نگاه اقتصادی به برنامه غنیسازی اورانیم ایران: چاهی که اگر آب ندارد ولی برای چاه کن نان دارد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
فشار تحریمها بر ایران هر روز بیشتر میشود و ذهنها چنان درگیر آنها، تبعتشان و یا حتی روشهای مقابله میگردد که گاه فراموش میکنیم دلیل اولیه تحریم چه بوده است؛ غنی سازی اورانیم.
نویسنده در این یادداشت قصد وارد شدن به بررسی نیات دو طرف تحریم کننده یا تحریم شونده ندارد و اصلا فرض را بر این میگذارد که برنامه هستهای ایران هیج هدف نظامی ندارد ولی آیا حتی بدون در نظر گرفتن هزینههای گزاف تحریم (هزینههای سیاسی – اجتماعی آن به کنار) توجیه اقتصادی دارد؟
رییس اداره سیاسی سپاه دیروز گفت با غنیسازی اورانیم از دیگر نگرانی از اتمام ذخایر نفت و گاز نداریم و اینکه معادل ۵۰ سال صادرات نفت است. کم و بیش همین منطق و استدلال را در سخنان تمام دست اندرکاران نظام میشنویم که نویسنده قبول دارد اگر مطالب فوق صحت داشته باشد، ارزش تحمل سختی را دارد ولی موضوع این است که صحت ندارد!
کل ذخایر شناخته شده و حدس زده شده اورانیم دنیا در حدود ۴۶۰۰ هزار تن است که ذخایر اورانیم ایران در این میان تنها ۰/۰۳ درصد( سه صدم درصد) آن میباشد! این یعنی ذخایر اورانیم ایران در میان کشورهای دارنده آن از پایین ترینها است.
مصرف اورانیم در جهان برای نیروگاههای فعلی در حدود ۶۵ هزار تن در سال میباشد به عبارتی در ۷۰ سال کل ذخایر اورانیم دنیا مصرف خواهد شد. در این میان نیروگاهی مانند بوشهر که مصرفی در حدود ۲۰۰ تن در سال دارد اگر سوختش تنها از منابع ایرانی تامین گردد ، ذخایر ایران در ۷ سال تمام خواهد شد!
معادن اورانیم ایران از عمیق ترین معادن دنیا میباشند و قیمت تولید اورانیم در ایران در حدود ۳ برابر مشابه خارجی آن است! کما اینکه کیک زرد اولیه مورد استفاده نیز در زمان رژیم پهلوی وارد شده بود و تولید داخل نبود.
خلاصه اینکه ایران اگر نخواهد اورانیم وارد کند (حالا که کشوری به ایران صادر هم نمیکند) برای تنها نیروگاه راه نیافتاده خود تنها برای هفت سال اورانیم دارد و اگر واقعا برنامه ساخت نیروگاههای جدید دارد باید برای آنها سوخت وارد کند. این غیر از هزینه ساخت غیر متعارف نیروگاه بوشهر، ایجاد تاسیسات غنیسازی و هزینههای نظامی برای محافظت آن است.
این موضوع تنها منحصر به ایران نیست. در کشورهای پیشرفته در ۲۰ سال اخیر نیروگاه جدیدی ساخته نشده است (اگر هم کاری در حال شدن است قرادادهای قدیمی در حال انجام است) و در بسیاری از کشورها خارج کردن نیروگاهها از رده در حال انجام است (مانند کانادا که به تنهایی ۱۸ درصد دخایر اورانیم دنیا را هم دارد!) با اینکه طبق گزارش آژانس در حالیکه توانایی علمی و فنی غنیسازی در حدود ۴۰ کشور دنیا موجود است، اقدام به انجام آن نمیکنند و یا اینکه بسیاری از کشورهای پیشرفتهتر از ایران و نیروگاه هسته ای ندارند.
دلیل اصلی آن هم مشخص است: توجیه اقتصادی ندارد
اینها را در کنار هزینههای ایجاد نیروگاههای هستهای جدید و آلودگیهای محیطی بگذاریم میبینیم که غنی سازی هستهای توجیه منطقی ندارد. این در حالیاست که عکس تمام مطالب فوق در مورد نیروگاههای گازی در مورد ایران صدق میکند!
حال چرا کشوری منابع محدود ارزی خود که آن راهم از محل منابع طبیعی فروشی و نه درآمد حاصل از دانش و خدمات بدست میآورد را برای کاری که توجیه اقتصادی ندارد تلف کند؟ و از آن بالاترچرا باید برای رسیدن به چیزی که توجیه اقتصادی ندارد، هزینههای مضاعف تحریم را هم قبول کند؟
توجیه اقتصادی که ندارد واگر قبول کنیم هدف نظامی هم ندارد پس تنها حالتی که میماند این است که این برنامه قصدی جز ایجاد تنش و دشمنتراشی برای توجیه ناتوانیهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از یک سو و سرکوب مخالفتهای درونی از سوی دیگر و البته ایجاد تحریم خود خواسته بر علیه کشور و سود سرشاری که از این طریق نصیب افراد مختلف به بهانههای دور زدن تحریم میشود را ندارد.
این حکایت همان چاهی است که هرچند آبی به ارمغان نمیآورد ولی چاه کن دستمزد خوبی برای آن میگیرد.
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید