اپوزیسیون یا قمپزیسیون؟ - ۲ | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (43)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

اپوزیسیون یا قمپزیسیون؟ - ۲

۰۹ بهمن ۱۳۹۰ نیک آهنگ کوثر
image

گمان نمی‌کردم مجبور شوم یا بخواهم یادداشت پیشین را ادامه دهم، اما خبرها و بحث‌هایی که در طول سه روز گذشته شنیده‌ام نگذاشت حتی در ساعات محدود سفر چندان بیکار بنشینم. بر اساس آنچه از منابع مختلف شنیده‌ام و دریافته‌ام، بخشی از اپوزیسیون با هدف «آلترناتیوسازی» می‌خواهد خود را نماینده اکثریت مردم ایران معرفی کند. اگر قرار است یک گروه اندک‌شمار، بر اساس یک طرح از پیش برنامه‌ریزی شده، فردا در استکهلم یا هر پایتخت دیگری، مراسم «تاج‌گذاری» برپا یا ردای رهبری «صوری» به تن یکی کند و نهایتا کسانی دیگر فرمان به دست باشند و خیال قدرت‌های اروپایی را راحت کنند که «آلترناتیو» یا جانشین پیدا شده و مشکل حل است، گمانم همه اندکی اشتباه کرده‌اند. بدون تردید، جمع شدن نمایندگان واقعی گروه‌های اجتماعی و سیاسی کنار هم برای بحثی منطقی و نه یک «بیعت» کارگردانی شده می‌تواند نتایج بهتری برای مردم ایران داشته باشد. اما باز هم سوال‌های بسیاری وجود خواهد داشت. چه کسی تعیین کرده که افرادی، نمایندگان واقعی گروه‌های اجتماعی هستند؟ آیا رای‌گیری شده؟ فکر می‌کنم آخرین رای‌گیری اینترنتی که رویش تبلیغ فراوان کردند و نتیجه‌اش چندان درخشان نبود، به کمپین «رفراندوم» بود که اگر خاطرتان باشد، تعداد آرا به چند ده هزار نفر رسید و بس.

 شاید به عنوان یک روزنامه‌نگار حساس به مسائل ایران، با دیدن این چند خط هیجانی می‌شدم: «...از آنجا كه حكومت جمهوری اسلامی ايران از برگزاری همه پرسی خود داری می‌كند "كميته اقدام برای همه پرسی" تشكيل داده‌ايم تا با مراجعه به ٦٠ ميليون ايرانی معلوم كند تا چه حد خواست برگزاری انتخابات آزاد و تشكيل مجلس موسسان برای تدوين قانون اساسی تازه مورد حمايت جامعه است...»، اما واقعیت این بود که همان «۶۰ میلیون نفر» نسبت به خواست آن گروه در سال ۲۰۰۴، واکنش چندانی نشان ندادند. اینکه مثلا من بنشینم در فلان برنامه خبری و مجری هم بنده را به هیچ وجه در شرایط چالشی قرار ندهد و من بدون لکنت حرف‌هایی که دوست دارم بزنم و تکرار کنم و هر وقت شایعه‌ای باشد که قرار است تریبون را از من بگیرند، از هزار و یک لابی و بازی برای بازگشت یا محکم کردن میخ در استودیو استفاده کنم، نمی‌تواند نشان مشروعیت سیاسی من باشد. تعارف را کنار بگذاریم، واقعیت با چیزی که تبلیغ می‌شود، یکی نیست.

اینکه بفهمیم گروه‌های سیاسی و شخصیت‌ها واقعا چه تعداد از افراد را نمایندگی می‌کنند، در فضای مجازی کار بسیار سختی است. اینکه تعدادی را دور هم جمع کنیم که می‌دانیم احتمالا در اکثریت قرار می‌گیریم تا حرف‌مان به کرسی بنشیند هم جای بحث دارد. تشکیل جلساتی که دعوت شدگان خودشان سر در نمی‌آورند که ماجرا دقیقا چیست هم خود سوال برانگیز است. در مورد جلسه معروف شده در بنیاد «اولاف پالمه»، تا کنون تعدادی از دعوت شدگان به من و همکارانم گفته‌اند که یا شرکت نمی‌کنند، یا چون نمی‌دانند ماجرا دقیقا چیست نمی‌روند، یا اینکه شنیده‌اند برنامه‌ای جدا از آنچه اعلام شده در جریان است. من با همه دعوت شدگان حرف نزده‌ام، و نمی‌توانم تا آن وقت به قضاوتی «کامل»، حداقل برای خودم برسم، اما آنچه که در گیر و دار تعدادی از جلسات در لندن و پاریس و چند محفل دیگر به گوشم خورده، این است که یکی از کشورهای عربی با دقت به مسائل طرح شده توجه دارد، و همچنین چند کشور اروپایی امیدوارند تا پایان ۲۰۱۲ «آلترناتیو» ساخته شده باشد.

بحث من به معنی زیر سوال بردن کار خوب بنیاد اولاف پالمه و حتی حزب سوسیال دموکرات سوئد برای کمک به نیروهای دموکراسی‌خواه نیست. حتما می‌توان از این گروه راه‌های بسیاری برای پیشبرد جنبش اعتراضی تا زمان رسیده به نظامی دموکراتیک و «مستقل» آموخت. اما دموکراسی «حداکثری» است!

به عنوان یک ناظر که عضو هیچ گروه سیاسی نیست، حس می‌کنم که برگزاری جلساتی که می‌توان از آن برداشت «آپوزیسیون سازی» و یا «تولید آلترناتیو» داشت، بدون آنکه شفاف باشند و نیروهای تعیین کننده، بیشتر از توجه به مصادیق «منافع ملی»، «راه‌های رسیدن به دموکراسی»، «استقلال» و «برنامه برای کنار زدن رژیم» به دنبال «سهم‌خواهی» و گرفتن «بیعت» و هدایت برنامه در جهت منافع گروه‌ها یا کشورهایی خاص باشند، محکوم به شکست در مراحل بعدی است. من تنها برداشتم را می‌نویسم و طبیعی است که نمی‌توان بدون دانستن همه مسائل به قضاوتی نسبتا کامل دست یافت، اما تلاش برای پنهان‌کاری و دریافت نامه‌ها و پیام‌هایی غیرمهربانانه، و نیز سکوت عجیب برخی دست‌اندرکاران، مرا به این نتیجه می‌رساند یک جای کار، می‌لنگد.

اگر جلساتی بدون حضور نمایندگان جنبش سبز، سکولارها، اصلاح‌طلبان، ملی‌گراها، کمونیست‌ها و ... تشکیل شود، اگر نمایندگان واقعی تمامی اقلیت‌ها در این جلسات نباشند، برای مخاطبان و شهروندان، جای سوال باقی نمی‌ماند؟ قرار است در آنجا نظرها پرسیده شود یا اینکه بپرسند «نظر مثبت شما در باره فرد و برنامه مورد نظر ما چیست؟».

به نظر من، جلسه یا کنگره‌ای جامع و شفاف، میان اعضای سرشناس و صاحب فکر و برنامه برای «ایران» بدون حذف و نادیده گرفتن گروه‌های مختلف، که حتما بسیاری از دعوت شدگان استکهلم در میان‌شان خواهند بود، بسیار موثرتر از جلسات محدود است که شاید می‌خواهند در آنها، هسته درونی یک قدرت سیاسی متبلور شود و همه بر اساس آن هسته شکل بگیرند.

اگر نگرانی از سهیم نشدن در ایران فردا عامل محدودیت جلسات است، و عدم دعوت خبرنگاران نسبتا فضول به جلسات لندن و پاریس و غیره، از امروز باید برای دموکراسی «شرکت سهامی قدرت در آینده با مسوولیت محدود» لباس عزا بر تن کرد.

دموکراسی «تخم مرغ» نیست که انتظار داشته باشیم حاصل زحماتی در فضاهایی بسته باشد و بعد تقدیم خلق خدا شود.

اگر شورای نگهبان بد است که گروهی را به نفع «بیعت کنندگان با رهبری» حذف می‌کند، گزینش حداقلی برای آلترناتیوسازی حتما محل اشکال است.

اگر جمهوری اسلامی بد است چون «خودی» و «غیر خودی» می‌کند، این روش که ما داریم می‌بینیم اسمش چیست؟ دموکراتیک است؟

باز تاکید می‌کنم که برداشت کلی‌ام را از مسائل و اطلاعات به‌دست آمده نوشته‌ام. طبیعی است اگر «استکهلمیان» شفاف عمل کنند و همه واقعیت را بیرون بریزند، به برداشتی کامل‌تر خواهم رسید و چه بسا متوجه شوم که در جاهایی دچار سو تفاهم شده‌ام. اما تا آن وقت و به امید شفاف‌سازی، صبر می‌کنم. سخنان و دلایل کسانی که شرکت نمی‌کنند را شنیده‌ام. قضاوتی در باره درستی یا نادرستی دلایل‌شان نمی‌کنم. تنها به این می‌اندیشم برای ایجاد یک اپوزیسیون قوی و چاره‌دار، نمی‌توان از پیش «سی مرغ» را تعیین کرد...همه مرغان عالم سیاست باید بیایند...باید دید چه کسانی «این‌کاره»اند، چه کسانی فقط حرف نمی‌زنند و چاره‌ای برای ایران «بی‌چاره»مان دارند...به قول دوستی، از دل جلسات، سخن‌وران و آدم‌های موفق در توجیه و راضی کردن مخاطبان بیرون می‌آیند نه مجریان واقعی. شاید، سخن‌وری، مجری خوبی هم باشد، اما این را از الان نمی‌توان تعیین کرد.

 

ارزیابی این خبر:

3.88

Subscribe to comments feed نظرات (17 نوشته شد):

you***@gmail.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
-6
نیکی جان یه نگاه به نوشته ات بنداز. چرا خودت شفاف نمینویسی؟ چرا از ذکر دقیق اتفاقات و افراد مربوطه خودداری میکنی؟
شفاف بنویس داری در مورد کی و چی حرف میزنی؟ یک خواننده که نمیدونه موضوع چیه از نوشته هات چیزی دستگیرش نمیشه.
اگه قراره بنویسی که بخونیم و دستگیرمون شه یحور بنویس که بشه اگر شما هم داری کسی رو تهدید میکنی که اگر کاری که میگی رو نکنه بعد میای شفاف سازی میکنی اونوقت خودت هم میشی مثل اونها و کلاهمون میره تو هم.
خبرنگار بیطرف باید خبر رسانی کنه نه خبر سازی.
چیزهایی که میدونی شفاف و صریح بگو. کی، کجا و چی.
هر مصلحتی که امروز بهش فکر میکنی که اسمی رو در لفافه ببری همون مصلحتیه که اونها هم دارن ازش استفاده میکنن.
اطلاعات من هنوز محدود است. با حرف‌هایی که با برخی از دعوت شدگان زده‌ام تنها می‌توانم اشاره‌ای کلی کنم، اما اگر با همه حرف بزنم و تازه، بپذیرند که هر چه می‌گویند به نام‌شان ثبت شود، می‌توان همه چیز را شفاف نوشت. اینجا رسانه‌ای حزبی نیست که برای شفاف‌سازی مسائل ثابت نشده را منتشر کند. بخشی از مشکلات ما این است که جماعتی، در رسانه‌ها، حدس و گمان خودشان را به جای واقعیت می‌فروشند و اسم کارشان را شفاف‌سازی می‌گذارند. من می‌خواهم پیش از اینکه همه چیز معلوم شود، خود بازیگران بیایند و خودشان تعریف کنند تا دیگر نیازی به این همه بحث‌های مختلف نباشد.
علی جباری در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
19
آقای کوثر،

در تایید "برداشت کلی‌ شما از اطلاعات بدست آمده" و نیز مسائل پیرامونی آن - از آن چه که من از این پس آن را " فاجعهٔ استکهلم" می‌خوانم - شوربختانه باید اعتراف کرد که اطلاعات تکمیلی بدست آماده از این داستان نه تنها نوید آینده شومی برای ایران پس از جمهوری اسلامی بدست میدهد بلکه نقش آفرینی تعداد معدودی "فسیل سیاسی" که تقریبا جملگی آنان لباس "خبرنگاری و نویسندگی" به تن‌ دارند در ماجرای شکل گیری " فاجعهٔ استکهلم" هم حاوی اخبار "ناگواری" برای اپوزیسیون راستین جمهوری اسلامی در خارج از کشور است.

با نگاهی‌ سریع به صورت اسامی شرکت کنندگان در "فاجعهٔ استکهلم" نام کسانی‌ نمایان میشود که در لباس خبرنگاری و نویسندگی همواره بر مکتوم نگاه داشتن فعالیت هایی سیاسی خود اصرار فراوان دارند در عین آنکه به سازمان دهی‌ تشکیلات و گردهم آیی‌های "پر سود " شهره اند:

آقایان هوشنگ اسدی، علی‌ رضا نوری زاده، مسعود بهنود، احمد رأفت و نیز سرکار خانم نوشابه امیری، جملگی کمی‌ بیش و با شدت و ضعف‌هایی‌ سازندگان "تاریخ" اپوزیسیون "کنترل شدهٔ" ایرانی در خارج از کشورند.

اما عجب این جاست که در این لیست بلند بالا از معروفترین چهره‌های دلالالی سیاسی و بقولی "انترناتیو ساز" مانند آقای هوشنگ امیر احمدی و یا آقای فرخ نگهدار خبری نیست.

آقای کوثر،

فضای کوچکی که برای ارسال "نظریات " در " خودنویس" در نظر گرفته اید به من اجازهٔ "پر چانگی" بیشتر را نمیدهد، از اینرو با " بد جنسی‌ تمام " تحقیق و کنکاش بیشتر در این باره را به شما و خوانندگان محترمتان وا میگذارم.

موفق باشید.
aar****@msn.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
-15
جناب آقای جباری ،شاید این قیاس اندکی برای جناابلی نا جوانمردانه باشد ،منتهی با نهایت تاسف ،ما در خودنویس با کسی سخن میگویم ،که کارنامه حسین بازجو را با خود ندارد ،بلکه افکار پلید ان را در مورد دیگران به کار میگیرد .
علی جباری در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
15
آقای الف الف ر،

متوجه منظور حضرت عالی‌ نشدم! هر فعل یا امری یا هست یا نیست...اندکی‌ ناجوانمردانه یعنی‌ چه؟

ضمناً این "ما" کیست که شما در خودنویس بواسطهٔ آن با کسی‌ سخن میگوئید؟

"من" اما بر خلاف شما نه تنها در "خودنویس" بلکه در هر جای دیگر نیز با "مخاطب" سخن نمی‌گویم...با شعور مخاطب تعامل می‌کنم.
aar****@msn.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
-14
پيوند گروهك هاي سلطنت طلب با عناصر اصلاح طلب فراري (فعال در فتنه سبز) عميق تر مي شود.
در حالي كه پيش از اين اعلام شده بود شماري از عناصر ورشكسته قصد دارند در سوئد نشستي ترتيب دهند، اخبار بعدي حاكي از آن است كه اين نشست توسط سه تن از افراد معروف به فرصت طلبي به نام هاي محسن سازگارا، عليرضا نوري زاده و محسن مخملباف طراحي شده و ميزبان هم شهريار آهي است. اين عده پيش از اين هم نشست هاي مخفيانه اي را در پاريس و لندن برگزار كرده اند كه با رسوايي هايي همراه بوده است. براي مثال در بحبوحه يكي از همين نشست ها در لندن كه از سوي نوري زاده راه اندازي شده بود، داودي مهاجر لو داد كه استخبارات رژيم سعودي حامي مالي نشست است هم در آن نشست ها و هم در نشست سوئد، از دو طيف سلطنت طلب و گروه هاي تروريستي نظير كومله نيز دعوت شده است.
در ميان دعوت شدگان به نشست مخفي سوئد، نام برخي عناصر دم دستي و ورشكسته ديده مي شود از جمله؛ عبداله مهتدي (سركرده كومله)، مصطفي حجري، مهرانگيز كار، رامين پرهام، جمشيد و هوشنگ اسدي، حسن شريعتمداري (حزب منحله خلق مسلمان)، مجتبي واحدي، نوشابه اميري، اكبر عطري، رضا عليجاني، كاظم علمداري، مسعود بهنود، فاطمه حقيقت جو، محمدعلي توفيقي (سازمان مجاهدين)، مرتضي كاظميان، احمد باطبي، علي افشاري، مريم ميردامادي، آرش بهمني و چند نام در پيت مشابه!
اغلب اين افراد به بندبازي و شنيدن بوي دلار از دور معروفند و به همين دليل هم معمولا رونق بخش نشست هاي بي رونق اپوزيسيون هستند.
در همين حال در راستاي نزديكي طيف هاي التقاطي چپ به يكديگر كه هم اكنون زير پرچم آمريكا و اروپا جمع شده اند، روز شنبه رجب مزروعي (حزب مشاركت) و فرخ نگهدار (سركرده گروهك فدائيان خلق) در برلين و در جمع شماري از عناصر ضدانقلاب، نشست مشتركي برگزار كردند.
aar****@msn.com در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
-6
آقای جباری دست از این واژه های تهی بردارید.و یا شعور مخاطبنتان را به بازی نگیرید ؟؟آدمی که یک نشست محفلی ساده را به فاجعه تشبیه میکند ،و مخرج مشترک خود را با نماینده ولی در کیهان تنظیم میکند ،باید به مخاطب اش توضیح دهد ،نوریزاده ،بهنود ،و احمد رفت ،اسدی و دیگران اگر حذف شوند ، جای چه کسانی در این نشت خالی است ؟؟؟
به اضافه منفی را به من دادید یا به حسین شرتاتمداری ؟؟؟
aar****@msn.com در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
-7
جناب آقای جباری من بر خلاف جناابلی .نخست شلیک نمیکنم و سپس بشمارم .تا مفاد مطلبی را هم به چشم خود نخوانم ،اظهار نظر نمیکنم ،متاسفانه برخی از دوستان هم سنخ جناابلی به جای اینکه توضیح دهند ،هدف و یا اهداف از این نشست ،و اساس این پروتکل فرضی بر چه مبنای است ؟؟ ،تنها به نفی مطلق چند چهره در این نشت بدون ادله کافی پرداخته اند ،به عبارتی دیگر کاری که آقای شریعتمداری با قلم وزین اشان شب گذشته در کیهان مرقوم نمودهاند ،به همین دلیل من ان را ضمیمه کردم ،بدون هیچ توضیحی همان مطلب را در بالا آوردهام .که چه دلیلی وجود دارد ،از فاجعه استکهلم ،تن جناابلی با آقای شریعتمداری چرا باید بلرزد ؟؟به هر حال از دو صورت خارج نیست ،یا اینکه دوستان پیرامون شما ،که اینگونه خشمگین به این جلسه میتازند از مفاد، پلاتفرم ان آگاه میباشند،،و امسال ماها بیخبر؟؟که ای داد بیداد آلترناتیوی شکل گرفت ،سر من کلاه رفت ؟؟ نه جناب آقای جباری بنده همان ذره و تنها باور هایم را نسبت به این اپوزیسیون بی برنامه از دست دادهام .
beh***@me.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
من لیست مدعوین را از خبر مربوط به امیرحسین گنج بخش گرفتم. نود درصد آنها را نمی‌شناسم. ولی با توصیفی که شما کرده‌اید بسیار بسیار امیدوار کننده است!
این که ره به جایی ببرد بحث دیگری است.
beh***@me.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
نیک‌آهنگ فکر نمی‌کنی که نقطهٔ شروع صحبت با کسی است که لیست دعوت شدگان را تهیه کرده است؟ مبنای انتخاب مدعوین چه بوده است و هدف چه؟
به هر حال من که از همهٔ دست اندرکاران کمال تشکر را دارم که برای هزارمین بار ثابت کردند شورا و جبهه و کنگره کشک است.
aar****@msn.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
-16
نیکان گرامی .
از حساسیت بیش از اندازه جناابلی ،و یادشت آقای جباری مبنی بر اینکه عنقریب فاجعه ای در استکهلم اتفاق خواهد افتاد ،جای تاسف است .
دوست گرامی من قصاص پیش از جنایت ؟؟پیش داوری ؟؟آیا براستی پیش از اینکه سخن کسی برنامه کسی بیان شود اینگونه بی محابا همه چیز و همه کس باید نفی شود ؟؟
گیرم که در این نشست قرار است ،که نیرو های اهریمنی تشکیل جلسه دهند ،آیا روشفکر امروزه ایران ، باید نخست از شک و تردید ،فرضیه مرحوم دکارت وارد کارزار شود ،دوست گرامی ،نیکان نگران ! پس اجازه دهیم ، بدون هیاهو و احساسا ت این دوستان سخنان و نقطه نظرات خود را بیان کنند ،و سپس ما در همین سایت خودنویس به همت دوستان مستقل فراوان به ان خواهیم پرداخت.
با سپاس اروند.
من طبیعتا نمی‌توانم جواب‌گوی موضع آقای جباری باشم، اما در باره نحوه اطلاع‌رسانی و اجرای برنامه سوئد، می‌توانم بگویم که برگزاری جلسه و هم‌اندیشی، با «چریک بازی» متفاوت است. قرار نیست که برای ایجاد تفاهم ملی با پنهان‌کاری و به دور از چشمان رسانه‌ها کاری انجام شود.اگر قرار بر پنهان‌کاری باشد، و فعالیت حداقلی، سوال‌های بیشتری بوجود خواهد آمد. شاید شما این جمع‌های محدود را برای رسیدن به تفاهم مناسب‌تر بدانید. نظرتان محترم است اما از نگاه من روزنامه‌نگار، یک جای کار عیب دارد.
ممنون از آگاهی رساندن نیکان.

اگر گروهی خود را نماینده اکثریت مردم ایران بنامد، جواب در خور خود را از "اکثریت" خواهد گرفت. اکثریت یا اعتراض می کند یا حمایت!
نیک آهنگ گرامی، یک جای استدلالت می لنگد!

دوست عزیز، هیچ تعداد اتهاماتی را که در این نوشته، به روزنامه نگاران و فعالان سیاسی وارد کرده ای، شمرده ای؟! همین یک گزاره «هدایت برنامه در جهت منافع گروه‌ها یا کشورهایی خاص» میدانی چه مسئولیتی را متوجه ات می کند؟ همینطور نمی شود که اتهام بزنیم و ادعا کنیم که یک ناظر بی طرف هستیم.

کل مبنای استدلالت بر پایه "شنیده ها" و "شایعات" است. کار یک روزنامه نگار که به قول خودت به مسائل ایران حساس هم هست، این است که بر پایه "شنیده ها"، دهها اتهام بر افراد، گروهها و احزابی وارد کند و خود مسئولیت نپذیرد؟ لابد اگر ازت سئوال شود که بر چه مبنایی این اتهامات را وارد کرده ای، خواهی گفت، مدارکش موجود است!

اگر یکبار در نوشته ات چیزی مثل «من اطلاع دقیق دارم» را می آوردی، می شد گفت که نیک آهنگ کوثر، آنقدر روزنامه نگار است که یا چیزی نمی نویسد، یا اگر بنویسد مسئولیت نوشته اش را هم میپذیرد. فردا اگر مورد سئوال قرار بگیری که آن نوشته ات، بر چه مبنایی بود، لابد خواهی گفت، بنده اطلاع دقیق نداشتم و در نوشته ام بارها تاکید کردم که اطلاعاتم کامل نیست، پس ایرادی بر من نیست!...
این که نشد برادر من! امیدوارم روزی بیاید که یاد گرفته باشیم، مستند بنویسیم.

در پایان باید بگویم از اینکه در ساعات محدود سفر هم نتوانسته ای بیکار بنشینی خوشحالم! کلاً بیکاری چیز خوبی نیست... شاید در چنین نشست های جدی ای، تو و آن دوستی که ویدیو های هفتگی میدهد بیرون را نمی بایست دعوت میکردند. نباید دلخور شد...
خوشنویس گرامی. اولا، نقش روزنامه‌نگارانی که قرار است در کنفرانسی حاضر باشند و چیزی نگویند و مخابره نکنند و از شما بخواهند که نامشان را از مطلب حذف کنید چیست؟ روزنامه‌نگارانی که در کنفرانس‌های پیشین هم حاضر بوده‌اند؟

پایه‌های بحث جز بر اساس گفتگو با کسانی است که با آنها سخن گفته‌ام نبوده است. این افراد از میان دعوت‌شدگان هستند. طبیعتا در همان حدی که دقیقا سخنان آقای تاج‌بخش را آورده‌ایم، با همان دقت اطلاعات کسب شده از دیگران را حفظ کرده‌ایم.

من طبیعتا در چنین کنفرانسی شرکت نمی‌کنم، اما خبرنگارانی را به کنفرانس می‌فرستادم، اما اگر در واشینگتن یا تورنتو باشد، احتمالا به عنوان ناظر، حاضر خواهم بود.
خوشنویس در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
-6
یعنی شما بر پایه "اطلاعات کسب شده از دیگران"، اعلام می کنید که این افراد به دنبال "منافع کشورهایی خاص" هستند؟

اگر جواب شما به سئوال بنده، مثبت است که پیشنهاد میکنم حتماً در یک کنفرانس خبری شرکت کنید و این مسئله را با صدای بلند اعلام کنید! که اگر غیر از این انجام دهید با کمال احترام، کاری جز خیانت نکرده اید. چرا که یک فرد مطلع مانند شما، اگر احساس مسئولیت کند، باید این افراد را که در پی منافع کشورهایی خاص هستند به مردم بشناساند. با صدای بلند بگویید آقا! نترسید!

اگر هم پاسخ شما به سئوال بنده منفی است و این مطلب و آن اتهامات، پایه های قابل استناد و قابل ارائه ندارد، با کمال احترام در جواب تیترتان، باید کوتاه بگویم: خودنویس یا قمپزنویس؟!
این یادداشت است و نظر، نه خبر رسانی صرف. پاسخ بنده به پرسش جنابعالی نه سیاه است و نه سفید. خاکستری هم محدوده‌ای بین ۰ و ۱۰۰ است.
خوشنویس در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
ممنون که کامنت قبلی بنده را تائید نکردید! همین که کامنتی گذاشته باشی در این سایت، بدون زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی و انصاف، و کامنتت تائید نشود، نشان میدهد آهنگِ نیک آهنگ، کوک نیست!
برادر من! این نوشته ات، مرا یاد بعضی از افرادی انداخت که در یک برنامه تلویزیونی، رگ غیرتشان بالا میزند و به قولی، طوفان به پا می کنند، آنهم در فنجان.
کار شما طوفان نبود. سایتت، در اندازه های فنجان هم نبود. به درور...
beh***@me.com در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
خوب شد که ما این «فنجان» را داریم اگر نه سکوت خبری مطلق در قبال این جلسه برقرار می‌شد... آیا این قرار است در راه آزادی باشد؟ یا اندازهٔ‌ «فنجان» به حساب نمی‌آید؟
قضیه خیلی ساده است. اگر این یک «مهمانی خصوصی» است، که خب، به خودشان مربوط است. ولی اگر بناست که در سرنوشت من شهروند ایرانی نقش داشته باشد، و تعداد زیادی «خبر رسان» هم در آن حضور داشته باشند و خبری نرسانند، خب قضیه بو می‌دهد.
من با ایده‌های درهم نیک‌آهنگ از پایه مخالفم. ولی در مورد اصل شفافیت فرایند -اگر به من شهروند ایرانی مربوط می‌شود- حساسیت دارم.
حال اگر گزارش نیک‌آهنگ مبهم است -که هست- اینهمه خبر رسان دعوت شده نمی‌توانستند روشنگری کنند؟
این در حافظهٔ این فنجان خواهد ماند جناب خوشنویس.
خوشنویس گرامی، ما اکثر کامنت‌ها را منتشر می‌کنیم. اگر لحن کامنت نامناسب باشد یا حمله شخصی و اهانتی ببینیم، ترجیح می‌دهیم که در آرشیو بماند، وگرنه نگاه ما به کامنت‌ها بر اساس ایدئولوژی و نگاه سیاسی نیست. اگر کامنت خشونت را توجیه کند، حذف می‌شود. در عین حال اعضای غیر "بلاگر" باید صبر کنند تا یکی از دبیران کامنت‌های‌شان را تایید کنید، پس تا زمانی که به حد بلاگرها برسید، کماکان باید زمانی سپری شود. مثل گذراندن دوره تکمیلی برای تازه واردها می‌ماند.
ماهی سیاه کوچولو در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
سایت در اندازه فنجان هم نیست و آن وقت شما اینقدر قاطی می کنید از یک نوشته و تاخیر در انتشار کامنتتان؟!
اقای نیک اهنگ سیاست شمادر درج کامنت کاربران بیش از اندازه سختگرانه است مرحمت نموده اصلاحش بنماید
ماهی سیاه کوچولو در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
مخالفم! اتفاقا سایت ایشان(!) بسیار هم آسان می گیرد در انتشار کامنت ها
خوشنویس در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
جناب نیک آهنگ، اینکه پاسخ شما چیزی است بین صفر و 100 جای خوشحالیست! همین که فعلاً به درجه ای از "خود ناظر بینی"، "خود بی طرف بینی" و با کمال احترام "خود بزرگ بینی" نرسیده اید که یک بخش بزرگ از اپوزیسون را 100 درصد دنبال منافع کشورهایی خاص و نهایتاً خائن به وطن اعلام کنید جای شکرش باقی است! ادامه دهید!
اما در رابطه با اینکه بنده به حد "بلاگر" ها نرسیده ام یا باید دوره تکمیلی را طی کنم تا کامنتم سریع تر تایید شود، باید به اطلاع برسانم که مطمئناً بنده اگر در حد "بلاگر" هم نباشم، این دوره آموزشی را در این سایت تمرین نخواهم کرد. تاریخ عضویت بنده در این سایت دست کم به شش ماه قبل بر میگردد و در این مدت انگیزه ای نبود برای درج حتی یک کامنت.

نوشته اخیرتان، به نوعی خاطرم را آزرد. اینکه نظر شما و همکاران شما برای بخش وسیعی از اپوزیسیون محلی از اعراب ندارد، احتمالاً بر میگردد به نگذراندن همان دوره تکمیلی که فرمودید و نرسیدن به حد یک "روزنامه نگار تمام قد". با کمال احترام چیزی که در نوشته تان به حد اعلا موج می زند، خصلت "عجول" بودن شماست. پاینده باشید!
***
جناب beh***@me.com، بگذارید در حافظه این فنجان بماند! خیالی نیست!
***
جناب ماهی سیاه کوچولو، قاطی کردنی در کار نیست. کامنتم اعتراضی بوده به هیات نظارت بر کامنتها!
خوشنویس گرامی، ما منعی بر نوشته‌های جنابعالی گذاشته‌ایم که از نداشتن فضا می‌نالید؟ شما آیا در فرآیند اطلاع رسانی با ما همکاری کرده‌اید که مانع‌تان شده باشیم؟

بلاگرها، کسانی هستند که سابقه حضور طولانی‌تر دارند و بعضی‌های‌شان دبیران سایت محسوب می‌شوند. برخی همکاران و مشاوران سایت هستند و در فرایند گردش اطلاعات به خودنویس کمک می‌کنند.

کامنت‌هایی که مناسب نباشند یا حذف می‌شوند یا ادیت و یا آرشیو. حتی زمانی که کامنتی را خود من اندکی تند نوشته بودم، دیدم حذف شده! یعنی خودم "ولایت فقیه" نیستم که حرف اول و آخر را بزنم.

شما اگر انگیزه ندارید، به سایت سر نمی‌زنید و برای به کرسی نشاندن سخنان‌تان از زبانی گاه تلخ و طعنه‌آمیز استفاده نمی‌کنید، اگر می‌کنید، برداشت ما این است که حتما انگیزه دارید! امیدوارم این سایت، یک فنجان چای داغ و شیرین برای شما باشد. بلکه از تلخ‌کامی‌تان بکاهد.
خوشنویس گرامی، ما منعی بر نوشته‌های جنابعالی گذاشته‌ایم که از نداشتن فضا می‌نالید؟ شما آیا در فرآیند اطلاع رسانی با ما همکاری کرده‌اید که مانع‌تان شده باشیم؟

بلاگرها، کسانی هستند که سابقه حضور طولانی‌تر دارند و بعضی‌های‌شان دبیران سایت محسوب می‌شوند. برخی همکاران و مشاوران سایت هستند و در فرایند گردش اطلاعات به خودنویس کمک می‌کنند.

کامنت‌هایی که مناسب نباشند یا حذف می‌شوند یا ادیت و یا آرشیو. حتی زمانی که کامنتی را خود من اندکی تند نوشته بودم، دیدم حذف شده! یعنی خودم "ولایت فقیه" نیستم که حرف اول و آخر را بزنم.

شما اگر انگیزه ندارید، به سایت سر نمی‌زنید و برای به کرسی نشاندن سخنان‌تان از زبانی گاه تلخ و طعنه‌آمیز استفاده نمی‌کنید، اگر می‌کنید، برداشت ما این است که حتما انگیزه دارید! امیدوارم این سایت، یک فنجان چای داغ و شیرین برای شما باشد. بلکه از تلخ‌کامی‌تان بکاهد.
علی جباری در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
آقای الف الف ر...مجددا:

کدام واژه تهی؟...کدام نشست محفلی ساده!؟

از فاجعهٔ استکهلم که قرار است آلترناتیو حکومت ایران را بیابد به عنوان نشست محفلی ساده نام می‌برید؟ عرض نکردم من با شعور مخاطبین‌ام طرفم نه خود مخاطب!

چه کسی‌ این صلاحیت را به شما داده است که دریابید مخرج مشترک من با نماینده ولی‌ فقیه در کیهان تنظیم شده است؟ از کجا که مخرج مشترک من با شما تنظیم نیست!؟

به یک عالم ترشرو کارم افتادست و ممنونم

شکست رنگ "صفرای طمع" می‌خواست لیمویی
ماهی سیاه کوچولو در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
-4
؟
آقای جباری می شه لطفا این آخرش را معنی کنید که من هم بفهمم!
علی جباری در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
خانم ماهی‌ سیاه کوچولو:

نه!
ماهی سیاه کوچولو در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
-7
مرسی البته. اما چرا به خودتون زحمت دادید که همین «نه» را هم بنویسید؟
علی جباری در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
برای شما خانوم زحمتی نیست...نگران نباشید!
ماهی سیاه کوچولو در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
-1
آقای جباری
زحمتی نیست؟
پس لطفا شعری که نوشته اید را معنی بفرمایید
علی جباری در ۱۱ بهمن ۱۳۹۰
خانم عزیز!

دیگه کم لطفی‌ نفرمائید. من عرض کردم گفتن "نه" به شما برایم زحمتی نیست.

اینکه ترجمه "شعر " از من می‌طلبید معلوم است که زحمت افزاست!
"در عین حال اعضای غیر "بلاگر" باید صبر کنند تا یکی از دبیران کامنت‌های‌شان را تایید کنید، پس تا زمانی که به حد بلاگرها برسید، کماکان باید زمانی سپری شود."

میشه کسی توضیح بده این اعضای بالاگر چیست؟ البته امیدوارم جواب" نه" نباشد.
بلاگرهای سایت، اعضایی هستند که مدت‌ها همراه سایت بوده‌اند و یا همکار و یا دستیار و یا دبیر خودنویس محسوب می‌شوند. مانند آقای سخن، خانم ماهی، آقای جباری، آقای بلندتر فکر کنیم، آقای خوانساری، آقای جعفری، آقای کشتکار و بسیاری دیگر از دوستان.
خوشنویس در ۱۱ بهمن ۱۳۹۰
....



نیک آهنگ عزیز، راستش من افسوس خوردم! افسوس خوردم که این همه بی انصافی در حق افرادی مانند مهندس شریعتمداری، دکتر نوری زاده و... آن هم از زبان یک روزنامه نگار و کارتونیست خوش ذوق، چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ چطور می شود که مثل آب خوردن اتهام بزنیم و ادعای دموکراسی هم داشته باشیم؟

در هر صورت ممنون از حوصله ات. گفتگوی با شما لذت بخش بود.
--------
خودنویس: اتهام‌زنی‌ها در کامنت حذف شده است
خوشنویس در ۱۱ بهمن ۱۳۹۰
نیک آهنگ گرامی، به هیچ عنوان بنده در کامنتم اتهامی را متوجه هیچ کس نکرده ام. لطف کنید کامنتم را کامل منتشر نمایید! بنده آماد ام از تک تک جملاتم دفاع کنم! حیف است با این فضای گفتگویی که بوجود آمده برخورد سلیقه ای کنید. بازهم میگویم، بنده آماد ام از تک تک جملاتم دفاع کنم!
------
خودنویس: وقتی کسی را به خیانت متهم می‌کنید، حتی با هر منطقی، اتهام‌زنی است. هر چقدر برای آن توجیه داشته باشید.
خوشنویس در ۱۱ بهمن ۱۳۹۰
تا جایی که من در کامنتم نوشتم اسم هیچ کسی را به عنوان خائن یا خیانتکار نیاورده ام. همچنین، هیچ کس را به خیانت متهم نکرده ام. لطفاً دوباره کامنت را بخوانید! تاکید می کنم به هیچ عنوان اتهام خیانت را به هیچ کس نزده ام.
منظور شما از "هر چقدر برای آن توجیه داشته باشید." چیست؟!
خوشنویس در ۱۱ بهمن ۱۳۹۰
همین الان شما دارید با پانویس های زیر کامنت بنده، ذهن خواننده را منحرف می کنید. خواننده ای که می آید و مطالب را می خواند، گمان می کند که بنده فرد یا افرادی را به خیانت متهم کرده ام. در حالیکه بنده گفتم معنای صحبت شما هم معنای "خیانت" است، بدون اینکه اسم کسی را آورده باشم. اگر مخالف برداشت بنده از نوشته تان هستید، بگویید برداشت من اشتباه بوده. نیازی به انحراف ذهن خواننده نیست. لطفاً از ایجاد ابهام بیشتر در ذهن خوانندگان جلوگیری کنید.
خوشنویس گرامی، بنده الان از بحث دور مانده‌ام. کامنت‌هایی که مورد نظپر جنابعالی بود اگر برای من بوده، برایم فرستاده شده و خوانده‌ام. اگر برای درگیری و ایجاد بحثی بی‌سرانجام است، بحثی دیگر است.

بنده طبیعتا با احترام به مطالب رسیده می‌نگرم، اما جمعا از افتادن به وادی بحث‌های بی‌پایان و فرسایشی پرهیز می‌کنیم. خیانت آیا مفهومی نسبی نیست؟ آیا کسی که به دنبال کمک خارجی در شرایط و روزگار فعلی است، حتما خائن است؟ اگر فکر کند دست‌یابی به راهی برای کنار زدن حکومت دیکتاتوری از طریق حمایت خارجی می‌تواند به نفع کشور تمام شود، حتما خائن است؟ ما که هستیم برای افراد حکم بدهیم؟ من برداشتم را می‌نویسم، اما این شما هستید که بر اساس برداشت‌تان از برداشت من حکم هم می‌دهید.

ترجیح می‌دهم اگر اصرار به بحث دارید، از شما بخواهم با اسم و هویت واقعی وارد بحث شوید. گرچه در موقعیت فعلی تنها شنونده و خواننده خواهم بود.
خوشنویس در ۱۱ بهمن ۱۳۹۰
آقای کوثر عزیز، من کجا گفته ام کسی که به دنبال کمک خارجی باشد خائن است؟! من عرض کردم هدایت برنامه در جهت منافع گروه‌ها یا کشورهایی خاص، تکرار می کنم! در جهت منافع کشورهایی خاص، مفهوم خیانت را به ذهن متبادر می کند. امیدوارم عرایضم شده باشید...
خوشنویس در ۱۱ بهمن ۱۳۹۰
بحثی در کار نبود از ابتدا. بنده چند کامنت ارسال کردم و در آخرین کامنتم هم، به نوعی عرض کردم که این آخرین کامنت است. انتظار داشتم کامنت آخرم را دم بریده منتشر نمی کردید! در هر صورت بازهم سپاسگزارم! ایام به کام.
دیروز یک خرده فرمایشات هم ما کردیم منعکس نشد! گویا دیگه گوش شما هم قرار است کر شود و هر سخنی خارج از محدوده افکار شما شنیده نشود!
-----------
خودنویس: تا آنجا که می‌دانیم، کامنت شما منتشر شده است. کامنت شما در پای مطلب "شرکت می‌کند، شرکت نمی‌کند، شرکت می‌کند، شرکت نمی‌کند " بوده است.
مجموعه نتایج: 17 | نمایش: 1 - 17

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز
بخش تحلیل خودنویس: اگر توافقی در مذاکرات «هسته‌ای» بغداد حاصل شد، نرخ ارز ناگهان سقوط می‌کند و وابستگان نظام به «خرید» خواهند پرداخت و بعد از دوره‌ای بسیار کوتاه مدت نرخ ارز با شیب زیاد به قیمت‌های اواخر سال قبل و بالاتر خواهد رسید. ...
چرتکه | عباس هرندی

ما را دنبال کنید