خداوند اين كشور را از خشكسالي و اپوزيسيون خودخواه محفوظ دارد!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
با افزايش قيمت ارز و طلا و ... در روزهاي اخير كه احتمالا اثرات تحريم هاي اعمال شده ميباشد، هيچ اظهارنظري از اپوزيسيون كه طرفدار شديد اين اقدامات قهرآميز بود، مشاهده نميشود.
بخشي از بيانيه ميرحسين هميشه يادمه: «اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر ميدهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني وعلايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه ميدهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.»
***
يه سرچ ساده در گوگل و ميرسي به ارقامي تكان دهنده. ۹ سال تحريم عراق ارزش پول اين كشور رو هزاران درصد كاهش داده و ۹ سال تلاش پس از اون ارزش پول را ۲۰ درصد افزايش داده! در ۹ سال تحريم نرخ بيكاري كمتر از ۲۰ درصد رسيده به ۶۰ درصد و ۹ سال بعدش هنوز كه هنوزه نرخ بيكاري از ۳۸ درصد كمتر نشده.
هيچكس دوست نداره چشمت بيفته به آمار يكي از كشورهاي بهار عربي! وام هاي بيبهره، فروش محصولات كارخانه ها به قيمت تمام شده، حقوق ماهيانه براي دانشجويان، حقوق بيكاري از سوي دولت، بالاي ۲۰ درصد مردم با تحصيلات دانشگاهي، اين كشور دستخوش بهار عربي شده بدون حتي يك سنت بدهي خارجيست، بدون كارتن خواب و بيخانمان (تا زمان شلوغي هاي اخير البته) و ... دلم شور ميزنه، اين مردم مي دونن بعد اين انقلاب كجا ميرن؟
ذهنت رو ورق بزن، ميرسي به صحبتهاي تاجزاده كه ميگه: «در زمان حكومت پهلوي، همه چيز داشتيم جز آزادي سياسي». ميرسي به مسعود بهنود كه ميگه: «از انقلاب سال ۵۷ ياد گرفتم كه تا گزينه بهتري دم در آماده نبود، كسي را از خانه بيرون نكنيم. دوباره بيشتر فكر ميكني، مردم مصر را ميبيني كه بعد از رفتن مبارك، وضعشان بهتر نشده كه ...»
تازه اينها مال كشورهائی كه يك توافق نسبي در ميان مخالفان حكومت وجود داشته و شدن اين!!! يادم مياد كه شلوغيهاي بعد از انتخابات ۸۸ بود و اپوريسيون چطور ميزدن تو سر و كله هم براي تقسيم غنائمي كه به نظرشون نزديك بود و اما نبود! يادم نميره اونايي كه قبل از انتخابات طبل نواز تحريم انتخابات بودن و بعدش در حول و ولا بودن كه شايد از آب گل آلود ماهي اي هم نصيبشون بشه ...
اين روزا يه جمله رو از سمت خارج نشينها زياد ميشنوم: «اول صبر كن اين حكومت بره، حتي به حمله خارجي، كودتا، يا تحريم اقتصادي كمر شكن! بعد هر حكومتي بياد ميسازيمش ايران رو! اما هيچ كس نميگويد، از ضربههاي جبران ناپذيري كه بر پيكر نحيف مردم داخل ايران فرود مياد! براي آقايون و خانماي روشنفكر اپوزيسيون چه مهمه كه مثلا شير خشك در ايران اگر قيمتش از ۱۰ هزار تومان برسه به ۲۰۰ هزار تومان، تا دوباره اين قدرت خريد جبران شود، چه نسلهايي ميسوزه و اين وسط چه رنجها و سختيهايي كه تا سالها گريبان مردمي را خواهد گرفت.
حالا كه به قول اوباما، تحريم ها دارن اثر خودشون رو نشون ميدن و متاسفانه از قشر مستضعف ايراني رو هم تحت تاثير قرار ميدن، مي خوام بدونم دوستاني چه برنامهاي دارن كه مردم ايران كمتر سختي و رنج بكشن؟
منو نكشين، ما رو نكشين! اما من سالهاست به اصلاحطلبان، به تحولات مورچه وار خاتمي، به آرمانهاي دوران طلايي ميرحسين، يا حتي به اعتدال محسن رضايي و ظاهر شيك قاليباف و ... ايمان آوردم وقتي مفتخر به شناخت شما دوستان اپوزيسيون خودخواه خارج نشين شدم. فقط يك و فقط يك تضمين به من بديد كه شما دلسوزتر از تمام اونايي كه نام بردم هستين ... با شمام كه طرفدار پروپاقرص جنگ و تحريميد، شمايي كه وقتي احمدينژاد و لاريجاني كه تصوير مخدوش از واقعيت نشون ميدن، گم ميشيد اما در سخنراني گنجي يا خيليهاي ديگه حاضر ميشيد تا اونا را به جرم انقلابي بودن در ۳۰ سال پيش محاكمه كنين. شما كه از تسهيل ويزاي دانشجويي ايرانيا ناراحتيد چون لابد جايتان را تنگ ميكنند ... اگر همينجا اعتراف كنم كه رفاه حداقلي هموطنام رو مهمتر از آزادي سياسي و چيز ديگهاي ميدونم، معادل با اينه كه لابيگر رژيم جمهوري اسلاميام در سايت خودنويس يا خيلي عقب افتاده؟
پي نوشت: هدف از اين نوشته اين بود تا با ديدن مثال هايي مثل عراق، ليبي، مصر و يا حتي انقلاب ايران سال ۵۷ از يك طرف و از طرف ديگه مثالهايي نظير مالزي بدونيم كه حركات و فعاليت هاي قهرآميز و كور، چنان ويراني در مملكت ميسازه كه تا نسل ها و شايد تا ابد قابل جبران نباشه! حالا با اين تفاصيل چرا بخشي از اپوزيسيون خارج نشين بر تحريم و حمله نظامي پافشاري مي كنند؟ نميشه شك كرد به منافع يا كينه هاي شخصي يا كور؟
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):
"ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني وعلايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه ميدهيم" ریدم به این جملات توخالی .
اين جملات رو هر كس ديگه هم بگه و عمل كنه، من قبول داشتم!
این خانه پارسایان به آتش کشیده شود!!!!
شرمنده تم ولی باز هم ..... به این جملات توخالی.
2-این رژیم تا کنون برای غرب مفید بوده وبه همین علت این حکومت دوام اورده(از ارسال سلاحهای اسراییلی تابمباران مخالفانشان در اشرف تا دستگیری پناهندگان سیاسی در پاریس تا لیست تروریستی)غرب حتی از وابسته ترین حکومتها در ایران چنین حمایتی را در گذشته نداشته ؛در واقع امدادهای غیبی که حضرات میگفتند همان سیاست های هم شرقی و هم غربی رژیم دجال بود که عملا از این حکومت تا کنون حمایت شده و شاید اعمال این تحریم ها حداقل جدایی بین این رژیم فاشیست و معامله گران بین الملی ایجاد کند تا مردم تکلیفشان را با این رژیم یکسره کند. این رژیم است که به فکر مردم و مملکت نبوده و نمیتواند باشد سابقه اش هم واضح و روشن است از زمانیکه جنگ را برای استیلای داخلی ادامه داد تا جوانان و ثروت مردم از بین برود تا در دوران سازندگیش که دوره رسمی شدن بچاپ بچاپ است و اصلاحاتش هم که با 18 تیر علنی شد و معلوم شد که فقط برای بازگشایی سفارتخانه ها بعد از رسوایی میکونوس بوده.راستی قبل از تحریمها رشد اقتصادی نرخ بیکاری تورم و...درچه حالی بود 1.4تریلون دلار فقط در شش سال اخیر چی را درست کرد ؟ استعداد اینها در کهریزک سازی است و احتمالا میدانید در این سی و چند سال چه آمارهایی از اعدام های علنی و مخفی ساخته اند تا مردم را ساکت کنند و چه مدارجی را در شکنجه بافته اند که آقای ابطحی طی دو هفته خودش برای خودش کیفر خواست تهیه میکند نبوی و عبدی میایند از نیات پلیدشان در تلویزیون پرده برمیدارند. مردمی که به خود این حضرات تایید شده رای میدهند کهریزکی میشوند.من هم از رنج مردمم در عذاب خواهم بودولی امید به تمام شدن الام مردمم دارم . مگر همین ترکیه با اقتصاد بدون نفت و اتم را نمیبینیم؟ واقعا فکر میکنی حق مردم ماابن است؟ ابن رژیم توانایی نوشیدن جام زهر ندارد چرا که بدون بمب اتم امنیت نخواهد داشت چون مردم برایشان امنیت نخواهند گذاشت
با شما موافقم
تغیرات تدریجی و از بطن مردم است، تغیرات نه زاییده کله آقای سروش است و نه شازده. به جد که برخی مخالفین جمهوری اسلامی از موافقین جمهوری اسلامی برای کشور خطرناک ترند.
محب علی
اگر شما به تحولات مورچه وار خاتمي، به آرمانهاي دوران طلايي خمینی، يا حتي به اعتدال محسن رضايي و ظاهر شيك قاليباف و ... ايمان آورده اید، نتیجه اش همین تحریم هاست که میبینید! پس کسی را متهم نکنید. برای من سوال بسیار بزرگی است که مردم ایران چه فکر میکنند؟ مگر دنیا برای آزادی شما بدهکاری به مردم ایران دارد؟ هرکس حافظ منافع کشور و مردم خویش است. ما مردم ایران برای کدام ملتی از روی حس انسان دوستی در این ۳۳ ساله قدم برداشتیم که از همه دنیا طلبکاریم؟ آزادی بهایی دارد که همه مردمان آزاده دنیا بهایش را پرداخته اند و هنوز هم برای پایدار نگه داشتنش در حال پرداختن بهای آن از طرق دیگر هستند. ما مردم ایران برای به دست آوردن آزادی چه بهایی پرداخت کرده ایم جز این که از دنیا طلبکار بوده ایم و یا به قول شما به تحولات مورچه وار عده ای خائن دلخوش کردیم؟!
خود کرده را تدبیر نیست، دوست عزیز!
هرکی داشت کار خودشو میکرد، صنعت داشت پیش میرفت، مطبوعات نیمه آزاد داشتیم که شاید شما بهش ایراد بگیرید، اما کجای دنیا مطبوعات کاملا آزاده؟؟ الان هم که آمریکا داره اینترنت رو با این قانون جدیدش کاملا فیلتر میکنه! شما فکر کردید با تحریم جمهوری اسلامی میره کنار؟؟ نخیر! فقط ملت بدبختتر میشن و سوار شدن روی ملت راحت تر میشه. آدمی که نون شب نداره بخوره دیگه نمیاد با سختی فیلترشکن نصب کنه که مقالات خودنویس رو بخونه، به این فکر میکنه که فردا یه ساعت بیشتر باید کار کنم که یه قرون دوزار جور در بیاد.
خلاصه حرف اینه که این تحریم ها فقط به مردم ضربه میزنه، حکومت بالاخره یه جا نفت رو زیر قیمت میفروشه، نفت رو زمین نمیمونه، و همون نفت هم هزینه حکومت داری شون رو میده، اما مردم چی؟؟ با این اختلاف قیمت ارز که توو این یه ماه درست شده دیگه باید آرزوی خریدن جنس خارجی و لوازم اولیه رو به گور ببرن... این راهش نیست آقاجون، این راهش نیست!
در این ۳۳ سال کم نبودند که صدقه سر عدل الهی نان شب نداشتند که بخورند. شما که مینویسید "هرکی داشت کار خودشو میکرد، صنعت داشت پیش میرفت" معلومه که شما و امثال شما منافعتان تا به حالا ایجاب نمیکرده که ببینید و بشنوید و حالا متوجه شدید که اوضاع عجب قمر در عقربه. عیب نداره، دو ماه دیگه بروید در انتخابات نمایشی، گول اپوزیسیون را هم نخورید. کسی شما را مجبور نکرده که از این وضعیت خارج شوید!
بیچاره همان مردمی هستند که شما و امثال شما صدقه سر "پیشرفت های صنعتی" وقت دیدن حال و روزشون را نداشتید!
لیبی اون جهنمی که ما تو ذهنمون ساختیم نبود
همینطور مالزی
واقعا وقتی ارزش پول یه مملکت انقدر افت میکنه؛ امکان بقا توو جامعه اقتصادی بین المللی براش وجود داره؟؟ یا در واقع این همون چیزیه که دنیای امپریالیست میخواد؟ که مردم کار کنن بدون اینکه در عمل درآمدی داشته باشن! و در معاملات بین المللی همیشه یه بدهکار باقی بمونن ...
اگر شما به تحولات مورچه وار خاتمي، به آرمانهاي دوران طلايي خمینی، يا حتي به اعتدال محسن رضايي و ظاهر شيك قاليباف و ... ايمان آورده اید، نتیجه اش همین تحریم هاست که میبینید! پس کسی را متهم نکنید. برای من سوال بسیار بزرگی است که مردم ایران چه فکر میکنند؟ مگر دنیا برای آزادی شما بدهکاری به مردم ایران دارد؟ هرکس حافظ منافع کشور و مردم خویش است. ما مردم ایران برای کدام ملتی از روی حس انسان دوستی در این ۳۳ ساله قدم برداشتیم که از همه دنیا طلبکاریم؟ آزادی بهایی دارد که همه مردمان آزاده دنیا بهایش را پرداخته اند و هنوز هم برای پایدار نگه داشتنش در حال پرداختن بهای آن از طرق دیگر هستند. ما مردم ایران برای به دست آوردن آزادی چه بهایی پرداخت کرده ایم جز این که از دنیا طلبکار بوده ایم و یا به قول شما به تحولات مورچه وار عده ای خائن دلخوش کردیم؟!
خود کرده را تدبیر نیست، دوست عزیز!
اپوزیسیون خائن، اپوزیسیونی است که برای بازداشتن مردم از قیام و انحراف جنبش مردم به لجنزار رژیم ولایت افسانه انتخاب بین بد و بدتر در گوش مردم میخواند تا مردم به توهم تغییرات مسالمت آمیز دست به قیام نزنند. اپوزیسیون خائن، با وجود آنکه دست سرانش تا مرفق در خون جوانان کشور و بالاخص در قتل عامهای دهه ۶۰ است، فریبکارانه ادعای عدم اعتقاد به خشونت" میکند. اپوزیسیون خائن مردم را تنها برای استفاده ابزاری به خیابانها میکشد و با رادیکال شدن مردم، خود پشت آنرا خالی کرده و سرکوب مردم را هم با وقاحت توجیه میکند. اپوزیسیون خائن دانشجویان را برای حمایت از خود به خیابان میکشد و بعد هم آنها را مشتی "اراذل و اوباش" میخواند...........راستی آیا این تعریف اپوزیسیون کذایی سبز لجنی موسوی چی نیست؟
نكته همين جاست كه اگر ارزش پول كشوري 500 هزار درصد!!! (عدد تخيلي نيست، واقعيست) افت كنه، ميتونه دوباره سر بلند كنه؟؟؟
در این ۳۳ سال کم نبودند که صدقه سر عدل الهی نان شب نداشتند که بخورند. شما که مینویسید "هرکی داشت کار خودشو میکرد، صنعت داشت پیش میرفت" معلومه که شما و امثال شما منافعتان تا به حالا ایجاب نمیکرده که ببینید و بشنوید و حالا متوجه شدید که اوضاع عجب قمر در عقربه. عیب نداره، دو ماه دیگه بروید در انتخابات نمایشی، گول اپوزیسیون را هم نخورید. کسی شما را مجبور نکرده که از این وضعیت خارج شوید!
بیچاره همان مردمی هستند که شما و امثال شما صدقه سر "پیشرفت های صنعتی" وقت دیدن حال و روزشون را نداشتید!
شايد تنها مزيتش اين باشه جيب يك عده از اپوزيسيون پر ميشه و يك عده هم كينه هاشون از حكومت رو به قيمت ويراني نسل ها و كشور آرام ميكنن.
دوست گرامی من ،اپوزیسیون خارج از کشور ؟؟ کدام یکی از آنها ،تیکه پاره های فدای ؟؟توده ای ؟؟جبهه ملی ؟؟مجاهد ؟؟مشروطه خواه ؟؟پادشاهی؟؟و یا لشکر پراکنده افراد منفرد ؟؟که هر کدام از آنها در سخن چند تا برنامه دارد ؟؟
کسانی که انقلاب ۵۷ را به انجام رساندند، بر خلاف شما و دوستان خط امامی تان، انقلاب ۵۷ را دنباله آرمانها و عمل ۱۰۰ ساله دموکراتیک دانسته و ولایت فقیه را انحرافی ناشایست در ان آرمانهای بلند میدید. به همین دلیل هم شما و دوستانتان را علیرغم شعارهای تند ولی توخالی، فرصت طلبانی بیش ندانسته و شماها را "انقلابی" نمیدیدند. هم از این روی بود که با شمایان و تلاش هایتان برای برپایی نهادهای سرکوب مخالف بودند. به همین جهت هم در سال ۶۰ بر علیه تمامی آنها کودتا کردید و آنها را در زندانها انداختید و بسیارانی را نیز در دوران طلایی تان کشتید و سر به نیست کردید. به همین جهت بود که بسیارانی از سیاسیون و فعالان اپوزیسیون به خارج از کشور گریختند تا از ان "دوران طلایی" !!! امامتان جان سالم بدر برند.
کسانی که پس از فرار از ایران، همچنان فعال سیاسی باقی ماندند از هیچ وسیله ای برای رساندن پیامشان به داخل کوتاهی نمیکردند و از جمله انتخابات قلابی رژیم را تحریم مینمودند. یادم هست در زمان خاتمی بسیارانی از فعالان سیاسی چه در داخل و بیشتر در خارج انتخابات کذایی رژیم را تحریم کردند ولی مردمی مسحور از فریب "اصلاح طلبی " رژیم و لبخندهای شیادانه خاتمی، بقول خانم پروانه فروهر، "قهر بزرگشان را با رژیم شکستند " و بر خلاف هشدارهای اپوزیسیون، به خیال انتخاب بین "بد و بدتر" به خاتمی رای داند.
یادم هست که ان موقع دوستان و همفکران شما نعره های مستانه میکشیدند که ..... دیدید که مردم برای شما خارج نشینان تره هم خرد نکردند. که شما خارج نشینان از واقعیت ایران بریده اید......که شما مردم را نمیشناسید. در حالیکه تنها فرق خارج نشینان با هموطنان داخل تنها و تنها دسترسی به اخبار به طور آزادانه است. اینکه ما در اینجا میتوانیم به اخبار بدون سانسور دسترسی یابیم. این البته بماند که بهر حال خورشید واقعیت همیشه پشت ابرهای دجالگری و دروغ نماند و اصلاحات کذایی خاتمی هم بخوبی نشان داد که رژیم اصلاح پذیر نیست و کسانی که با هزاران امید پای صندوق های رای در دوم خرداد هزار شدند یا در زندانها پوسیدند یا کشته شدند و یا خود پس از چند سال مثل خواهران و برادران بزرگترشان آواره کشورهای خارج شدند.
حال این بسیار عجیب است که کسانی مثل شما با اینهمه سوابق خیانت به امیدها و آرزوهای مردم، نه تنها کمترین خجالتی نمیکشید و کمترین مسولیتی برای رساندن کشور به این وضعیت قائل نیستید، بلکه حالا یقه همان خارج نشینهایی را گرفته اید و مسئول میشناسیدشان که قبلا وزنه ای برای آنها در تحولات کشور قائل نبودید. کسانی که از دید شما بریدگان از کشور و میهن بودند و بقول شما وزنه ای در کشور نداشتند. وضعیت امروز کشور دقیقا نتیجه همان دوران کذایی "اصلاحات" است که به غده سرطانی مافیای سپاه امکان و فرصت رشد و بدست گرفتن تدریجی قدرت را داد.
از قول آقای بهنود فرموده اید که قبل از انقلاب کردن و بیرون کردن رژیم حاکم، ببینید که چه آلترناتیوی دارید؟ انگار که انقلاب کردن مثل سفارش چلوکباب در یک رستوران است که شما تنها زمانی آنرا سفارش میدهید که گوجه و تخم مرغ و مخلفاتش، همراه ان باشد. این حرف، فهم کج شما را از مقوله انقلاب نشان میدهد. اولا که کسی از سر تفنن انقلاب نمینماید که بخواهد انقلاب را با "مخلفاتش" سفارش دهد. انقلاب از سر ناچاری و ناگزیری بوده و نتیجه کنش ها و واکنش های تمامی بازیگران آنست. طبقه ای که نمیخواهد حذف شود، باید در تمامی تحولات سیاسی، از جمله انقلاب حاضر باشد. این بدان معناست که نه تنها تمامی طبقات ذینفع باید در انقلاب حاضر باشند، بلکه پس از انقلاب هم باید در صحنه حاضر بوده و در مقابل حذف دگر اندیشان، صرف نظر از تعلق فکری اش، از حقوق دموکراتیک وی دفاع کنند وگر نه حتی با وجود پاکباخته ترین انقلابیون، اگر مردم به خانه هایشان بروند، و سرنوشت انقلاب را بدست مشتی سیاستمدار بسپارند، دیری نخواهد پایید که غول ارتجاع و استبداد دوباره از بطری بیرون خواهد آمد و انقلاب دیگری را برای در بطری کردن ان، اجتناب ناپذیر مینماید. حتی در جا افتاده ترین نوع دموکراسی ها، مثل دموکراسی آمریکا، خانه نشین شدن مردم، استبداد را به همراه میاورد که در همین دوران خودمان، استبداد بوش و قانون "میهن پرستانه " اش را دیدیم که چیزی از ولایت فقیه کم نداشت و اگر اعتراض مردم آمریکا نبود، سایه ان قانون، همچنان بر سر مردم آمریکا بود.
نکته دیگری که در نوشته سرتاپا طلبکاری تان میبینم، اینست که طوری وانمود کرده اید که انگار حمله آمریکا یا کشورهای خارجی و یا تحریمهای کمر شکنشان نتیجه خوشحالی برخی خارج نشینانی است که از حمله آمریکا به ایران با کمال تاسف ابراز خوشحالی مینمایند. گر چه من از بسیارانی از ایرانیان داخل نشین هم مشابه همین ابراز خوشحالی از حمله آمریکا را شاهد بوده ام و گر چه ابراز خوشحالی از حمله خارجی به ایران منحصر به زمان حال نیست و هر بار که فشار ستم بر مردم از طاقتشان بیشتر میشد، مثل زمان رضا شاه، مردم از حمله خارجی ابراز خوشحالی میکردند، واقعیت آنست که خارجی بخاطر رضایت من و شما دست به تحریم و حمله نمیزند. خارجی تنها و تنها برای منافع خودش دست به حمله یا تحریم میزند. گر چه بطور کلی اختلافات بین کشورها مساله ای معمول است، اما این اختلافات الزاما صورت حمله و هجوم خارجی بخود نمیگیرد. حمله و تحریم تنها در شرایطی بسیار استثنایی اتفاق میفتد، مثل زمانی که کشوری از لحاظ بین المللی ایزوله و منزوی باشد، از لحاظ رعایت حقوق بشر در سطحی بسیار نازل باشد و یا به نحوی صلح جهانی را بخطر اندازد، مثلا از طریق تهدیدات تروریستی. حال حکومت استثنایی !!! جمهوری اسلامی که کشورش را به صورت امام زمانی اداره میکند، بقول امامش هم تا زمانیکه حتی یک خانه سالم در ایران وجود دارد میجنگد، انتحاری تربیت میکند، به هیچ قانون و قاعده بشری و انسانی هم پایبند نیست و برای توجیه شکنجه و سرکوب، حقوق بشر اسلامی از خود اختراع میکند، بخواهد به بمب اتمی هم دسترسی پیدا کند یا مشکوک به ان باشد و از شفاف سازی هم طفره برود، حمله خارجی برای جامعه جهانی توجیه پذیر میشود. بد نیست جنابعالی بجای آنکه یقه خارج نشینان بقول خودتان بی وزنه در داخل را گرفته اید از سید سبزتان بپرسید که چرا در دوران طلایی !!! امامش ایران نزدیک به ۳۰ بار توسط مجامع جهانی حقوق بشر محکوم شد تا به سهم خود در موقعیت شکننده امروزش دخیل و سهیم باشد؟ بد نیست که از شیخ شجاع تان بپرسید که چرا در دورانی که یار غار آقای خمینی بودند از کشتار ها و سرکوبها دفاع میکردند؟ بد نیست از ایشان بپرسید که چرا در دوران ریاستشان در مجلس لایحه آزادی مطبوعات را با حکم حکومتی آقای خامنه ای از دستور کار مجلس خارج کردند که در غیاب مطبوعات نیمه آزاد کشور ولو با وجود قوانین بشدت محدود کننده، بتوانند تا حدودی جلوی خیانتهای مافیای سپاه را در کشور بگیرند و آنها را افشا کنند؟ و در انتها بجای طلبکاری از هموطنان خارج نشین، بد نیست این طلبکاری را به مصرف سازنده ای بیاندازید و ان پرسشگری از آقای موسوی راجع به فجایع دهه ۶۰ و از جمله قتل عام ۶۷ است تا ایشان مسولیت خویش را در این فجایع و کشتارها بگردن بگیرند. شاید این پرسشگری شما از آقای موسوی، فرهنگ مسولیت پذیری را در بین مسولین جا بیندازد و کسانی را که مسئول تحریمها و تهدیدهای خارجی امروز ایران بوده و چنین مصائب سخت و طاقت فرسای اقتصادی را به مردم تحمیل کرده اند، نتوانند از مسولیت اعمالشان فرار کنند و در نهایت قبل از آنکه خیلی دیر شود، کشور را از سراشیب سقوط بیرون آورد.
آيا وقتی ارزش پول یه مملکت بعد تحريم يا جنگ انقدر افت میکنه، امکان بقا توو جامعه اقتصادی بین المللی براش وجود داره؟ آيا راهي براي اون كشور باقي ميمونه جز اينكه در معاملات بین المللی تاابد یه بدهکار باقی بمونه؟
به همین علت هم جنگ و هزینه هایی را که ملت ما برای ان باید بپردازد، نه بر دوش اپوزیسیونی است که ۳۲ سال است خواهان سرنگونی این رژیم است، بلکه قبل از هر کس، بر دوش قدرتمدارانی است که از فردای پیروزی انقلاب به چماقداری و سرکوب جامعه مدنی ایران پرداختند، با چماقداری و پرونده سازی، افراد و شخصیتهای مبارز اپوزیسیون را از صحنه حذف کردند، ملتی را که به امید آزادی بر علیه شاه قیام کرده بود، به خانه ها راندند و ده سال سیاه و نکبت بار را با ترور و اختناق و سرکوب و کشتارهای وحشیانه بر مردم حاکم نمودند، آنرا هم "دوران طلایی" امامشان خواندند. وقتی هم که با تیپای حریف از قدرت افتاده اند، به مردم تنها نگاه ابزاری داشتند برای رسیدن به قدرت.
باز هم تکرار میکنم که تا زمانی که این رژیم قرون وسطایی هست، خطر جنگ هم هست و مسئول ان، علاوه بر باندهای مافیایی حاکم بر میهن، باند مغلوب اپوزیسیون نمای رژیم هم هست، که مبارزه مردم بر علیه تمامیت این رژیم را به سمت لجنزار اصلاح طلبی ولایی منحرف میکنند و با خاکپاشی در چشمان توده های مردم، توهم اصلاحات را دامن میزنند و با اینکار سبب ادامه رژیم ولایی میشود. به گمان من، کم هزینه ترین و در عین حال بهترین راه حل واقعی بر علیه این رژیم، که خطر جنگ و بحران را هم برای همیشه از بین ببرد، قیام توده ای بر علیه تمامیت این رژیم است. صد البته که چنین راه حلی با بیشترین مقاومت از سوی "اصلاح طلبان" کذایی رژیم مواجه میشود که خود در سرکوب و کشتار مردم پرونده های به مراتب سیاه تری دارند.
پرسیده اید که آیا با وجود افت شدید پول ملی پس از جنگ یا تحریم، احتمال قد راست کردن کشور وجود دارد. بله وجود دارد و شاید آلمان یا ژاپن پس از جنگ جهانی دوم بهترین مثال باشد. اما خیلی عجیب است که شما تنها در این مدت محدود متوجه افت شدید ارزش پول ملی شده اید. آیا ۳۲ سال افت شدید ارزش پول ملی را تاکنون ندیده اید؟ ما ملت ۳۲ سال است که در جنگ هستیم و تا این رژیم هم هست، حال چه بروایت بسیج و موتلفه، چه به روایت خط امام و اصلاح طلب و سبز لجنی، ما هر روز همچنان شاهد افت ارزش پول ملی خود خواهیم بود.
"... مبارزه با دشمن خارجی غالبا به پیروزی منجر می شود و در صحنه ی داخلی و با دشمنان داخلی شکست می خورد و..."
شما تابحال هر چقدر که به نکات مختلفی که بارها در پاسخ افراد مختلف، از جمله من، به ادعاهای شما در پستتان آمده پاسخ های منطقی داده اید برای هفت پشت من بس است. شما جناب جوابی ندارید که بدهید، بهانه میاورید...... که با کسی که راحت اتهام میزند، صحبت نمیکنید! خیلی جالب است که کسی که تیتر مقاله اش را با نفرین و ناله به اپوزیسیون شروع میکند، بارها هم در متن پستش اتهامات مختلفی به اپوزیسیون میزند، از روش و برخورد مشابه با خودش، ناراحت میشود.
معذلک من به شما اتهامی نزدم. تمامی چیزهایی که راجع به شما گفتم، براحتی با استناد به پستتان قابل استناد است. آیا شما ابتدای سخنتان را با نقل قولی از موسوی شروع نکردید تا تاییدی بر بقیه سخنانتان بیاورید؟ اگر این نامش حمایت از مشی موسوی چی ها و سبزهای کذایی نیست، پس چیست؟ آیا شما در همان متن سخنانتان نگفتید که:
" اما من سالهاست به اصلاحطلبان، به تحولات مورچه وار خاتمي، به آرمانهاي دوران طلايي ميرحسين، يا حتي به اعتدال محسن رضايي و ظاهر شيك قاليباف و ... ايمان آوردم وقتي مفتخر به شناخت شما دوستان اپوزيسيون خودخواه خارج نشين شدم......."
کسی که به تحول از نوع خاتمی فرموده ان اعتقاد دارد، اگر اصلاح طلب نیست، پس چیست؟ کسی که به دوران طلایی !!!میر حسین ایمان دارد چه نامی جز موسوی چی و سبز لجنی دارد؟ مگر ما داریم با کلمات بازی میکنیم؟ کسی که اعتقاد به افرادی مثل محسن رضایی و قالیباف با ان سوابقشان دارد، چه نامی جز فریبکار میتوان بر وی گذاشت، وقتی که سخن از آزادی میزند؟ کسی که مبنای قضاوتش در مورد افراد، بجای برنامه ها، سوابق و راهکارشان، ظاهر شیکشان باشد، چه نامی جز کوته فکر و سبک مغز دارد؟
حالا نمیدانم چطور اطلاق اصلاح طلب به کسی مثل شما، مصداق "تهمت" است؟ این که یک واقعیت است. چطور اطلاق قدرت طلب و فرصت طلب به امثال شما طرفداران موسوی و اصلاح طلبانی مثل خاتمی که سیاستشان "فشار از پایین برای چانه زنی در بالاست"، مصداق تهمت است؟ چطور اطلاق فریبکار به شما طرفداران موسوی که در باغ سبز "دوران طلایی"!!! خمینی را به مردم نشان میدهد میتواند مصداق تهمت باشد؟
شما با بافتن زمین و آسمان تنها و تنها میخواهید اتهامات بی موردتان را به اپوزیسیون توجیه نمایید. البته کسی منکر حق شما برای مخالفت یا موافقت با کسی نیست، اما دستمایه کردن این اختلاف برای توجیه همسنگری با خط امامیهای جنایتکار رژیم و طرفداری از اصلاحات فریبکارانه رژیم که تنها به درد سواری گرفتن و سوء استفاده از مردم ایران میخورد، چیزی جز فرصت طلبی کثیف بر ضد مردم نام ندارد. اپوزیسیون رژیم هر چقدر هم بد باشد، همسنگری با جنایتکاران سابق و لاحق رژیم را توجیه نمیکند.
خود داری از همسنگری و وحدت خمینی وار در پشت امثال موسوی و خاتمی مصداق خودخواهی نیست، مصداق اعتقاد به آرمانهای بلند دموکراسی و آزادی است. البته متاسفانه برخی از افراد اپوزیسیون خارج کشور در پشت سر امثال خاتمی و موسوی ریسه شدند. اینها جریانهایی هستند که قبلا هم به مردم خیانت کرده بودند، و این البته اولین بارشان نبود که به مردم و آرمانهای دموکراتیک ۱۰۰ ساله ملت ایران خیانت میکردند.
در مورد اختلاف آلمان و ژاپن با ایران البته آلمان دارای اپوزیسیون بود. اما بطور کلی آلمان و ژاپن خیلی اختلافات با ایران داشتند و دارند. از جمله زبانشان با مردم ایران متفاوت است یا از نظر قیافه هم با ایرانیان فرق دارند. اختلافات بین ما و آلمانیها و ژاپنیها بسیار است. همانطور که اختلاف خود آلمانیها و ژاپنیها بسیار است. اما اینها اختلافات تعیین کننده ای در ارتباط با معجزه اقتصادی آلمان و ژاپن و برخاستنشان از خاکستر جنگ نیستند. اما اینها بحث اصلی نیستند. بحث اصلی اینست که آیا راه دیگری برای جلوگیری از فاجعه ای برای کشورمان، مشابه با فاجعه ژاپن یا آلمان در اواخر جنگ جهانی دوم وجود دارد؟ راهی که شما پیشنهاد میکنید، یعنی حفظ رژیم، نهایتا ما را به جنگ و نابودی هم میکشاند. ما هم چوب زندگی در زیر فاشیسم اسلامی را میخوریم و هم پیاز جنگ و نابودی کشور را. تنها راهی که از چنین فاجعه ای جلوگیری میکند، قیام مردم است که آنهم با حمایت از جنایتکاران سابق رژیم از قبیل خاتمی ها و موسوی ها جور در نمی اید.
راستي يه مقاله هم امروز نيك آهنگ نوشته،از لغت "قمپزيسيون" خوشم اومد، با به اون مقاله هم 5 دادم اگر اشكالي نداره چون بعد از خوندن كامنتاي اينجا مصداقش رو زياد ديدم
البته لابد ما هم خیلی احمق و ابله هستیم و حتما حرفهای شما را باور میکنیم چرا که شماها حتما این سی سال حق داشته اید که خود را روبرو با دسته کوران ببینید!!!!
خیلی جالب است که امثال شما دم از "توهم" اپوزیسیون میزنید. تا آنجا که من یادم میاید، امثال موسوی و کروبی و خاتمی، که شما آنها را روی سرتان میگذارید و حرفهایشان مثل نقل و نبات ورد زبانتان است، از همان ابتدا که وارد صحنه سیاسی کشور شدند و مشغول چماقداری برای اسلام عزیز، توهم داشتند. یا توهم فتح قدس از طریق کربلا، یا توهم عدل علی، و بعد از جنگ که امامشان زهر آتش بس را سرکشید و سقط شد، توهم اصلاح طلبی در جمهوری ولایی و حالا هم پس از اینهمه فاجعه و در عصر اینترنت و ماهواره که آگاهی بصورت انفجاری بالا میرود، توهم بازگشت به دوران طلایی !!! امامشان، انهم با سوء استفاده از مطالبات مردم، که خودشان آنرا سیاست "فشار از پایین برای چانه زنی در بالا " نامگذاری کرده اند.
من جای شما بودم سخنرانی ام را راجع به "توهم اپوزیسیون" نگه میداشتم برای روزنامه های "کلمه" یا "همبستگی ملی" یا برای گرد هم ایی های حزب مشارکت. هر چه باشد، هر کالایی خریداران خاص خود را دارد و خریدار کالای "توهم اپوزیسیون" هم شارلاتانهای اصلاح طلب هستند که نمیدانم چرا بدجوری هم دلشان لک زده است که کسی آنها را اپوزیسیون رژیم بداند.بیچاره ها از دست پس میزنند و با پا پیش میکشند.
این حمله بسیجی وارشان لابد حکایت از دست پرشان!!!! در منطق و تفکر و استدلال دارد. البته اینهم ظاهرا از دوران قدرتشان آموخته اند که با حمله گله های بسیجی و رای سازیهای فله ای میتوانند حرفشان را به کرسی بنشانند، غافل از آنکه اگر این تاکتیکها میخواست موفقیتی داشته باشد، الان این جماعت بی مایه مثل امروز شاخ شکسته نبودند. بهر حال تا آنجا که به من مربوط است، اگر اینها فکر میکنند که با این حرکات، من حرفم را قورت میدهم و در مقابل مغلطه ها و خلط مبحث این جماعت کوتاه میایم باید بگویم که، حضرات کور خوانده اید. شعار اساسی و مردمی امروز، "نه جنگ، نه ارتجاع" است. شعار "نه جنگ" به تنهایی تنها به حاکمیت ارتجاع کمک میکند که نهایتا با خود جنگ را هم بهمراه خواهد آورد و ما ملت هم چوب را خواهیم خورد و هم پیاز را.
از ان سو موضع "نه جنگ" که از سرتاسر نوشته شما پیداست، بدون آنکه "نه ارتجاع" هم بدنبال ان باشد مشخصا قبله فکری شما را لو میدهد. آخر شما خیال میکنید که خیلی زرنگ تشریف دارید و با دسته کورها هم طرف هستید. شما حتی در سرتاسر نوشته خود از این نالیده اید که چرا اپوزیسیون بدنبال اصلاحات گام به گام "اصلاح طلبان" (خط امامیهای سابق) نمی افتند و از این بابت هم در تیترتان آنها را "اپوزیسیون خودخواه" خوانده اید و از خدایتان هم خواهان حفظ ایران از شر این اپوزیسیون شده اید. یعنی شما میخواهید بگویید که اصلاح طلب نیستید، یا انتظار دارید که من خود را به حماقت بزنم.
۲- اگر مواضع فکری امثال شما حتی بدرد "قمپز" هم نمیخورد و شماها حتی در برابر "قمپزیسیون" هم کم می آورید، این دیگر مشکل من نیست، مشکل اپوزیسیون هم نیست، این ناشی از نقطه نظرات ارتجاعی و راهکارهای ارتجاعی ترتان است. آخر حمایت از خطی که بارها و بارها امتحان شده و هر بار هم مردود شده، برای کسی افتخار نمیاورد و از منطق هم، که شما اینهمه به دنبالش هستید، هم بدور است. بنابر این مشکل از "قمپز" دیگران نیست، مشکل از به آخر رسیدن مسیری است که بارها و بارها پیموده شده و امتحان دوباره ان، نشانه هر چه باشد، مسلما نشانه درایت نیست.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید