با کلامی ساده و کوتاه ارتباط بر قرار کنیم، نه ...
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
بررسی میزان بینندههای نوشتههای مختلف سایت و همچنین مشارکت خوانندگان و اعضا در بحث مرا باز وادار کرد خواهشم را تکرار کنم. لطفا طولانی ننویسید! یکی از استادان ما که از مدیران بخش خبر تلویزیون سیبیسی کانادا بود و مدتها سایت این شبکه را اداره میکرد میگفت که هنر این نیست که طوری بنویسید که «عالی» باشد و هیچکس نخواند! مطلب خوبتان را بهتر تنظیم کنید! یک مطلب «خوب» که «خوب» تنظیم شده باشد، حتما از مطلبی «عالی» که پاراگرافهایش بلند باشد، سختتر خوانده میشود. یک مطلب کوتاه «خوب»، حتما بهتر از یک مطلب «عالی» طولانی دیده میشود. خوانندگان با دیدن نام کسانی که طولانی مینویسند، به طور ناخودآگاه «ماوس»شان به سراغ دیگران خواهد رفت و از کلیک مطلبی که حدس میزنند طولانی است، خودداری خواهند کرد! ممکن است خیال کنید که دارم تشویق میکنم که از محتوا کاسته شود و مطالب از حالت «آکادمیک» خارج شوند...«آکادمیک»؟ مگر خودنویس سایتی شهروندی نیست؟ اگر باشد، پس طبیعتا بهتر است زبانی برگزید که مخاطبان بیشتری را در برگیرد. به نظر من، هنر این است که محتوایی والا را با فرمی ساده ارائه کنیم. کم نیستند نویسندگان چیرهدستی که محتوایی درجه ۴ را با هنر خود به شکل مطلبی درجه ۱ عرضه کرده و میکنند و طبیعتا «به به» هم زیاد میشوند، اما تعارف را کنار بگذاریم! نوشتههای طولانی و بیشتر از ۵۰۰ کلمه، خوانندگان کمتری دارند. حتی وقتی در بالاترین به آنها لینک داده شد، به سختی امتیاز میآورند. امتیاز کمتر، معمولا با خواننده و رجوع کمتر نسبت مستقیم دارد. مطلب کوتاه، پاراگرافهای کوتاه و جملات کوتاه! آیا میتوانید جملاتی کوتاهتر از ۲۰ کلمه بنویسید و پیامتان را به خوبی برسانید؟ پاراگرافتان ۳ تا ۶ جمله باشد؟ کل مطلبتان در ۲ دقیقه خوانده شود؟ میخواهم چند تجربه و چند مکالمه ساده را برایتان بازگو کنم:
قبل از هر چیزی، میخواهم جمله یکی از استادان دیگرم را اینجا تکرار کنم:
Don't impress, communicate! اگر ایدهای به ذهنتان میرسد که جذاب است، برای انتقال آن نیاز به جذابیت زیادی ندارید! مهم ارتباط برقرار کردن است نه فریفتن.
شاید اشکال از من است که از قلمهای «فریبا» خوشم نمیآید! احساسم این است که کسی که با قلمش میفریبد و مسحور میکند، چیزی را آن پشتها پنهان کرده. این احساس شاید منطقی نباشد، اما به هر شکل وجود دارد. منکر زیبایی نیستم، اما همیشه عاشق عنوان کتاب شوماخر اقتصاددان آلماني بودهام که نوشت: «کوچک، زیباست».
ببینید، حرفی که میزنم، «حکم» نیست. یک پیشنهاد است برای بهتر دیده شدن، برای درک بهتر متقابل.
دو سال و نیم پیش، درکارگاهی آموزشی در باره ارتباط بینالمللی با تلفن موبایل و «ارسال پیامک»، استاد به نکته جالبی اشاره کرد. انتقال پیام در کمتر از ۱۵۰ حرف و نشانه از طریق گوشی موبایل به شکلی هنرمندانه، میتواند عامل تحول در بسیاری از کشورهای آفریقایی باشد!
شاید بپرسید چطور؟ مثالی که برای ما زد جالب بود: «یک چوپان یا یک کارگر غیر متخصص در جنوب آفریقا که شاید در ماه در آمدی کمتر از ۲۵۰ دلار داشته باشد، تلویزیون ندارد، امکانات رفاهی ندارد، اما به احتمال بسیار زیاد، گوشی موبایل دارد و سعی میکند هزینه آنرا به هر شکل تامین کند.» پیامکها میتواند مسائل بهداشتی، قیمت کالاها و معرفی نیازمندیها و حتی پیام از کاندیداهای سیاسی باشد. بر اساس مطالعات انجام شده، در نقاطی که مالاریا سلامت ساکنان را به خطر انداخته، پیامکهای موبایلی بهداشتی میتواند از بسیاری دیگر از راههای انتقال پیام موثرتر باشد. اما مگر طول یک پیامک چقدر میتواند باشد؟
چند روز پیش با کارشناسی در واشینگتن در باره وضعیت جنبش اعتراضی مردم ایران بحث میکردم. به نکتهای اشاره کرد و همان را به زبانی دیگر از فعالی مصری و همچنین کارشناسی یوگوسلاو که اتفاقا در نقشی در آموزش فعالان مصری دخیل در جنبش پیروز در میدان التحریر قاهره داشت شنیده بودم این بود. گفت: «پیام جنبش سال ۲۰۰۹ واضح نبود» و «نداشتن قدرت ارتباطگیری با طبقات مختلف عامل موفق نشدن جنبش اعتراضی ایرانیان بود» و «هدفها و منافع متضاد جنبش را به ایران راحتی به پیش نخواهد برد.». به این مساله یک بار بیاندیشید. در جنبش سال ۱۳۸۸، یکی به دنبال بازگشت به دوران طلایی امام راحل است، یکی به دنبال رها شدن از دست احمدینژاد، یکی به دنبال آزادی...شاید همه در نقطهای تاریخی اشتراکاتی بیش از پیش داشتند، اما نداشتن زبان مشترک و قابل فهم آیا به تداوم حرکت کمک کرد؟ آیا رهبران جنبش اعتراضی زبان مشترکی با طبقات مختلف داشتند، آیا توانستند به هدف مشترکی برسند؟ آیا توانستند «ارتباط» بگیرند و رابطه را دوسویه نگاه دارند؟
ما در حد توانمان میتوانیم تغییر کنیم. جامعه بدون تغییر روش خود ما، تغییر نخواهد کرد. اگر انتظار داریم بقیه بهتر شوند تا ما خوب شویم، حتما بدتر میشویم!
از همینجا میتوان شروع کرد.
قرار نیست یک وبسایت ساده زبان یا راه اندیشیدن یک جامعه را تغییر بدهد. زیادی دور بر نداریم! مگر چقدر کاربر اینترنتی در ایران داریم؟ اگر آمار اخیرا اعلام شده را خوشبینانه در نظر بگیریم شک دارم بازدید کنندههای سایتهای سیاسی و اجتماعی فراتر از ۲۰۰۰،۰۰۰ نفر باشد. تازه بخش زیادی از بازدید کنندهها در ایران نیستند. اما یادمان باشد که وقتی جمهوری اسلامی از نویسنده کتابی که تیراژش ۳۵۰۰ نسخه است میترسد و به دست یاران سعید امامی به قتل میرساند، پس حتی رسانههای کوچک و وبلاگها برای نظام مسلط بر ایرانیان، خطر محسوب میشود. پس اول، اندازه خودمان را خوب بشناسیم، اما مثل یک وہروس عمل کنیم! راه اپیدمیک کردن حرفهایمان را بیابیم!
فکر میکنم باید از تجربههای مختلف بیاموزیم، و فراموش نکنیم که هدفمان چیست.
-----------------
پ.ن. اول: از اینکه انتشار تعدادی از مطالب به تعویق افتاده، متاسفم. بررسی مطالب طولانی، ناخواسته طولانی میشود.
پ.ن. دوم: حذف هیچ نوشتاری بر اساس مبانی فکری و عقیدتی نیست. انتشار مطالب تکراری، خشونتآمیز، و بعضا تهمت زننده را از ما نخواهید! برخی از مطالب هم تاریخ مصرف دارند. حتما بعضی از دوستان از «ادیت» شدن مطالبشان چندان راضی نیستند. میتوان محتوا را گاه با زبانی مناسبتر عرضه کرد. البته همیشه سعی میکنیم دست به ترکیب نوشته نزنیم، اما گاهی...
پ.ن. سوم: قرار بود در سالگرد خودنویس تغییراتی در سایت ایجاد کنیم. قرار هم هست چند نفر از کارشناسان نامدار بخش ویژه جدیدی را در سایت در حوزههایی از جمله «ایدز» و «بهداشت عمومی» آغاز کنند. قول میدهم تاریخ ندهم، اما داریم رویشان کار میکنیم.
پ.ن. چهارم: جان هر کسی که دوستش دارید، این همه از «نمودن» به جای «کردن» و «گردیدن» به جای «شدن» استفاده نکنید.
پ.ن. پنجم: برای ایجاد فضای گفتگو، «حکم» صادر نکنید. احتمالا اکثر ما قاضی نیستیم که حکم نهایی بدهیم و تکلیف همه چیز را معلوم کنیم. داریم از هم یاد میگیریم و با هم حرف میزنیم. تعامل احتمالا بهتر نتیجه میدهد. نه؟
پ.ن. ششم: لطفا به محتوا گیر بدهید! تفتیش عقاید نویسنده چه معنایی دارد؟
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید