خلخالی مرده است
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
کمتر میانسال یا پیرمردی است که آیت الله صادق خلخالی حاکم شرع اوایل پیروزی انقلاب ایران را نشناسد، در میان نسل من که در سال انقلاب زاده شدیم با خواندن یا گوش دادن به رادیو در کودکی و صحبتهای خانوادگی کم و بیش تصویری از خلخالی در ذهنمان نقش میبست که همواره تصویری وحشتناک و خونخوار است.
در غربتی جانکاه که سرنوشت بسیاری از هم نسلهای ما شد، فرصتی پیش آمد که از میزبانان چشم آبی مان یاد بگیریم قضاوت را به پس از خواندن و شنیدن همه جانبه موکول کنیم و اینک قضاوت بنده خواننده کتاب خاطرات آیت الله صادق خلخالی از ایشان که البته جسته و گریخته آنرا در مرحوم روزنامه سلام نیز خوانده بودم.
بیوگرافی یک انسان را اگر زنده نگاه داشتن خاطره نویسنده و یا کنکاو در تاریخ یا ادبیات معاصر با نویسنده بدانیم، در پایان یافتن خواندن کتاب پانصد و اندی صفحهای آقای خلخالی باید بگویم که خلخالی مرد. اینرا از آن جهت گفتم که پدران ادیب مرا در این سرزمین رسم بر این بود که «مرده آنست که نامش به نکویی نبرند» و نامی نیک نماند از خلخالی.
نقل قولی از کتاب ایشان میاورم که میفرمایند: «همه دفاعیات هویدا در دادگاه، در این خلاصه میشد که میگفت: من یک مهره کوچک در سیستم بودم و این سیستم بود که حکومت میکرد؛». البته آقای خلخالی در دنباله آقای هویدا نخست وزیر اسبق را خطاب قرار میدهد که ای مرد بیخبر! چرا شما استعفا نداده و شریک ظلم سیستم شدهاید؟!
و هویدا به گفته خلخالی با جیبهای پر از مدارک دال بر بیگناهی به زعم خود تیرباران میشود.
در این روزهایی که حکومت اسلامی حاکم سالروز ورود مقوای بزرگ را پاس میدارد، نیز کسی یادی از خلخالی نمیکند. همه به نوعی و به درستی از او فاصله میگیرند، حتی آمرین و دوستان وی.
بزرگترین گواه ناکارامدی خشونت و به ویژه خشونتی که خلخالی آنرا دامن میزد وجود معاصر همان اندیشههایی است که خلخالی مقاله ای از آنرا بر نتافت. وجود و ادامه حیات مجاهدین خلق، کمونیستها، سلطنتطلبها، فداییها و انواع و اقسام ایدولوژیهای چپ چپ تا راست راست مهری است بر تایید این که اعدام و خشونت در پاسخ به اندیشه چنان بادی است که آتشی را تفته تر میکند!
خلخالی به گفته منتقدین هم کیشش در انتهای کتاب و نقد آن «عاشق مصاحبه و مطرح شدن» است. کاش وی را اجازه میدادند تا با اوریانا فلاچی سخن بگوید! شاید خانم فلاچی در بین صحبتها وی را میگفت که «کودکی که با مسلسل بازی کند جهان را نجات نخواهد داد».
خلخالی بهدرستی و در کتاب خود راه را بر تشنگان قدرت میبندد تا گناه خودکامگی را بر گردن بت بزرگ و سیستم نیاندازند. خلخالی در کتاب خود که ای کاش رمانی تراژیک میبود و نه خاطرات ما وقع آنچنان چهرهای نازیبا از انقلاب ایران برای خواننده ترسیم میکند که بیشک به پدرانمان و مادرانمان در داشتن عقلی سلیم و گزیدن این راه پر خطر تردید پیدا میکنم.
در پایان به همه و به ویژه به گزینه های احتمالی حکومت اسلامی خواندن این کتاب را توصیه میکنم.
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید