خداوند اين كشور را از خشكسالي و اپوزيسيون خودخواه محفوظ دارد! | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (51)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

خداوند اين كشور را از خشكسالي و اپوزيسيون خودخواه محفوظ دارد!

۰۳ بهمن ۱۳۹۰ Reza MrAz

با افزايش قيمت ارز و طلا و ... در روزهاي اخير كه احتمالا اثرات تحريم هاي اعمال شده مي‌باشد، هيچ اظهارنظري از اپوزيسيون كه طرفدار شديد اين اقدامات قهرآميز بود، مشاهده نمي‌شود.

بخشي از بيانيه ميرحسين هميشه يادمه: «اينجانب از همين فرصت استفاده مي‌كنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي‌دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني وعلايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي‌دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه مي‌كنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.»

***

يه سرچ ساده در گوگل و ميرسي به ارقامي تكان دهنده. ۹ سال تحريم عراق ارزش پول اين كشور رو هزاران درصد كاهش داده و ۹ سال تلاش پس از اون ارزش پول را ۲۰ درصد افزايش داده! در ۹ سال تحريم نرخ بيكاري كمتر از ۲۰ درصد رسيده به ۶۰ درصد و ۹ سال بعدش هنوز كه هنوزه نرخ بيكاري از ۳۸ درصد كمتر نشده.

هيچكس دوست نداره چشمت بيفته به آمار يكي از كشورهاي بهار عربي! وام هاي بي‌بهره، فروش محصولات كارخانه ها به قيمت تمام شده، حقوق ماهيانه براي دانشجويان، حقوق بيكاري از سوي دولت، بالاي ۲۰ درصد مردم با تحصيلات دانشگاهي، اين كشور دست‌خوش بهار عربي شده بدون حتي يك سنت بدهي خارجيست، بدون كارتن خواب و بي‌خانمان (تا زمان شلوغي هاي اخير البته) و ... دلم شور ميزنه، اين مردم مي دونن بعد اين انقلاب كجا ميرن؟

ذهنت رو ورق بزن، مي‌رسي به صحبت‌هاي تاج‌زاده كه مي‌گه: «در زمان حكومت پهلوي، همه چيز داشتيم جز آزادي سياسي». مي‌رسي به مسعود بهنود كه مي‌گه: «از انقلاب سال ۵۷ ياد گرفتم كه تا گزينه بهتري دم در آماده نبود، كسي را از خانه بيرون نكنيم. دوباره بيشتر فكر مي‌كني، مردم مصر را مي‌بيني كه بعد از رفتن مبارك، وضع‌شان بهتر نشده كه ...»

تازه اينها مال كشور‌هائی كه يك توافق نسبي در ميان مخالفان حكومت وجود داشته و شدن اين!!! يادم مياد كه شلوغي‌هاي بعد از انتخابات ۸۸ بود و اپوريسيون چطور مي‌زدن تو سر و كله هم براي تقسيم غنائمي كه به نظرشون نزديك بود و اما نبود! يادم نمي‌ره اونايي كه قبل از انتخابات طبل نواز تحريم انتخابات بودن و بعدش در حول و ولا بودن كه شايد از آب گل آلود ماهي اي هم نصيب‌شون بشه ...

اين روزا يه جمله رو از سمت خارج نشين‌ها زياد مي‌شنوم: «اول صبر كن اين حكومت بره، حتي به حمله خارجي، كودتا، يا تحريم اقتصادي كمر شكن! بعد هر حكومتي بياد مي‌سازيمش ايران رو! اما هيچ كس نمي‌گويد، از ضربه‌هاي جبران ناپذيري كه بر پيكر نحيف مردم داخل ايران فرود مياد! براي آقايون و خانماي روشنفكر اپوزيسيون چه مهمه كه مثلا شير خشك در ايران اگر قيمتش از ۱۰ هزار تومان برسه به ۲۰۰ هزار تومان، تا دوباره اين قدرت خريد جبران شود، چه نسل‌هايي مي‌سوزه و اين وسط چه رنج‌ها و سختي‌هايي كه تا سال‌ها گريبان مردمي را خواهد گرفت.

حالا كه به قول اوباما، تحريم ها دارن اثر خودشون رو نشون مي‌دن و متاسفانه از قشر مستضعف ايراني رو هم تحت تاثير قرار مي‌دن، مي خوام بدونم دوستاني چه برنامه‌اي دارن كه مردم ايران كمتر سختي و رنج بكشن؟

منو نكشين، ما رو نكشين! اما من سال‌هاست به اصلاح‌طلبان، به تحولات مورچه وار خاتمي، به آرمان‌هاي دوران طلايي ميرحسين، يا حتي به اعتدال محسن رضايي و ظاهر شيك قاليباف و ... ايمان آوردم وقتي مفتخر به شناخت شما دوستان اپوزيسيون خودخواه خارج نشين شدم. فقط يك و فقط يك تضمين به من بديد كه شما دلسوزتر از تمام اونايي كه نام بردم هستين ... با شمام كه طرفدار پروپاقرص جنگ و تحريميد، شمايي كه وقتي احمدي‌نژاد و لاريجاني كه تصوير مخدوش از واقعيت نشون مي‌دن، گم مي‌شيد اما در سخنراني گنجي يا خيلي‌هاي ديگه حاضر مي‌شيد تا اونا را به جرم انقلابي بودن در ۳۰ سال پيش محاكمه كنين. شما كه از تسهيل ويزاي دانشجويي ايرانيا ناراحتيد چون لابد جايتان را تنگ مي‌كنند ... اگر همين‌جا اعتراف كنم كه رفاه حداقلي هموطنام رو مهم‌تر از آزادي سياسي و چيز ديگه‌اي مي‌دونم، معادل با اينه كه لابي‌گر رژيم جمهوري اسلامي‌ام در سايت خودنويس يا خيلي عقب افتاده؟

 

پي نوشت: هدف از اين نوشته اين بود تا با ديدن مثال هايي مثل عراق، ليبي، مصر و يا حتي انقلاب ايران سال ۵۷ از يك طرف و از طرف ديگه مثال‌هايي نظير مالزي بدونيم كه حركات و فعاليت هاي قهرآميز و كور، چنان ويراني در مملكت ميسازه كه تا نسل ها و شايد تا ابد قابل جبران نباشه! حالا با اين تفاصيل چرا بخشي از اپوزيسيون خارج نشين بر تحريم و حمله نظامي پافشاري مي كنند؟ نميشه شك كرد به منافع يا كينه هاي شخصي يا كور؟

-------------

مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.

 

 

ارزیابی این خبر:

4.33

Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):

sia***********@yahoo.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-15
شما همین که نوشته ات رو با جملات طلایی میرحسین آغاز کردی, به اندازه کافی معرف حضور شدی . نیازی نیست که کسی شما را لابی گر یا عقب افتاده یا ... بداند .
"ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني وعلايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي‌دهيم" ریدم به این جملات توخالی .
Reza MrAz در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
قسمتهاي خوب اون پاراگراف اين هاست: "ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي‌دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود ... با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه مي‌كنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.»
اين جملات رو هر كس ديگه هم بگه و عمل كنه، من قبول داشتم!
sia***********@yahoo.com در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-10
ایران این موجود آسمانی!!!!
این خانه پارسایان به آتش کشیده شود!!!!


شرمنده تم ولی باز هم ..... به این جملات توخالی.
sia ahadi در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-10
1-اپوزوسیونی که بدنبال سرنگونی است اعلام موصع کرده و گفته که چرا اما و اگر دارد.
2-این رژیم تا کنون برای غرب مفید بوده وبه همین علت این حکومت دوام اورده(از ارسال سلاحهای اسراییلی تابمباران مخالفانشان در اشرف تا دستگیری پناهندگان سیاسی در پاریس تا لیست تروریستی)غرب حتی از وابسته ترین حکومتها در ایران چنین حمایتی را در گذشته نداشته ؛در واقع امدادهای غیبی که حضرات میگفتند همان سیاست های هم شرقی و هم غربی رژیم دجال بود که عملا از این حکومت تا کنون حمایت شده و شاید اعمال این تحریم ها حداقل جدایی بین این رژیم فاشیست و معامله گران بین الملی ایجاد کند تا مردم تکلیفشان را با این رژیم یکسره کند. این رژیم است که به فکر مردم و مملکت نبوده و نمیتواند باشد سابقه اش هم واضح و روشن است از زمانیکه جنگ را برای استیلای داخلی ادامه داد تا جوانان و ثروت مردم از بین برود تا در دوران سازندگیش که دوره رسمی شدن بچاپ بچاپ است و اصلاحاتش هم که با 18 تیر علنی شد و معلوم شد که فقط برای بازگشایی سفارتخانه ها بعد از رسوایی میکونوس بوده.راستی قبل از تحریمها رشد اقتصادی نرخ بیکاری تورم و...درچه حالی بود 1.4تریلون دلار فقط در شش سال اخیر چی را درست کرد ؟ استعداد اینها در کهریزک سازی است و احتمالا میدانید در این سی و چند سال چه آمارهایی از اعدام های علنی و مخفی ساخته اند تا مردم را ساکت کنند و چه مدارجی را در شکنجه بافته اند که آقای ابطحی طی دو هفته خودش برای خودش کیفر خواست تهیه میکند نبوی و عبدی میایند از نیات پلیدشان در تلویزیون پرده برمیدارند. مردمی که به خود این حضرات تایید شده رای میدهند کهریزکی میشوند.من هم از رنج مردمم در عذاب خواهم بودولی امید به تمام شدن الام مردمم دارم . مگر همین ترکیه با اقتصاد بدون نفت و اتم را نمیبینیم؟ واقعا فکر میکنی حق مردم ماابن است؟ ابن رژیم توانایی نوشیدن جام زهر ندارد چرا که بدون بمب اتم امنیت نخواهد داشت چون مردم برایشان امنیت نخواهند گذاشت
Reza MrAz در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
و در ضمن، قطعا پارامتر هاي تورم، بيكاري، رشد اقتصادي و ... در دوره اصلاحات رو به بهبود بودند! مگر اينكه بخواهيم آمارهاي بانك جهاني، نظرات كارشناسان و ... را هم توطئه شرق و غرب بدانيم.
sam********@ymail.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-8
البته دست مافیای سپاه هم در همین دوره بازتر شد و آقای خاتمی هم با نهایت گشاده دستی بودجه بسیج را به ناگهان ۶۰ برابر کرد. حکومت احمدی نژاد و برکشیده شدن مافیای سپاه محصول حکومت آقای خاتمی و اصلاح طلبانش است. وضعیت امروز نتیجه همان دوران اصلاحات کذایی اصلاحات است که با حرف درمانی و مسکن های قوی، درد اصلی را که وجود رژیم بغایت اصلاح ناپذیر جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است، از نظرها پوشاند. کسی که از دوران خاتمی دفاع میکند، نمیتواند از نتیجه بلافصل ان یعنی حاکمیت مافیای سپاه و عواقب وحشتناک ان، که حمله خارجی تنها یکی از آنهاست شانه خالی کند.
Reza MrAz در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
گفته ايد: "اعمال این تحریم ها حداقل جدایی بین این رژیم فاشیست و معامله گران بین الملی ایجاد کند تا مردم تکلیفشان را با این رژیم یکسره کند." اما سؤال اينجاست كه گيرم با جنگ يا تحريم تكليف اين رژيم يكسره شد، اما چقدر طول ميكشد تا آن عقب ماندگي ها جبران شود؟ يعني روش بهتري براي بهتر كردن امور به جز به آتش كشيدم مملكت (جنگ و تحريم) وجود ندارد؟ البته كه هست اما به نفع اپوزيسيون منفعت طلب خارج نشين نيست ...
sam********@ymail.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-8
البته که بسیار بهتر بود که تغییرات دموکراتیک مورد نظر مردم بدون این تحریمها و تهدیدهای خارجی انجام میشد، منتهی تا قبل از اتمام جنگ که خود خط امامیها در سرکوبها و کشتارها دخالت داشتند و اجازه چنین کاری را ندادند، وقتی هم که اصلاح طلب شدند، تنها مردم را برای سوار شدن بر روی گرده هایشان میخواستند، وگر نه هر گاه که مبارزات مردم رادیکال میشد، اصلاح طلبان کذایی رژیم که خود پرونده های به مراتب سیاه تری در سرکوبها داشتند، پیشتر و بیشتر از رقبای حاکم، به سرکوب و خانه نشین کردن مردم میپرداختند. اینها که میگویید را باید خطاب به امثال خاتمی ها و موسوی ها و کروبی ها بگویید. وگر نه که گفتن این حرفها خطاب به اپوزیسیون واقعی رژیم حکایت عذر بدتر از گناه است.
mbm*******@live.no در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
با درود
با شما موافقم
تغیرات تدریجی و از بطن مردم است، تغیرات نه زاییده کله آقای سروش است و نه شازده. به جد که برخی مخالفین جمهوری اسلامی از موافقین جمهوری اسلامی برای کشور خطرناک ترند.
محب علی
sam********@ymail.com در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-7
و ایضا تحولی صد البته نه زاییده اتاق فکر اصلاح طلبان کذایی رژیم و سبزهای موسوی چی است که بدنبال "دوران طلایی!!!!! امامشان" هستند و مردم را هم برای استفاده ابزاری جهت رسیدن به قدرت میخواهند.
شمس علی میرزا در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-7
مگر در این ۳۳ سال به پیکر مردم یا امثال ماها کم ضربه وارد شده که حالا شما یاد ضربه های جبران ناپذیرش افتاده اید؟ مگر کم بودند کسانی که از همان اول انقلاب با این رژیم مخالفت کردند، چون امروز را میدیدند و آن ملتی که شما نگران وارد شدن ضربه به پیکر نحیفش هستید، سرشون تو برف بود! جای این که بپرسید چه نسل هایی میسوزه، جمله خود را تصحیح نمایید: "چه نسل هایی که سوخت، میسوزد و خواهد سوخت" با پیامد های روحی روانی آن که ده ها سال برای برطرف کردن آن باید تلاش کرد.
اگر شما به تحولات مورچه وار خاتمي، به آرمان‌هاي دوران طلايي خمینی، يا حتي به اعتدال محسن رضايي و ظاهر شيك قاليباف و ... ايمان آورده اید، نتیجه اش همین تحریم هاست که میبینید! پس کسی را متهم نکنید. برای من سوال بسیار بزرگی است که مردم ایران چه فکر میکنند؟ مگر دنیا برای آزادی شما بدهکاری به مردم ایران دارد؟ هرکس حافظ منافع کشور و مردم خویش است. ما مردم ایران برای کدام ملتی از روی حس انسان دوستی در این ۳۳ ساله قدم برداشتیم که از همه دنیا طلبکاریم؟ آزادی بهایی دارد که همه مردمان آزاده دنیا بهایش را پرداخته اند و هنوز هم برای پایدار نگه داشتنش در حال پرداختن بهای آن از طرق دیگر هستند. ما مردم ایران برای به دست آوردن آزادی چه بهایی پرداخت کرده ایم جز این که از دنیا طلبکار بوده ایم و یا به قول شما به تحولات مورچه وار عده ای خائن دلخوش کردیم؟!
خود کرده را تدبیر نیست، دوست عزیز!
ami*********@yahoo.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
مگه زمان خاتمی تحریم داشتیم؟؟
هرکی داشت کار خودشو میکرد، صنعت داشت پیش میرفت، مطبوعات نیمه آزاد داشتیم که شاید شما بهش ایراد بگیرید، اما کجای دنیا مطبوعات کاملا آزاده؟؟ الان هم که آمریکا داره اینترنت رو با این قانون جدیدش کاملا فیلتر میکنه! شما فکر کردید با تحریم جمهوری اسلامی میره کنار؟؟ نخیر! فقط ملت بدبختتر میشن و سوار شدن روی ملت راحت تر میشه. آدمی که نون شب نداره بخوره دیگه نمیاد با سختی فیلترشکن نصب کنه که مقالات خودنویس رو بخونه، به این فکر میکنه که فردا یه ساعت بیشتر باید کار کنم که یه قرون دوزار جور در بیاد.
خلاصه حرف اینه که این تحریم ها فقط به مردم ضربه میزنه، حکومت بالاخره یه جا نفت رو زیر قیمت میفروشه، نفت رو زمین نمیمونه، و همون نفت هم هزینه حکومت داری شون رو میده، اما مردم چی؟؟ با این اختلاف قیمت ارز که توو این یه ماه درست شده دیگه باید آرزوی خریدن جنس خارجی و لوازم اولیه رو به گور ببرن... این راهش نیست آقاجون، این راهش نیست!
شمس علی میرزا در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-11
شما اگر دارید درباره ایران صحبت میکنید، گریز از مرکز نزنید و به مطبوعات بقیه دنیا کاری نداشته باشید. قانون فیلتر کردن اینترنت هم بحث جداگانه است که ربطی به آزادی بیان ندارد و به قانون کپی رایت مربوط است! همچین مینویسید صنعت داشت پیش میرفت، هرکی نفهمه فکر میکنه با ژاپن و آلمان طرف بوده. زمان خاتمی هم تحریم بود ولی به شکل دیگر! از اول انقلاب خیلی تحریم ها علیه ایران بوده، ولی منافع خیلی کشور ها ایجاب نمیکرد که آنها را به اجرا بگذارند. با پوزش، شما میخواهید طنز بنویسید، بفرمایید در فکاهی گل آقا بنویسید.
در این ۳۳ سال کم نبودند که صدقه سر عدل الهی نان شب نداشتند که بخورند. شما که مینویسید "هرکی داشت کار خودشو میکرد، صنعت داشت پیش میرفت" معلومه که شما و امثال شما منافعتان تا به حالا ایجاب نمیکرده که ببینید و بشنوید و حالا متوجه شدید که اوضاع عجب قمر در عقربه. عیب نداره، دو ماه دیگه بروید در انتخابات نمایشی، گول اپوزیسیون را هم نخورید. کسی شما را مجبور نکرده که از این وضعیت خارج شوید!
بیچاره همان مردمی هستند که شما و امثال شما صدقه سر "پیشرفت های صنعتی" وقت دیدن حال و روزشون را نداشتید!
sam********@ymail.com در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-8
خواهش میکنم قانون فیلترینگ آمریکا را با فیلترینگ و سرکوب جمهوری اسلامی مقایسه نکن. قانون فیلترینگ آمریکا، سایتهای سیاسی و خبری را فیلتر نمیکند، تنها سایتهایی را فیلتر میکند که دست به نقض قانون "حق تقلید" یا "حق چاپ" میزند و تنها هدفش جلوگیری از دستبرد زدن به مالکیت معنوی یک اثر هنری یا علمی میباشد و نه سانسور اخبار و اطلاعات. تمام حرف سر اینست که این قانون "امکان " سوء استفاده آتی را برای "سانسور" فراهم میاورد و قانون گذاران هم متعهد به تغییر قانون جهت جلوگیری از چنین سوء استفاده ای شده اند.
Reza MrAz در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
فرض كنيم نسل هاي زيادي سوخته تا الان! اما كدام مسير بهتره: مورچه وار به سمت بهبود حركت كنيم، يا اينكه مملكت رو به اميد اينكه قراره از نو بسازيم، كاملا ويران كنيم؟ روش دوم در چند تا كشور جواب داده كه اميد داشته باشيم در ايران هم جواب بده؟
sam********@ymail.com در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-8
حرکت تدریجی به سمت دموکراسی با رژیمی مثل جمهوری اسلامی که ماهیتا اصلاح ناپذیر است، جواب نمیدهد. نتیجه اش هم میشود همین احمدی نژاد و مافیای سپاه. من نمیدانم که ما مردم چند بار باید آزموده را بیازماییم.
ami*********@yahoo.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
11
آقا رضا . یه کم از لیبی بیشتر بگو
لیبی اون جهنمی که ما تو ذهنمون ساختیم نبود
همینطور مالزی
واقعا وقتی ارزش پول یه مملکت انقدر افت میکنه؛ امکان بقا توو جامعه اقتصادی بین المللی براش وجود داره؟؟ یا در واقع این همون چیزیه که دنیای امپریالیست میخواد؟ که مردم کار کنن بدون اینکه در عمل درآمدی داشته باشن! و در معاملات بین المللی همیشه یه بدهکار باقی بمونن ...
beh***********@yahoo.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-7
چون مختصر, مفید و کامل بود من هم به عاریت گرفته تکرار می کنم:مگر در این ۳۳ سال به پیکر مردم یا امثال ماها کم ضربه وارد شده که حالا شما یاد ضربه های جبران ناپذیرش افتاده اید؟ مگر کم بودند کسانی که از همان اول انقلاب با این رژیم مخالفت کردند، چون امروز را میدیدند و آن ملتی که شما نگران وارد شدن ضربه به پیکر نحیفش هستید، سرشون تو برف بود! جای این که بپرسید چه نسل هایی میسوزه، جمله خود را تصحیح نمایید: "چه نسل هایی که سوخت، میسوزد و خواهد سوخت" با پیامد های روحی روانی آن که ده ها سال برای برطرف کردن آن باید تلاش کرد.
اگر شما به تحولات مورچه وار خاتمي، به آرمان‌هاي دوران طلايي خمینی، يا حتي به اعتدال محسن رضايي و ظاهر شيك قاليباف و ... ايمان آورده اید، نتیجه اش همین تحریم هاست که میبینید! پس کسی را متهم نکنید. برای من سوال بسیار بزرگی است که مردم ایران چه فکر میکنند؟ مگر دنیا برای آزادی شما بدهکاری به مردم ایران دارد؟ هرکس حافظ منافع کشور و مردم خویش است. ما مردم ایران برای کدام ملتی از روی حس انسان دوستی در این ۳۳ ساله قدم برداشتیم که از همه دنیا طلبکاریم؟ آزادی بهایی دارد که همه مردمان آزاده دنیا بهایش را پرداخته اند و هنوز هم برای پایدار نگه داشتنش در حال پرداختن بهای آن از طرق دیگر هستند. ما مردم ایران برای به دست آوردن آزادی چه بهایی پرداخت کرده ایم جز این که از دنیا طلبکار بوده ایم و یا به قول شما به تحولات مورچه وار عده ای خائن دلخوش کردیم؟!
خود کرده را تدبیر نیست، دوست عزیز!
beh***********@yahoo.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-5
بابام جان این رو یاد بگیرین که کسی, نه آمریکا نه امپریالیسم نه ... ملتی رو بدبخت یا خوسبخت نمی کنه.عملکرد مردم اون مملکت است که نیجه را تعیین می کند. مسوؤل این بلبشو و تاپایداری ای که بعد از سالها در عراق و افغانستان می بینیم کیست؟ چرا بخشی از مردم عراف یا افغانستان به جای اینکه به فکر منافع ملی خود باشند دنباله رو سیاستهای آمریکا و ایران هستند؟ شما فکر می کنید آمریکا یا ایران یا هر کشور دیگر اگر بتواند در یک کشور دیگر مثل کره جنوبی یا سوئد یا انگلستان به دنبال منافع کشور خود نیست؟ چرا تیغ آمریکا یا مثلاًایران در کشوری مثل عراق یا لبنان برش دارد اما حتی خوابش را هم در سوئد یا انگلستان نمی بینند؟ مشکل حال حاضر مردم لیبی یا مصر غرب و استعمار است یا جهل و ناآگاهی خودشان؟
Reza MrAz در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
صددرصد همينطوره! نه آمريكا و نه انگليس، بلكه اين خائنين به مردمند كه ابايي ندارند كه اين خانه (ايران) به ويراني كشيده شود! كل حرف من همينه!
sam********@ymail.com در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-10
کاملا درسته، این خائنین به مردمند که با دلخوشکنک اصلاحات، مردم را از مبارزات رادیکال بازداشتند و آنها را به توهم انتخاب بین بد و بدتر، بقول پروانه فروهر، به شکستن قهر بزرگشان با رژیم واداشتند. هر بار هم که مردم و جنبششان رادیکال شد، با خیانت همانها، مثل موسوی و کروبی، که خود پرونده های قطوری از سرکوب و کشتار داشتند از جنبش باز داشته شدند، پشتشان خالی شد و سرکوب و کشتار شدند و یا به کارهای مسخره ای مثل "تظاهرات سکوت" پرداختند یا خام خیالانه بدنبال "اسب ترواهای " خیالی رفتند.
اپوزیسیون خائن، اپوزیسیونی است که برای بازداشتن مردم از قیام و انحراف جنبش مردم به لجنزار رژیم ولایت افسانه انتخاب بین بد و بدتر در گوش مردم میخواند تا مردم به توهم تغییرات مسالمت آمیز دست به قیام نزنند. اپوزیسیون خائن، با وجود آنکه دست سرانش تا مرفق در خون جوانان کشور و بالاخص در قتل عامهای دهه ۶۰ است، فریبکارانه ادعای عدم اعتقاد به خشونت" میکند. اپوزیسیون خائن مردم را تنها برای استفاده ابزاری به خیابانها میکشد و با رادیکال شدن مردم، خود پشت آنرا خالی کرده و سرکوب مردم را هم با وقاحت توجیه میکند. اپوزیسیون خائن دانشجویان را برای حمایت از خود به خیابان میکشد و بعد هم آنها را مشتی "اراذل و اوباش" میخواند...........راستی آیا این تعریف اپوزیسیون کذایی سبز لجنی موسوی چی نیست؟
Reza MrAz در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
11
شنيدم كه ماهاتير محمد هم در مالزي كم كشتار به راه ننداخته، اما الان در مالزي يك قهرمانه. شايد بهتر بوده كه مردم ايران هم به محمدرضا پهلوي فرصت بيشتري بدند براي اون تغييرات مدنظرشون بدن، همونطور كه شايد مردم مصر به مبارك ميدادن و الان زير پوتين هاي نظامي بيشتر از قبل تحقير نميشدن.
نكته همين جاست كه اگر ارزش پول كشوري 500 هزار درصد!!! (عدد تخيلي نيست، واقعيست) افت كنه، ميتونه دوباره سر بلند كنه؟؟؟
شمس علی میرزا در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-10
شما اگر دارید درباره ایران صحبت میکنید، گریز از مرکز نزنید و به مطبوعات بقیه دنیا کاری نداشته باشید. قانون فیلتر کردن اینترنت هم بحث جداگانه است که ربطی به آزادی بیان ندارد و به قانون کپی رایت مربوط است! همچین مینویسید صنعت داشت پیش میرفت، هرکی نفهمه فکر میکنه با ژاپن و آلمان طرف بوده. زمان خاتمی هم تحریم بود ولی به شکل دیگر! از اول انقلاب خیلی تحریم ها علیه ایران بوده، ولی منافع خیلی کشور ها ایجاب نمیکرد که آنها را به اجرا بگذارند. با پوزش، شما میخواهید طنز بنویسید، بفرمایید در فکاهی گل آقا بنویسید.
در این ۳۳ سال کم نبودند که صدقه سر عدل الهی نان شب نداشتند که بخورند. شما که مینویسید "هرکی داشت کار خودشو میکرد، صنعت داشت پیش میرفت" معلومه که شما و امثال شما منافعتان تا به حالا ایجاب نمیکرده که ببینید و بشنوید و حالا متوجه شدید که اوضاع عجب قمر در عقربه. عیب نداره، دو ماه دیگه بروید در انتخابات نمایشی، گول اپوزیسیون را هم نخورید. کسی شما را مجبور نکرده که از این وضعیت خارج شوید!
بیچاره همان مردمی هستند که شما و امثال شما صدقه سر "پیشرفت های صنعتی" وقت دیدن حال و روزشون را نداشتید!
lov********@yahoo.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
من که به زور میتونم بیام تو سایت اعصابم داغونه.واما جدا چه انتظاراتی داریم مردم ما چشم بسته روزگار میگزرونن نه کشور میشناسن نه ازادی وقتی تو خیابون میبینم سر پنجاه تومن تو سر هم میزنن لیاقتشون بدتر از اینه .ادمی که ازادیشو نفهمه وبه خفت عادت کنه بهتر که بدتر سرش بیاد که ادمی با ازادی وعشق به وطن زنده اس نه بخاطر چند هزار تومن برن تو صف گدای از دولت برای سوبسید.مرگ بهتر از زندگی با نکبت.فعلا که همه یا نعشعه هستند یا خمار دنبال مواد بیخیال کشور که نابود شه
Reza MrAz در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
كلا اين كامنت شما خارج از بحث من هست، اما اينجا هم ميتونم بگم با نهادينه كردن فقر و ويراني، آيا آگاهي هاي مردم بالا ميره؟ آيا وطن ساخته ميشه؟ يا اينكه چنان خراب ميشه كه ديگه شانسي براي دوباره ساختن نداشته باشه؟
شايد تنها مزيتش اين باشه جيب يك عده از اپوزيسيون پر ميشه و يك عده هم كينه هاشون از حكومت رو به قيمت ويراني نسل ها و كشور آرام ميكنن.
aar****@msn.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-5
بازی با برخی از واژه ها هیچ گونه تاثیر شایسته ای را با خود نخواهد داشت .
دوست گرامی من ،اپوزیسیون خارج از کشور ؟؟ کدام یکی از آنها ،تیکه پاره های فدای ؟؟توده ای ؟؟جبهه ملی ؟؟مجاهد ؟؟مشروطه خواه ؟؟پادشاهی؟؟و یا لشکر پراکنده افراد منفرد ؟؟که هر کدام از آنها در سخن چند تا برنامه دارد ؟؟
Reza MrAz در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
به هيچ عنوان، صحبت از فرد يا گروه خاصي نيست. اين متن انتقاد منه از هر كس كه "ابايي از ويران كردن خونه ما نداره". دقيقا چون قصد بازي با لغات نداشتم اسم نياوردم، اما كم نيستند طرفداران سفت و سخت جنگ يا تحريم هاي كمر شكن در اپوزيسيون خارج كشور كه ميتونستم اسم بيارم!
sia ahadi در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-9
دولت خاتمی هم به اپوزوسیون برانداز بدهکار است چرا که علت وجودیش فشار اپوزوسیون در رابطه با میکونوس بودواگر مورچه راه افتاده صدقه سر آنان بوده تا بتوانند اوضاع را کنترل کنند.هرکس بدنبال نوعی از زندگی است برخی زندگی روی زانوان را میتوانند تحمل کنند و برخی برای ایستاده مردن صف میکشند چرا که بها آزادی فرزندانشان را پرداخت میکنند.از رشد اقتصادی خاتمی میگویند آیا آن رشد را میتوان با دولتهای دوبی کویت یا حتی ترکیه بدون نفت مقایسه کرد؟ در ثانی مگر رشد اقتصادی قبل از انقلاب بد بوده پض چرا انقلاب کردیم. آزادی جوهر انسانیت است و کسانیکه بدنبال زندگی انسانی هستند بدنبال جاری کردن روح آزادی در کشورمان میباشند و در این 32 سال بدنبال ترویج آن بوده و همواره بهای آن را با اعدام و زندان وشکنجه پرداخت کرده ومیکنند و امروز سالگرد شهادت دو تن از آنان است حاج آقایی و جعفر کاظمی که جرمشان این بود در سی سال گذشته حاضر نشدند به دیگتاتوری سر خم نمایند.ای وای بر ما که در دایره بد و بدتر خودمان را برای بی عملی هایمان توجیه و گول میزنیم. از فرصت تحریم رژیم آخوندی برای جارو کردنش استفاده بهینه خواهیم کرد
Reza MrAz در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
اتفاقا بعد از انتخابات 88 بود كه بلافاصله قسمتهايي از اپوزيسيون خارج دست به كار شد تا حركت هاي جنبش سبز و راهپيمايي هاي ميليوني آن را به خودش بچسباند. حتي ميديدم خبر ها و عكس هايي كه اين افراد عكس موسوي و كروبي و خاتمي را آتش زدند، فحش دادند و آنها را بي تاثير در اين حركات خواندند!!! ادعاي شما در مورد وامدار بودن خاتمي هم دقيقا همان عملكرد را در ذهن من زنده كرد. البته خاتمي يا مير حسين وامدار اپوزيسيون هستند به خاطر روشنگري ها و تلاش هايشان، اما نه آن اپوزيسيون كه براي جيب خودش يا كينه هاي شخصي اش كار مي كند.
sam********@ymail.com در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-13
چه کسی گفته که آقایان موسوی و کروبی نقشی در جنبش ۸۸ نداشتند. آنها صد در صد نقش مهمی در سرکوب مردم و فرستادن آنها به خانه ها داشتند. این البته اولین باری هم نبود که مرتکب خیانت میشدند. قبل از آنها هم شاهد خیانتهای متعدد خاتمی بوده ایم. سعی این اپوزیسیون کذایی، انحراف جنبش مردم به سمت لجنزار ولایی و جلوگیری از سمت و سو گرفتن این جنبش به سمت سرنگونی رژیم و آزادی ملت ایران از چنگال ولایت فقیه است. چه، اولا امثال موسوی و کروبی خود پرونده هایی به مراتب سیاهتر در کشتار مردم دارند که در فردای ایران آزاد باید پاسخگوی آنها باشند. از ان گذشته با سوء استفاده از آمال و آرزوهای مردم، میتوانند از جنبش "کنترل شده" مردم به عنوان برگ برنده در مقابل حریف برای امتیاز گیری استفاده کنند. منتهی رادیکال شدن جنبش سبب شد که این محاسبات نقش بر آب شود. رادیکال شدن جنبش مردم سبب شد که خیانتکاران اصلاح طلب تبدیل به چوب دو سر طلا شوند.
sia ahadi در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-13
یک مردمی در ایران است که در 88 به خیابان آمده سمبل آن هم ندا است که در هیچ انتخابات رژیم شرکت نداشته و در خیابان شهید میشود.اپوزوسیون برانداز با وصف اینکه موسوی و کروبی را میشناخت ولی این فرصت را به ایشان داد که علیرغم دریای خون بین آنان و اپوزوسیون حتی هژمونی آنان را بپذیرد چراکه سرنوشت انقلاب یک مسیله شخصی نیست و کسی با ان نمیتواند برخورد شخصی نمایدوهمچنانکه میدانیم مشکل این رژیم اصل ولایت وقیح است و شرط اپوزوسیون برانداز ایستادگی در مقابل آن بود . کسانی هژمونی ایشان را حاضر به پذیرش شدند که پرونده موسوی از حزب جمهوری و سرکوب های دهه 60را با جان و مفزاستخوان درک کرده بودند ولی همه را فراموش کردند و .... اما متاسفانه آنان نتوانستند از آن فرصت تاریخی در جهت مردم و حتی عاقبت به خیری خودشان استفاده نمایند کسی بدنبال چسباندن چیزی به جیزی نیست.اصل ما رهایی مردم است ای کاش میشد اینان با پند و اندرز پذیرای انتخابات ازاد شوند و هرکس بتواند فغالیت سیاسی مانند سال 57 بکند و هرکسی که رای بیشتری داشت فرصت یافته سکان را بدست بگیرد . مگر دموکراسی این نیست؟اعلام موضع حتی پریرش هژمونی ایشان با حفظ اصول مطلب پیش پا افتاده ای نبوده که مثلا حجاریان که موسس وزارت اطلاعات ایدویولوگ حضرات باشد.....پس کسی به فکر جیب نیست اگر کسی به فکر جیب باشد توان مبارزه چند دهه را ندارد.مانند حضرات با وزیدن باد تغییر جهت میدهند و جیبشان پرپول میگردد.
Reza MrAz در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
محدود كردن كل حركت ها بعد از انتخابات 88 به يك سمبل، كاملا بي انصافيست ...
sam********@ymail.com در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-6
کاملا درست است. در جنبش سال ۸۸ گروه های مختلف با تمایلات مختلف شرکت کردند. از مردم بجان آمده از استبداد ولایی گرفته تا طرفداران دوران طلایی !!! خمینی، که بقصد سوء استفاده از مردم و جنبش اعتراضیشان آمده بودند، و افراد متوهم به آنان. منتهی خانم ندا آقا سلطان نماینده اکثریت مردم بجان آمده ای است که در آنروز به صحنه آمدند و خواهان نابودی تمامیت رژیم بودند، از آدمکشان خط امامی اصلاح نژاد شده سبز اللهی گرفته تا وحوش موتلفه و سپاه و بسیج. ارزش ندا هم از جمله بخاطر نمایندگی از بخش اصیل و مردمی جنبش سال ۸۸ است.
sam********@ymail.com در ۰۴ بهمن ۱۳۹۰
-6
این اولین مقاله ای است که از شما در وبلاگ خودنویس دیدم و گر چه شما را نمیشناسم، ادبیات طلبکارانه شما به نظرم آشنا میاید و شاهد ان از سوی همفکرانتان بوده ام، چه ان زمان که ردای قدرت در بر داشتید و موسوم به خط امام و چه بعدها که از قدرت اخراج شدید و از سر ناچاری ردای "اصلاح طلب" به بر کردید و به فکر سوء استفاده از مردم و آرمانهایشان برای رسیدن به قدرت افتادید و نام این سوء استفاده کثیف را هم "فشار از پایین برای چانه زنی در بالا" گذاشتید.
کسانی که انقلاب ۵۷ را به انجام رساندند، بر خلاف شما و دوستان خط امامی تان، انقلاب ۵۷ را دنباله آرمانها و عمل ۱۰۰ ساله دموکراتیک دانسته و ولایت فقیه را انحرافی ناشایست در ان آرمانهای بلند میدید. به همین دلیل هم شما و دوستانتان را علیرغم شعارهای تند ولی توخالی، فرصت طلبانی بیش ندانسته و شماها را "انقلابی" نمیدیدند. هم از این روی بود که با شمایان و تلاش هایتان برای برپایی نهادهای سرکوب مخالف بودند. به همین جهت هم در سال ۶۰ بر علیه تمامی آنها کودتا کردید و آنها را در زندانها انداختید و بسیارانی را نیز در دوران طلایی تان کشتید و سر به نیست کردید. به همین جهت بود که بسیارانی از سیاسیون و فعالان اپوزیسیون به خارج از کشور گریختند تا از ان "دوران طلایی" !!! امامتان جان سالم بدر برند.
کسانی که پس از فرار از ایران، همچنان فعال سیاسی باقی ماندند از هیچ وسیله ای برای رساندن پیامشان به داخل کوتاهی نمیکردند و از جمله انتخابات قلابی رژیم را تحریم مینمودند. یادم هست در زمان خاتمی بسیارانی از فعالان سیاسی چه در داخل و بیشتر در خارج انتخابات کذایی رژیم را تحریم کردند ولی مردمی مسحور از فریب "اصلاح طلبی " رژیم و لبخندهای شیادانه خاتمی، بقول خانم پروانه فروهر، "قهر بزرگشان را با رژیم شکستند " و بر خلاف هشدارهای اپوزیسیون، به خیال انتخاب بین "بد و بدتر" به خاتمی رای داند.
یادم هست که ان موقع دوستان و همفکران شما نعره های مستانه میکشیدند که ..... دیدید که مردم برای شما خارج نشینان تره هم خرد نکردند. که شما خارج نشینان از واقعیت ایران بریده اید......که شما مردم را نمیشناسید. در حالیکه تنها فرق خارج نشینان با هموطنان داخل تنها و تنها دسترسی به اخبار به طور آزادانه است. اینکه ما در اینجا میتوانیم به اخبار بدون سانسور دسترسی یابیم. این البته بماند که بهر حال خورشید واقعیت همیشه پشت ابرهای دجالگری و دروغ نماند و اصلاحات کذایی خاتمی هم بخوبی نشان داد که رژیم اصلاح پذیر نیست و کسانی که با هزاران امید پای صندوق های رای در دوم خرداد هزار شدند یا در زندانها پوسیدند یا کشته شدند و یا خود پس از چند سال مثل خواهران و برادران بزرگترشان آواره کشورهای خارج شدند.
حال این بسیار عجیب است که کسانی مثل شما با اینهمه سوابق خیانت به امیدها و آرزوهای مردم، نه تنها کمترین خجالتی نمیکشید و کمترین مسولیتی برای رساندن کشور به این وضعیت قائل نیستید، بلکه حالا یقه همان خارج نشینهایی را گرفته اید و مسئول میشناسیدشان که قبلا وزنه ای برای آنها در تحولات کشور قائل نبودید. کسانی که از دید شما بریدگان از کشور و میهن بودند و بقول شما وزنه ای در کشور نداشتند. وضعیت امروز کشور دقیقا نتیجه همان دوران کذایی "اصلاحات" است که به غده سرطانی مافیای سپاه امکان و فرصت رشد و بدست گرفتن تدریجی قدرت را داد.
از قول آقای بهنود فرموده اید که قبل از انقلاب کردن و بیرون کردن رژیم حاکم، ببینید که چه آلترناتیوی دارید؟ انگار که انقلاب کردن مثل سفارش چلوکباب در یک رستوران است که شما تنها زمانی آنرا سفارش میدهید که گوجه و تخم مرغ و مخلفاتش، همراه ان باشد. این حرف، فهم کج شما را از مقوله انقلاب نشان میدهد. اولا که کسی از سر تفنن انقلاب نمینماید که بخواهد انقلاب را با "مخلفاتش" سفارش دهد. انقلاب از سر ناچاری و ناگزیری بوده و نتیجه کنش ها و واکنش های تمامی بازیگران آنست. طبقه ای که نمیخواهد حذف شود، باید در تمامی تحولات سیاسی، از جمله انقلاب حاضر باشد. این بدان معناست که نه تنها تمامی طبقات ذینفع باید در انقلاب حاضر باشند، بلکه پس از انقلاب هم باید در صحنه حاضر بوده و در مقابل حذف دگر اندیشان، صرف نظر از تعلق فکری اش، از حقوق دموکراتیک وی دفاع کنند وگر نه حتی با وجود پاکباخته ترین انقلابیون، اگر مردم به خانه هایشان بروند، و سرنوشت انقلاب را بدست مشتی سیاستمدار بسپارند، دیری نخواهد پایید که غول ارتجاع و استبداد دوباره از بطری بیرون خواهد آمد و انقلاب دیگری را برای در بطری کردن ان، اجتناب ناپذیر مینماید. حتی در جا افتاده ترین نوع دموکراسی ها، مثل دموکراسی آمریکا، خانه نشین شدن مردم، استبداد را به همراه میاورد که در همین دوران خودمان، استبداد بوش و قانون "میهن پرستانه " اش را دیدیم که چیزی از ولایت فقیه کم نداشت و اگر اعتراض مردم آمریکا نبود، سایه ان قانون، همچنان بر سر مردم آمریکا بود.
نکته دیگری که در نوشته سرتاپا طلبکاری تان میبینم، اینست که طوری وانمود کرده اید که انگار حمله آمریکا یا کشورهای خارجی و یا تحریمهای کمر شکنشان نتیجه خوشحالی برخی خارج نشینانی است که از حمله آمریکا به ایران با کمال تاسف ابراز خوشحالی مینمایند. گر چه من از بسیارانی از ایرانیان داخل نشین هم مشابه همین ابراز خوشحالی از حمله آمریکا را شاهد بوده ام و گر چه ابراز خوشحالی از حمله خارجی به ایران منحصر به زمان حال نیست و هر بار که فشار ستم بر مردم از طاقتشان بیشتر میشد، مثل زمان رضا شاه، مردم از حمله خارجی ابراز خوشحالی میکردند، واقعیت آنست که خارجی بخاطر رضایت من و شما دست به تحریم و حمله نمیزند. خارجی تنها و تنها برای منافع خودش دست به حمله یا تحریم میزند. گر چه بطور کلی اختلافات بین کشورها مساله ای معمول است، اما این اختلافات الزاما صورت حمله و هجوم خارجی بخود نمیگیرد. حمله و تحریم تنها در شرایطی بسیار استثنایی اتفاق میفتد، مثل زمانی که کشوری از لحاظ بین المللی ایزوله و منزوی باشد، از لحاظ رعایت حقوق بشر در سطحی بسیار نازل باشد و یا به نحوی صلح جهانی را بخطر اندازد، مثلا از طریق تهدیدات تروریستی. حال حکومت استثنایی !!! جمهوری اسلامی که کشورش را به صورت امام زمانی اداره میکند، بقول امامش هم تا زمانیکه حتی یک خانه سالم در ایران وجود دارد میجنگد، انتحاری تربیت میکند، به هیچ قانون و قاعده بشری و انسانی هم پایبند نیست و برای توجیه شکنجه و سرکوب، حقوق بشر اسلامی از خود اختراع میکند، بخواهد به بمب اتمی هم دسترسی پیدا کند یا مشکوک به ان باشد و از شفاف سازی هم طفره برود، حمله خارجی برای جامعه جهانی توجیه پذیر میشود. بد نیست جنابعالی بجای آنکه یقه خارج نشینان بقول خودتان بی وزنه در داخل را گرفته اید از سید سبزتان بپرسید که چرا در دوران طلایی !!! امامش ایران نزدیک به ۳۰ بار توسط مجامع جهانی حقوق بشر محکوم شد تا به سهم خود در موقعیت شکننده امروزش دخیل و سهیم باشد؟ بد نیست که از شیخ شجاع تان بپرسید که چرا در دورانی که یار غار آقای خمینی بودند از کشتار ها و سرکوبها دفاع میکردند؟ بد نیست از ایشان بپرسید که چرا در دوران ریاستشان در مجلس لایحه آزادی مطبوعات را با حکم حکومتی آقای خامنه ای از دستور کار مجلس خارج کردند که در غیاب مطبوعات نیمه آزاد کشور ولو با وجود قوانین بشدت محدود کننده، بتوانند تا حدودی جلوی خیانتهای مافیای سپاه را در کشور بگیرند و آنها را افشا کنند؟ و در انتها بجای طلبکاری از هموطنان خارج نشین، بد نیست این طلبکاری را به مصرف سازنده ای بیاندازید و ان پرسشگری از آقای موسوی راجع به فجایع دهه ۶۰ و از جمله قتل عام ۶۷ است تا ایشان مسولیت خویش را در این فجایع و کشتارها بگردن بگیرند. شاید این پرسشگری شما از آقای موسوی، فرهنگ مسولیت پذیری را در بین مسولین جا بیندازد و کسانی را که مسئول تحریمها و تهدیدهای خارجی امروز ایران بوده و چنین مصائب سخت و طاقت فرسای اقتصادی را به مردم تحمیل کرده اند، نتوانند از مسولیت اعمالشان فرار کنند و در نهایت قبل از آنکه خیلی دیر شود، کشور را از سراشیب سقوط بیرون آورد.
Reza MrAz در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
محدود كردن كل حركت ها بعد از انتخابات 88 به يك سمبل، كاملا بي انصافيست ...
Reza MrAz در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
11
متاسفانه آنقدر لحن نوشته تان آشناست، كه نيازي نديدم بيش از دو بند از نظر طولاني تان را بخوانم. از همان دو بند فهميدم كه از همانهايي هستيد كه محكوم كردنشان، سخت ترين كار دنياست !!! لطفا نوشته من را دوباره نگاهي بياندازيد و چكيده نوشته ام را كه شايد من به خوبي بيانش نكرده ام را بيابيد: "مثال هايي زدم تا معلوم شود مسيري كه يك كشور پس از تحريم شديد اقتصادي يا دخالت نظامي طي خواهد كرد. وقتي مثال هاي متعددي وجود دارد كه كشورها پس از حمله نظامي يا تحريم هاي كمرشكن، به هيچ وجه امكان بازسازي نميابند، چرا اين اصرار از سوي بخشي از اپوزيسيون بر اين راه حل ها مطرح ميشود، مگر آنكه منفعتي فردي يا گروهي نصيبشان ميشود؟"
آيا وقتی ارزش پول یه مملکت بعد تحريم يا جنگ انقدر افت میکنه، امکان بقا توو جامعه اقتصادی بین المللی براش وجود داره؟ آيا راهي براي اون كشور باقي ميمونه جز اينكه در معاملات بین المللی تاابد یه بدهکار باقی بمونه؟
sam********@ymail.com در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-5
شاید مشکل شما هم همین است که بیش از یکی دو بند از نوشته مرا نخوانده اید. تمام حرف اینست که تا زمانی که این رژیم وجود دارد، خطر جنگ و بحران هم برای کشورمان وجود دارد، چه این رژیم تنها با سیاست صدور بحران در خارج و سرکوب در داخل است که توان دامه حیات دارد. به همین خاطر هم این رژیم در تمامی حیات ۳۲ ساله اش، برای بقا، با آتش بازی میکرده و کشور ما را در معرض انواع و اقسام خطرات قرار داده است. طولانی تر کردن جنگ با عراق و هزینه بیهوده ای که از این رهگذر بر دوش ما مردم گذاشت، تنها مشتی از خروار است.
به همین علت هم جنگ و هزینه هایی را که ملت ما برای ان باید بپردازد، نه بر دوش اپوزیسیونی است که ۳۲ سال است خواهان سرنگونی این رژیم است، بلکه قبل از هر کس، بر دوش قدرتمدارانی است که از فردای پیروزی انقلاب به چماقداری و سرکوب جامعه مدنی ایران پرداختند، با چماقداری و پرونده سازی، افراد و شخصیتهای مبارز اپوزیسیون را از صحنه حذف کردند، ملتی را که به امید آزادی بر علیه شاه قیام کرده بود، به خانه ها راندند و ده سال سیاه و نکبت بار را با ترور و اختناق و سرکوب و کشتارهای وحشیانه بر مردم حاکم نمودند، آنرا هم "دوران طلایی" امامشان خواندند. وقتی هم که با تیپای حریف از قدرت افتاده اند، به مردم تنها نگاه ابزاری داشتند برای رسیدن به قدرت.
باز هم تکرار میکنم که تا زمانی که این رژیم قرون وسطایی هست، خطر جنگ هم هست و مسئول ان، علاوه بر باندهای مافیایی حاکم بر میهن، باند مغلوب اپوزیسیون نمای رژیم هم هست، که مبارزه مردم بر علیه تمامیت این رژیم را به سمت لجنزار اصلاح طلبی ولایی منحرف میکنند و با خاکپاشی در چشمان توده های مردم، توهم اصلاحات را دامن میزنند و با اینکار سبب ادامه رژیم ولایی میشود. به گمان من، کم هزینه ترین و در عین حال بهترین راه حل واقعی بر علیه این رژیم، که خطر جنگ و بحران را هم برای همیشه از بین ببرد، قیام توده ای بر علیه تمامیت این رژیم است. صد البته که چنین راه حلی با بیشترین مقاومت از سوی "اصلاح طلبان" کذایی رژیم مواجه میشود که خود در سرکوب و کشتار مردم پرونده های به مراتب سیاه تری دارند.
پرسیده اید که آیا با وجود افت شدید پول ملی پس از جنگ یا تحریم، احتمال قد راست کردن کشور وجود دارد. بله وجود دارد و شاید آلمان یا ژاپن پس از جنگ جهانی دوم بهترین مثال باشد. اما خیلی عجیب است که شما تنها در این مدت محدود متوجه افت شدید ارزش پول ملی شده اید. آیا ۳۲ سال افت شدید ارزش پول ملی را تاکنون ندیده اید؟ ما ملت ۳۲ سال است که در جنگ هستیم و تا این رژیم هم هست، حال چه بروایت بسیج و موتلفه، چه به روایت خط امام و اصلاح طلب و سبز لجنی، ما هر روز همچنان شاهد افت ارزش پول ملی خود خواهیم بود.
Reza MrAz در ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
در مورد ژاپن و آلمان هم، مثال مع الفارق است. آلمان و ژاپن به وضوح دشمن خارجي داشتند و نه اپوزيسيون داخلي. فرق المان و ژاپن در مقايسه با مصر و ليبي و ايران اينجاست (صرف نظر از اينكه اين عبارت از كيست):
"... مبارزه با دشمن خارجی غالبا به پیروزی منجر می شود و در صحنه ی داخلی و با دشمنان داخلی شکست می خورد و..."
Reza MrAz در ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
حقيقتش دست و دلم نميره با شمايي كه به راحتي برچسب رداي قدرت، سوءاستفاده گر، اصلاح طلب و ... به هر كي نظرش مخالف شماهاست ميزني، بحث كنم! البته از اپوزيسيون منفعت طلب خارج نشين هم انتظاري بيش از اين منطق نيست ها!!! در حالت نرمال هيچ استدلالي تو آستينتون نيست مگر اينكه اول طرف مقابل را بچسبونين به يه جايي كه (فك مي كنين) بلدين ازش انتقاد كنين
sam********@ymail.com در ۰۷ بهمن ۱۳۹۰
-4
آقای محترم
شما تابحال هر چقدر که به نکات مختلفی که بارها در پاسخ افراد مختلف، از جمله من، به ادعاهای شما در پستتان آمده پاسخ های منطقی داده اید برای هفت پشت من بس است. شما جناب جوابی ندارید که بدهید، بهانه میاورید...... که با کسی که راحت اتهام میزند، صحبت نمیکنید! خیلی جالب است که کسی که تیتر مقاله اش را با نفرین و ناله به اپوزیسیون شروع میکند، بارها هم در متن پستش اتهامات مختلفی به اپوزیسیون میزند، از روش و برخورد مشابه با خودش، ناراحت میشود.
معذلک من به شما اتهامی نزدم. تمامی چیزهایی که راجع به شما گفتم، براحتی با استناد به پستتان قابل استناد است. آیا شما ابتدای سخنتان را با نقل قولی از موسوی شروع نکردید تا تاییدی بر بقیه سخنانتان بیاورید؟ اگر این نامش حمایت از مشی موسوی چی ها و سبزهای کذایی نیست، پس چیست؟ آیا شما در همان متن سخنانتان نگفتید که:
" اما من سال‌هاست به اصلاح‌طلبان، به تحولات مورچه وار خاتمي، به آرمان‌هاي دوران طلايي ميرحسين، يا حتي به اعتدال محسن رضايي و ظاهر شيك قاليباف و ... ايمان آوردم وقتي مفتخر به شناخت شما دوستان اپوزيسيون خودخواه خارج نشين شدم......."

کسی که به تحول از نوع خاتمی فرموده ان اعتقاد دارد، اگر اصلاح طلب نیست، پس چیست؟ کسی که به دوران طلایی !!!میر حسین ایمان دارد چه نامی جز موسوی چی و سبز لجنی دارد؟ مگر ما داریم با کلمات بازی میکنیم؟ کسی که اعتقاد به افرادی مثل محسن رضایی و قالیباف با ان سوابقشان دارد، چه نامی جز فریبکار میتوان بر وی گذاشت، وقتی که سخن از آزادی میزند؟ کسی که مبنای قضاوتش در مورد افراد، بجای برنامه ها، سوابق و راهکارشان، ظاهر شیکشان باشد، چه نامی جز کوته فکر و سبک مغز دارد؟
حالا نمیدانم چطور اطلاق اصلاح طلب به کسی مثل شما، مصداق "تهمت" است؟ این که یک واقعیت است. چطور اطلاق قدرت طلب و فرصت طلب به امثال شما طرفداران موسوی و اصلاح طلبانی مثل خاتمی که سیاستشان "فشار از پایین برای چانه زنی در بالاست"، مصداق تهمت است؟ چطور اطلاق فریبکار به شما طرفداران موسوی که در باغ سبز "دوران طلایی"!!! خمینی را به مردم نشان میدهد میتواند مصداق تهمت باشد؟
شما با بافتن زمین و آسمان تنها و تنها میخواهید اتهامات بی موردتان را به اپوزیسیون توجیه نمایید. البته کسی منکر حق شما برای مخالفت یا موافقت با کسی نیست، اما دستمایه کردن این اختلاف برای توجیه همسنگری با خط امامیهای جنایتکار رژیم و طرفداری از اصلاحات فریبکارانه رژیم که تنها به درد سواری گرفتن و سوء استفاده از مردم ایران میخورد، چیزی جز فرصت طلبی کثیف بر ضد مردم نام ندارد. اپوزیسیون رژیم هر چقدر هم بد باشد، همسنگری با جنایتکاران سابق و لاحق رژیم را توجیه نمیکند.
خود داری از همسنگری و وحدت خمینی وار در پشت امثال موسوی و خاتمی مصداق خودخواهی نیست، مصداق اعتقاد به آرمانهای بلند دموکراسی و آزادی است. البته متاسفانه برخی از افراد اپوزیسیون خارج کشور در پشت سر امثال خاتمی و موسوی ریسه شدند. اینها جریانهایی هستند که قبلا هم به مردم خیانت کرده بودند، و این البته اولین بارشان نبود که به مردم و آرمانهای دموکراتیک ۱۰۰ ساله ملت ایران خیانت میکردند.
در مورد اختلاف آلمان و ژاپن با ایران البته آلمان دارای اپوزیسیون بود. اما بطور کلی آلمان و ژاپن خیلی اختلافات با ایران داشتند و دارند. از جمله زبانشان با مردم ایران متفاوت است یا از نظر قیافه هم با ایرانیان فرق دارند. اختلافات بین ما و آلمانیها و ژاپنیها بسیار است. همانطور که اختلاف خود آلمانیها و ژاپنیها بسیار است. اما اینها اختلافات تعیین کننده ای در ارتباط با معجزه اقتصادی آلمان و ژاپن و برخاستنشان از خاکستر جنگ نیستند. اما اینها بحث اصلی نیستند. بحث اصلی اینست که آیا راه دیگری برای جلوگیری از فاجعه ای برای کشورمان، مشابه با فاجعه ژاپن یا آلمان در اواخر جنگ جهانی دوم وجود دارد؟ راهی که شما پیشنهاد میکنید، یعنی حفظ رژیم، نهایتا ما را به جنگ و نابودی هم میکشاند. ما هم چوب زندگی در زیر فاشیسم اسلامی را میخوریم و هم پیاز جنگ و نابودی کشور را. تنها راهی که از چنین فاجعه ای جلوگیری میکند، قیام مردم است که آنهم با حمایت از جنایتکاران سابق رژیم از قبیل خاتمی ها و موسوی ها جور در نمی اید.
شمس علی میرزا در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-12
جالب اینجاست که تا ساعت ۲ صبح چهارشنبه ۲۵ ژانویه به وقت اروپای مرکزی تمامی کسانی که طرفدار این مقاله بودند از جمله خود نویسنده، همه امتیاز های منفی داشتند و مخالفان نظام کم و بیش امتیاز های مثبت. یکدفعه قضیه برعکس شده! مثل اینکه این جماعت همه را بسیج می کنند که به این و آن امتیاز های مثبت و منفی بدهند. حتا در بحث هم دنبال امتیاز مثبت و منفی هستیم به جای محتوا!!!!!!!! واقعا شما دلتون به حال مردم ایران سوخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Reza MrAz در ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
تازه ببين اگر تو فيسبوكم شر كنم لينك اين صفحه رو چقد منفي ميگيري شمس علي!!! حيف كه كمي مشكلات وي پي ان وجود داره :)
راستي يه مقاله هم امروز نيك آهنگ نوشته،از لغت "قمپزيسيون" خوشم اومد، با به اون مقاله هم 5 دادم اگر اشكالي نداره چون بعد از خوندن كامنتاي اينجا مصداقش رو زياد ديدم
sam********@ymail.com در ۰۷ بهمن ۱۳۹۰
-4
این که معلومه، شما هر وقت این مطالب را با جایی شر کنی که اشغال کله های "یا حسین میر حسین" توش وول میزنن منفی میگیره. صفحه فیس بوکتان که جای خود داره! صفحه فیس بوک شما هم باید جای رفت و آمد همین ارازل و اوباش باشه. حرف سر اینه که مردم ایران بطور عموم آدم حسابی هستند. و الا معلومه که بالاخره از این نوع ارازل و اوباش بهر حال همه جا وجود دارند.
sal********@gmail.com در ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
ساعت 2 صبح شما "اروپای مرکزی"نشين ها می شود ساعت 4-5 صبح ما ايران نشين ها!اگر به پديده های فيلترشكن سرعت اينترنت محدوديت دانلود و غيره مرحمت داشته باشيد، می فهميد چرا در اين ساعات اتفاقاتی ميفتد. البته كه شما در "اروپای مرکزی" دلتان بيشتر از ما به حال مردم ايران ميسوزد وگرنه ما كه بايد به فكر گران شدن روزانه ماست و پوشك و ديگر مايحتاج باشيم و نهايتا فيلترشكن تا بياييم اينجا و حتا اگر به شما منفی بدهيم بشويم بسيج كردن اينترنت و بيمحتوا :دی خواهشمندست حداقل حق منفی دادن را براي ما ايران نشين ها قايل باشيد.
sam********@ymail.com در ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
-6
بله جناب کاملا حق با شماست. ساعت ۲ صبح به وقت اروپای مرکزی میشود ساعت ۴ الی ۵ به وقت تهران و از آنجا که ایرانیان خیلی عاشق خمینی و بازگشت به دوران طلاییش هستند، درست ساعت را تنظیم میکنند که صبح قبل از هر کاری حتما با فیلتر شکن و هزار مصیبتی که اینترنت آخوندی برایشان فراهم کرده، حتما عشق سوزان خود را به ان دوران طلایی !!!! و نخست وزیرش به اثبات رسانده، تکلیف شرعی خود را مثل یک امت خوب همیشه در صحنه نسبت به اسلام عزیز و امام راحلشان انجام دهند و از اپوزیسیونی که ۳۲ سال زیر تیغ سرکوب و کشتار رژیم قرار دارد، و بخاطر همین هم متواری شده، طلبکاری کنند، ضمن ابراز ارادت به خمینی و نخست وزیر دوران طلاییش!!!! از این اپوزیسیون "بداخلاق"بخواهند که حتما پشت سر نخست وزیر دوران طلایی !!! امام ریسه شوند و با یک فقره وحدت از نوع همه با هم خمینی وار از سقوط رژیم جلوگیری کنند. ضمنا از آنجا که طرفداران دوران طلایی!!! به شهادت سوابقشان در قدرت، خیلی هم دلشان برای گوشت و نان مردم میسوزد!!!! و اصلا هم اقتصاد را مال خر نمیدانند!!!! و کشور ما در دوران حکومتشان، لابد اصلا نه فقر و فاقه را تجربه کرد!!!!، نه ادامه بی حاصل جنگ را !!!!!! و جز رفاه و پیشرفت چیزی تجربه نکرده، حتما خیلی هم برای بدبختی امت اسلام غصه میخورند، حتما یادشان نمیرود که صبح علی الطلوع، قبل از آنکه دست نماز بگیرند، مراتب نگرانیشان را راجع به وضعیت معاش امت اسلام بگوش این اپوزیسیون خودخواه رسانده و از خدا خواستار دفع شر اپوزیسیون خودخواهی شوند که حاضر به ریسه شدن بدنبال نخست وزیر دوران طلایی !!! امام و عربده کشی های "یا حسین میر حسین" در کنار "امت همیشه در صحنه" نیستند.
البته لابد ما هم خیلی احمق و ابله هستیم و حتما حرفهای شما را باور میکنیم چرا که شماها حتما این سی سال حق داشته اید که خود را روبرو با دسته کوران ببینید!!!!
Reza MrAz در ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
سخت نگير رفيق! به هر حال حضرات قمپزيسيون عمريه توهم دارن. اگر استدلال پذير يودن كه در "اروپای مرکزی" يا بقيه دنيا كه يه حدي از دموكراسي دارن، به هم ديگه فحش و بدوبيراه نمي گفتن. ديگه ناسزادادن به ماها كه سهله
sam********@ymail.com در ۰۷ بهمن ۱۳۹۰
-4
تا آنجا که من میدانم اپوزیسیون به شماها "فحش" نمیده. تنها به شماها میگه "خط امامی" یا "اصلاح طلب" یا "موسوی چی" که هیچکدام از اینها به خودی خود فحش نیستند. منتهی اگر در ایران امروز این حرفها "فحش" بحساب میایند، این دیگر برمیگردد به ماهیت ارتجاعی و عقب مانده خودتان. ذهن هایی آنچنان عقب مانده و افکاری آنچنان پوسیده و مفتضح و سوابقی آنچنان جنایت بار و برخوردی آنچنان فریبکارانه با مردم و افکار عمومی، که زیر هر پوششی که بروند، ان پوشش را بد رنگ و بد نام میکنند. این دیگر تقصیر اپوزیسیون نیست. افکار و عقاید شما خود تجسم فحش و توهین به انسانیت است.
خیلی جالب است که امثال شما دم از "توهم" اپوزیسیون میزنید. تا آنجا که من یادم میاید، امثال موسوی و کروبی و خاتمی، که شما آنها را روی سرتان میگذارید و حرفهایشان مثل نقل و نبات ورد زبانتان است، از همان ابتدا که وارد صحنه سیاسی کشور شدند و مشغول چماقداری برای اسلام عزیز، توهم داشتند. یا توهم فتح قدس از طریق کربلا، یا توهم عدل علی، و بعد از جنگ که امامشان زهر آتش بس را سرکشید و سقط شد، توهم اصلاح طلبی در جمهوری ولایی و حالا هم پس از اینهمه فاجعه و در عصر اینترنت و ماهواره که آگاهی بصورت انفجاری بالا میرود، توهم بازگشت به دوران طلایی !!! امامشان، انهم با سوء استفاده از مطالبات مردم، که خودشان آنرا سیاست "فشار از پایین برای چانه زنی در بالا " نامگذاری کرده اند.
من جای شما بودم سخنرانی ام را راجع به "توهم اپوزیسیون" نگه میداشتم برای روزنامه های "کلمه" یا "همبستگی ملی" یا برای گرد هم ایی های حزب مشارکت. هر چه باشد، هر کالایی خریداران خاص خود را دارد و خریدار کالای "توهم اپوزیسیون" هم شارلاتانهای اصلاح طلب هستند که نمیدانم چرا بدجوری هم دلشان لک زده است که کسی آنها را اپوزیسیون رژیم بداند.بیچاره ها از دست پس میزنند و با پا پیش میکشند.
sam********@ymail.com در ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
-3
برادر کم قمپز بیا. شما نوشته خودت را با نقل قولی حمایت آمیز از موسوی شروع کردی که قتل عام خاوران تنها یکی از شاهکارهایش بود. بنابر این شخصیت مورد احترامی که شما به وی استناد هم کردی، مرتکب قتل عام وحشیانه ای شده که فحش و بد و بیراه اپوزیسیون پیش ان ناپیداست. تمام اعتراض شما هم به اپوزیسیون اینست که چرا با امثال موسوی، وحدت نمیکند. من جای شما بودم از این قمپز ها نمیآمدم. حد اقل همین خودداری اپوزیسیون از وحدت با امثال موسوی نشاندهنده اینست که این اپوزیسیون، علیرغم آنکه با کمال تاسف بهم فحش هم میدهند، دیگر انقدر بی اخلاق نیستند که با جنایتکارانی امثال موسوی وحدت کنند.
sam********@ymail.com در ۰۵ بهمن ۱۳۹۰
-7
دوست عزیز
این حمله بسیجی وارشان لابد حکایت از دست پرشان!!!! در منطق و تفکر و استدلال دارد. البته اینهم ظاهرا از دوران قدرتشان آموخته اند که با حمله گله های بسیجی و رای سازیهای فله ای میتوانند حرفشان را به کرسی بنشانند، غافل از آنکه اگر این تاکتیکها میخواست موفقیتی داشته باشد، الان این جماعت بی مایه مثل امروز شاخ شکسته نبودند. بهر حال تا آنجا که به من مربوط است، اگر اینها فکر میکنند که با این حرکات، من حرفم را قورت میدهم و در مقابل مغلطه ها و خلط مبحث این جماعت کوتاه میایم باید بگویم که، حضرات کور خوانده اید. شعار اساسی و مردمی امروز، "نه جنگ، نه ارتجاع" است. شعار "نه جنگ" به تنهایی تنها به حاکمیت ارتجاع کمک میکند که نهایتا با خود جنگ را هم بهمراه خواهد آورد و ما ملت هم چوب را خواهیم خورد و هم پیاز را.
Reza MrAz در ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
تا همينجاش هم درجه منطق امثال شماها رو درك كردم! شما قمپزيسيونيها كه منطق دارين منو يا نوشتم رو نقد كنين، نه اينكه منو وصل كني به اصلاح طلب يا جاي ديگه و بعد اونو ببندي به فحش!
sam********@ymail.com در ۰۶ بهمن ۱۳۹۰
-4
۱- اولا که من لازم نیست که شما را بجایی وصل کنم. همان نقل قولی که در بالا از میر حسین موسوی کردی به اندازه کافی نشانگر این هست که قبله شما به کدام طرف است و رو به کدام سو نماز میخوانید.
از ان سو موضع "نه جنگ" که از سرتاسر نوشته شما پیداست، بدون آنکه "نه ارتجاع" هم بدنبال ان باشد مشخصا قبله فکری شما را لو میدهد. آخر شما خیال میکنید که خیلی زرنگ تشریف دارید و با دسته کورها هم طرف هستید. شما حتی در سرتاسر نوشته خود از این نالیده اید که چرا اپوزیسیون بدنبال اصلاحات گام به گام "اصلاح طلبان" (خط امامیهای سابق) نمی افتند و از این بابت هم در تیترتان آنها را "اپوزیسیون خودخواه" خوانده اید و از خدایتان هم خواهان حفظ ایران از شر این اپوزیسیون شده اید. یعنی شما میخواهید بگویید که اصلاح طلب نیستید، یا انتظار دارید که من خود را به حماقت بزنم.
۲- اگر مواضع فکری امثال شما حتی بدرد "قمپز" هم نمیخورد و شماها حتی در برابر "قمپزیسیون" هم کم می آورید، این دیگر مشکل من نیست، مشکل اپوزیسیون هم نیست، این ناشی از نقطه نظرات ارتجاعی و راهکارهای ارتجاعی ترتان است. آخر حمایت از خطی که بارها و بارها امتحان شده و هر بار هم مردود شده، برای کسی افتخار نمیاورد و از منطق هم، که شما اینهمه به دنبالش هستید، هم بدور است. بنابر این مشکل از "قمپز" دیگران نیست، مشکل از به آخر رسیدن مسیری است که بارها و بارها پیموده شده و امتحان دوباره ان، نشانه هر چه باشد، مسلما نشانه درایت نیست.
مجموعه نتایج: 11 | نمایش: 1 - 11

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز
بخش تحلیل خودنویس: اگر توافقی در مذاکرات «هسته‌ای» بغداد حاصل شد، نرخ ارز ناگهان سقوط می‌کند و وابستگان نظام به «خرید» خواهند پرداخت و بعد از دوره‌ای بسیار کوتاه مدت نرخ ارز با شیب زیاد به قیمت‌های اواخر سال قبل و بالاتر خواهد رسید. ...
چرتکه | عباس هرندی

ما را دنبال کنید