ما بیرون گود نشستگان
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
حتماً در بارهی «گود» استکهلم و پهلوانان و میلبهدستان وسط این گود شنیدهاید و خواندهاید. اطلاعات من هم مثل شما به اندازه حرفهای جسته و گریختهای است که نه صحتشان را میدانم، نه سقمشان را. اما چیزی که مسلم است همواره، در درون و بیرون حکومت، چنین گودهایی وجود داشته، و در وسط این گودها عدهای بر اساس قدرت فردی و سابقه فعالیت و روابط درونْگروهی و مهارتهای کسب شده در طول سالها، جای گرفتهاند و چند نفری را به عنوان میاندار انتخاب کردهاند و عدهای نوخاسته و نوچه را هم بیرون از گود نگه داشتهاند تا به وقتِ خود، وارد میدان کنند. پیشکسوتان به بحث و فحص در عالم پهلوانی، و پهلوانان به دادن شعار و هماوردطلبی پرداختهاند و در این میان، عدهای تنکه به پایِ لُنگبسته، به میل گرفتن و میل پراندن و شنا رفتن و کبّاده کشیدن و سنگ گرفتن و چرخ زدن مشغول میشوند و عدهای تماشاچی نیز آنها را تشویق میکنند و برای سلامتی و موفقیتشان صلوات میفرستند. البته نقش مرشد را که بر سَر دَم نشسته و حرکات ورزشی پهلوانان را با ضرب و آواز خود تند و کُند و هماهنگ میکند نباید فراموش کرد. این گودِ سیاست است که هر کسی را به میان آن راهی نیست و معمولاً فردای کشورها در این گود رقم زده میشود.
اما بیرون از گود نشستگانی که ما باشیم و به جای میل و کبّاده، قلم در دست داریم در میان این پهلوانان قَدَر چه میتوانیم بکنیم؟ اعتقاد من اصولاً بر نوشتن است و قدرتی که در کلمه میبینم، در بازوی پهلوانی و ضرب و آواز مرشد نمیبینم. به نظر من همین کلمات است که تبدیل به پیچ و خم و حرکات ورزشی پهلوانان وسط گود میشود و آواز مرشد و ریتم ضرب او را میسازد. ممکن است گمان بریم چون خود ما عامل نیستیم و در میان گود نیستیم و صاحب زورخانه و سَر دَم نیستیم و مسئولیتی در چینش پهلوانان و ورود و خروج آنان به میان میدان نداریم، پس صاحب نقش نیز نیستیم، ولی به باور من این برداشتی است خطا و دستکم گرفتن قدرت قلم.
از متن آواز مرشد تا شیوهی چرخ زدن و شنا رفتن همگی تحت تأثیر مستقیم و غیر مستقیم نوشتههای اهل قلم است. حتی در بزرگترین و بستهترین زورخانهها که متعلق به حکومت است، و مردانی با بازوان ستبر و چهرههای دژم در پشت میلها و کبادههای سنگینشان انواع و اقسام سلاحهای سرد و گرم را پنهان کردهاند و آمادهاند تا با اشارهی مرشد، گردن مخالف را چه در داخل گود و چه در بیرون از آن بشکنند و به جنگِ مردانِ زورخانههای دیگر بروند، نوشتههای اهل قلم نفوذ می کند، و گیرم با طعنه و تحقیر، از زبان آنها در رسانه هایی مانند کیهان و فارس و رجانیوز جاری میگردد و این همان قدرت نفوذ کلمه است در سختترین جمجمهها و ستبرترین بازوان و کوچکترین مغزها.
دیدن صحنهی زورخانه –چه در جبهه موافق و چه در جبهه مخالف حکومت- اهل قلم نازکاندیش و ضعیفالجثه را از خود و کاری که انجام میدهد ناامید میکند و اینکه درگیری با چنین غولهایی عاقبت نخواهد داشت، اما میتوان بر اساس تجربه تاریخی با قاطعیت گفت که حرف آخر را همیشه اهل قلم میزنند و اهل زورخانه در نهایت تابع کلماتی هستند که بر ذهن و زبانِ این گروهِ به ظاهر بی تأثیر جاری میشود. این امیدواری باید ما بیرون گود نشستگان را به تلاش و فعالیت جدّیتر وادارد و موجب تأثیرگذاری بیشتر بر میانداران گودها شود.
Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد):
فقط با اجازه نویسنده یک نکته را اضافه کنم که این گود نشینهای نحیف الجثه سابق، امروز، بمدد اینترنت، میتوانند بصورت پهلوانهایی در بیایند که پهلوان پنبه های خفته ای را که در وسط گود، 33 سال چرت زده اند را، یا از گود بیرون کنند و یا مجبورشان کنند که دست بکاری بزنند که وجود آنها را در وسط این « گود» سرنوشت ساز توجیح بکند
همه اش هم بر میگردد که این گروه نویسنده، قدرت و البته مسئولیت خود را در این «گود» و در این روزهای خطیر درک بکنند و بفهمند
به امید فضای سالم و شفاف برای پرسش و پاسخ در پهنه سیاست ایرانزمین
شهرام فریدونی
احتمال زیاد خودت هم خوب میدانی که با انتخاب نام « یاران شاهزاده» و نوشتن اینکه « تا دست غربی ها تو کار نباشه هیچ اتفاقی نمیفته» داری آب به آسیاب کی میریزی و به کی ضربه میزنی!
در هر صورت اگر بدانی و اگر ندانی که داری چکار میکن، هر دوش قابل تاسفه!
شهرام فریدونی
ارادت
محب علی
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید