ایران، مصری دیگر!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
پس از شروع آنچه که در رسانه ها «بهار عربی» خوانده میشود و من اسم آن را «رهایی از دیکتاتوری» گذاشتهام، بسیاری از نویسندگان و حتی قلم به دست گیران جمهوری اسلامی نیز، این حرکت را تاثیرپذیر از ایران میدانستند؛ مبدا این حرکت برای یک گروه ۳۳ سال پیش و برای دیگری دو سال پیش است. به تدریج و پس از پیروزی انقلابیون آنچه که به آن هشدار داده میشد، رفتن به همان راهی بود که ایران طی ۳۳ سال گذشته طی کرده بود. این اتفاق به ویژه برای مصر، شاید، در حال روی دادن است. اما آیا ما هم ممکن است راهی را طی کنیم که مصر در سال گذشته آن را طی کرده است؟
پس از روی کار آمدن احمدی نژاد، به دلیل بده بستانهای شهردار سابق با سپاه، ابتدا شهرداری تهران و سپس کل کشور به تدریج در اختیار سپاه قرار گرفت. در جایی که لازم بود، سپاهیان با همان لباس و تشکیلات نظامی وارد شدند و درجایی هم که امکان نداشت و یا لازم نبود، سرداران سپاه با موقعیت هایی که برای خود از پیش فراهم کرده بودند، با کت و شلوار و عناوین «مهندس» و «دکتر» وارد عرصه های اجتماعی، قانون گذاری و به خصوص اقتصادی شدند. اقتصاد ورشکسته و در انحصار دولت، تمامی بخش خصوصی را بر آن داشت که یا عطای کارکردن در چنین فضایی را به لقایش ببخشند و یا برای ماندن در گود رقابت، همان مسئولان فعلی و سابق سپاه را در هیبت لباس شخصی دعوت به همکاری، شراکت و یا انتصاب به مدیریت کنند. البته این موضوع مسبوق به سابقه بوده و اتفاقا یکی از معروفترین مقاله نویسان چند هفتهی گذشته، یعنی سردار سابق علایی قطعا میتوانند در خصوص حیف و میلهایی که در چاه بیانتهای «مصلای تهران» ریخته میشود، توضیحات مفصلی بدهند؛ از همان روزهای اول طرح و پیش از حضور ایشان، که قالبهای لغزندهی معروف گلدستهها، چگونه وارد طرح شد تا اینکه پس از حضور قدرتمند ایشان (!) در این پروژه بیش از یک سد در هر سال هزینه میتراشد ولی پیمانکار از ساخت یک مسجد عاجز است. از این دست نمونهها، شخصا به تعداد تک تک سرداران مستعفی سپاه در ذهن خود دارم. بنابراین نه تنها سپاهیان سابق و فعلی، بلکه جمعی که اطراف آنها نیز مشغول به کار هستند، عملا به بدنهی سپاه چسبیدهاند و در صورت وقوع هر اتفاق ناخوشایندی، برگ خوشبختی آنها نیز برخواهد گشت.
حالا، همین برداران معتقد به نظام جمهوری اسلامی و پاسدار دستاوردهای آن والبته نگران دستاوردهای شخصی خود، نشان دادهاند که پتانسیل انجام هر کاری را برای بیرون نکردن چنگال خود از منابع ملی دارند. در این میان، رهبر فقط یک نام است. میتوان به جای سیدعلی، نام دیگری را بخوانند. آنها تاکنون پشت سر او نماز میخواندند تا بتوانند در تمامی وقایع سی سال گذشته، خود را پشت او و رهبر کبیر او قایم کنند و حالا که جای خود را در اقتصاد یافتهاند، لازم است تا در جامعه هم بیابند. نمایندهی مجلس شدهاند و منتقد دولت، گهگاه نامهنگاری میکنند، رهبر را نصیحت و نقد میکنند و به دنبال پایگاه مردمی میگردند. و همهی این تلاش ها در زمانی است که نه مردم امکان حرکتی بر خلاف نظام را دارند، نه اپوزیسیونی در کار است و نه هنوز قدرت های جهانی از «معامله» با یک طرف قدرتمند در ایران منصرف شدهاند.
ماحصل این گزینه برای کشور، رسیدن به نقطهای است که مصر رسیده است. «مبارکِ» ما با تنی علیل و مریض، محاکمهی صوری میشود و اصلا فرض کنیم که به سزای خود برسد. کشور به دست سپاه خواهد افتاد و آنها هم با بهترین معاملهگر، که در فضای کنونی کشور کم نیستند، رهبری، اقتصاد و منابع ملی را معامله میکنند. کشورهای لشگرکشی کرده به خلیج فارس نیز، اندکی آرام خواهند شد، اما حضور همیشگی آنها با همین اقدام، قطعی خواهد شد. کودتا بر علیه سیدعلی، شعلهی تحریم اقتصادی را کاهش خواهد داد اگرچه آن را خاموش نخواهد کرد، چراکه خاموشی آن به نفع هیچیک از طرفین درگیر نیست ولی مردم را به سرداران «مستعفی»، «مردمی» و «نادم» امیدوار میکند و آنها را به جای «خادم» جا خواهد زد.
در این میان هم، مردم کماکان در صف سکه خواهند ایستاد، برای خودرویی که آتش میگیرد و پانصد برابر نرمال آلودگی تولید میکند پیش خرید یک ساله خواهند کرد، دلار را خواهند خرید حتی اگر مطمئن باشند که برای خرید یک گونی برنج، باید یخچال خود را که پر از دلار شده است را بفروشند. مطبوعات و رسانههای دیگر، قبضهی برادران جان برکف سابق و مسوولان فعلی میشود و باز خواهیم گشت به ۳۰ سال گذشته. برای زنی هم که لباسش در تظاهرات درآورده میشود و کتک زده میشود، نهایتا یکی دو روز شلوغ میشود و یک عذرخواهی مشکل را حل میکند. «مردم سالاری دینی» به «مردم سرداری سپاهی» رنگ میبازد.
در این فضای گل آلود، راه حلی به نظر میرسد؟
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید