در باره بیهودگی کنفرانس‌های وحدت اپوزیسیون‎ | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (4)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

در باره بیهودگی کنفرانس‌های وحدت اپوزیسیون‎

۱۳ بهمن ۱۳۹۰ پتکین آذرمهر


‎به یاد دارم، اولین باری که به یکی از این کنفرانس‌های اپوزیسیون خارج از کشور رفتم، کنفرانسی در اشتوتگارت در سال ۱۹۹۶ بود. آن روز شور وشوق و فراوانی داشتم و گمان می‌کردم که جای بسیار مهمی می‌روم و مهم تر اینکه با . شخصیت‌های مهمی آشنا خواهم شد. به سالن کنفرانس رفتم، با دقت به صحبت‌های مدعوین گوش می‌دادم، اما هنوز نیم ساعت از شروع جلسه نگذشته بود که متوجه عمق فاجعه در اپوزیسیون خارج از کشور شدم.


 
‎  کنفرانس فاقد هر گونه دستور جلسه بود. در همان ابتدای جلسه در یک پانل ۵ نفره، از مدعوین خواسته شد تا اگر پیشنهادی دارند ارائه دهند. کسی که پیشنهادی نداشت، هر یک از مدعوین متنی به عنوان متن سخنرانی از پیش نوشته شده داشت و مشتاق بود تنها صدای خودش را بشنود. سال ۱۹۹۶ اوایل عمومی شدن و گسترش اینترنت بود و به دلیل تحقیق‌های بسیاری که در مورد اینترنت کرده بودم کاملا به این ابراز مسلط بوده و تمایل داشتم مدت زمان کوتاهی در مورد این پدیده جدید صحبت کنم و راهکارهای نوینی که این تکنولوژی برای پیشبرد اهداف سیاسی ارائه می‌داد را بعنوان یکی از موضوعات در  جلسه پیشنهاد کنم. اما متاسفانه به دلیل اینکه فرد ناشناخته و کم سن و سالی بودم و اینکه هیچ کدام از شرکت کنندگان درباره اینترنت اطلاع خاص و حتی اندکی نداشتند، نه توجهی به من شد و نه پیشنهادم اجازه یافت در این جلسه که گمان بر مهم بودنش بود، مطرح‌ گردد. اما موضوعی که بسیار ذهنم را به خودش مشغول کرد، کشمکش و جدال لفظی مدعوین در رابطه با اینکه چه کسی می‌بایست در ابتدا صحبت کند و نفر بعدی چه کسی خواهد بود، در گرفت. کشمکش‌های بچه گانه ای که حاضرین را ناامید از آینده اپوزسیون خارج از کشور می‌کرد.  پس از لحظات طولانی بر جنجال و بگو مگوهای بچه‌گانه، هر کس برای بدون توجه به شرایط کنونی جامعه ایران و موضوعات مبتلا به سخنرانی بی اساس و واهی و شعار گونه‌ای را مطرح کرد. به عنوان مثال یکی در مورد ریشه عقب ماندگی‌های دوران صفوی صحبت کرد، یکی در مورد ماهی قزل آلا، یکی در مورد خیانت روحانیان زرتشتی در زمان ساسانیان ، یکی در مورد ایل خمسه و همینطور سخنرانی‌هایی که نه ربطی به هم داشتند و نه دردی از دردهای مرمان سرزمین مان را دوا می‌کردند. اما سخنرانان بسیار خوشحال بودند که لحظاتی را به عنوان یک سخنران، پشت میکروفن بوده و از سخنانشان فیلم برداری شد و البته عکس‌هایی یادگاری هم گرفته شد. 

 

‎در پایان کنفرانس یک مصاحبه مطبوعاتی برگزار گردید و اعلام شد که  برای اولین بار اعضا و گروه‌های مختلف اپوزیسیون در زیر یک سقف گرد هم آمده‌اند. و این برای خارج نشینان  پیروزی بسیار بزرگی بود و قطعا جمهوری اسلامی از آن به بعد با یک کیفیت جدیدی از اپوزیسیون خارج کشور روبرو خواهد بود.

 

‎در بین سخنرانی‌ها سعی کردم گفتگوی دو نفره با چند نفر داشته باشم و مطالبی را که در باره با امکاناتی که اینترنت به ما ارائه می‌دهد تهیه کرده بودم  را با چند تن از این «افراد مهم» اپوزیسیون خارج کشور مطرح‌ کنم. یکی از این افراد داریوش مجلسی از هلند بود که در حال حاضر نمی‌دانم به کدام گروه گرایش پیدا کرده، ولی آن موقع از اعضای رده بالای نهضت مقاومت ملی دکتر بختیاربود. حدود نیم ساعت داشتم برای این شخص در خصوص مزایای اینترنت و کارهایی که می‌توان در خارج از کشور انجام داد توضیح می‌دادم ولی او حواسش به صحبت‌های من جوان نبود و گویا به موضوعات دیگری تامل می‌کرد. جزوه هایی که تهیه کرده بودم را به وی نشان دادم و  در آخر گفت که این جزوه‌ها را پیش او بگذارم  تا بعدا مطالعه  کند. کنفرانس بدون اینکه نتیجه مثمرثمری به غیر از اعلام اتحاد اپوزسیون خارج از کشور داشته باشد به اتمام رسید.

 

‎ دو هفته پس از کنفرانس وقتی از آقای مجلسی خبری نشد به او زنگ زدم و از وی جویا شدم که آیا مطالبی را که آماده کرده بودم خوانده است یا خیر؟ و پاسخ او با همان لهجه شیرین اصفهانییش این بود «که راستش رو بخواهی اون چیزهای رو که دادی گمشون کردم».

 

‎این اولین تجربه من از کنفرانس‌های اپوزیسیون خارج کشور بود، تجربه ای تلخ که همچنان با خود همه جا حمل می‌کنم.


 
‎واقعا قلم به من اجازه نمیدهد توصیف کنم که با چه روحیه ای به آن کنفرانس رفته بودم و با چه روحیه ای از آن کنفرانس برگشتم. کنفرانس‌های بعدی هم که متاسفانه وقتم را در آنها تلف کردم،   فرق چندانی نداشتند. باز هم همان آش و همان کاسه، با اندکی تفاوت در مدعوین و شکل و شمایل سالنی که کنفرانس در آنجا برگزار می‌کردید. در انتهای این کنفرانس‌ها معمولا یک هیات ۱۲ نفره تا ۱۶ نفره تحت  عنوان کمیته هماهنگی انتخاب می‌شوند و بعد از چند تا جلسه پالتالک یا  تعدادیشان  خسته می‌شوند و یا اختلاف‌ها بیشتر می‌شوند و استعفا نامه‌ها یکی بعد از دیگری در سایت‌ها چاپ می‌شود و دوباره برمی گردیم به همان نقطه آغاز  کار.


 
‎به نظر من بدترین تجربه برای نیروهای جوان  و کسانی که امیدشان به قدرت‌های خارج از کشور است، رفتن به اینگونه کنفرانس‌های واهی و بی نتیجه است که در نهایت باعث بی انگیزگی این نیروهای جوان و تازه نفس و قطع ارتباطشان از آنها از مسائل و فعالیت‌های سیاسی برای همیشه می‌شود.

 


‎تجربه به من نشان داده است که کنفرانس هایی از این دست که برای وحدت اپوزیسیون تشکیل می‌شود، اغلب بدون نتیجه ثمربخش در کوتاه مدت و بلند مدت، صرفا برای وقت تلف کردن بوده است.  چرا که  نه تنها تا به امروز باعث وحدت و .شکل گیری یک جریان موثر و کارآمد نشده‌اند بلکه برعکس باعث نفاق بیشتر و ریزش نیروهای جوان هم گشته‌اند.

 


‎چند هفته پیش از کریسمس، اقبال این را داشتم که در یک کنفرانس نیروهای سکولار اپوزیسیون  سوریه در پارلمان اروپا شرکت کنم، به راحتی می‌شد  با کنفرانس‌ها و سمینارهایی که ایرانی‌های مقیم خارج از کشور برگزار می‌کنند مقایسه کرد. تنها کنفرانس‌های و سمینارهایی که خارجیان در رابطه با ایران تشکیل می‌هند به گونه ای دیگر است. داشتن دستور جلسه.، انسجام و نتیجه گیری موثر و در پایان عمل به تصمیم گیری ها، از جمله خصوصیات این جلسات است که در جلسات برگزار شده توسط هم میهنانم نمی‌بینم. برای اولین بار بود که در کنفرانس سوریه بعنوان یک ناظر خارجی بحث‌های اپوزیسیون یک کشور دیگر رو دنبال می‌کردم.

 


‎متاسفانه این کنفرانس هم چیزی شبیه همان کنفرانس‌های اپوزیسیون ایران خودمان بود. سخنرانی‌ها همانگونه شعارگونه و تبلیغاتی بودند. مدعوین متوجه نبودند که همه می‌دانند، بشار اسد فردی دیکتاتور،  مستبد و سرکوبگر است و حضار برای شنیدن شعارهای مرگ بر و زنده باد نیامده اند، بلکه در این جلسه حاضر شده‌اند تا ببینند، نمایندگانشان در آینده سوریه چه کسانی خواهند بود؟ توان فعلی  آنها در چه حد هست؟  پتانسیل آنها در چه میزانی است؟ خواستار چه امکاناتی هستند؟ و برنامه شان برای آینده سوریه چیست؟
 
‎هیاتی که همراه آنها از لندن به بروکسل رفته بودم نیز در راه بازگشت همه اظهار تاسف میکردند و می‌گفتند که مردم دلیر و از خود گذشته سوریه مستحق داشتن اپوزیسیونی بهتر و کارآمدتر از آن چیزی که ما شاهد بودیم هستند. در همان راه بازگشت هم این سئوالات زیر را مطرح‌ کردم.


‎ چرا ما انتظار داریم یک کنفرانس، نیروهای اپوزیسیون یک حکومت مستبد را متحد کند؟ چرا که کنفرانس‌ها و بحث‌های این کنفرانس‌ها بیشتر باعث تشدید اختلافات می‌شوند.

 


‎و چرا اصلا میخواهیم اپوزیسیون را متحد کنیم؟ مگر در جاهای دیگر که تحولات بنیادینی اتفاق  افتاده، اپوزیسیون متحد بوده؟ در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه نه تنها اپوزیسیون روسیه متحد نبود، در همان حزب کمونیستش هم بلشویک‌ها و منشویک‌ها چشم دیدن همدیگر را نداشتند. مگر در انقلاب ۵۷ ایران خمینی کنفرانس گذاشت و اپوزیسیون رو متحد کرد؟
 
‎بجای اینکه به فکر متحد کردن اپوزیسیون در یک کنفرانس باشیم و اینهمه پول کنفرانس و هزینه رفت و آمد و غیره را هدر دهیم، کوشش کنیم یک اپوزیسیون قوی ایجاد کنیم. اگر اپوزیسیون قوی ، موثر و کارآمد بوجود بیاید بقیه گروه‌ها هم بدنبال جریان قوی خواهند دوید تا از قافله عقب نمانند همانطور که در انقلاب ۵۷ شاهد بودیم.


‎اگرچند صفر را زیر یک سقف گرد هم آوریم و بر فرض اینکه هم این صفر‌ها را با هم جمع بزنیم نتیجه ای جز صفر نخواهد داشت. آنچه که ما نیاز داریم جمع چند صفر با هم نیست، ما به یک، یک احتیاج داریم که صفرها در جلوی آن قرار بگیرند.

 

-------------

مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.

 

ارزیابی این خبر:

4.36

Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):

bal*********@gmail.com در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
این شد نوشته سیاسی؛ بدون به حاشیه رفتن و سر زدن به صحرای کربلا و پزهای متداول و اسم کتاب و نویسنده و تئوری پراندن. رک و راست و صمیمی و از دل برآمده.
درست میگویید؛ این وحدت اپوزسیون همان دنبال نخود سیاه فرستادن خودمان است، قرائت انشاء های از پیش نوشته شده در باره تلخی ته خیار و شیرینی شهد جز اتلاف وقت و نومید کردن بازدهی ندارد.
خبر خوش آنکه؛ این طرز فکر و دیدگاه شما جای خودش را در بین آنهاییکه آزادی ایران را فرای علایق و دلبستگی های شخصی و گروهی و جناحی میگذارند باز کرده.
خوش فکری و پر فعالیت و خستگی ناپذیر، دَمت گرم!

بل بلی گوش
san********@gmail.com در ۱۵ بهمن ۱۳۹۰
با انتقاد موافقم
وقتی انتقاد کننده از اپوزیسیون که قاعدتا بایستی وضعی بهتر از انتقاد شونده داشته باشد ، به این اندازه روحیه اش خراب است که همه آنها را صفر میبیند و بدنبال یک "یـــــک" میگردد ، پس وای به حال خود اپوزیسیون !؟
gan**********@gmail.com در ۲۰ بهمن ۱۳۹۰
متاسفم از اینکه مطلبی رو از کسی گذاشتید که تمام وجودش کینه است و عدوات خوب میدانم که دوستان سایت خودنویس امکان اسن را دارند که درصد صحت رفتار و گفتار کسی را در اروپا و یا آمریکا به راحتی چک کنند . آقای پتکین بجز اهانت و بدگویی هیچگاه عمل مثبتی نداشته و هر کس با داشتن یک وبلاگ و تغییر محتوای اخبار منتشر شده و تغییر تیتر مطلب را نباید آنالیزور و صاحب فهم دانست .
من فکر می‌کنم شما همان روش مورد انتقاد را در مورد ایشان تکرار کرده‌اید.
مجموعه نتایج: 3 | نمایش: 1 - 3

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز
بخش تحلیل خودنویس: اگر توافقی در مذاکرات «هسته‌ای» بغداد حاصل شد، نرخ ارز ناگهان سقوط می‌کند و وابستگان نظام به «خرید» خواهند پرداخت و بعد از دوره‌ای بسیار کوتاه مدت نرخ ارز با شیب زیاد به قیمت‌های اواخر سال قبل و بالاتر خواهد رسید. ...
چرتکه | عباس هرندی

ما را دنبال کنید