجود ندارد. اینان از به سرانجام رساندن یک جلسه عاجز مانده‌اند انجام پروژه عظیمی مثل الیناسیون فرهنگی و مذهبی یک ملت به طور قطع کار آسانی نیست. پروژه‌های این چنینی به افرادی نظیر لرد مکالی نیاز دارد که با عقل‌مندی و تدبیرش در هند طبقه‌ای تربیت کرد که از نظر قیافه ظاهری هندی اما از نظر فکری و رفتاری انگلیسی باشند. اگر تمام سیستم ولی فقیه را زیر و رو کنید یک مکالی پیدا نخواهد شد.

-------------

مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.

 

ارزیابی این خبر:

5.00

Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز
بخش تحلیل خودنویس: اگر توافقی در مذاکرات «هسته‌ای» بغداد حاصل شد، نرخ ارز ناگهان سقوط می‌کند و وابستگان نظام به «خرید» خواهند پرداخت و بعد از دوره‌ای بسیار کوتاه مدت نرخ ارز با شیب زیاد به قیمت‌های اواخر سال قبل و بالاتر خواهد رسید. ...
چرتکه | عباس هرندی

ما را دنبال کنید