اصلاحطلبان و توهم انتخابات آزاد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
دیدگاه اصلاحطلبان درباره انتخابات پیش رو از بسیاری جهات قابل توجه است. «عدم مشارکت در انتخابات» آنگونه که جبهه مشارکت فراگیرترین حزب اصلاحطلب میگوید و «تحریم انتخابات» آنگونه که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اعلام میکند وجه آشکار موضع اصلاحطلبان درباره انتخابات است. اما آنچه به باور من مهمتر است نگاه بنیادی اصلاحطلبان به مساله انتخابات در جمهوری اسلامی در سی سال گذشته است.
هر دو حزب عمده اصلاحطلب و پیش از انها هم سید محمد خاتمی دلیل عدم شرکت در انتخابات را شرایطی خوانده بودند که موجب غیر رقابتی شدن، ناعادلانه بودن و آزاد نبودن انتخابات پیش رو شده است.
در بیانیههای احزاب اصلاحطلب و در سخنان خاتمی نیز شرایط موجود همچون شرایطی استثنایی تحلیل شده است، شرایطی که موجب شده است اصلاحطلبان از مردم بخواهند «با اتخاذ مشی عدم مشارکت فعال دست به مبارزه منفی زده و با عدم شرکت در چنین نمایشی، مخالفت خود را با روند فاجعه بار کنونی حاکم بر نظام و کشور اعلام کند.»
اصلاحطلبان مدعی هستند هرچند «سرنوشت کشور باید در پای صندوقهای رای و نه لزوما در کف خیابان روشن شود». اما «اصلاحطلب صادق تنها در انتخاباتی شرکت میکند که حداقلی از استانداردها و معیارهای یک انتخابات آزاد و منصفانه را داشته باشد.»
انتخابات پیش رو انتخاباتی آزاد نیست چرا که تنها انتخاباتی آزاد است که «تمامی شهروندان از حق نامزدی در ان برخوردار بوده، و همه جریانهای سیاسی رقیب حق استفاده عادلانه و برابر از امکانات عمومی از جمله مطبوعات و رسانه های جمعی به ویژه رسانه ملی را برای بیان دیدگاهها و برنامه خود داشته باشند.»
جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیه های خود همچنین به تفصیل به دفاع از انتخابات در دورههای پیشین پرداخته و میکوشند ضمن آزاد و منصفانه نشان دادن ان انتخابات، مشارکت خود در انها را مشروع و موجه جلوه دهند.
حال پرسش اساسی این است که آیا آنگونه که اصلاحطلبان ادعا میکنند میتوان انتخابات پیشین در جمهوری اسلامی را دارای حداقلی از معیارها و استانداردهای یک انتخابات آزاد و منصفانه دانست که تمامی شهروندان از حق نامزدی در آن برخوردار بوده و همه جریانهای رقیب هم حق استفاده عادلانه از امکانات عمومی را در ان داشتهاند؟
با نظر به معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه در بیانیه دو حزب اصلاحطلب نمیتوان انتخابات سی سال گذشته در جمهوری اسلامی را انتخابات آزاد نامید. زیرا در هیچ کدام از دورههای انتخابات پس از سال شصت نه «همه شهروندان» از حق نامزدی در انتخابات برخوردار بودند و نه همه جریانهای سیاسی به طورعادلانه به امکانات عمومی و رسانهها دسترسی داشتهاند.
به نظر میرسد اصلاحطلبان دچار این توهم شدهاند که تنها آنها و برادران اصولگرایشان هستند که میتوانند و حق دارند در جمهوری اسلامی با یکدیگررقابت کنند و آزادی فعالیت انها به معنی وجود آزادی سیاسی در ایران است.
هیچ انتخاباتی در جمهوری اسلامی پس از سال شصت حداقلی از استانداردهای لازم را نداشته است چرا که «انتخابات بدون فضای مناسب سیاسی و وجود احزاب و نهادهای مدنی و صنفی مستقل و آزاد چندان معنایی ندارد. بدون وجود رسانههایی آزاد و بیسانسورنمیتوان انجام انتخابات واقعی را انتظار داشت و بالاخره بدون وجود نهادهای ناظر بیطرف و برگزارکنندگان امین و صادق انتخبات صرفا یک نمایش خواهد بود.»
جدای از رسانه ملی که مخالفین ج.ا. به میزان زیادی در ان حضور داشتهاند و ویدیو اعترافات بسیاری از انان پیش از اعدام از آنجا پخش شده است، در تمام سی سال گذشته هم زندانی سیاسی داشتهایم، هم توقیف مطبوعات و سانسور کتاب و هم محدودیت و ممنوعیت فعالیت احزاب سیاسی و هم جو سرکوب و اختناق. یعنی شرایط زمان حاضر تنها برای اصلاحطلبانی استثنایی و خاص است که پیش از این با این محدودیتها و سرکوبها مواجه نبودند.
لذا به نظر میرسد علی رغم ادعای اصلاحطلبان که معتقدند «در زمان حضرت امام ما شاهد برگزاری انتخابات نسبتا آزاد و در هر حد قابل قبولی بودیم» و تنها در «انتخابات پس از امام شاهد دخالت غیرقانونی و تغییر نتیجه آرای مردم بودیم.» در تمام سی سال گذشته وضعیت در یک نمای کلی به همین منوال بوده است و تنها چیزی که تفاوت کرده است تغییر جایگاه اصلاحطلبان در مناسبات قدرت در جمهوری اسلامی است. تغییری که اگر پایدار نباشد و با بازنگری جدی آنها در مواضع و باورهایشان توام نباشد به خارج شدن ایشان از پیله توهم خودساخته هیچ کمکی نمیکند.
تمام نقل قولهای داخل گیومه در این یاددداشت از دو بیانیه جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است.
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
اصلاح طلبها از حکومت جدا نیستن. این سیاست عدم شرکت فقط یک تاکتیک مثل سوپاپ اطمینان میمونه.
رژیم ایران مجبوره که یک مخالف داخلی تحت کنترل خودش درست کنه وگرنه باید قبول کنه که نسخه آزادی تو جیب هیچ کدوم از گروههای نظام نیست.
تمام تلاش اینه که عدم استقبال مردم از انتخابات رو عدم مشارکت بخشی از نیروهای دلسوز نظام نشون بدن.
این براشون خیلی بهتره تا معترف بشن مردم امیدی به این نظام ندارن.
داستان رهبر سازی از موسوی و کروبی و حبس و بندشون هم فقط همینه.
تمام تلاش نظام اینه که اختلافات و اعتراضات رو چیزی در حد اختلافات جناحی داخل نظام نشون بده و نه در راستای براندازی.
از اول هم موسوی و کروبی رو بزور میخواستن رهبر کنن تا همه چی داخلی و از درون نظام اتفاق افتاده باشه.
اگر الان اصلاح طلبها هم میگفتن مردم برن رای بدن کسی میرفت؟
در اینصورت دیگه زبون درازی نداشتن که مثل قبل باز هم هر حرکت مردمی رو مصاره کنن.
و اما انتخابات آزاد، حتا در انتخابات آزاد هم باید عضوِ گروه و دسته یا حزبی بود به طورِ رسمی و فعال سیاسی باید بود، نه هر یک از افراد ملت. معنی از انتخابات آزاد، عدم وجود نظارت استصوابی و حضور احزاب است،(که طبیعتاً به هیچ عنوانه همه وارد مجلس نخواهند شد، به خصوص احزاب کوچک با افراد ناشناس، خود به خود حذف شده به حساب میآیند، چون کرسیها هم نامحدود نیست به هر تقدیر) در یک رای گیری عادلانه، نه چیز دیگر. به آتش مردم دامن نزنید که همین الان هم تمام مردم ایران فکر میکنند دموکراسی یعنی فردا هر کس هر چه بخواهد می گوید و عملیهم می شود، که دروغ بیشرمانه و بزرگیست، در این ۱۰ سال که من در اروپا زندگی کرده ام، اعتراف میکنم، هیچ، حتا یک مورد ندیدهام که شخصِ معمولی، مثل من یا همسایه یا رئیس یا استاد دانشگاه حتا حق حرف زدن یا کاندیدا شدن برای مجلس یا اظهار نظرِ سیاسی در هیچ کجا پیدا کرده باشد، مگر در بلاگ یا فیسبوک یا تویترش (که امروز این یعنی هیچ جا) و درستش هم همین است. در غیر این صورت سنگ روی سنگ بند نمیشود !!!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید