هر نوع عملیات تروریستی از سوی هر کسی محکوم است، حتی شما آقای عزیز! | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (67)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

هر نوع عملیات تروریستی از سوی هر کسی محکوم است، حتی شما آقای عزیز!

۲۴ دی ۱۳۹۰ نیک آهنگ کوثر

در شرایط «شبه جنگی» اخیر، که ظاهرا بدون لشگرکشی اما با حذف فیزیکی و انفجار همراه است، برای عده‌ای، یافتن مقصر و بستن تهمت کار راحتی است. اگر متناسب با گفتمان جمهوری اسلامی حرف نزنی، عاشقان نظام مقدس در ایران و آمریکا فشار خون‌شان می‌رود بالا و باید حدس بزنی به سرنوشت آیت‌الله مصباح یزدی بعد از انتشار کارتون «استاد تمساح» دچار خواهند شد (گویا فشار آنچنان زیاد بود که برای عمل «هموروئید» به لندن سفر کردند). اگر متناسب با گفتمان دشمنان جمهوری اسلامی حرف نزنی، یکهو می‌شوی «هم‌دل» و«هم‌نشان». مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله سردار جزایری حرف از حذف و مقابله می‌زنند. برخی طرفداران حذف برنامه هسته‌ای ایران به هر قیمتی، می‌گویند ترور دانشمندان هسته‌ای کاری قابل قبول است. وقتی یک کاندیدای جمهوری خواه مثل ریک سنتوروم از دولت آمریکا بابت محکومیت ترور دانشمند هسته‌ای انتقاد می‌کند و در عمل طرفدار حذف فیزیکی کارشناسان ایرانی است. خب، اگر دو طرف تندرو، حامی جدی حذف باشند و گروهی هم برای‌شان هورا بکشند، یک جای کار ایراد دارد. اندرو سولیوان در یادداشتی می‌نویسد: «آیا گروه یا کشوری که شهروندان کشوری دیگر را ترور می‌کند، تروریست نیست؟»، اما کسانی معتقدند که قتل هدفمند دشمن ترور نیست. حتما جنگ و کشتار در دو طرف، هوادارانی دارد. کسانی که گویا مرحوم «کنت دراکولا» با آنها ارتباط «خونی» دارد، گویی از خون‌ریزی لذت می‌برند.

ما بالذات، طرفدار خشونت نیستیم. اگر کسی با این مساله مشکلی دارد، خب، مشکل خودش است. اگر خشونت خوب است، پس لابد ناجی افسانه‌ای خشونت‌طلبان داخلی «استاد تمساح» را باید بگذارند روی سر و حلوا حلوا کنند. خشونت، خشونت می‌آفریند. اما گویا خشنوت‌طلبان داخلی هر از گاهی به دنبال انتقام و استفاده از فرصت برای بازگشت به گفتمان ترور دوران طلایی «امام راحل» و دوره «سازندگی» می‌گردند.

جهت باز کردن چشمان دوستان عزیزی که بازگشت به دوران طلایی و سازندگی را بهترین راه حل برای کشور می‌خوانند، باید یادآوری کنم که منتقدان بسیاری در خارج از کشور، از سوی ماموران دولت‌ در خارج از ایران ترور شده‌اند. عیان شدن بخشی از ترورهای دوران سازندگی را عملا مدیون یاران خاتمی هستیم، که البته از عیان شدن ترورهای دوران آیت‌الله خمینی راضی نبودند و همکاران روزنامه‌نگار افشاگر، توجه چندانی به «دوران طلایی امام راحل» نکردند.

جمهوری اسلامی ایران با «خشونت» زنده است. جنگ، ناجی آیت الله خمینی بود. «خشونت‌ورزی» گروه‌های سیاسی مسلح، بهانه لازم را برای حذف منتقدان به حاکمان نظام داد.

اما سوال جدی‌تر! از کجا معلوم که جمهوری اسلامی برای اثبات قربانی ترور بودن، خود دست به قتل کارشناسان رده پایین «هسته‌ای» نزند؟ هستند کارشناسانی که با بدبینی به ترورهای چند سال اخیر نگاه کرده‌اند. مگر استاد دانشکده فیزیک دانشگاه تهران، کارشناس هسته‌ای بود؟ مگر او یکی از طرفداران میرحسین موسوی نبود؟ اهمیت قتل یک استاد فیزیک نامربوط به پروژه‌ هسته‌ای برای رقبای جمهوری اسلامی در منطقه و کشورهای نگران برنامه هسته‌ای-نظامی ایران چقدر است؟ مگر حکومتی  که برای جان و اندیشه شهروندانش ارزشی قائل نیست، نمی‌تواند دست به هر کاری بزند؟ اینقدر فضا گل‌آلود است که نمی‌توان با اطمینان گفت چه کسی عامل ترور است و تنها می‌تواند حدس زد.

یک دوست کارشناس آمریکایی به من می‌گفت که وقتی در مذاکره بسته می‌شود، کسانی که حذف را چاره کار می‌بینند قدرت پیدا می‌کنند و حرف‌شان طرفدار پیدا می‌کند...

منطق حذف متاسفانه فضا را گل‌آلود می‌کند.

جمهوری اسلامی طرفدار جدی «گل‌آلود» شدن آب است. می‌خواهد فضا شفاف نباشد. خشونت، و زبان خشونت و اندیشه خشونت‌ورز، تاریخ کشورمان را کثیف کرده. ممکن است دوستانی با نگاهی جانبدارانه، دوران طلایی و سازندگی را آرمانی بخوانند. از نگاه نگارنده، دوران خمینی و سازندگی در «فاضلآب» غرق بود و خاتمی تلاشش را کرد که لا اقل از نظر سطحی، همه چیز را تمیز کند یا حتی تمیز جلوه دهد. اما مگر می‌توان نظامی غرقه در فاضلاب را که درونش هم گندیده، با ظاهرسازی تمیز کرد؟ به گمانم نمی‌شود!

رسیدن به آزادی و دموکراسی، هزینه دارد، اما به عقیده ما، خشونت ورزیدن چاره کار نیست.

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

 

--------------

مطلب اخیر اندرو سولیوان

ارزیابی این خبر:

3.73

Subscribe to comments feed نظرات (14 نوشته شد):

خوب با توجه به شغلی که این جوان داشته تابلو هست که ترور کار کیه. ایشون از مسئولین بخش بازرگانی بوده یعنی کسی که اطلاعاتش فقط مربوط به خرید و فروش و واردات و بازار سیاه تجهیزات اتمی هست. خوب طرف دیگه نمیخواسته همکاری کنه با توجه به اطلاعاتی که داشته حذفش کردند. وگرنه کشتن آدمی که صرفا کارش خرید و فروشه چه سودی برای آمریکا داره. تازه تا حالا حتما یکی از جناحهای حاکم آدم خودش رو که بتونه پورسانت بیشتری روی خرید و فروش بخوره جایگزینش کرده.
zed در ۲۴ دی ۱۳۹۰
11
آقای نیک آهنگ کوثر ، نظر شما در مورد ان دسته از افسران آلمانی که سعی در ترور هیتلر و انجام کودتا داشتند چیست ؟
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-3
نیک آهنگ گرامی ، امیدوارم که جواب ندادن به این سؤال از روی مشغله زیاد باشد و نه کسالت و یا چیز دیگر ، چون شما به مسائلی مثل دسته و کامنت همشهری شیرازیتان زود جواب دادید .
من این سوال را پرسیدم چون خود شما مساله را پیش کشیدید و این سوال نه یک سؤال هیپوتاتیکل بلکه بر پایه حقیقت تاریخی است .
آقای ضد گرامی، اگر شما از مطلب من به جواب نرسیده‌اید، دیگر چه جوابی می‌توانم به شما بدهم! من نظرم را گفته‌ام، شما هم می‌توانید «ضد» آن باشید!
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
با سپاس از پاسخ سریع شما ، باید سؤال خود را اینطور مطرح کنم که آیا بمب گذاری افسران وطن پرست آلمانی به قصد هلاکت هیتلر و کودتا و بعد از ان صلح با جهان و نجات آلمان و میلیونها انسان را شما یک عمل تروریستی می دانید و یا یک عمل منطقی و انسانی ؟
لطفآ با دلیل جواب دید و این عمل تاریخی را ارزیابی کنید و حکم صادر نکنید چون چه بخواهید و چه نخواهید نظر شما برای بسیاری مهم است .
سوال! طرح کودتا قبل از جنگ بود یا در هنگام جنگ؟ فکر نمی‌کنید بحث‌تان به دلایل مختلف خارج از کانتکست باشد؟ در ضمن من کامنت‌گذار حرفه‌ای نیستم! نظرم را به شکل یادداشت می‌نویسم! اگر از آن جواب شما در آمد، که در آمد، در نیامد، لطفا خودتان دست به کار شوید!
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
گرامی ،در هنگام جنگ بود . فیلمی هم به نام والکری با شرکت تام کروز سه سال قبل در آمد که بسیار به حقیقت نزدیک بود البته تصور تام کروز به عنوان یک سرهنگ یک چشم رسته زرهی یکمقدار سخت است ولی این بماند .
این افسران تا سالها از طرف طرفداران نازی ها و بسیاری از مردم آلمان به عنوان خائن شناخته می شدند و انگلیسیها هم بر این دامن می زدند و سعی بر سکوت و تحمیل سکوت در این مورد می کردند تا تمامی مردم آلمان را فاشیست و طرفدار هیتلر و دیوانه نشان دهند .
بحث خروج از "کانتکست" همینجا است. بعد از آغاز جنگ بود.
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
بسیار خوب ، این اصلان خارج از موضوع نیست . همه ما می دانیم که ایران در شرایط جنگی است و منفعلان سیاسی اعلامیه پشت اعلامیه در این مورد می دهند پس ما باید صبر کنیم تا جنگ شود و نصف ایران نابود شود تا این عقلانی و داخل به قول شما کانتکس شود . من در این مورد خاهم نوشت و به عنوان یاد داشتی برای خودنویس خواهم فرستاد فقط امیدوارم به دلیل ترویج ( خشونت ) سانسور نشود .
ماهی سیاه کوچولو در ۲۶ دی ۱۳۹۰
آقای ضد
به به، پس قرار است بنویسید!؟بی صبرانه منتظرم!
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-1
گرامی ،متاسفانه در انتظار گودو خواهید ماند چون یا باید خود سانسوری کنم و یا ننویسم که ننوشتن بهتر از خود سانسوری است .
mel******@gmail.com در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-1
JEFFREY GOLDBERG

جفری گلدبرگ یک ژورنالیست یهودی با تابعییت آمریکایی-اسرائیلیست که در آخرین پاراگراف از نوشته اش در باره ترور اخیر در ایران مینویسد:

6) Another question, or something closer to an observation: If I were a member of the Iranian regime (and I'm not), I would take this assassination program to mean that the West is entirely uninterested in any form of negotiation (not that I, the regime official, has ever been much interested in dialogue with the West) and that I should double-down and cross the nuclear threshold as fast as humanly possible. Once I do that, I'm North Korea, or Pakistan: An untouchable country.

6) سوالی دیگر ویا نزدیکتر به یک نظریه: اگر من عضوی از رژیم ایران میبودم (که نیستم)، از این ترورهای برنامه ریزی شده اینطور برداشت میکردم که غرب به طور کلی هیچ علاقه ای به هیچ نوع مذاکره ندارد (و البته نه اینکه من "عضو رسمی رژیم" هیچگاه علاقه مند به هیچ مذاکره ای با غرب بوده باشم) و باید با نهایت سرعتی که از انسان ساخته است از حدود برنامه های اتمی خود عبور کنم. وقتی اینکار را انجام دادم، میشوم کره شمالی و یا پاکستان، یک کشور غیر قابل تعرض، آنتاچه بال.
http://www.theatlantic.com/international/archive/2012/01/another-iranian-nuclear-scientist-assassinated-and-what-it-means/251215/
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
به همین دلیل بود که وقتی کلینتون در راهرو سازمان ملل منتظر خاتمی شد ایشان در توالت سنگر گرفت تا استکبار جهانی عقب نشینی کند . از انفجار خبار هم که چشم پوشی کردند حالا هرچه بر سر ملت ایران می اید به درک . مذاکره تا به کی ؟
mel******@gmail.com در ۲۶ دی ۱۳۹۰
zed عزیز آیا متوجه منظور این آقا شدید؟ ایشان میگوید که اگر جای ایران بود بخاطر این ترورها بدون بی درنگ بدنبال ساختن بمب اتم میرفت! آیا هنوز هم بر حرفهای خود پافشاری میکنید؟
zed در ۲۷ دی ۱۳۹۰
-1
گرامی ، با ترور و بی ترور و با تحریم و بی تحریم اینها به دنبال ساختن بمب اتمی خواهند رفت برای اینکه می دانند بمب اتمی بهترین تضمین باقی اینها است .اینها بهتر از هر کسی می دانند چه کسی در ایران انقلاب کرد و دلیل دنبال انرژی اتمی رفتن شاه را هم پیش رو دارند . اینها اگر اهل مذاکره بودند که زمانی که خاتمی در توالت سنگر گرفت این کار را می کردند . جمهوری اسلامی بر خلاف خیمه شب بازی اصلاح طلب و اصول گرا در مسائل حیاتی یک دست تصمیم می گیرد و یا ارباب به ان تحکیم می کند و اگر کسی هم مشنگ بازی در آورد و گربه نره رقصانی کند مثل زمان کیک شکلاتی و داماد منتظری اعدام می شود . این ترور ها هزینه را برای پلیدانی که جمهوری اسلامی را در جهت نقشه خود برای بقای صد ساله خود یاری می دهند بالا برده و شاید آنها را به فکر وا دارد . متخصصی که دانسته در این راه آخوندها را یاری دهد هزار بار بدتر از ان بسیجی که چاقو می کشد و ان اطلاعاتی که در کهریزک به جوانان ایرانی تجاوز می کند است .
ضد گرامی. اینجا پایه را بر نفی خشونت گذاشته‌ایم. هر مطلب و اندیشه‌ای که توجیه کننده خشونت باشد را منتشر نمی‌کنیم. پایه‌مان این است. می‌توانید بدون آنکه خشونت را توجیه یا تبلیغ کنید، ایده‌تان را ارسال کنید.
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
من گفتار جان استوارت میل و جفرسون را بدون هیچ تفسیری نوشتم که شما آنرا به عنوان ترویج خشونت سانسور کردید و نوشتید ما تبلیغ خشونت نمی کنیم چه مصباح باشد چه استوارت میل . حالا هم اگر از دو تن از بزرگترین متفکران دموکراسی و جورج ارول که خود شما نوشتار او را پیامبر گونه می خوانید نتوانم بنویسم که بسیار در مورد شرایط امروز ما صادق است و مجبور به خود سانسوری شوم همان بهتر که ننویسم .
قرار دادن برخی از گفته‌های اورول در "کانتکست" مناسب، قابل قبول است وگرنه آدم عاقل نمی‌تواند همه حرف‌های افراد را در چارچوب‌های نامناسب بپذیرد. یک حرف اورول را می‌شود با آب طلا نوشت، اما این به معنای تایید کامل نیست. برداشت جنابعالی اینچنین است، محترمش می‌دارم، اما اگر توان نوشتنو بحث کردن بدون تقدیس خشونت، با وام گرفتن از دیگران را دارید، بحث دیگری است.
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
نیک آهنگ گرامی ، گفته هیچ کس مقدس نیست ولی سانسور فله ای مقوله ای جدا است . اورول ،استوارت میل ، لینکلن و جفرسون که آزادی را در ذهن انسان تداعی می کنند همه طرفدار سرسخت آنچه شما خشونت می نامید و آنچه ما آنرا دفاع از خود و حق مسلم مردم می نامیم بودند . حالا من هرچه بنویسم بهتر از این بزرگوران که نمی شود . مشکل اینجا است که شما این حکومت را نفی می کنید که بسیار خوب است ولی راه حلی ارائه نمی دهید و این خود کشیدن مردم به انفعال است . اگر یک روز مردم میلیونی به خیابان آمدند و شش ماه بعد هیچ خبری نبود باید دید که علت ان چیست .
mbm*******@live.no در ۲۵ دی ۱۳۹۰
زد گرامی
به نظر شما جوان با استعدادی هستید اما اشکال شما در نخواندن است، عزیزم بخوان، اگه مسلمونی ارجاع میدم به "اقراء.." اگه غیر مسلمونی ارجاع میدم به کتاب خانه کنگره، به هر حال بخون دارم ازت نا امید میشم کم کم. محب علی
sia***********@yahoo.com در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
جناب محب علی, به شیوه حکمرانان مسلمان سخن میرانی عزیز. شخص جاهل را عالم میکنند نه تحقیر. البته اگر سوادش موجود باشد.
reza negaresh در ۲۵ دی ۱۳۹۰
ضد عزیز ! همانطور که از نام مستعار شما به خوبی پیداست ،ظاهرا شما ضدِ همه چیز هستید! متاسفانه من کامنتی از شما ندیدم که به نوعی مخالفت خود رابا تحیل و نظر نویسنده ابراز نکرده باشید . فکر می کنم نیک آهنگ گرامی فقط به نا هنجار بودن و بی ثمر بودن عملیات تروریستی تاکید داشته که هر کسی و هر گروهی اینکار را انجام دهد خطا می باشد. اگر قرار بود من پاسخ شما را بدهم میگفتم ترور نافرجام هیتلر، قتل بدون محاکمه قذافی ، ترور شاهپور بختیار وو.. و همه انسان های خوب و بد که به این سرنوشت دچار میشوند کاری غلط است . در عصر کنونی که کشور ها یکی یکی به فکر حذف مجازات اعدام از قوانین قضائی خود هستند و ده ها کشور به این کمپین پیوستند ، سخن از تایید ترور در مورد هر شخصی حتی جنایتکار، مذموم و نا پسند است
رضا نگارش
sam********@ymail.com در ۲۵ دی ۱۳۹۰
آقای نگارش
شما با کنار هم گذاردن "ترور هیتلر " که زنده ماندنش به معنای نابودی هر چه بیشتر آلمان و فرو رفتن هر چه بیشتر جهان در قتل و کشتار و تباهی میشد را در کنار "ترور شاهپور بختیار " گذاشته اید که اساسا قیاسی مع الفارغ است و جز مغلطه نام دیگری نمیتوان بر ان گذاشت.
من بالشخصه جوابی برای آقای zed ندارم که با امثال مصطفی روشن چه باید کرد. اما میدانم که وظیفه اخلاقی یک دانشمند ایجاب مینماید که دانش و توانش را در اختیار زنگی های مست نگذارد و اجازه سوء استفاده از توان فکریش را به دشمنان بشریت ندهد. آیا شما خبر دارید که آقای شهرستانی که یک دانشمند عراقی بود حاضر به همکاری با صدام در پروژه اتمیش نشد و به ایران فرار نمود.
آیا شما فکر این را هم کرده اید که حکومتی که هنوز اتمی نشده، در داخل و خارج از ایران به ترور و قلع و قمع مخالفین دست میزند، روزی که بمب اتمی بدستش بیفتد چه ها که نمیکند؟ آیا شما تصور میکنید که اگر بمبی اتمی در یک کشور منفجر شد و رد ان به عالی جنابان تهران نشین رسید، کشورهای دیگر در تلافی جویی ذره ای تردید میکنند؟ آیا از عواقب یک جنگ اتمی آگاهید؟
reza negaresh در ۲۶ دی ۱۳۹۰
آقای سام گرامی
اینکه شما بنده را متهم به مغلطه گری می کنید از دو چیز ناشی شود . یا معنی مغلطه را نمی دانید و یا اینکه اساسا تمایل دارید با اتهام زدن ،خود را در بحث پیروز جلوه دهید .درست مثل این می ماند که بنده به شما بگویم « تروریست» یا « حامی تروریسم »
دوست عزیز ! لب کلام یک چیز است و آن اینکه تروریسم به هر شکلی و در مورد هر کسی و در هر نقطه از دنیا محکوم است"
حال شما می خواهید بگوئید نه ! خب اشکالی ندارد .
مغلطه کردن یعنی به غلط انداختن . در این بحثی که با دوستان داشتیم ملاحظه بفرمائید که چه کسی برای اینکه به علاقه خود به تروریسم اعتراف نکند، مغلطه کرده و از پاسخ دادن طفره رفته است . از دیگر دوستان هم که به حاشیه میپردازند همین خواهش را دارم که با صراحت بفرمایند که : آیا با تروریسم از هر نوعی مخالف هستید یا خیر ؟ صحبت از استثنا قائل شدن هم نیست . چون اگر پای استثنا به این میدان باز شود همه افراد برای توجیه تروریسم به " استثنا" متوسل میشوند. هر گروه تروریستی برای موجه جلوه دادن این عمل شنیعش به همین "استثنا" متمسک می شود. مگر حزب الله لبنان اعمال تروریستی خودش را مجاز نمی داند ؟ مگر توپاک آمارو در پرو مجاز نمی دانست و نمی داند ؟ مگر مجاهدین خلق ؟ مگر جمهوری تروریست به اصطلاح اسلامی ؟ مگر القاعده ؟ مگر طالبان ؟ مگر تروریست های دیگر در جهان همه خود را استثنا نمیدانند ؟
باز هم تاکید میکنم تروریسم در هر نقطه و در مورد هر کسی محکوم است
با احترام . رضا نگارش
sam********@ymail.com در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-3
جناب نگارش
سعدی میگوید:
ان یکی پرسید اشتر را که های/از کجا می ایی ای فرخنده پی/
گفت از حمام گرم کوی تو/گفت خود پیداست از زانوی تو/
حالا حکایت شماست که با این دلیلی که آوردید اثبات کردید که اهل مغلطه اید. نمیدانم چرا دنیا احمدی نژادی شده و شما هم برای فرار از گفتگو، درست مثل احمدی نژاد، حرف مخاطب را به خودش برمیگردانید و بعد هم ارشمیدس وار یافتم یافتم میگویید و برای پیروزی خود بر خصم، انهم با چنین روش بدیع و منطق برایی !!! برای خود کف میزنید. شما با این منطق, مغلطه را، در عمل و گفتارتان معنا کردید.
دوست عزیز، کسی در اینکه تروریسم در تمام اشکالش محکوم است که شکی ندارد، که شما به تصور کشفتان برای خود کف میزنید. صحبت بر سر اینست که هر که دست به اسلحه برد، تروریست نیست. حتی در حقوق بین الملل هم در مقابل "تروریسم"، "دفاع و مقاومت مشروع" هم وجود دارد و صرف استفاده از سلاح، کسی را از استفاده از عنوان "دفاع مشروع" محروم نمیکند. دفاع از کشور و آب و خاک در برابر تهاجم دشمن دقیقا با همین منطق، نه به عنوان تروریسم، که به عنوان دفاع مشروع قابل توضیح و توجیه است. نهضت مقاومت ملی فرانسه هم در زمان هیتلر به همین دلیل و علیرغم استفاده از اسلحه در مقابل هیتلر، به عنوان "مقاومت مشروع" شناخته میشود. استفاده از سلاح در برابر حکومت های سرکوبگر هم از جمله با همین منطق در قانون اساسی مترقی آمریکا برسمیت شناخته شده تا آنجا که به آمریکاییان حق حمل اسلحه را داده است.
فرموده اید که برای آنکه در این بحث کسی به علاقه اش به "تروریسم" اعتراف نکند، مغلطه نموده است. گویا شما هم علاقه بسیار زیادی به "اعتراف گیری" دارید و علاقه خود به اعتراف گیری را هم، مثل اصلاح طلبان حکومتی، که همان خط امامیهای بازنشسته خمینی هستند، تحت عنوان "مبارزه با ترور" توجیه میکنید. اگر اینطور است، خیلیها باید برای اعتراف به "علاقه به تروریسم" نزد شما بیایند و به "ترور" اعتراف کنند، از قبیل، آبراهام لینکلن و مبارزان استقلال آمریکا یا مبارزان فرانسوی در نبرد علیه هیتلر. اتفاقا هیتلر هم به مبارزان فرانسوی برچسب تروریستی میزد. شاید اگر محمد علیشاه قاجار هم زنده بود، از مبارزان مشروطه انتظار اعتراف به "ترور" را داشت. اما صرفنظر از هر نوع تعبیر و سوء استفاده ای که دیکتاتورها بخواهند از معنای "ترور" داشته باشند، حقوق بشر مقوله ای مشخص است و ناقضین حقوق بشر هم, چنانچه دست به سلب حق و حقوق مردم بزنند و راه هر گونه اعتراض مسالمت آمیز را از مردم بگیرند، راهی جز دست بردن به اسلحه نمی ماند و این هم البته ربطی به تعبیر من و شما از مقوله "ترور" ندارد که راه بخواهد برای سوء استفاده باز باشد. از جمله به همین دلیل است که جهان نه قتل هیتلر را به عنوان "تروریسم " میشناسد و نه مبارزه مسلحانه مردم لیبی یا سوریه را بر علیه حکام آدمکش و دیکتاتورشان.
بنابر این، این ادعا نامه شما که "....باید با تروریسم در تمام اشکال ان مخالف بود......" کلی گویی هایی است که اساسا با صحبت ما ارتباطی ندارد و گفتن ان نشاندهنده عمق نا آگاهی گوینده از مبحث "ترور" و تفاوت ان با "مقاومت مشروع" است، بالاخص که با کلی گوییهای تکمیلی دیگری نیز همراه شود، از قبیل "...چون اگر پای استثنا به این میدان باز شود، هر گروه تروریستی دیگری برای توجیه این عمل شنیعش به استثنا متمسک میشود......."
اینجاست که معلوم است که شما نه تنها از تفاوت "تروریسم" و "مقاومت" آگاه نیستید، حتی گوشتان را گرفته اید و فرار میکنید و با صدای بلند همن حرفهای خودتان را میزنید و هر چه هم که به شما گفته میشود که ....برادر.........تو اول برادریت را ثابت کن و بعد ادعای ارث و میراث کن، اول ثابت کن که این عمل "تروریستی " است و نه مصداق "دفاع مشروع"، بعد موعظه های ضد تروریستی بکن،... شما همچنان به ایراد نطق های تکراری خود مشغولید .
پیشنهاد من به شما اینست که اول از همه ببینید که آیا عملی مسلحانه، مصداق تعریف "ترور" میشود یا مصداق "دفاع مشروع" و آنگاه اگر مصداق تعریف "ترور" شد، آنگاه بدون استثنا آنرا محکوم کن. وگر نه همانقدر که سوء استفاده از مفهوم و مصداق "مقاومت مشروع" پرانتز نامشروعی است که گروه های تروریستی باز کرده اند، سوء استفاده از مفهوم "ترور" هم پرانتزی به همان میزان نامشروع است که حکومتهای سرکوبگر باز کرده اند، از حکومت رایش سوم گرفته تا حکومت جمهوری اسلامی از زمان پیدایش ان، حکومت امروز سوریه در مقابل مبارزین سوری تا حکومت قذافی و الی آخر. وگر نه محکوم کردن دفاع و مقاومت مشروع تحت عنوان "تروریسم" تنها دولتهای سرکوبگر را تقویت کرده و دست نیروهای مبارز و آزادیخواه را میبندد و ادعای آزادیخواهی و دموکراسی طلبی مدعی را زیر سوال میبرد.
ممنون از توجهتان
reza negaresh در ۲۷ دی ۱۳۹۰
جناب سام!
تشکر از توضیحات مبسوط شما
بهتر است قبل از اینکه ما( بطور کلی نه در این مورد خاص)وارد بحث شویم، در معنای لغاتی که بکار می بریم دقت و گفتگو کنیم.همانطور که در کامنت های قبلی هم اشاره کردم "مغلطه" یعنی به غلط انداختن . یکی از نمونه های "اغلاط "اینست که گوینده با یک پیش فرض غلط و با استناد به همان پیش فرض نتیجه گیری کرده و مخاطب را محکوم می نماید. دقیقا کاری که حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان میکند .
با این مقدمه لازم است از شما بپرسم که در کجای مقاله فوق ،به "مقاومت" اشاره شده است ؟
در کدامیک از کامنت های فوق به " مقاومت مشروع " اشاره شده ؟
در ثانی همانطور که حتما کامنت های مرا مطالعه کرده اید ، بنده فقط در مورد تروریسم و محکومیت آن صحبت کرده ام !مقاومت مشروع هم، توصیفات خود را از نظر حقوق بین الملل دارد که اصلا به مقوله تروریسم مربوط نمی شود .
ظاهرا شما کشف جدیدی فرموده اید و به این امر بدیهی اشاره کردید که مقاومت و انجام عملیات نظامی در دفاع از آب و خاک ، امری واجب است ؟
هر چند که این مقوله هم جای تفیسر های گوناگون دارد . مثلا جمهوری جنایت کار اسلامی و همچنین گروه تروریستی حزب الله لبنان ، ازاعمال این گروه با نام "مقاومت" یاد می کنند . به هر صورت بحث بنده و مقاله نیک آهنگ فقط مربوط به مذمت ترورسیم بود نه چیز دیگر .
ضمن تشکر از توصیه شما بنده هم به سهم خود به شما توصیه می کنم از صدور پیش فرض که نوعی مغالطه می باشد، در بحث خود داری نموده و فقط در مورد سوژه تعیین شده که در اینجا فقط مقوله تروریسم است ، قلم فرسائی و نقطه نظراتتان را بیان فرمائید .
با احترام . رضا نگارش
sam********@ymail.com در ۲۷ دی ۱۳۹۰
-1
جناب نگارش
گفته اید که کجا در مقاله اصلی به مقاومت اشاره شده است. در مقاله پست اصلی اصلا اشاره ای به "مقاومت" نشده است، و مشکل هم همینست. تعریفی که در مقاله از ترور شده و پاسخهایی که آقای کوثر جابجا به آقایان zed و فریدونی داده است به خوبی نشاندهنده آنست که تعریف ایشان از "تروریسم" انقدر بسیط است که مقاومت مشروع را هم در بر میگیرد. آقای فریدونی و آقای zed به موارد متعدد تاریخی مقاومت مثل طرح سوء قصد به جان هیتلر توسط کلنل فون اشتافنبرگ اشاره میکنند و هر بار هم با این جواب تکراری از سوی آقای کوثر مواجه میشوند که ما "ترور" را در هر شکلی محکوم میکنیم و خود شما هم چشمتان را میبندید و همچنان میگویید که "تروریسم، تروریسم است و خوب و بد ندارد". امیدوارم که از این به بعد کامنتها را با دقت بخوانید و پاسخ متناسب به آنها بدهید که دیگر من مجبور نباشم که با طول و تفصیل به موارد بدیهی و همه کس فهم اشاره کنم تا به شما نشان دهم که کامنتهای شما تا کجا با عقل سلیم و اصول همه کس فهم، در تضاد است.
مقاومت در مقابل یک حاکمیت سرکوبگر و آدمکش که همه راه های اعتراضات دموکراتیک را بسته است، حقی مشروع است و حتی اگر صورت مسلحانه به خود بگیرد، مشمول تعریف تروریسم نمیشود. شما به سوء استفاده جمهوری اسلامی از مفهوم مقاومت مشروع استناد میکنید. اصلا رژیم جمهوری اسلامی برای بقایش از هر مساله ای سوء استفاده مینماید. هیچ خط قرمزی، جز بقای خود به هر قیمت ندارد. نه سو استفاده اش از مسائل مورد احترام انسانها چیز عجیبی است و نه منحصر به مفهوم "مقاومت مشروع" میشود. آیا مگر جمهوری اسلامی از مفهوم تروریسم سوء استفاده نکرده و مخالفینش را به "ترور" و "تروریسم" متهم نمیکند؟ سوء استفاده، سوء استفاده است و راه جلوگیری از سوء استفاده جمهوری اسلامی از مفهوم مقاومت مشروع، بستن باب ان و محکوم کردنش به عنوان "تروریسم" نیست. "مقاومت مشروع" درست مثل تروریسم، تعریف خود را دارد و راه جلوگیری از سوء استفاده جمهوری اسلامی از "مقاومت" و جایگاه حقوقی ان، بازگویی صد باره و هزارباره مفهوم "مقاومت مشروع" و تفاوتهای ان با اعمال امثال حزب الله لبنان است. جمهوری اسلامی از مفهوم اصلاح طلبی هم سوء استفاده کرد. منتهی این که نباید مانع از ان شود که ما اصل "رفرمیسم" را که به هر حال در برخی کشورها کارایی دارند،، زیر سوال ببریم. تنها باید ادعای "اصلاح طلبی " رژیم ولایی را نپذیرفته و آنرا مردود اعلام نمود.
reza negaresh در ۲۷ دی ۱۳۹۰
جناب سام!باز هم تشکر از توضیحات مبسوط شما
کامنت خود را خیلی خوب شروع نمودید لیکن در اواسط نوشته "خَلط" در بحث کردید .
اولا بیش از 50 کامنت در ذیل این پست نوشته شده و بنده فقط مسئول گفته های خود هستم و نه دیگران !
ثانیا همانطور که شما بدرستی اشاره کرده اید چشمانم را می بندم و فقط میگویم" ترور" در هر صورتی و در مورد هر کسی و در هر نقطه ای از دنیا صورت بگیرد محکوم است.
از سوی دیگر بنده " مقاومت مشروع " با "تروریسم " را به هیچوجه نمیتوانم در یک ظرف جای دهم.
علت آنکه ترور را در هر صورتی محکوم مینمایم اینست که معتقدم هر انسانی که مرتکب حتی جنایت میشود ، باید در دادگاهی صالحه ،محاکمه ،و ضمن داشتن حق دفاع و در حضور هیات منصفه ،بر اساس حکم صادره مجازات گردد . حال این شخص مجرم فردی مشهور بااتهامی بزرگ باشد یا شخصی گمنام و با اتهامی کوچک .
شاید ازفحوای کلام شما چنین برداشت شود که شما معتقدید مقوله "تروریسم" با مقاومت مشروع از یک خانواده میباشد و لذا با تمسک به کلمه " مقاومت مشروع" میتوان ترور هم انجام داد!
اگر برداشت من درست باشد باید خدمت شما عرض کنم که بنده با این نظر همراه نیستم.
در این مورد اگر تمایل دارید توضیح دهید که آیامن برداشت درستی داشتم یا خیر ؟
البته در انتهای کامنتتان مطلب دیگری را که ظاهرا با برداشت من از گفتار شما متعارض است فرموده اید. شما نوشته اید :«"مقاومت مشروع" درست مثل تروریسم، تعریف خود را دارد»
اگر اینطور باشد -که هست- و بنده هم دو تعریف جداگانه از این دو مقوله دارم ،ظاهرا ما در این مورد اختلاف نظری نداریم . فقط می ماند این موضوع که چون در رابطه با " تروریسم " صحبت میکردیم، شما بفرمائید که توضیح و تفسیرتان از "ترور" و " تروریسم" چیست ؟ امیدوارم تفسیر شما و بنده در این مورد هم نزدیک باشد که با یک نتیجه گیری بحث را خاتمه دهیم.
با احترام. رضا نگارش
sam********@ymail.com در ۲۷ دی ۱۳۹۰
آقای نگارش
۱- متاسفانه من مثل آقای zed استعداد خلاصه نویسی ندارم. البته اینهم یکی از هزارهای معایب من است.
۲- شما در پاسختان به آقای zed مشخصا عمل حذف هیتلر را "نادرست" توصیف نموده اید و تایید آنرا به مثابه تایید "ترور" نامیده اید که نشاندهنده آنست که شما نقشه قتل هیتلر و عملی نمودن آنرا "ترور" نامیده اید. بنابر این بنظر نمیرسد که شما بین "مقاومت مشروع" و "ترور" فرقی قائل باشید.
۳- در توجیه چنان توصیفی، اظهار داشته اید که معتقدید که باید افراد مجرم را "محاکمه" کرد. اصلا هم توجهی به وجود چنین امکانی در مورد افرادی مثل هیتلر ندارید که برای به محاکمه کشیدن افرادی مثل وی، که به آسانی حاضر به تسلیم خود به دادگاه نیستند، نیاز به جنگ و کشتار هزاران نفر انسان است و اگر دلیل شما برای مخالفت با کشتن هیتلر، انهم بدون محاکمه، ارزش جان انسانهاست، که توسل به جنگ و به کشتن دادن هزاران انسان بیگناه، دقیقا نقض غرض و تناقض است. کشتن هیتلر نه ترور، که مقاومتی مشروع است، که حداقل هزینه را از نظر مالی و انسانی روی دست جامعه میگذارد.
۴- مقاومت مشروع از حق صیانت نفس و کرامت انسانی میاید. بنا بر این هر جا که پای دفاع از خود در مقابل متجاوز باشد، چنین حقی مصداق پیدا میکند. ترور هم به معنای هدف قراردادن افراد "بیگناه" و "غیر نظامی" است برای رسیدن به اهداف سیاسی. صد البته که اگر در جامعه ای آزادیهای بشری وجود داشته باشد و حق ابراز مسالمت آمیز مخالفت وجود داشته باشد، خودبخود هر نوع مخالفت مسلحانه سیاسی مصداق ترور میشود. اما تا زمانی که چنین شرطی وجود نداشته باشد، مبارزه مسلحانه برای مخالفت با دولت سرکوبگر حاکم، الزاما مصداق تروریسم نبوده و اصلا شاید تنها راه ابراز مخالفت با دولت باشد. این مساله هم در انقلاب آمریکا دیده شد، هم در انقلاب مشروطه ، هم در انقلاب فرانسه و هم در انقلاب لیبی.
۴- من نگفتم که "ترور" با "مقاومت مشروع " از یک خانواده هستند. من گفتم که "دیکتاتورها" و طرفدارانشان با مغلطه این دو را یکی میکنند و این مغلطه در ذهن بسیاری متاسفانه جا افتاده است. حتی بنا بدلایلی که گفتم، به نظر میرسد که خود شما هم چنین فکر میکنید. من با این طرز فکر مخالفم و آنرا هم در همینجا ابراز داشته ام.
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
sam گرامی ، این سوال را باید بدین صورت از این پرسید که تا شیاد درک کنند . آیا بابک خرمدین هم تروریست بود .
sam********@ymail.com در ۲۷ دی ۱۳۹۰
-1
جناب zed
تازه شما کجاش را دیدید؟ الان منافع نظام مقدس ایجاب میکنه که پاسدار- لمپنهای خمینی یکشبه تبدیل بشن به ولترهای شسته رفته و استرلیزه ضد ترور که اسهال تسامح و تساهل گرفته اند و کلاس خشونت ستیزی بگذارند. خوب در چنین شرایطی، باید هم امثال بابک خرمدین تروریست بشن.
zed در ۲۵ دی ۱۳۹۰
من بیشتر از همه چیز ضد مغلطه هستم . شما نقشه کودتا علیه هیتلر که بزرگترین تروریست دنیا بود و اگر عملی می شد جان میلیونها انسان را نجات می داد با عمل تروریستی قتل بختیار در یک مجموعه قرار می دهی و نتیجه گیری می کنی . بزرگترین دموکراسی دنیا هم با چیزی که شما به ان یک عمل تروریستی می گویید یعنی مهمانی چای بوستون شروع شد .
من از کسانی مثل جففرسون و استوارت میل نوشتم و آقای کوثر گفتند ما تبلیغ خشونت نمی کنیم و آنرا سانسور کردند و در جواب اینکه این خودنویس را تبدیل به بولتون حزبی می کند گفتند نخیر، بولتون حزبی نه ولی روزنامه نگار تبلیغی برای یک طرز فکر مخصوص .
reza negaresh در ۲۵ دی ۱۳۹۰
دوست گرامی !
اولا صحبت از عمل شنیع ترور هست و نه کودتا. ( ظاهرا شما علاوه بر اینکه ضد مغلطه هستید خود ید طولائی در مغلطه کردن دارید)
ثانیا " ترور" به هر شکلی و در مورد هر کسی صورت گیرد ناپسند و عملی جنایتکارانه محسوب میشود.
ثالثا در کامنت بالا عرض کردم قتل هر انسانی بدون انجام محاکمه و تایید ادله لازم و صدور حکم مقتضی باطل و غلط است. این موضوع در مورد همه انسان ها صادق است. ( هر چند که باز هم تاکید می کنم که بسیاری از کشور ها به کمپین حذف مجازات اعدام پیوستند . در صورتیکه حتی اعدام حق مسلم مجرم تلقی شود) این نشان از حرکت جامعه فرهیخته به سوی حذف خشونت است.
رضا نگارش
zed در ۲۵ دی ۱۳۹۰
-1
ببخشید نمی دانستم قرار بود اول هیتلر را نوازش کنند و بعد کودتا کنند . نیروهای واکنش سریع پلیس در پیشرفته ترین کشورها هم تا آنجا سعی در نکشتن گروگانگیر می کننند که جان گروگانی ویا پلیسی در خطر نباشد و چناچه گروگانگیر به کسی صدمه به زند در اولین فرصت وی را می کشند .
شما جواب من در مورد مهمانی چای بوستون را هم ندادی . این فیلم نقشه به هلاکت رساندن هیتلر و کودتا هم سه سال پیش در آمد اگر حوصله خواندن نداری می توانی این فیلم را تماشا کنی .
tak*****@gmail.com در ۲۵ دی ۱۳۹۰
رضای عزیز
همانطور که از اسم شما پیداست، به خیلی چیزها رضایت میدهی! این را نوشتم که تاکید کنم که با اسم دیگران ور رفتن مغلطه است عزیز من!

دوما، من خیلی کامنت خوب از زد دیدم

سوما زد در اینجا یک سوال خوب مطرح کرده و نظر نیک آهنگ رو در خصوص حرکت افسران آلمان برای به درک فرستادن هیتلر پرسیده، شما چرا بهت بر خورده گرامی؟

واقعیت اینه که ما با ج. ا که بنیانگذار ترور است مواجهیم

حالا سوال اینجاست که در زمانی که ج. ا هزاران ترور در پشت سر (و شاید هم در پیش رو) دارد، تجاوز میکند، سرکوب میکند، ترور میکند، آدم دزدی میکند، دروغ که ماشالله و...و از هیچ رذالتی هم روگردان نیست، تکلیف دیگران چیست؟

افشاگری های صد من یک غاز و تکراری؟
نصیحت ج.ا و نظاره کشته شدن فرزندان ملت ایران تا روز انتشار خبر خوشحال کننده تولید سلاح اتمی آقا امام زمان؟

دقت کن گرامی، من نه نصیحت کردم نه خط دادم، اما دارم یک سوالی که با واقعیات روز میخونه رو مطرح میکنم

تکلیف دیگران با این رژیم کاملا منحط و فاسد چیست؟

ارادتمند
شهرام فریدونی
reza negaresh در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-1
آقای فریدونی عزیز !
الان یک کامنت دیگر از شما زیر خبر« حسین علائی توبه نامه نوشت » خواندم . در قسمتی از آن نوشته بودید :"بجای نگاه کردن به کشورهای مدرن و مرفه، و تقلید از اونها، رفتار آخوند رو کپی کردن.... "
خیلی جمله جالبی را نوشته اید و از فحوای کلامتان چنین برداشت میشود که تقلید از آخوند های جنایتکار غلط است . همانطور که خود بدرستی اشاره کرده اید بهتر است انسان از آخوند های تروریست ، این عمل را کپی برداری نکند.
reza negaresh در ۲۵ دی ۱۳۹۰
-1
شهرام گرامی !
یک به یک پاسخ شما را می دهم:
اولا "رضا" بودن من نشان از حسن نیت دارد نه مخالفت با چیزی ! بنابر ان فکر میکنم حسن نیت امری پسندیده تر باشد.
ثانیا همانطور که شما مدعی هستید کهاز جناب ضد کامنت خوب دیدید ، من هم مدعی هستم هر چه دیدم اظهار مخالفت از سوی ایشان بوده !
ثالثا من با ضد گرامی صحبتی را در میان گذاشتم ، شما چرا بهت برخورد ؟
رابعا اگر رژیم یا شخص جنایتکاری مثلا به ناموس ما تجاوز کرد، ما نباید دقیقا اینکار رابا ناموس او یا دیگری انجام دهیم . وقتی کاری زشت و ناپسند و منفور است برای همه صادق می باشد نه قشر خاص!
یعنی شما میگوئید اگر کسی دزدی کرد ما هم باید دزدی کنیم ؟
سخنان دیگر شما هم هیچکدام توجیه کننده جنایتی بزرگ به نام" ترور" نیست .
قربان شما- رضا نگارش
zed در ۲۵ دی ۱۳۹۰
-2
من و شهرام از قصاص منزجریم ! ما حرف از دفاع از خود که حقی است که سازمان ملل هم آنرا به رسمیت می شناسد صحبت می کنیم و تو آنرا به تجاوز رابط می دهی . حتمن کسانی هم keh بر علیه رژیم ویشی می جنگیدند که شاپور بختیار هم یکی از آنان بود به نظر تو همه تروریست بودند .
kiaa در ۲۵ دی ۱۳۹۰
-3
اقای نگارش من کامنت های شما را برای زد و شهرام خواندم و شما توان پاسخ دادن به به سئولات انها را ندارید و هی به صحرا کربلا میزنید در ضمن یعنی چی اگر به ناموس ما تجاوز کرند اصلان همین کلمه ناموس گفتن شما نشان از عقب مانده گی شما و گرفتار مردسالاری بودن شما دارد زنی که بهش تجاوز میشود خودش تصمیم میگرد که چکار کند احتیاج گردن کلفت ندارد که برایش تصمیم بگیرد که انتقام بگیرد یا نگیرد
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
!+++AA
reza negaresh در ۲۶ دی ۱۳۹۰
دوست عزیز !
صحبت از ترور بود و هست . کسی مدعی این نیست که باید مجرم را نوازش یا بوسه باران کنند . عرض بنده این بود که هر کسی هم که جرم و جنایتی مرتکب شده باید در محکمه ای صالح محاکمه و به مجازات برسد . ضمنا شما سوالی در مورد دیدن یا ندیدن فیلم مذکور از من نکردید . بنده این فیلم را ندیدم ولی به توصیه شما سعی می کنم ببینم . اما اگر این فیلم و صد تا فیلم دیگه هم ترور را تایید کنددلیلی بر درست بودن این عمل جنایتکارانه نیست . مثالتان هم، قیاس مع الفارق است
sam********@ymail.com در ۲۶ دی ۱۳۹۰
-2
" عرض بنده این بود که هر کسی هم که جرم و جنایتی مرتکب شده باید در محکمه ای صالح محاکمه و به مجازات برسد . "

حرف خیلی قشنگی است در دنیای ایده ال شما که شاید همان بهشت مسلمین باشد که پس از مرگ به آنجا میروند. در دنیای واقعی اما، عدالت و اجرای ان در دست کسانی است که خود مجرم و جنایتکارند. این جنایتکاران انقدر از جایگاه محکمی برخوردارند که مثل خمینی شاکیان را تهدید هم میکنند که مثلا "...... با کسانی که در کنار ساختمان دادگستری به تحصن نشسته اند، ان میکنم که با شاه کردم........." (نقل به مضمون)
حال شما پیشنهاد میکنید که با چنین جنایتکارانی که فراتر از قانون قرار دارند و اجرای عدالت را هم مستقیم یا غیر مستقیم بدست دارند چه باید کرد؟
الف- باید سوخت و ساخت
ب- باید دستشان را بوسید و ماچشان کرد
ج- از ترس بدتری، با نوچه هایشان دست بیعت داد تا از روی خون و جنازه مردم و امیدهایشان، ما را یکراست به دوران طلاییشان!!! ببرند.
د- اگر شد به زبان خوش و اگر نشد، مثل مردم انقلابی لیبی یا انقلابیون فرانسوی و آمریکایی، با مسلسل و گلوله اراده مردم را به آنها تحمیل نمود.

آخرین گزینه، گزینه ای است که مردم قرون و اعصار مختلف بارها و بارها آنرا انتخاب کرده اند و از همه عملی تر است.
sar********@gmail.com در ۲۴ دی ۱۳۹۰
10
خب شما که با خشونت مخالفید چه راهی رو ‍پیشنهاد می کنید ؟
بریم قاتلای ملت رو انقدر بوس کنیم تا بمیرن ؟
چرا فکر می کنید اگه ادای گاندی رو در بیارید یعنی خیلی روشن فکر و از همه داناترید ؟
بیایید بگید دیگه٫ بیایید راه حل بدید٫ اقای نیک اهنگ کوثر گل و بلبل٫ اقایی که با خشونت مخالفی٫ بیا به من بگو از چه راهی این حکومت از بین میره ؟
بیا به ماهایی که نادون هستیم و فکر می کنیم این حکومت فقط با خشونت نابود میشه یاد بده که اشتباه می کنیم و یه راه حل دیگه ای هست
ما منتظریم اون راه حلتون رو بشنویم.
ما با انتشار مطالب توجیه‌گر خشونت مخالفیم. راه حل؟ اینجا را لطفا از خشونت عاری نگاه دارید؛ در سایت‌های دیگر خشونت را تقدیس کنید.
zed در ۲۷ دی ۱۳۹۰
نیک آهنگ گرامی ، شما با سانسور فرمی از خشونت را اعمال می کنید . خشونت فقط با توپ و تفنگ و چک و لگد نیست . خشونت امری بشری است و از ان گریزی نیست و بهتر است با ان برخورد عقلانی و نه احساسی شود .
ضد عزیز. هر رسانه‌ای محدودیت‌هایی دارد. این را به حساب محدودیت‌های ما بگذارید. ما از قبل گفته‌ایم چه چیزی را منتشر نمی‌کنیم. حالا اگر کسی اصرار بر انکار داشته باشد و بگوید «چرا با وجود اینکه گفته‌اید چنین محتوایی را منتشر نمی‌کنید و من برخلاف محدودیت اعلام شده شما حتما می‌خواهم خشونت را توجیه کنم» و مسوولان سایت بنا به تعهد خود، همانی را کرده‌اند که از قبل گفته‌اند...این کار هر چه هست، با سانسور «سنتی» متفاوت است. خودنویس یک سایت حامی افکار ضد «خشونت و ترور» است. از اینکه نمی‌توانیم شما را راضی کنیم، متاسفیم.
zed در ۲۷ دی ۱۳۹۰
نیک آهنگ گرامی ، آنچه گفتید قبل قبول است به شرطی که شما هم مقاله ای بر علیه این راه حال ننویسید چون در غیر این صورت این یک طرفه به قاضی رفتن است و بسیار بدور از اصول ژورنالیزم .
ضد گرامی. دچار سو تفاهم نشویم. دوباره عرض می‌کنم: "خودنویس یک سایت حامی افکار ضد «خشونت و ترور» است" به عبارت دیگر، می‌توان در باره خشونت و افکار و روش‌های ضد خشونت در آن بحث کرد. بحث "رسانه‌های حامی" را اگر دنبال کنید، احتمالا به این نکته خواهید رسید که می‌توانیم علیه خشونت هر چه خواستیم بنویسیم و بحث‌های طرفداران خشونت را نقد کنیم.
با سلام مجدد خدمت آقای کوثر یعنی نیک آهنگ میتونید بگید این نظر رو که خشونت خشونت میاره از کجا آوردن یه مقدار غیر جدی به مساله نگاه نمیکنی ؟ چون این همه سال که دولت خشونت میکنه خوب ما خشونتی از جانب مردم دیدیم ؟ ببین نیک آهنگ جان کاری ندارم که خشونت بده یا خوبه این حرف شما ۲ جاش اشکال داره اول که برای ترویج افکار شخصی متوسل به فرضیه اشتباه شدی اینکه خشونت حاصلی نخواهد داشت یا من وحشی نیستم فرق میکنه با خشونت خشونت میاره که اینطورر نیست خشونت دولتی کمک میکنه دولت ۳۲ سال حکومت کنه و خشونت مردمی بائث بر اندازی میشه مثله لیبی یا جاهای دیگه که به زور و خشونت دولت های زورگو کنار رفتن . اون وقتها که از موسوی میکشیدی هی پای کارهات مردم ازت میپرسیدن پس تو بگو چیکار کنیم من هم میگفتم نیکان فقط منتقده رهبر نیست حالا چی شد به مردم میگی چیکار کنن یعنی نکنن یعنی خشونت نکنن ؟!
Isaak Kar در ۲۵ دی ۱۳۹۰
دقیقا با کامنت های قبلی موافق هستم. حتی اگر فرض کنیم سر به نیست کردن این آدم کار آمریکا و اسراییل بوده. خوب که چی؟ می خواهید چه کار کنند؟ اگر می خواهید از جنگ و کشته شدن مردم بی گناه جلوگیری شود چه باید کرد. جمهوری اسلامی که آدم بشو نیست. همین کارها لازم میشه دیگر! این ها که برای این نظام سرکوب ضد انسانی خوش خدمتی می کنند و با همکاری در این پروژه ها زمینه سلطه ی بیشتر این نظام و خطر جنگ و مصیبت رو بر مردم حالا هدف قرار بگیرند و سقط بشوند تا از مصیبت بیشتر جلوگیری شود باز هم شماها اعتراض دارید؟ بعد می خواهید دیگران حرف های شما رو جدی بگیرند؟!
beh***@me.com در ۲۵ دی ۱۳۹۰
سوال جدی‌تر تو مرا بی‌اختیار به یاد ماجرایی انداخت که بیانگر هویت ذاتی رژیم اسلامی است و به پیش از به قدرت رسیدن آن و «دوران طلایی» برمی‌گردد.
یکی از وقایع تعیین کنندهٔ شورش علیه «دیکتاتور» فاجعهٔ سینما رکس آبادان بود.
مرتجعان اسلامی درهای خروجی سینمایی را که فیلم «گوزن‌ها» را نمایش می‌داد از بیرون زنجیر کردند و آن را به آتش زدند. قربانیانی که زنده در آتش سوختند، علاقه‌مندان به این نوع سینما، یعنی از قشر متوسط مدرن بودند که خاستگاه تجددگرای آنها در مخالفت با حکومت وقت، بیشتر آنها را به طرفداری از جنبش چریکی متمایل می‌کرد تا ارتجاع خمینی.
سوزاندن جمعی از «خودی‌های غیر خودی» در انقلاب علیه تجدد، و انداختن گناه آن به گردن ساواک، زدن چند نشان با یک تیر بود.

اما به نظر من برداشت تو از «خشونت» یک برداشت تاکتیکی و موقتی است و نه یک برداشت تئوریک. تاریخ بشریت بدون خشونت وجود خارجی ندارد. اما در مورد مواردی که اشاره کرده‌ای درست می‌گویی.
kiaa در ۲۵ دی ۱۳۹۰
نیک هنگ عزیز اگر خشونت امریکا در مقابل طلبان نبود انها هنوز در حکومت بودن صدام هنور در قدرت بود ووووو به نظر من در مقابل حکومت یا کسانی که خود جز با خشونت و کشتن مردم بی گناه طوری دیگر رفتار نمیکنند همانطور باید باهاشان رفتار کرد در اخر بگویم راهی بجز برخورد خشونت امیز با حکومت ادمکش اسلامی برای مردم ایران و دنیا نمانده است در تاریخ هم نگاه کنیم میبینیم که خشونت حتمن و از پیش محکوم به شکست نیست لااقل تاریخ همان کشوری که شما در ان زندگی میکنید بخوانید میبینید که مردم امریکا با جنگ با انگلیس ها انها را از کشور خود بیرون کردند و حکومت را بدست گرفتن وگرنه الان امریکا هم نوکر انگلیس بود مثل چند کشوری که ملکه انگلیس ملکه انها هم هست ایران الان در اشغال اسلامگرایان متحاوز وحشی است که دشمنی خود را در جندین قرن گذشته با ایران بدون رودرواسی نشان داده اند و در حال نابودی ایران هستند شما میگویی با همچین دشمنی باید چکار کرد خوب است یک مقاله هم در این باره بنویسید
اینجا هم سایت توجیه عملیات جنگی و ترور نیست البته.
sam********@ymail.com در ۲۵ دی ۱۳۹۰
جناب آقای کوثر
در مورد ترور آقای مصطفی روشن تصور نمیکنم که این کار توسط اسرائیل و آمریکا انجام شده باشد. اما رویه نادرست و برداشت غلطی را که من در تعبیرات شما در مورد "خشونت ستیزی" میبینم را قابل اعتراض و شعاری دانسته و اساسا علمی نمیدانم. متاسفانه شما بجای مبارزه با تجاوز به حقوق انسانی، که هدفی ملموس و قابل تبیین است، به مبارزه با "خشونت" پرداخته اید که هدفی گنگ و مبهم است. خشونت، بطور عام جز زندگی روزمره انسانی است. خشونت میتواند هم برای تجاوز به حقوق بشر و هم برای رفع ظلم بکار رود. متاسفانه این کلی گویی شما، مرز میان دفاع از خود، که ناشی از حق صیانت نفس است را، با نقض خشن حقوق بشر، مخدوش مینماید. به همین دلیل هم مورد سوء استفاده دیکتاتورها و آدمکشان بازنشسته ای قرار میگیرد که هوس سوء استفاده از مردم را برای رسیدن دوباره بقدرت دارند. آیا جای تعجب دارد که اصلاح طلبان ولایی با ان سوابق وحشتناک آدمکشی و تروریسم، همگی عاشقان سینه چاک تسامح و تساهل و مخالفین "خشونت" شده اند؟
کافی است توجه داشته باشید که در قانون اساسی دموکراتیک آمریکا، این حق دفاع مشروع تا آنجا به رسمیت شناخته شده که به شهروندان حق برداشتن اسلحه بر علیه حکومت سرکوبگر را میدهد. در هیچ قانون متمدنی، مبارزه مسلحانه با ناقضین حقوق بشر و بجهت اعتلا و برپایی حقوق بشر یا جلوگیری از نقض حقوق بشر، مصداق ترور شناخته نمیشود. چه چنین مبارزه ای خشونت متجاوز را متعادل و خنثی مینماید.
سام عزیز. ما نه اصلاح‌طلبیم، نه پیرو خط کسی. خودنویس را می‌خواهیم از خشونت در امان نگاه داریم. هزار تا سایت دیگر هست که می‌توان در آنها خشونت ورزید، اما این شرط اساسی را از اول داشته‌ایم. ممکن است نظر خودتان را منطقی بدانید، اما در باب خشونت، این یک قلم جنس را اینجا به مشتری محتوا ندهید.
aar****@msn.com در ۲۵ دی ۱۳۹۰
نیکان گرامی .
پیش از اینکه در دوران کودکی ما با خطابه داریوش بزرگ آشنا شویم ،که پروردگارا این کشور را از شر سه عنصر پلید مصون دار .،دروغ ،و خشک سالی ،و جنگ . داستان چوپان دروغگو در دوره نخستین کودکی ما حاوی آثار گرانسنگی بود،که تاثیر بسزای به روح و منش خیلی از ماه ایرانیان گذاشته است .از بد رخداد هم اکنون هر سه عنصر پلید در حاکمیت جمهوری اسلامی نهادینه شده است .
به جرات ،و شهامت تمام میتوان گفت ،که تی سی سال کمتر اتفاق افتاده است ،که سخن و یا گفته راستی را از این حاکمیت شنیده باشیم ،و شوربختانه گاهن بسیار هم اتفاق افتاده است ،که بخش فراوانی از اپوزیسیون هم در دام و تله دروغ پردازی ها گرفتار شده است .حتمن این واژهای بغایت دروغ رژیم را تی دو سال شنیده ایم . ."دانشمندان هسته ای "دانشمند هسته ای که توست سازمان سیا از عربستان سودی ربوده شد ؟؟بیش از یکسال از بازگشت ان میگذرد ،جمهوری اسلامی تا کنون چه پاسخی به اذهان عمومی داده است ؟؟؟داشمند هسته ای که توست بمب کشته شد دو سال پیش استاد فریهیخته فیزیک در جلوی درب خانه اش ترور شد ،"قاتل نگون بختی را در تلویزون آوردند ،و مشتی دروغ از شبکه سردار حاج ذلت ضرغامی به ارایه نمودند ،که ایشان چند جلسه در تلاویو آموزش تیراندازی دیده است ،و سپس در آذربایجان هم با جاسوس موساد همکاری نموده است .
هرگز کسی نپرسید آقای ۰۰ ۷ جاسوسی که با برنامه میخوهد بمب را منفجر کند ،چرا باید در تلاویو آموزش تیراندازی ببیند ،آیا اصلن یک جاسوس حرفه ای میتواند در خیبان های تهران به جز سربازان گمنام امام زمان آدم بکشد ؟؟
آقای ۰۰۷ حیدر مصلحی فکر میکند سازمان های جاسوسی غرب به مانند ایشان ساندویچ مغز خر تناول نمودهاند.قاتل شادروان علی محمدی هم اکنون در چنگال سربازان گمنانم میباشد ،درست سرنوشتی شبیه ان جوان نگون بختی که در دوره سعید امامی اقرار کرد که بمبی که در حرم امام رضا منفجر شد توست او اجرا شده است . بر اساس اطلاعات افسا شده ،بمبی که در حرم امام رضا منفجر شد توست وزارت اطلاعات بود ،و هدف ان هم سرکوب نمودن اهل تسنن در خراسان بود .چهار هفته پیش امیر میرزای حکمتی را تحت عنوان جاسوس سیا کرفتن،هفته پیش هم جوان نگون بختی را در خیابان ترور کردن ،تا سناریوی جهت انتخابا ت دوازده اسفند ترسیم کنند ،از بخت بد آنها دولت امریکا ان ترور زبونانه را محکوم نمود ،برنامه رژیم هم با شکست روبرو شد .حربه های شهید سازی و شهید پروری هسته ای رژیم جمهوری اسلامی کارای خود را از دست دادهاند .
aar****@msn.com در ۲۵ دی ۱۳۹۰
" اینقدر فضا گل‌آلود است که نمی‌توان با اطمینان گفت چه کسی عامل ترور است و تنها می‌تواند حدس زد."
شاید اگر دوستان خواهان واکاوی این پدیده شوم باشند ،و بخواهند اندکی نوری در این تاریک خانه بتابند ،پس چه بهتر پاسخی در خور خرد به پرسش بالا دهند !!
۱. آیا براستی کشتن ناظر خرید سایت هستهای نطنز توست شبکه جاسوسی کشورهای غربی،و یا اسراییل بوده است ؟؟جمهوری اسلامی از ایشان تحت عنوان مسوول بازرگانی سایت نطنز نام برده است .
۲.آیا موساد با کشتن یک و یا چند نفر در چند مورد متوالی با ریسک فراوان به اهداف خود خواهد رسید ؟؟ آنهم در کشوری که همه چیز تحت کنترل میباشد .
۳.آیا براستی سازمان های جاسوسی غربی هم نسبت به جان مزدورانی که استخدام میکنند ، بی تفاوت هستند ؟؟درست کاری که انتهاریون طالبان در افقانستان و عراق ؟؟
۴.آیا تعداد متخصین در این زمینه به اندازه انگشتان دست میباشد ؟؟که تبدیل به هدف نهای اسراییل و یا کشور دیگری شده است ؟؟
۵.تخریب و انفجار در سایت پا رچین ،که منجر به انفجار شد ،و منجر به کشته شدن چند نفر از فرماندهان سپاه شد
۶.انفجارسال پیش در لرستان ،و انفجار در پادگان سپاه در اصفهان چند ماه پیش ،به اضافه ویروس استاکنت ،در سایت بوشهر ؟؟
۷.در صورتی که تخریب در پایگاه موشکی پا رچین ،و اصفهان ،و لرستان ،و ویروس استاکنت توست اسراییل انجام شده باشد ،آیا سربازان گمنام موسی جایگزین سربازان گمنام امام زمان نشدهاند؟؟
reza negaresh در ۲۵ دی ۱۳۹۰
آقا چرا پاسخ منو به کامنت آقای شهرام فریدونی نگذاشتید ؟
من نه جسارتی کردم و نه حرفی خلاف زدم !
شاید فراموش کردید . اگه میشه لطف کنید و پاسخ منو به آقای شهرام فریدونی بگذارید
با تشکر . رضا نگارش
پرسش اینست که چه کسی از کشتن یک مهندس شیمی که برای برنامه اتمی رژیم ضروری نیست، منفعت میبرد؟
به خصوص که این شخص از کلیت این برنامه خبر داشته باشد و IAEA با وی در گذشته تماس گرفته.
ضد عزیز. ما از قبل گفته‌ایم چه چیزی را منتشر نمی‌کنیم. قاعده ما چنین است.

جایگاه ما هم خط دادن نیست. بحث می‌کنیم و می‌گوییم و می‌خوانیم و می‌شنویم. ایده دادن می‌تواند بر عهده اعضا باشد.

ما عامل انفعال نیستیم. از مردم می‌خواهیم فکر کنند. اطاعت کورکورانه نکنند. فضا را بشناسند.

اگر گروهی توان اندیشیدن ندارند و می‌خواهند منفعل باشند، گردن کسی نیاندازید جز خودشان. دلایل جامعه شناسی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... را ندیدن و فقط به این چسبیدن که راه چاره ندادن گردانندگان یک رسانه عامل انفعال است، خود برداشتی منفعلانه است!
foz***@yahoo.de در ۲۶ دی ۱۳۹۰
یک سوال کلی و بی‌ربط به‌این مطلب:
نیک‌آهنگ عزیز، چرا در بالای کامنت‌ها برای بعضی نام کاربری و برای بعضی آدرس ایمیل نشان داده می‌شود؟
این بستگی دارد به نام کاربری که از اول برای خود انتخاب کرده‌اید.
mar**********@gmail.com در ۰۱ بهمن ۱۳۹۰
نمیشه تغییرش داد؟ حالا ما بچه بودیم یک کاری کردیم! الان خیلی‌ بی‌ نام و نشونیم...
zed در ۲۶ دی ۱۳۹۰
نیک آهنگ گرامی ، ارائه ندادن راه حل از طرف خودنویس دلیل انفعال مردم ایران نیست ولی می شود در مجموعه ای که موجب بوجود آوردن این پدیده شده قرار بگیرد . یک فرق آمریکایها با اروپائیان این است که آنها همیشه راه حلی دارند حالا برای مثال با شش لول جان وین شده باشد در صورتی که اروپایی ها حد اکثر به طرح یک مساله اکتفا می کنند و جوابی هرگز ندارند .
ضد عزیز، تنبلی بقیه را گردن ما نیاندازید. درست است که ما محدودیت‌هایی را به هر نحو «تحمیل» می‌کنیم و نمی‌گذاریم مطالب «خشن» و توجیه‌گر «ترور» منتشر شود، اما مگر تولید محتوا فقط وابسته به تعریف و تقدیر از تروریست‌ها است؟ فزا برای تولید محتوا و انتشار اندیشه هست.
zed در ۲۷ دی ۱۳۹۰
نیک آهنگ گرامی ، ما این بحس را قبلا هم داشته ایم. ژورنالیزم حامی هم حق جواب دادن برای طرف مقابل را قایل است و غیر از این می شود بولتون حزبی . اینکه نمی شود تبلیغ راه و روشی را کرد و راه دیگر را محکوم کرد به خصوص در مورد ایران و با توجه به سوابق ما در سانسور و دیکتاتوری .
اگر شما اینجا را به عنوان یک چارچوب به رسمیت می‌شناسید، یک بحث است. در این چارچوب، ما، حتی اگر به نظر شما غلط باشد، از ابتدا گفته‌ایم که اجازه توصیه به خشونت و تبلیغ آن‌را نمی‌دهیم. اما اگر چارچوب را به رسمیت نمی‌شناسید، بحثی نداریم. اگر با توجه به چارچوبی که داریم می‌توانیم گفتگو کنیم، ادامه دادنش منطقی است.
مجموعه نتایج: 14 | نمایش: 1 - 14

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز

مذاکرات بغداد و تاثیر آن بر نرخ ارز
بخش تحلیل خودنویس: اگر توافقی در مذاکرات «هسته‌ای» بغداد حاصل شد، نرخ ارز ناگهان سقوط می‌کند و وابستگان نظام به «خرید» خواهند پرداخت و بعد از دوره‌ای بسیار کوتاه مدت نرخ ارز با شیب زیاد به قیمت‌های اواخر سال قبل و بالاتر خواهد رسید. ...
چرتکه | عباس هرندی

ما را دنبال کنید